نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر آمریکا

گروه رجوی که از نظر خصومت ورزی برعلیه شخصیت ها و گروه های سیاسی ایرانی خارج از کشور سرآمد و زبانزد خاص و عام است، بیشترین نفع را می برد.گرچه عاملان راهزنی منزل آقای بنی صدر هنوز مشخص نشده است اما شیوه بکار گرفته شده با شگردهای وحشت آفرینی سازمان مجاهدین در فرانسه و اروپا بر علیه منتقدان مشابهت های زیادی دارد.تجربه گذشته نشان داده است که اعضای این گروه با حضوردر جلسات،اماکن خصوصی،عمومی و نفوذ در تشکلات غیر مجاهد،برهم زدن جلسات سایر گروه ها،تهاجم فیزیکی و مجروح کردن افراد،جاسوسی،ترور شخصیتی،تهدید،فحاشی،دروغ بافی و ارائه برخی گزارشات انحرافی به منابع دولتی ،امنیت و آزادی ایرانیان را در کشورهای اروپایی مورد تهاجم و خطر جدی قرار داده است ...

جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، پنجم ژانویه 2012

دفتر آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر با انتشار اطلاعیه ای در پاریس اعلام کرد که روز 31 دسامبر 2011 در غیاب آقای بنی صدر و خانواده، به محل سکونت ایشان تعرض شده است.افراد ناشناس با شکستن شیشه دفتر آقای بنی صدر و ورود به منزل ایشان چندین اطاق را کاملا بهم ریخته، پرونده ها، کمدها و البسه را بهر سوی پرتاب کرده اند.همچنین درخبر دیگری همسر ایشان نیز مورد تهاجم فیزیکی افراد ناشناس قرار گرفته است.در اطلاعیه دفتر آقای بنی صدر قید شده است که روز ۲۶ نوامبر ۲۰۱۱، به هنگام ورود خانم عذرا بنی صدر دو مهاجم به ایشان حمله کرده و خوشبختانه بعلت حضور و عملکرد مسئول ایرانی امنیت آقای بنی صدر، مهاجمان فرار کردند و خانم بنی صدر که شوکه شده بودند خوشبختانه تنها از ناحیه صورت آسیب دیدند.

این خبر بسرعت در رسانه های ایرانی و بین المللی انعکاس یافت.آقای بنی صدر در مصاحبه ای با خبرگزاری های بین المللی آلمان و فرانسه اعلام کرد که بدلیل عدم حفاظت، امنیت ندارد.او گفت که مسئله در حال بررسی است و پلیس فرانسه در حال پیگیری موضوع است.

در این میان برخی انگشت اتهام را به سوی دولت ایران نشانه رفتند.اما با مواضع سیاسی روشن و غیر مسلحانه بنی صدر در اوپوزیسیون و وجود مسئولانی مانند سرلشگر رحیم صفوی، دریادار شمخوانی ، ... در حاکمیت ایران که بنی صدر را خائن به مردم و ایران نمی دانند و از او در برابر دیگران دفاع کرده اند، بنظر نمی رسد گروه هایی از داخل ایران در این رابطه نفعی داشته باشند.

البته باید تاکید کرد که تهاجم و تعرض به زندگی افراد و شخصیت های ایرانی از طرف هر گروه و دسته ای که باشد محکوم است.اینگونه تعرضات در اروپا و بطور خاص در فرانسه، سابقه ای بیش از سن اوپوزیسیون دارد.طی سالیان گذشته تعداد زیادی از ایرانیان دگر اندیش مورد تعرض گروه های خشونت طلب قرار گرفته ،زندگی و آزادی اجتماعی آنان به خطر افتاده است.

در این میان گروه رجوی که از نظر خصومت ورزی برعلیه شخصیت ها و گروه های سیاسی ایرانی خارج از کشور سرآمد و زبانزد خاص و عام است، بیشترین نفع را می برد.گرچه عاملان راهزنی منزل آقای بنی صدر هنوز مشخص نشده است اما شیوه بکار گرفته شده با شگردهای وحشت آفرینی سازمان مجاهدین در فرانسه و اروپا بر علیه منتقدان مشابهت های زیادی دارد.تجربه گذشته نشان داده است که اعضای این گروه با حضوردر جلسات،اماکن خصوصی،عمومی و نفوذ در تشکلات غیر مجاهد،برهم زدن جلسات سایر گروه ها،تهاجم فیزیکی و مجروح کردن افراد،جاسوسی،ترور شخصیتی،تهدید،فحاشی،دروغ بافی و ارائه برخی گزارشات انحرافی به منابع دولتی ،امنیت و آزادی ایرانیان را در کشورهای اروپایی مورد تهاجم و خطر جدی قرار داده است.

طی سالیان گذشته دگر اندیشان و منتقدان زیادی در فرانسه و اروپا همچون آقای بنی صدر،دکتر علیرضا نوری زاده،دکتر احسان نراقی و... مورد حمله و تهاجم اعضای سازمان تروریستی مجاهدین خلق قرار گرفته اند.اما دشمنی شخصی و ویژه مجاهدین با دکتر بنی صدر از 20 اسفند 1362 شمسی( نامه آقای بنی صدر به رجوی در مخالفت با پیوستن او به دشمن متجاوز) و پس از شراکت رجوی با صدام حسین در پاریس کلید خورد.از آن هنگام تا کنون آقای بنی صدر و دوستانش زیر فشار تبلیغاتی،فحاشی و تهاجم فیزیکی مجاهدین بوده است.

گوشه هایی از ترور اخلاقی دکتر بنی صدر در نشریات رسمی سازمان مجاهدین خلق:

" از اعتبار جهانی مقاومت ایران در خشم و غیظ و سوزش عمیق است، لجن پراكن، نانجیب، استحاله چی میانه باز، تشنه قدرت به هر قیمت و با هر رذیلت، پدرش علیه مصدق دست در دربار شاه و سپهبد زاهدی و مرتجعین مذهبی داشت، با كمال وقاحت به روی سرداران آزادی و استقلال تیغ می كشد، در دوران شاه جز دست نوازش امثال سپهبد زاهدی و اردشیر زاهدی چیزی به او نرسیده است، معتاد خمینی، وقاحت بنی صدر مرزهای خباثت و دنالت را پشت سر می گذارد، شخص فرومایه، زیر علم خمینی برای ولایت فقیه سینه چاك می كند.

 
نشریه مجاهد، شماره 308، ص 16، 28/4/1372.

شهید دزد، بی شخصیت، حقیر، در مورد استقلال هارت و پورت می كند و در مناسبات بین المللی و خارجی به موس موس كردن بسیار حقیرانه و آویختن بدامان این و آن می پردازد تا اعماق آلوده و عجین با استحاله و وابستگی گرایی است، ذلیل، مجیزگو، در رابطه با آمریكا از بنی صدر ادا و اطوار و حركات ناشایستی سر می زند كه اسباب شرم ایرانی است، آبله، مضحكه، شبدر قلی خان، گربه دزد، مسخره، كارت سوخته و بلامصرف.

نشریه مجاهد، شماره 308، ص 4، 28/4/1372.

بخت برگشته، وقتی بوی تریاك ارتجاعی را می شنود مست و مدهوش می شود، قلم سانسور، جهل و تعریف در دست دارد، هم كاسگی خود با رژیم را ماست مالی می كند، دشمن مردم ایران، لاشخور حرفه ای، چون بزمچه بالا و پایین می پرد، خرمردرند، شبدر قلی خان، وقیح، نمك نشناس، بنی صدر شایسته یك كدوی زرد افتخار است.

نشریه مجاهد، شماره 308، ص 16، 28/4/1372.

 

ناكار، رذل، بنی صدر محصول بدیع تجاوز حوزه به دانشگاه، تقویم كهنه و بی حاصل، گرفتار در تنگنای عقیدتی و حساب و كتاب های ارتجاعی، طلبكار وقیح، چیزی بنام شرم و حیا نمی شناسد، در وقاحت و دریدگی گوی سبقت را از هر كه به تصور آید ربوده است.

نشریه مجاهد، شماره 320، ص 23، 8/9/1372.

 
بمباران و ترور شخصیت آقای بنی صدر و برنتافتن عقاید دیگر شخصیت های ایرانی توسط مجاهدین، محدود به دوران پیوستن رجوی به دشمن آب و خاک ایران نیست. این مسئله طی سالیان گذشته مستمرا ادامه داشته و هر کسی مخالف رهبری مجاهدین باشد ابتدا به خیانت محکوم شده و سپس حکم اعدام اش صادر گردیده است.از سال 1365 شمسی هنگام انتقال رجوی به عراق و بعدها از تابستان سال 1367 شمسی یعنی پس از شکست مجاهدین در عملیات فروغ جاویدان و سرازیر شدن سیل انتقادات سایر گروه های سیاسی اوپوزیسیون به سمت مجاهدین،شخص مسعود رجوی طی نشست های مکرری که مشابه آن در سال های بعد نیز وجود داشت و با حضور برخی از اعضای مجاهدین صورت می گرفت، آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر را به خیانت و مزدوری متهم کرد.در یکی از این نشست ها که تعدادی از اعضای جداشده از جمله آقای دکتر مسعود بنی صدر نیز شرکت داشتند،دکتر ابوالحسن بنی صدر،دکترعبدالرحمن قاسملو،دکتر خانبابا تهرانی، دکتر نوریزاده،فرخ نگهدار،آیت الله حکیم،دکتر جلال طالبانی ( رئیس جمهور فعلی عراق)،... و اعضای جداشده از مجاهدین به جرم افشاگری به خیانت متهم کرده و حکم مرگ این گونه افراد را صادر نمود.این حکم بعدها با مقداری سانسور در پیام مسعود رجوی به ساکنان اشرف تحت عنوان "جنگ صد برابر،عزم حداکثر- 14 آذر 1389 شمسی" و کتاب "خانواده مجاهدین یا مزدوران ارتجاع؟ - نوشته مسعود رجوی در آبان 1389 " تکرار و آپدیت شد.در این کتاب آمده است؛" ...این بار اما مجاهدین می خواهند از بنیاد حسابشان را با مزدوران و تورهای وزارتی تصفیه و جدا کنند.(نه فقط در اشرف،بلکه در داخل و خارج ایران و در سراسر جهان تا سیه روی شود هر کس که با این رژیم همدست یا هم خط یا همصدا و هم کاسه است و حتی به اندازه یک جمله یا یک عبارت مواضع و حرفهای ننگین رژیم را علیه اشرف و مجاهدین رله یا تکرار یا بازپخش میکند)." چرا که به اعتقاد رجوی هر گونه انتقاد و مخالفت با مجاهدین از سر دشمنی بوده و به همین دلیل دشمن را باید زد،کشت و یا اینکه لبانش را دوخت تا حرفی نزند.پس از این تهدیدات از آنجا که رهبری مجاهدین زیر فشار افکار عمومی قرار گرفته بود،یکی از سایت های اصلی مجاهدین تهدیدات او را با اندکی رفع و رجوع ،بصورتی عام و سبک شده منتشر نمود تا از نظر قوانین حقوقی خطری متوجه او نگردد.
اما رد پای اعمال تروریستی مجاهدین بر علیه دکتر بنی صدر همه جا وجود دارد.اسفند سال 1386 شمسی دکتر بنی صدر به همراه یک نویسنده فرانسوی (آلن شوالریاس) در دادگاه پاریس بر علیه ترور اخلاقی توسط مجاهدین حضورا شهادت می دهد.ده ها عضو مجاهدین که محوطه ورودی دادگاه را پر کرده و به اشغال خود درآورده بودند با فحاشی،تف انداختن و هل دادن بنی صدر تلاش می کنند از ورود او به دادگاه جلوگیری بعمل آورند.سازمان مجاهدین پس از دادگاه در نشریات و سایت های اینترنتی حملات گسترده ای را بر علیه بنی صدر سازمان داده و برای اینکه شهادت او را غیر موجه و بی ارزش جلوه دهند به ترور شخصیت او پرداختند.


این عمل زشت و ضد انسانی در دادگاه پاریس و محاکمه ایوبونه از طرف مجاهدین تکرار شد.زمانی که بنی صدر و سلامتیان به نفع دکتر نراقی شهادت دادند،مورد تهاجم و فحاشی مجاهدین و رهبری آن قرار گرفتند.
پس از آن نیز زمانی که رهبری مجاهدین در پاریس بر سر سفره جنگ طلبان نشسته و به ذلت وابستگی عمیق به بیگانه و حمایت علنی از جنگ بر علیه مردم ایران تن داد،دکتر ابوالحسن بنی صدر طی مصاحبه ای با رادیو بین المللی فرانسه مشی آنان را زیر انتقاد گرفت و مجددا مورد تهاجم و ترور اخلاقی مجاهدین واقع شد.رهبری مجاهدین با بروی صحنه آوردن دو شورایی بنام های کریم قصیم و محمد رضا روحانی،آقای بنی صدر را زیر فحاشی و ترور اخلاقی قرار دادند.


در تمامی حملات مجاهدین به دکتر ابوالحسن بنی صدر جمله " بنی صدر،مزدور رژیم جمهوری اسلامی است"، پر رنگ و عریان دیده می شود.علت اصلی مخالفت و درافتادن مجاهدین بزعم اقای رجوی با بنی صدر نیز تکیه بر چنین شعار واهی است.از طرفی حکم همه "مزدوران" از طرف مسعود رجوی و سایر فرماندهان مجاهدین "مرگ" است.بنابر این با وجود چنین فتوایی از طرف آقای رجوی،این نظریه که دلیلی بر تهاجم به ایشان از طرف گروه یا دسته ای که از داخل ایران هدایت شده باشد وجود ندارد،قوی تر است.
دوستان آقای بنی صدر نیز از این قاعده مستثنی نبوده اند.تهاجم و حمله فیزیکی و رسانه ای بر علیه آقای جهانگیر شادانلو نیز در همین راستا کلید خورده است.ایشان طی چند سال گذشته آسیب های جدی از طرف مجاهدین دیده اند.از 17 ژوئن سال 2007 میلادی زمانیکه انجمن آریا در سالن فیاپ جلسه گذاشته بود،او و تعدادی از اعضای جدا شده مورد حمله سازمان یافته بیش از 50 عضو سازمان مجاهدین قرار گرفتند که از 7 کشور اروپایی به فرانسه اعزام شده بودند.


رهبری مجاهدین خلق بدلیل حمایت آقای دکتر بنی صدر و دوستانش از افراد جداشده با طرح گسترده ای شروع به سمپاشی امنیتی، فرافکنی و انتقام گیری از رقیب دیرینه و سایر ایرانیان منتقد نمود.تا صحنه پیش روی خود را از وجود منتقدین خالی نماید.آنها در سال 2009 میلادی با خرج کردن رئیس اسبق سازمان ضد جاسوسی فرانسه، اقدام به انتشار کتابی تحت عنوان "واواک در خدمت آیت الله ها" نمودند.هدف رهبری مجاهدین منحرف کردن اذهان دولت مردان فرانسوی و انتقام گیری سخت از منتقدین و خاموش کردن صدای آنان بود.اما تعدادی از منتقدین شکایت کردند.ایوبونه و مجاهدین را پای میز محاکمه کشاندند و طی سال های 2010 و 2011،آنان را دو بار محکوم و مجبور به پرداخت غرامت نمودند.

مجاهدین شکست خورده اما دست از توطئه بر علیه دگر اندیشان برنداشتند.آنها حتی از انتشار مقالات جعلی ساواکی های سابق تحت عناوین قلابی و ...که به شغل خدمت رسانی اطلاعاتی به مجاهدین مشغولند بهره جستند.اما دامنه این گونه تهاجمات خصمانه در محدوده آقای بنی صدر و دوستانش به پایان نرسید.شعله های خشم این گروه خشن به دامن جداشدگان ، پناهندگان و سایر اعضای اوپوزیسیون نیز افتاد.
اعضای مجاهدین با عناوین و بهانه های مختلف طی بیش از 25 سال گذشته در اروپا به مخالفین و منتقدین خود حمله ور شده و بسیاری را مجروح و مصدوم نموده اند.طبعا هیچ آدم عاقلی برای رجوی دعوت نامه نمی فرستد تا از دست چماقداران ایدئولوژیکی او گوشمالی شود.اما این گروه خشن بدون دعوتنامه می آید.حق خود می داند که سرزده و در همه جا حضور داشته باشد،به جان و مال و آزادی دیگران تجاوز نماید تا بقول آقای رجوی نفس کشیدن برای مزدوران خارج کشوری تنگ و مسدود گردد.با این فتوا طبیعی است که هر مجاهدی مجوز تجاوز به دیگران را در دست داشته وحق رهبری خود می داند که صدای منتقد یا جداشده را خاموش نماید.وگرنه دلیلی بر این همه تهاجم فیزیکی و برهم زدن جلسات دگراندیشان در دنیای آزاد و مدرن اروپا وجود ندارد.
فاکت ها و نمونه های بسیار زیادی وجود دارد که به تعدادی از آنها اشاره میکنم؛ حمله مجاهدین به تجمعات و میتینگ های جداشدگان در شهرهای سرژی و ژنو که طی آن تعدادی ازمنتقدین و اعضای جداشده مجروح و مصدوم شدند.تلاش برای وارد شدن به خانه یکی از جداشدگان برای ضرب و جرح و....تهاجم به هر منتقد یا جداشده ای از مجاهدین در هر جا که مشاهده شود.سازمان مجاهدین،افراد منتقد و بطور خاص اعضای سابق خود را که هم اکنون به افشاگری مشغولند، بعنوان دشمن مورد هدف قرار می دهند.آنها هر جا که توانسته اند مرا نیز مورد لطف خود قرار داده و از اینکه هنوز می توانم نفسی بکشم و همانند آقای دکتر علیرضا نوریزاده دماغ ام نشکسته و محبت رهبری را از من دریغ ننموده اند، باید بسیار سپاسگذار و متشکر باشم!
از اینگونه موارد بسیار زیاد است.اعضا و فرماندهان مجاهدین که هم اکنون در اورسوراواز فرانسه یا در پایگاه های دیگری مشغول به فراگیری یا اجرای دستورات رهبری خود هستند،زمانی نه چندان دور در خیابان های تهران یا بیابان های مرزی بین عراق و ایران کارمهمی جز ترور،انفجار و خمپاره زنی به اماکن مسکونی نداشتند.حالا همین ها با همان دیدگاه و آموزش های ایدئولوژیکی در خیابان های اروپا مشغول مراقبت از منافع رهبری خود می باشند.با این فتوای آقای رجوی که "مخالف من دشمن من است".
و اما ما بعنوان منتقد یا جداشده،معنی "دشمن مجاهدین" را حداقل در 30 سال گذشته بسیار دیده و از نزدیک لمس کرده ایم!
طبعا مهاجمان به منزل آقای بنی صدر و خانواده او دیر یا زود مشخص خواهد شد.حتی اگر مجاهدین دستی در آن نداشته باشند ،به گواهی صدها فاکت و نمونه هایی که در این مقاله ذکر گردید،دامنه آتشی است که آنها افروخته اند و بدعت خشن و غیر انسانی است که آنان پایه گذاری کرده اند!

..............................

 




طبقه بندی: افشاگری،  نجات یافتگان،  آقای جواد فیروزمند،  قربانیان خشونت و ترور،  ایران ستیزی،  نقض حقوق اعضاء، 
برچسب ها: جواد فیروزمند، مجاهدین فرانسه، مجاهدین تروریست، حمله به بنی صدر، خانه بی صدر،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی