نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

اکنون و در این مرحله، برای تشریح موقعیت کلی رهبری مجاهدین و لجاجتهای شخص رجوی حتی با اصلی‌ترین اعضای گروه، «گزارش عملیات جاری» مهدی ابریشمچی به رجوی منتشر می‌شود که مربوط به آغاز بحران‌های باند رجوی پس از دست دادن صدام است.

 

ایران دیدبان

سایت ایران دیدبان، مدتی قبل اطلاعاتی را در باره صدور حکم اعدام اعضایی که موفق به فرار از اردوگاه اشرف شده‌اند و درگیری مستقیم رجوی با نیروها بر سر مسائل ایدئولوژیک و سیاسی آنان را منتشر نمود.

این وضعیت نشاندهنده، شرایط به شدت متزلزل و در هم ریخته نامناسبات مجاهدین است که رجوی  هر چه کوشیده است با ابزارهای مختلف روانشناسی، سانسور و اختناق و برخوردهای فیزیکی بر آنها فائق آید، کمتر موفق به مهار آن شده است و مسائل و تردیدها از لایه های زیرین به لایه‌هایی بالایی و نزدیک‌ترین افراد به وی رسیده است.

اکنون رجوی دهها برابر بیشتر از بحرانهای بیرونی مانند مسئله اخراج از عراق و عدم مشروعیت سیاسی در سطح بین المللی، با بحرانهای لاینحل درونی مواجه است که می‌توان گفت در طول سی سال گذشته کم نظیر بوده است.

فرافکنی‌های باندرجوی در باره «شقه»، «انشقاق»، «انقباض» و «درگیری‌های درونی» نسبت به حاکمیت ایران در حقیقت شرح پریشان حالی و وصف اوضاع درونی این گروه است.

پیرو انتشار آن بخش از اطلاعات مربوط به وضعیت درونی این گروه - که رهبری مجاهدین پس از مدتها این دست و آن دست کردن به موضع‌گیری پرتناقض در باره آن دست زد-  و در شرایط تشتت و به گسست شدید تشکیلاتی، اطلاعات بسیار مهم و خطیری در باره وضعیت سرخورده شورای رهبری، قدیمی‌ترین اعضای مجاهدین در عراق، اعضای شورای ملی مقاومت در پاریس و حتی مریم رجوی در اختیار ایران دیدبان قرار گرفته است که به هنگام مقتضی منتشر خواهد شد.

اما اکنون و در این مرحله، برای تشریح موقعیت کلی رهبری مجاهدین و لجاجتهای شخص رجوی حتی با اصلی‌ترین اعضای گروه، «گزارش عملیات جاری» مهدی ابریشمچی به رجوی منتشر می‌شود که مربوط به آغاز بحران‌های باند رجوی پس از دست دادن صدام است. 

نقد و بررسی این گزارش در قسمت بعد از نظرتان خواهد گذشت.

«گزارش عملیات جاری - مهدی ابریشم‌چی

با سلام 

سونامی، اولین ضربه مهلکش را در زمینه استراتژی به من زد و من را جا کن کرد ، بعد از جریاناتی که به شروع جنگ منجر شد و بعد بمباران و خلع سلاح و حکم شورای حکومتی قدم به قدم منو مثل یک درخت ریشه کن کرد و بطور خودبخودی بر اثر این ضربه به استراتژی سرنگونی از طریق ارتش آزادیبخش شک کردم و آنرا منتفی می‌دیدم ، اساساً حمل تناقضم از همین نقطه شروع شد و من تمامی این تناقضات را حمل کردم و اساساً صفرصفر نمی‌کردم .

فاکتهای استراتژی

-        با اوج گیری تضاد بین آمریکا و عراق و احتمال حمله نظامی آمریکا نگرانیهای من شروع شده بود، وقتی که موضوع جنگ بعد از نشست شورای امنیت جدی شد به شدت از شروع جنگ نگران بودم و فکر می‌کردم که ما این بار قربانی این جنگ خواهیم بود .

-        وقتی که خبرهای مانورهای رژیم و آوردن نیروی گسترده‌اش را در مرز می‌خواندم می‌گفتم که کارمان تمام است با خودم می‌گفتم که ما تنها در شرایط حمله غافلگیرانه و با استفاده از حمایت پشتیبانی لجستیکی صاحبخانه شانس موفقیت در نبرد با رژیم را داشتیم و الان نه تنها دیگر آن شرایط نیست بلکه مطمئناً شکست می‌خوریم .

-        وقتی خبر بمباران قرارگاهها را توسط انگلیسی ها و آمریکایی ها در هماهنگی با رژیم خواندم گفتم که دیگر دفتر مقاومت بسته شد و کارمان تمام است و استراتژی ارتش آزادیبخش در پایان راهش است و نسبت به استراتژی ارتش آزادیبخش دچار تردید شده بودم .

-        وقتی موضوع خلع سلاح را شنیدم دیگر کار استراتژی مان را تمام شده می‌دانستم و می‌گفتم که همه چیز تمام شده است .

-        خبر شورای حکومتی و بحث استرداد را که شنیدم می‌گفتم که ماندن در عراق و اشرف دیگر نه تنها مفید نیست بلکه به قتلگاه ما تبدیل میشود و فکر می‌کردم که تا فرصت است همه را باید به خارجه منتقل کرد .

-        وقتی قضیه 17 ژوئن پیش آمد و به اور حمله کردند و خواهر مریم را بردند بشدت «واو» شدم، گفتم که دیگر کارمان تمام است و ضربه نهایی را زدند و همه چیز از دست رفته است.

-        وقتی اخباری در مورد استرداد خواهر مریم مطرح بود بشدت «واو» شده بودم و می‌گفتم که دیگر هیچ کاری نمی‌توان کرد و غرب با رژیم ساخته اند و اشهد مقاومت خوانده است .

سیاسی

جا کن شدن من به لحاظ استراتژیک بر اثر سونامی باعث شده بود که به لحاظ سیاسی هم دیگر تعادل قوای روز سمت و جهتم را مشخص می‌کرد و هیچ لنگری نداشتم. دیگر به خطوط سیاسی خودمان اعتمادی نداشتم و آنها را به عنوان یک حربه در جهت سرنگونی و ضربه به رژیم موثر نمی‌دیدم و بیشتر چشمم به سیاستهای غربیها ، بخصوص آمریکا در قبال ایران بود و می‌گفتم که باید دید که آیا خواست آمریکا سرنگون کردن رژیم هست یا نه ؟ تمامی این تناقضات سیاسی را هم اساساً تا مدتها بیان نمی‌کردم و دیگر اصل طلایی عدم حمل تناقض را بکل فراموش کرده بودم .

فاکتهای سیاسی

-        تمامی فعالیتهای را که چه بصورت جلسات و یا فعالیتهای مختلف چه گرفتن حمایتهای میلیونی و یا شخصیتهای عراقی در عراق میشد میگفتم که اینها موثر نیست و تضادی حل نمیکند ، حاکمیت دست رژیم و قدرت دست آمریکا است و ما با این اقدامات به جایی نخواهیم رسید و چیزی را تغییر نخواهیم داد .

-        وقتی اخباری از حمایتها و تأثیرات کار بچه ها در اشرف روی آمریکا بما داده میشد میگفتم که اینها روی موضع دولت آمریکا هیچ تأثیری ندارد و هر چند ما بعنوان انسانهای انقلابی روی محیط پیرامونمان موثر هستیم ولی این تأثیرگذاری قادر به تغییر شرائط نیست .

-        وقتی خبر اینکه آمریکا اجازه نداده است خواهر بیمارمان به خارجه بیاید و یا پدر و مادر میلیشیا آذر قراب نتوانستند برای دیدن دخترشان قبل از فوت بیایند میگفتم که هر کاری بکنیم باز حتی سر انسانی ترین موضوعات هم بما امتیاز نمیدهد چه برسد امتیاز سیاسی بدهد .

-        وقتی تضعیقات دولت عراق نسبت به بچه ها را می‌شنیدم سر خرید دارو و سایر کارها میگفتم که روز به روز راه مان را بیشتر میبندند ، و ما را مجبور میکنند که از اشرف دست برداریم .

-        وقتی رایس در مواضعش همچنیان میگفت که با سازمان مشکل دارد میگفتم که آنها سوءاستفاده‌گر هستند ، از ما در جنگ با ملاها استفاده میکنند ولی قیمت سیاسی سر ما نمیخواهند بدهند و ما را از لیست خارج نمی‌کنند و بعنوان یک برگ معامله و فشار روی ما اسم ما را در لیست نگه میدارند .

-        وقتی میدیدم که بوش در پیامهایش دنبال تفاله های درون رژیم مثل گنجی و شیرین عبادی و نفرات تحکیم وحدت است میگفتم که آمریکا انتخاب خودش را کرده است و از ما تنها میخواهد استفاده کند ولی هرگز بما امتیازی نخواهد داد .

-        اقدامات سیاسی و تبلیغی خودمان در خارجه را نظیر تظاهراتها ، سمینارها ، افشاگریهای مختلف اتمی ، حمایتهای اجتماعی را اگر چه کار خوبی میدانستم ولی میگفتم که اینها در تصمیم گیری کشورها تأثیری ندارد و انتخاب ما تنها یک انتخابات در بالا حاکمیتها است و اینگونه فشارها مسئله ای حل نمیکند .

-        از حضور بریده مزدوران در کشورها و دست باز در فعالیتهای آنها نتیجه میگرفتم که این سیاست دولتها نسبت به ما است که مانع از سر شدن ما بعنوان آلترناتیو بشوند .

-        سر راه حل سوم میگفتم که این یک شعار است و ما بدون حمایت غربیها نمی توانیم رژیم را سرنگون کنیم ، شعار است اگر می‌شد قبلاً اینکار را میکردیم .

تشکیلات

بر اثر سونامی به دلیل قطع امیدم از استراتژی و سیاست سازمان دیگر پایبندی به ظرف تشکیلات هم برایم مهم نبود، چرا که تشکیلات ظرف مبارزه مان برای سرنگون کردن رژیم بود. سونامی در زمینه تشکیلات تأثیرش را بر من بعد از کودتای 17 ژوئن و ضربه بر تشکیلات‌مان در خارجه و شروع پراکندگی و پاشیدن تشکیلاتمان گذاشت و بسرعت در وادی زندگی طلبی فردی افتادم ، دیگر مناسبات و چارچوبهای تشکیلاتی را ضروری نمیدیدم و بدلیل اینکه کار مقاومت را تمام شده میدانستم منتظر پایان کارمان بودم ، بیشترین حمل تناقض را در رابطه با تشکیلات و مناسبات تشکیلاتی داشتم ، و بطور مشخص مستمراً داشتم تشکیلات را تخریب میکردم ، محفل زدن و یا در محافل دیگران شرکت کردن بطور خودبخودی در جمع های کوچک خودمان که می‌نشستم صحبت‌هایمان حول ضربه 17 ژوئن بود و مستمراً روی نکرده‌های دیگران و زیرآب آنها را زدن صحبت می‌کردیم ، اینکه حفاظت کارش را نکرد و اینکه فلان مبلغ پول که گیرشان افتاد نکرده بالای دستگاه است که به حساسیتها بی توجه بودند ، اینکه فلان مدارک مربوط به عزیزی دستشان افتاده است نکرده فلان خ یا برادر است و ... و به همین شکل پشت سر دیگران صحبت کردن ، زیرآب خواهر یا برادر دیگر را با طرح انتقادات کاری زدن ، تصمیمات تشکیلات را زیر علامت سوال بردن مثلاً خط مالی در رابطه با راه اندازی کار شرکتهای تلفن آمده بود از همان ابتدا زیرآب خط را میزدم و این قبیل کارها را بی فایده می‌دانستم ، وقتی خط تمرکز مجدداً آمد دافعه داشتم و آن را غلط میدانستم ، بقدری تحت تأثیر ضربه «واو» شده بودم که حتی کار بجایی کشیده بود که در قبال انتقاداتی که هواداران تحت تأثیر ضربه از تشکیلاتمان میکردند قدرت دفاع نداشتم و خیلی وقتها سکوت بودم و در درون بهشان حق میدادم .

فاکتهای مربوط به تشکیلات

-        در دوران پراکندگی از چنین شرائطی استقبال میکردم و اینکار را درست میدانستم  و خودم با چند نفر دیگر در آلمان در یک آپارتمان با هم زندگی میکردیم از اینکه وضعیت حقوقی‌ام رو به راه است ، و یک کار هم پیدا کرده بودم تحت پوش اینکه از ما خواسته اند که هر کس خودش مسئله اش را حل کند خیلی خوشحال بودم ، در این دوران بیاد اقوامم در خارجه و ردیابی کردن آنها افتاده بودم .

-        در این دوران اساساً چیزی بنام ع ج{عملیات جاری} نداشتیم و با وجود اینکه بارها در همان جمع کوچکمان این تناقض به ذهنم میزد که باید نشست انتقادی و یا غسل داشته باشیم آنرا بیان نمیکردم و بعد هم بمرور دیگر اصلاً احساس نیازی به آن نمی‌کردم و می‌گفتم که فایده ای هم ندارد ، و در این دوران از ما مسئله حل نمیکند .

-        در همین دوران که تا قبل از حل مسئله استقرارمان در آلمان مدتی شبها نزد هواداران میرفتیم و می‌ماندیم نسبت به وضعیت آنها حسرت بدل بودم و میگفتم که بعد از سالها الان وضعیت ما از این نفرات هم بدتر است و آنها شرائط تثبیت شده تری نسبت بما دارند .

-        وقتی اولین سری نشستهای جمعی شروع شد مشتاق نبودم و میگفتم که در چنین شرائطی که هستیم چه فایده ای دارد همه چیز از دست رفته است .

-        در این دوران بدلیل نبودن مناسبات جمعی مدتها مسئولی بالای سرم نبود و ظرف نشست تشکیلاتی و ع ج و غسل نبود ، ولی بقدری تحت تأثیر ضربه سونامی وارفته بودم که در یک روال خودبخودی از نبودن این حرزها احساس راحتی میکردم و هر روز بیشتر محتوای ارزشهای انقلابیم را بدلیل نداشتم ظرف مناسب از دست میدادم .

-        در این دوران خودم مثل یک فرد بیرونی برای خودم تصمیم میگرفتم و زندگی میکردم ، و هر کاری میخواستم میکردم و هیچ چارچوب تشکیلاتی هم با وجود اینکه یک جمع 6 نفره بودیم بر ما حاکم نبود ، با وجود اینکه برادر مسئولی مثل احسان امین رعایا با ما بود ولی اساساً همه مان دنبال حل و فصل مسائل خودمان بودیم .

-        از اینکه در این دوران سلسله مراتب تشکیلاتی وجود ندارد و مسئولی بالای سرم نیست کاملاً احساس رضایت میکردم .

-        در تمام این دوران تا همین بحث های اخیر اپورتونیسم اساساً از اینکه در تشکیلات تکی کار کنم استقبال میکردم و تمایلی به کار در یک مناسبات تشکیلاتی نداشتم ، نمیخواستم بطور خاص یک برادر مسئولم باشد  و تلاشم این بود که اساساً در چنین سازماندهی قرار نگیرم .

-        در مناسبات تشکیلاتی بنظرم روی این موارد هم فکر کردم : شل شدن روی مناسبات؛ مشخصاً در رابطه با ضوابط درونی برادران و یا حتی ازول دادگی و ... و اینکه موقعی که سایتهای مزدوران را در رابطه با مناسبات  می دیدم بعد از بدوبیرا به این مزدوران خائن می گفتم، مثلاً در مورد عملیات جاری و یا ... کمی حق دارند چون دعوا و یا تیغ کشی ها و یا ... باعث شد که فلانی بریده شده و یا ... ( من خودم مواردی داشتم که انگار بنوعی حق میدادم که گویا در تشکیلات به این مزدوران ناحقی شده و یا ... )

-        روی مناسبات خواهر و برادری و شل شدن مناسبات و ...

در تمام این دوران بعد از ضربه وضعیت کارم طوری بود که عموماً تحت مسئولیت بالاترین مسئول هر سیستمی که در آن کار میکردم بودم، ولی در مناسباتی که چندین برادر کنارم کار میکردند ، بر خلاف گذشته و قبل از ضربه که خودم را موظف و مسئول مناسبات حس میکردم اساساً تلاش میکردم که فضا و وضعیت فی ما بین مان طوری باشد که کاری به کار یکدیگر نداشته باشیم.

به همین خاطر هرگز پای انتقادات جدی نسبت به مناسبات اینترنت، از خودم که بدترین دوران تشکیلاتی و ایدئولوژیکم در همین سیستم شروع شد تا سایرین، از همین نبودن مرز سرخهای تشکیلاتی و ایدئولوژیک میخوردیم و من با وجود اینکه میفهمیدم، ولی چون خودم هم منافع داشتم اساساً بر علیه این مناسبات نشوریدم ، نتیجه اینکه بواقع این کار نه تنها برای سازمان خیراتی نداشت بلکه کل مجموعه ما در این قسمت پس رفت تشکیلاتی و ایدئولوژیم داشتیم .

-        ایدئولوژی

سونامی در زمینه ایدئولوژیک منو از ارزشهای که در تمام این سالها بعد از انقلاب پایبندی به آن در هر شرائطی و با همه ضعفهای فردی ام در زمینه جیم و ف حفظ کرده بود تهی کرد و من بدترین دوران ایدئولوژیک را بخصوص از زمانی که در دستگاه کار سیستم اینترنت رفتم بدلیل حمل تناقض و صفرصفر نکردن تناقضات در غسل داشتم ، این موضوع باعث شد که من بانکم را بسرعت از دست بدهم و دیگر حس میکردم که تمامی ارزشهای انقلابم را یک به یک دارم از دست میدهم ، ارزش غسل کردن ، صفرصفر بودن ، ارزش پایبندی به بندهای انقلاب و بطور خاص آب‌بندی ، ارزش متعهد بودن در کار و مسئولیت در این دوران اساساً من میتوانم بگویم که از شعائر گرفته تا تمامی اصول ایدئولوژیکی یک مجاهد را نقض کرده بودم و تا قبل از فهم درست اینکه این وضعیت ناشی از ضربه و سونامی است ، به دلیل اینکه فکر میکردم وضعیتم ناشی از ضعفها و خصلتهای فردی ام است و ناشی از ضعفهایی است که در گذشته آنها را حل نکردم و الان در شرائط سخت همه آنها بروز کرده و من در پایان راه هستم .»

 ......................
۱۳۹۰/۱۲/۸




طبقه بندی: اشرف نیوز،  افشاگری،  سران فرقه رجوی، 
برچسب ها: گزارش انشعاب، رجوی ابریشمچی، مجاهدین، صدام، افشاگری، عملیات جاری،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی