نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : سه شنبه 17 خرداد 1390

... این تصمیم را سالیان در ذهن داشتم که به هر شکل ممکن بایستی از این تشکیلات جهنمی بیرون بروم ،منتها با کمال بیشرمی و بی ابرویی سران مجاهدین فضای در ذهن من و دیگر افراد ساخته و پرداخته کرده بودند که انگاری تمام دنیا اشرف(اردوگاه یا اسارتگاه اشرف)است و بس ،طوری وانمود کرده بودند که در بیرون اشرف هیچ مکانی برای زندگی وجود ندارد هر چی هست همین اسارتگاه است و لاغیر ،برای همین من سالیان سال در ذهنم بالا پایین میکردم خدایا اگر من از این جهنم رجوی برم بیرون ایا میتوانم ازاد باشم یا خیر و این مسئله در ذهن من خیلی سنگینی میکرد و به قول مجاهدین همین حائل و مانع من شده بود همینطور نفرات دیگری که الان در اشرف هستند و این رجوی حرام زاده حقا که ...

 

                              

 

بالاخره بعد از سالیان سال انتظار، تحمل تشکیلات جهنمی مجاهدین ان روز فرا رسید که تصمیمی که سالیان در سر داشتم ان را عملی کنم.

 

فرار از اسارتگاه و قدم گذاشتن به دنیای ازاد،لحظه ای که پایم از ان جهنم بیرون گذاشتم در حالیکه هیچ تصویری از اینده نداشتم ،ولی احساس تولد جدیدی داشتم احساس میکردم که به دنیای دیگری پا گذاشتم با فرهنگ مختلف با صحبتهای گوناگون با ازادی های بیشتر،دیگر قیافه ها برام تکراری نبود اسم ها برام تکراری نبود همچنین صحبتها برنامه ها و...اصلا تشکیلاتی جهنمی وجود نداشت این بر خلاف صحبتهای مجاهدین بود که میگفتند اگر از درب اشرف پایت را بیرون بگذاری همه ادم ها مزدور و رژیمی هستند.

 

این تصمیم را سالیان در ذهن داشتم که به هر شکل ممکن بایستی از این تشکیلات جهنمی بیرون بروم ،منتها با کمال بیشرمی و بی ابرویی سران مجاهدین فضای در ذهن من و دیگر افراد ساخته و پرداخته کرده بودند که انگاری تمام دنیا اشرف(اردوگاه یا اسارتگاه اشرف)است و بس ،طوری وانمود کرده بودند که در بیرون اشرف هیچ مکانی برای زندگی وجود ندارد هر چی هست همین اسارتگاه است و لاغیر ،برای همین من سالیان سال در ذهنم بالا پایین میکردم خدایا اگر من از این جهنم رجوی برم بیرون ایا میتوانم ازاد باشم یا خیر و این مسئله در ذهن من خیلی سنگینی میکرد و به قول مجاهدین همین حائل و مانع من شده بود همینطور نفرات دیگری که الان در اشرف هستند و این رجوی حرام زاده حقا که خیلی حرفه ای عمل کرد بطوری که الان سالیان سال هنوز که هنوزه نفراتی یا به عبارت دیگر اسیرانی را در اشرف نگه داشته است.

 

بالاخره روز عمل فرا رسید در ان لحظات نمیدانید چقدر دلهره داشتم هر ثانیه ای که میگذشت انگاری یک ساعت است،هر لحظه به ساعتم نگاه میکردم تا اینکه هوا مقداری تاریک بشه و نگهبانان قلعه روی من دید نداشته باشند تا نقشه ای که کشیده بودم ان را به مرحله اجرا بگذارم تیک؛ تیک ضربان قلبم با تیک؛ تیک ثانیه ها روی هم افتاده بود در یک محدوده بین سالن و اسایشگاه قدم میزدم و سیگار میکشیدم تا اینکه بلاخره هوا تاریک شد،خوب مشکلات دیگر را حالا چکار کنم چطوری نگهبانی ها را عبور کنم چطوری خودم را به سیاج برسانم چطوری از سیاج عبور کنم اگر وسط راه مرا دیدند و دنبال کردند چکار کنم،خیلی از مشکلات دیگر در ذهنم می امد ولی من تصمیم گرفته بودم بایستی هر جوری که می شد فرار کنم ،بالاخره راه افتادم با مشکلات فراوان نگهبانی اول را رد کردم نفسی ارامی کشیدم ولی هنوز ضربان قلبم مثل تیک تیک ساعت صدا میداد راه افتادم با تجربه ای که داشتم و درسهای نظامی که بلد بودم خودم را به سیاج رساندم و از ان عبور کردم،لحظاتی که ان طرف سیاج بودم باورم نمی شد که بیرون امدم، ناخدا گاه دادی کشیدم ازادی ،ان لحظات قابل بیان نیست تا زمانی که انسانی ان را تجربه نکند ان لحظه مرا نمیفهمد احساس سبکی میکردم. بالاخره خودم را به نیروهای عراقی مستقر در بیرون اسارتگاه اشرف معرفی کردم و مهمان نوازی گرمی از من داشتند که من به سهم خودم تشکر دارم از انها و دیگر مراحل را طی کردم تا اینکه الان در اروپا هستم و در ازادی کامل استارت زندگی جدیدی زده ام و کاملا راضی هستم و خدا را شکر میکنم که در دنیای ازاد هستم ولی هر بار که یاد دوستان دیگرم در اسارتگاه میافتم که چه سختی هایی را تحمل میکنند رجوی ها را لعنت و نفرین میفرستم و بایستی بگم که رجوی ها با هیچ کلمه ای با هیچ جمله ای قابل توصیف نیستند که انها را توصیف کرد انها دزد بزرگ قرن حاضر هستند چرا که 15سال از بهترین عمر جوانی مرا دزدیدند.

 

در اینجا از این فرصت استفاده میکنم به خانواده های که در درب قلعه اشرف هستند درود میفرستم و براشان ارزوی صبر و استقامت بیشتر دارم و بایستی این واقعیت را به شماها عزیزان بگم که همین صبر و استقامت و پایداری شما بوده که ماها و نفرات دیگر انگیزه پیدا کردند پایشان را از اسارتگاه بگذارند بیرون و بایستی دست و پای تک تک شما عزیزان را بوسید و شما مجاهد حقیقی هستید نه انانی که داخل سیاج هستند.

 

سعید ناصری، وبلاگ رزاقی، ششم ژوئن 2011




طبقه بندی: آقای سعید ناصری،  خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: سعید ناصری، خاطرات،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی