نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : شنبه 12 آذر 1390

... در شهر اشرف، همه ی ایام هفته جمعه و کوچه و خیابان ها و هر گذری تعطیل است. سالهاست شهر مسعود و مریم در سکوت مطلق فرو رفته، گویی ساکنانش از ترس گدازه های آتشفشان و یا سیل و طوفان پا به فرار گذاشته و گریخته اند یا همه در خواب چهار فصل و عمیق فرو رفته و نای بیدار شدن و اجازه جوش و خروش را ندارند...


                                           اشرف

 

 شهر اشرف؟!


وقتی ما از شهری نام می بریم بی اختیار ورودی و خروجی، خیابان و میادین و پل ها و پارک و تأسیسات، مرکز شهر و دریاچه و موزه و جاهای دیدنی اش در نظرمان مجسم می شود، کودکانی که دست در دست پدران و مادران در شهربازی سرسره بازی می کنند و جیغ و دادشان به آسمان بلند شده و ترافیک سنگین و چهارراه هایی که چراغ راهنمایش بی وقفه سبز و زرد و قرمز می شود، خیابان ها و بازارهایی که در پیاده روشان عابران در تردد و شهروندان مشغول خریدند، دختر بچه ها عروسکی در بغل و پسرها توپ بازی می کنند و هزار صحنه دیگر که هر کدام خبر از شهری زیبا و دوست داشتنی با شهروندان مهربان دارند.

اما در شهر اشرف، همه ی ایام هفته جمعه و کوچه و خیابان ها و هر گذری تعطیل است. سالهاست شهر مسعود و مریم در سکوت مطلق فرو رفته، گویی ساکنانش از ترس گدازه های آتشفشان و یا سیل و طوفان پا به فرار گذاشته و گریخته اند یا همه در خواب چهار فصل و عمیق فرو رفته و نای بیدار شدن و اجازه جوش و خروش را ندارند.

اشرف نه مدرسه دارد و نه شهربازی و نه دانشگاه و نه آزمایشگاه رازی، اگر تمام سوله هایش را بگردی پدر و مادری در کنار فرزند و دست در دست دختر و پسرشان نخواهی یافت! چون در این شهر خانواده وجود ندارد. از پیر تا جوان و نوجوان، دم بخت و بخت برگشته همه بیوه اند. بیوه زن و بیوه مرد و جوانان ناکامی که حق ازدواج ندارند و عشق جوانی اشان در نطفه خفه و زنده بگور شده است. حصارهایی که بر گرداگرد بخش اسکان زنان کشیده شده و زنانی که از رویارویی و صحبت با مردها ترس و واهمه دارند و مردانی که به مجسمه های بی روح و روان ، مرده متحرک شباهت دارن و با نگاهی سرد و یخ زده از کنار هم می گذرند. خیلی کم با هم حرف می زنند. همه ترجیح می دهند که زبان بسته بکارشان ادامه دهند و با ایماءِ و اشاره و تکان دادن سر منظورشان را به دیگری بگویند. شهری عجیب و غریب و مشکوک که شهروندانش از دارایی و دیدنی های این دنیایی ساقط و محروم شده اند، فقط قبرستانی آباد دارد که شهر خفتگان خاموش و قربانیان مظلوم است.

از دور و نزدیک گهگاهی رفت و آمد خودروهایی به چشم می خورد که یا سرنشینانشان همه زن هستند و یا چند مرد سالخورده با سر و صورت سفید که حکایت از دوران کهولت و از کار افتادگی اشان دارد. بعضی از شهروندان را جوان می بینی، آنها همان پیرمردانی هستند که موهای سر و سبیل را رنگ کرده تا ظاهراً جوان نما شوند. ولی قدم های لنگ لنگانشان حکایت از درد کمر و استخوان پایشان دارد که از دور سن و سالشان را لو می دهد. در اشرف حتی پرنده ها شور و شوق با هم بودن و به سر و کول هم پریدن را ندارند، آنها هم انقلاب کرده و تعهد طلاق داده اند و تا ابد حق جفتگیری ندارند. کبوترهای ماده با هم چینه می کنند و گربه های نر حق نزدیک شدن به محدوده گربه های ماده را ندارند. همه از پرنده و چرنده و رزمنده و دونده موظفند هر جا که تمثال برادر و یا عکس خواهر نصب شده، ادای احترام کنند و حق مرید و مرشدی را بجای آورند. دوستان قدیمی بی تفاوت و با احتیاط از کنار هم می گذرند، بدون اینکه به خود اجازه دهند از خاطرات گذشته با هم بگویند و لحظه ای با هم گفتگو و درد دل کنند. اعتماد برچیده شده کسی حوصله دادگاه عملیات جاری و حساب پس دادن به جمع و بازجویی های شبانه به مسئول را ندارد، چون به محض برخورد و گفتگو با دوست و آشنایان طرفین موظف و مجبورند گزارش از شرح آنچه دیده و شنیده اند بنویسند و به فرمانده خود تحویل دهند، یعنی جاسوسی از همدیگر. پس چه بهتر بدون سر و صدا و اشاره ای از خیر خاطرات و دوستی و فامیلی بگذرند.

شنیدن این خبر جالب است که در اشرف همه ساکنان شهر صبحانه اشان یکسان، نهار مثل هم و شامشان یکسان است، یک آشپزخانه برای کل شهرنشینان غذا طبخ می کند! از بازار و مغازه و فروشگاه خدماتی و تجاری و غذایی و تفریحی خبری نیست، نمی دانم چرا رجوی اسم این پادگان نظامی عراقی را شهر اشتباهاً شهر اشرف گذاشت، پادگانی با سوله های بزرگ و کارگاهها و تأسیسات و کانتینرهای آهنی و در دو طرف خیابان آسفالته و یا میادین جای گرفته اند. نه کوچه ای و نه بن بستی، به اردوگاه کار اجباری و یا قلعه و دژی نظامی بیشتر شبیه است. شهری که نه عابر دارد و نه مسافر و مهمان و رهگذر و مسافرخانه و هتل و ترمینال، فقط تابلویی دارد که روی آن نوشته شده شهر اشرف و جالب اینجاست که رجوی شعری از فردوسی به سرقت برده و به نفع خود تحریف کرده و نوشته است.

"چو اشرف نباشد، تن من مباد!" آنهم اشرفی که در خاک عراق است و صدامی که 8 سال با ایرانیان جنگ داشت و جنایت ها آفرید. خلاصه کلام صدام در جنگ 8 ساله با ایران به گروههای مخالفی چون مجاهدین احتیاج داشت تا به اهداف نظامی خود و ضربه زدن به منافع ملی میهنی ایران ادامه دهد. از بین گروههای مخالف رجوی را انتخاب کرد و سرش را حسابی کلاه گذاشت. چند روزه آن را مسلح کرد و بعد ارتش تشکیل داد و حمله کرد. بعد دیدیم که وقتی خرش از پل گذشت رجوی را تنها گذاشت و عملاً او را در عراق قفل کرد. بعد از رجوی اربابان دیگر نیز به تقلید از صدام مجاهدین و رجوی را به نفع خود مصادره و مورد سوءِ استفاده قرار دادند تا امروز که دست بردار نیستند و رجوی را رها نمی کنند. رجوی در قبال خوش خدمتی مجاهدین به ابابان خارجی و طرف قرار داد حمایت های مالی و تسلیحاتی هم دریافت کردند. آری اشرف ما را به یاد خائن و خادم می اندازد...

ادامه دارد... 
 




طبقه بندی: اشرف، لیبرتی، پایگاه تروریستی مریم، كمپ آلبانی،  طنز،  نقض حقوق اعضاء، 
برچسب ها: اشرف، زندان، قفس، فرقهرجوی، عراق، مجاهدین،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی