نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : جمعه 4 فروردین 1391

به مریم قجر باید گفت روزانه میلیونها نفر در نقاط مختلف اروپا و آمریکا و دیگر کشورها در صفهای طولانی بازرسی قرار می گیرند و اگر قرار بر سکته کردن در این گونه موارد بود، روزانه بایستی صدها پیرمرد و پیرزن در سراسر فرودگاهها و اماکن تحت کنترل پلیس و غیره سکته می کردند...

( مریم رجوی با درود به روان پاک مجاهد خلق شهید بردیا امیر مستوفیان و با تجلیل از ارزشهای والای انقلابی، قهرمانی و وفای عهد او، شهادت این مجاهد پاکباز را به خانواده او، به مردم شهر زادگاهش لاهیجان، به مجاهدین خلق ایران به ویژه مجاهدان انتقال یافته به لیبرتی تسلیت گفت و ابراز اطمینان نمود که همرزمانش و نیز اشرف نشانها در ایران و سراسر جهان جای او را پر خواهند کرد.

این اشرفی پاکباخته که هم چون دیگر یارانش در سومین گروه اعزامی به لیبرتی، پس از دو شبانه روز تلاش مستمر و پس از ۱۶ ساعت بازرسیهای سخت و موهن مأموران عراقی، سحرگاه امروز وارد لیبرتی شده بود، اندکی بعد از ورود و ادای نماز صبح، دچار ایست قلبی شده و به دیار رفیق اعلی پرکشید.

او که به تشخیص پزشکان عراقی در اثر ایست قلبی ناشی از خستگی و فشار جان به جان آفرین تسلیم کرد نخستین شهید «زندان آزادی» شد. مجاهد خلق بردیا امیر مستوفیان از فرزندان دلیر مردم گیلان بود و از حدود ۲۰ سال پیش به صفوف رزم و نبرد علیه دژخیم ضدبشر پرداخت و تا آخرین لحظه بر سوگند مجاهدت و بر عهد و پیمان خود با خدا و خلق پایدار و استوار ماند.

مریم رجوی افزود: این بسیار تأسف بار و غیرقابل توجیه است که قولهای داده شده در مورد چگونگی انتقال ساکنان اشرف نقض شده و این جابه جایی به یک پروسه غیرآزادانه، ناامن و سرکوبگرانه تبدیل شده است. به نحوی که در سومین دور این جابه جایی مأموران عراقی علاوه بر طولانی کردن طاقت فرسا و اهانت بار بازرسیهای چندگانه، و علاوه بر تحمیل انواع ممنوعیتها که ناقض استانداردهای حقوق بشری است، این بار حمله به اعضای مجاهدین توسط نیروهای ویژه با به کارگیری باتون های برقی را نیز افزودند.

مریم رجوی مؤکداً از دبیرکل ملل متحد و وزیر خارجه ایالات متحده خواست که به تعهدات خود در مورد تأمین شرایط یک انتقال امن و آزادانه و جلوگیری از زندان سازی کمپ جدید عمل کنند و دولت عراق را وادار سازند که اعمال محدودیتهای سرکوبگرانه علیه مجاهدان آزادی و پیروی از دستورات رژیم ولایت فقیه برای ایجاد یک فاجعه انسانی را متوقف کند.)))

این خانم مکار که در حیله گری کم نظیر و نزد شوهرش فوت و فنّ همۀ دجالگری ها را بخوبی آموخته است، کمپ لیبرتی را «زندان آزادی» توصیف نمود و با فرومایگی خاص خودش، بدون اینکه نیم نگاهی به گذشته پر ننگ و فضاحت مناسبات تشکیلاتی موجود در فرقه اش بیندازد و عامل اینهمه خودکشی و خودزنی و خودسوزی و سکته های قلبی را در آن مناسبات بشدت استثماری و برده وار جستجو کند، ایست قلبی یک فرد مسن را به چندساعت ایستادن در صف بازرسی!!! نسبت داد و با شارلاتان بازی تلاش کرد یکبار دیگر با دستاویز قرار دادن بهانه ای دیگر، در مسیر انتقال مسالمت آمیز نیروهایش به لیبرتی سنگ اندازی نماید!.

این بانوی جنگ و کشتارِ خشونت طلب و تبهکار که بخاطر حفظ شوهر جانی و خائن خویش، هر روز ضحاک گونه عده ای را به کام مرگ می کشاند (و پیش از این نیز طبق شهادت اعضای شورای رهبری فرقه اش که با به خطر انداختن جانشان موفق به فرار شده اند، رهبران سازمان مافیایی خود را موظف کرده بود اعلام کنند بخاطر خودش هزاران شورای رهبری را در صورت نیاز سر خواهند برید و در نشستهای عمومی هم به طور غیرمستقیم گفته بود ارزش مسعود رجوی از تمام مردم ایران برتر است... و با چنین استدلالات ضدبشری صدها زن اسیر فرقه را نیز بخاطر لذت و رفاه مسعود رجوی، با دستان خویش به حجله گاه فرستاده بود)، همچنان نابخردانه تصور می کند با گله های گوسفند و مردمی نادان طرف است (که خود و شوهرش قرار است آنان را شبانی کرده و به چراگاه ببرد)، غافل از این است که دوران ارباب-رعیتی و تکلیف مداری و نادان پروری گذشته است و مردم ایران با اصحاب کهف پادگان اشرف که دهها سال از فناوریهای جهان دور و به هیچ اطلاعاتی دسترسی ندارند، متفاوت هستند و نمی توان تهوع ناشی از شوک و استرس خود را به خورد دیگران داد. به مریم قجر باید گفت روزانه میلیونها نفر در نقاط مختلف اروپا و آمریکا و دیگر کشورها در صفهای طولانی بازرسی قرار می گیرند و اگر قرار بر سکته کردن در این گونه موارد بود، روزانه بایستی صدها پیرمرد و پیرزن در سراسر فرودگاهها و اماکن تحت کنترل پلیس و غیره سکته می کردند!.

مریم قجر به حدی آشفته و سردرگم است که متوجه نیست خودش هر روز در محافل مختلف از مجاهدین به عنوان رزمندگان آزادی و ارتش آزادیبخش نام می برد که آمادۀ سرنگونی رژیم هستند و مقاوم ترین انسانهای روی زمین محسوب می شوند!!! و آنگاه ابلهانه مدعی است یکی از این نیروهای ویژه اش بخاطر چند ساعت توی صف بودن سکته کرده است!.

خطاب به او باید گفت: ای زن مکار! اگر چنین ابرنیروهایی تحمل یک صف چندساعته بازرسی را ندارند چگونه مدعی جنگ بزرگ برای سرنگونی می باشی؟ و چگونه انتظار داری قدرتهای خارجی به چنین نیروهای وارفته ای که سه ساعته سکته می کنند اتکا کند و آنان را مثل وحشی های اسلام گرای لیبی و سوریه مسلح کند و به داخل ایران سرازیر کند؟ کسانی که یک بازرسی را در فضای نرمال تحمل نمی کنند چگونه می خواهند صدای بمب و موشک را تحمل کنند؟

بگذریم که اینها چیزی جز استیصال را نمایان نمی کند و جز شارلاتانیزم سیاسی مریم قجر نیست، اما سوآل دیگری که مطرح است اینکه اگر این سکته بخاطر فشارهای سربازان عراقی بوده است (که گیریم چنین بوده است)، پس صدها مورد دیگر که طی سالهای گذشته و به طور خاص در زمان صدام حسین صورت گرفته ناشی از چه نوع فشارهایی بوده است؟ آلان محمدی چرا خودزنی کرد؟ کریم پرهام چرا خود زنی کرد؟ عادل جدیدیان چرا سکته کرد؟ هما چرا خودسوزی کرد؟ خدام گلمحمدی چرا خودسوزی کرد؟ عیسی چرا سکته کرد؟ (مهران.ک برای من تعریف کرد که عیسی به وی گفته بود این روزها مرا مدام توی فشار می گذارند که بگوید ساکت بودن او بخاطر مسائل جنسی است! و نهایتاً بخاطر هیمن فشارها سکته کرد)، علینقی حداد چرا خودکشی کرد؟... از این موارد بسیار است چه قبل از سقوط صدام و چه بعد آن، روزگاری همه این جنایتها فاش خواهد شد و اتفاقاً بخاطر ترس از این مسئله شما به هذیان گویی افتاده اید خانم مریم قجرعضدانلو! اینها را تنها من نمی گویم بلکه بسیاری از جداشدگان به آن پرداخته و دهها مقاله راجع به آن نوشته اند، چه پاسخی دارید؟

از اینها گذشته، دهها تن بنا به دستور شما در قلب اروپا دست به خودسوزی زده اند، بارها صحبت از حرکات عاشورایی نموده اید، بارها گفته اید اشرف را به بهایی کشته شدن همه نفرات آن حفظ خواهید کرد... ایدئولوژی شما جز مرگ را ترویج نمی کند، پس چگونه دیگران را متهم می کنید تا خود را مبرّا نمایید؟

شما قبل از هر کسی دیگر باید به جرم جنایت علیه بشریت به محاکمه کشیده شوید، ریختن اشک تمساح مبدل به روش جاری شما شده ولی دیگر هیچ وجدان آگاهی را فریب نخواهد داد و مردم ایران شما را مقصر اصلی تمامی جنایتهایی می دانند که در اشرف به وقوع پیوسته است. این شما هستید که باید پاسخ دهید که در یک مکان کوچک با این تعداد محدود از جمعیت چرا اینهمه آمار خودکشی و خودسوزی و خودزنی و قتل و سکته قلبی دارید، شما که همیشه سازمان مافیایی خود را دمکراتیک ترین و فوق دمکراتیک ترین سازمان و ارتش جهان می خواندید و به مفهوم دمکراسی توهین می کردید...

حامد صرافپور
22 مارس 2012

----------




طبقه بندی: اشرف نیوز،  افشاگری، 
برچسب ها: اشک تمساع، مریم قجر، حامد صرافپور، اشرف، مرگ اعضا، نوید رهایی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی