نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : دوشنبه 5 دی 1390

در اشرف سنگ ها سخن می گویند، شعر و سرود می سرایند، پدران و مادرا را در آغوش می گیرند و بر پیشانی و دست و پایشان فرود می آیند و بوسه می زنند، گاه شدت در آغوش گرفتن ها به حدی است که خانواده ها را غرقه به خون می کند، اشک شوق به خونفشان شادی تبدیل می شود و خواهران از درد فراق گریه و زاری سر می دهند...

  
 
http://www.nejatngo.org/Storage/image/MEK/MEK_Mis/MEK_Missile_15.jpg

در عصر ارتباطات و فناوری که فاصله سیارات منظومه شمسی به هم نزدیک و روابط آسان شده، جمعی از خانواده های ایرانی خود را به پشت دیوارهای زندان اشرف رسانده اند و منتظرند سنگی بر سرشان فرود آید تا شاید حامل پیامی از عزیز و عزیزان در بندشان باشد. همه چشم به آنسوی حصارهای سیم خاردار دوخته اند و چشم براه پرتاب سنگ های نامه رسان از سوی زندان قلعه رنجباران رجوی اند، سنگ هایی که همچون کبوتران نامه رسان از فلاخن ها پر می کشند و بر سر روی پدران و مادران خسته فرود می آیند. پدرانی که بعد از دو دهه دوری از فرزند خود، مادرانی که بعد از عمری حسرت و انتظار، آه و اشک خود را به زندان اشرف رسانده اند تا فرزند اسیر، عزیز گرفتار و در زنجیر فرقه آدمربای رجوی را ملاقات کنند. عجب روزگاری است! وقتی سنگ ها ،نامه رسان می شوند! آری دیر زمانی است که خدایان بیخدای فرقه، مسعود رجوی و مریم قجر نمی گذارند زندانیان اشرف چند دقیقه ای با خانواده اشان ملاقات کنند. قربانیان و مظلومان اسرا و منتظران به فکر راه و چاره ای ولو ساده و ابتدایی برای برقراری ارتباطند، همچون انسان های عصر حجر و آهن تیر و کمان و فلاخن و منجنیق ساخته اند تا با آن سنگ و قلوه سنگی به بیرون از حصار اشرف پرتاب کنند، سنگی که پیام رسان است، قلوه سنگی که صفحه ای نوشته و پیامی از سوز و دل در بر و بغل دارد. رجوی درس کینه و نفرت و خانواده ستیزی به اسرا می دهد. ببینید گلوله های نفرات به صفا و صمیمیت، عشق و محبت تبدیل می شوند و هر کدام پیامی با خود دارند که با سلام و صلوات بوسه ای سنگین بر دست و پای پدران و سر و صورت و اشک مروارید گونه مادر می زنند.

در اشرف سنگ ها سخن می گویند، شعر و سرود می سرایند، پدران و مادرا را در آغوش می گیرند و بر پیشانی و دست و پایشان فرود می آیند و بوسه می زنند، گاه شدت در آغوش گرفتن ها به حدی است که خانواده ها را غرقه به خون می کند، اشک شوق به خونفشان شادی تبدیل می شود و خواهران از درد فراق گریه و زاری سر می دهند، چه کنند سنگ پیام رسانی از آنسوی خاکریزهای ضلع شمال و شرق و جنوب به سویشان پر کشیده، بر سر و رویشان فرود آمده، حال منتظرند آن را در بغل گیرند و بگشایند تا شاید حامل سلام و پیامی از سوی فرزند دلبند و برادر اسیرشان باشد، آنها تشنه جملاتی از جنس نور، عشق و عاطفه اند که بر سنگفرش تیرهای اهدایی رجوی حک شده و نوشته اند، سلام پدر، سلام مادر، دوستت دارم، به امید رهایی، به امید دیدار، فرزندت ...، این است ارتباط اشرفی ها درعصر ارتباطات!

خانواده هایی که از اقصی نقاط ایران پهناور خود را به جوار زندان اشرف رسانده اند هر روز صبح خواب های شیرین خود را زمزمه و بازگو می کنند، که دیشب فرزندم سوار بر پاره سنگی به سویم پرکشید و به ملاقاتم آمد، بیچاره نمی داند تا ساعتی بعد در ضلع جنوب قلوه سنگ اهدایی رجوی بر سر و رویش فرود می آید و او را نقش بر زمین می کند. تیم های نامه رسان و نامه پراکنی رجوی پشت خاکریزها آماده و منتظر فرمان حمله و هجومند تا به محض حضور و تجمع خانواده ها عملیات سنگباران را شروع کنند، در همین هنگام است که سنگ های پیام رسان نیز همسفر خشم و کین رجوی می شوند و خود را در لابلای نفرت و کین رجوی ها به خانواده های منتظر می رسانند. همه سنگ ها پوچ و بی هدف نیستند، بعضی از آنها حامل عشق و عاطفه محبت و مهربانی زندانیان اشرفند، شاید همان عزیز تیرانداز زندانی اشرفی برای عادی جلوه دادن مأموریتش بعضی از تیر سنگهایش را نوشته و بقیه را سفید گذاشته است که جای گله و شکوه و شکایت نیست، ما پذیرای سنگباران آنها هستیم تا بدینوسیله از حال عزیزان خود خبری کسب کنیم. دوست داریم اگر برایشان مقدور است به طرفمان موزائیک، پاره آجر پرتاب کنند، چون روی موزائیک بهتر و بیشتر می شود نوشت و نقاشی کشید. وقتی می بینیم قلوه سنگ مهاجر به محض برخورد با زمین چند تیکه می شود آه مان بلند می شود و همه با هم می گوییم آه خدای من نامه امان شکست و خوانده نشده پرپر شد.
هر روزی که از فاز سنگباران می گذرد خلاقیت زندانیان شکوفا می شود، آنها خوب دریافته اند که بهتر است نامه هایشان را روی کاغذ بنویسند و با نخ و ریسمان محکم به سنگ ها بپیچند و پرتاب کنند. روزهای بارانی سنگ های نامه رسان را در نایلون و پلاستیک می پیچند تا خدای ناخواسته پیامشان در آب و گل غرق و خفه نشود. رجوی بذر نفرت و کین در دل زندانیان اشرف می پاشد، ولی خانواده ها با سر و روی خونین عشق و عاطفه درو می کنند و هر پاره سنگی را به جان و دل می خرند.

در اینجاست که باید بر سالها انقلاب های نشست آلود، ایدئولوژیک پوچ و آبکی رجوی خط بطلان کشید، چون هیچکدام نتوانستند موجب تغییر و تخدیر اعضای فرقه شوند، هر چه رجوی گفت و در ذهن ها تزریق کرد همه نقش بر آب و دود هوا شدند، حاصلش فرار و جدایی صدها نفر از اعضای فرقه، آماده فرار شدن چند هزار زندانی اشرف و اوور فرانسه، فروپاشی و انحلال قریب الوقوع فرقه، آوارگی و فرار هر چه بیشتر مسعود و مریم از سوراخی به سوراخ دیگر، شکست استراتژیک و ایدئولوژیک، سیاسی و نظامی حتی شکست در عملیات سنگباران خانواده ها.

در فرقه رجوی نامه نوشتن به خانواده ها، ارتباط تلفنی، ملاقات با خانواده ها اکیداً ممنوع و جرم است. افراد قدیمی به علت قطع ارتباط، آدرس و شماره تلفنی از خانواده خود ندارند. بعضی از افراد جداشده که موفق به فرار از زندان اشرف شده اند، اظهار داشته اند که هیچگونه رد و آدرسی از خانواده اشان که طی سه دهه گذشته تا امروز از شهر و دیار کوچ کرده و نقل مکان نموده اند ندارند. اگر بعضی از خانواده ها نامه و پیامی از طریق صلیب سرخ جهانی برای فرزندانشان در اشرف بفرستند، یقیناً نامه بدستشان نمی رسد، چون رجوی نمی خواهد اعضای فرقه ارتباط و اطلاعی از خانواده اشان داشته باشند، بقول خودش تمام پل های پشت سر را شکسته تا انرژی وعشق افراد را فقط مختص رهبری (مسعود و مریم) گرداند.

از اینرو زندانیان اشرف هر فرصتی را غنیمت می شمارند تا حداقل ارتباطی ولو به قیمت سنگباران خانواده ها برقرار کنند. ما بارها شاهد ایماءِ و اشاره، حرکت دادن دست اسرای اشرف، ابراز احساسات و همدردی آنها با خانواده ها بوده ایم. زندانیان اشرف در شرایط سختی که رجوی بر آنها اعمال کرده است فقط با عشق و امید حضور خانواده ها، پیام و فریادشان از طریق بلندگوها زنده اند. جداشده ها به نقش مفید و مؤثر حضور خانواده ها در اطراف زندان اشرف بارها اشاره کرده اند. به همین دلیل است رجوی از ادامه حضور خانواده ها وحشت دارد، با تهدید و ارعاب تلاش می کند که از نزدیک شدن و افشاگری آنها جلوگیری کند، با سنگباران علنی خانواده ها را مجبور به عقب نشینی و ترک محل کند، ولی می بینیم که عدو سبب خیر شود، سنگ ها نامه رسان می شوند، خاطره طیراً ابابیل بار دیگر تکرار می شود، فیل های رجوی یکی بعد از دیگری نقش به زمین می گردند. عجب غوغایی بر پاست، پدران و مادران فرزند گمشده اشان را سوار بر پاره سنگی می بینند که از جبهه رجوی پا به فرار گذاشته و به طرفشان در حرکت است.

 




طبقه بندی: افشاگری،  نجات یافتگان،  خاطرات،  خاطرات اعضای جداشده،  اشرف، لیبرتی، پایگاه تروریستی مریم، كمپ آلبانی،  ایران ستیزی،  نقض حقوق خانواده ها،  نقض حقوق اعضاء، 
برچسب ها: اشرف، خانواده، سنگباران، سنگسار، نام رسان، تروریست، رجوی، حقئق بشر، عراق،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی