نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : سه شنبه 21 شهریور 1391
توی سالن جای سوزن انداختن نبود ،افراد مربوط به سیستم تبلیغات وتلوزیون همه آمده بودند، سرود" مرگ بر تو ای امریکا" برای اولین بار بعد از 20سال از آرشیو سازمان بیرون آمده بود وبا صدای بلند در سالن پخش می شد.

یازده سپتامبر 2001
عصر روز 11سپتامبردر قرارگاه موسوم به باقرزاده واقع در 80کیلومتری غرب بغداد؛ من و4 نفر دیگراز مجاهدان و رزمندگان ارتش به اصطلاح آزادیبخش از جمله رضا امیدواری؛ مهران کریم دادی، علی کلبی و فکر میکنم اردشیر صحبت زاده، مشغول کار آماده سازی سیستمهای تاسیساتی و راه ندازی سرمایش آسایشگاه های ویژه برادران بودیم...

(آسایشگاه ها عبارت بودند از یک سوله دوبلکس که به نفرات هر قرارگاه که بالغ بر 300نفر میشد اختصاص یافته بود واین سوله به 3قسمت تفکیک شده بود؛هر قسمت به یک مرکز تعلق داشت ؛تردد افراد فقط در محدوده مشخص شده مجاز بود؛ ترددوارتباط با دو قسمت دیگر مطلقا ممنوع ومرز سرخ محسوب میشد تا مبادا نفرات فرصتی پیدا کنند وبا هم گپی یا محفلی بزنندواخبار درون مرکزی به دیگر مراکز درز پیدا کند؛ محفل زدن در درون مناسبات فرقه ای رجوی به مثابه تجاوزبه نوامیس رهبری تلقی میشد حال نوامیس رهبری چگونه وچطور در این محافل مورد تعدی وتجاوزقرار میگرفت موضوعی است که باید از رهبری و نوامیس آن سوال کرد که فعلا ربطی به آمریکادر 11سپتامبر ندارد.

همچنان که ما مشغول کار بودیم نزدیکی های ساعت 6 عصر صدای سوت و کف زدنهای ممتد از داخل سالن غذا خوری توجه همه را جلب کرد وبه تعاقب آن هجوم سراسیمه فرماندهان یگان به داخل آسایشگاه وفراخوان وابلاغ به حضور در سالن غذاخوری مانع از ادامه کار ما شد وبه ناچار دست از کار کشیدیم ؛ ابتدا تصور میکردیم جناب حضرت رهبری پاکباز ویا بانو دوباره از سر بیکاری با دستان مبارک کاغذ سیاه فرموده اند و همه موظف به حضور در سالن شده ایم تا زحمت شنیدن خزعبلات ایشان را از زبان فرمانده کم سواد قرارگاه که از 20کلمه ای را که از روی کاغذ میخواند 21غلط املایی داردرا داشته باشیم.

اجبارا با ظاهری خوشحال وشاد ودر دل وزیر لب غر زنان به سوی سالن حرکت کردیم.

هر چه به سالن غذا خوری نزدیکتر میشدیم صدای داد وفریاد وهلهله شادی بیشتر میشدواوضاع غیر عادی جلوه میکرد ؛نفراتی که از ما جلو میزدند که زودتر به سالن برسند هنگام عبور از ما به طعنه میگفتند چه خبره نکنه باز هم عملیات سرنگونی قراره شروع بشه ؛ یا رژیم زودتر از عملیات ما سقوط کرده وما جا موندیم؛ وهر کسی متناسب با طبع مزاح خودش جوابی میداد؛یکی میگفت نه بابا سرنگونی کجا بودحتما باز هم پیام رهبریه ورژیم دوباره در سازمان ملل محکوم شده ؛یا شاید باز هم رژیم میخواهد موشک بزند و باید برویم پراکند گی؛دیگری جواب میداد ما اینجا اومدیم پراکندگی ؛اگه باز هم بخواهیم بیشتر پراکنده بشیم باید از مرز اردن عبور کنیم.

بهر حال در فاصله آسایشگاه تا سالن غذا خوری که کمتر از 50متر بود بیشتر از 60تا خبر ؛تحلیل ونظریه شنیدیم تا اینکه کاسه صبر فرمانده یگان ما لبریز شد ودر حالی که صورتش کاملا سرخ شده بود وبا قیافه ای که بیشتر شبیه فاتحان برلین در جنگ جهانی دوم بود از ته گلو ناله کرد شماها خودتونو با کار اجرایی سرگرم کرده اید وسرتونو کردید توی لاک خود تون وخبر ندارید چه اتفاق بزرگی افتاده است ؛ همه با هم پرسیدیم چه اتفاقی افتاده است ؛ گفت به آمریکا حمله شده است وپنتاگون سقوط کرده است.

با شنیدن سقوط پنتاگون من جا خوردم ورو به یکی از دوستانم که او هم مات ومبهوت مانده بود کردم گفتم پنتاگون سقوط کرده؟

دوستم لبخند معنی داری زد وبه من حالی کرد که از این فرمانده یگان زیاد تعجب نکن ؛این حرفها زیاد غیر عادی نیست چون سالیان است که در اوهام فرقه زندگی میکند یا خبر را بد شنیده یا کسی اورا دوباره سرکار گذاشته است.

سالن غذا خوری شبیه اطاق عملیات شده بود ؛همه سران سه قوه حضور داشتند؛از مژگان پارسایی که در مقام مسئول اول سازمان بود وخیل خدم وحشمی که او را حفاظت میکردند گرفته تا زنان به اصطلاح فرمانده قرارگاهها ؛زنان فرمانده ستادها ؛مراکز ویگانها؛افسران اطلاعات؛ عملیات؛شناسایی؛مهندسی،و... سیستم زندانها؛ بازجوها، سربازجوها، کمیسیون قضایی ، .به اضافه فرمانده دسته ها وهمه نیرو .

توی سالن جای سوزن انداختن نبود ،افراد مربوط به سیستم تبلیغات وتلوزیون همه آمده بودند، سرود" مرگ بر تو ای امریکا" برای اولین بار بعد از 20سال از آرشیو سازمان بیرون آمده بود وبا صدای بلند در سالن پخش میشد.

ناگهان این جمعیت لولیده در هم با اشارات فرماندهان قرارگاهها پس از چند دقیقه بصورت سه تجمع بزرگ ودر عین حال کاملا جا از هم تفکیک شد وصدای بلندگوها قطع شد وسکوت بر سالن حکمفرما شد .

فرمانده قرارگاه ما (قرارگاه جلولا) با چهره ای خندان شروع به صحبت کرد وپرسید بچه ها چه خبره؟ همه با یک صدا طبق معمول گفتند نشست رهبری برای سرنگونی .

فرمانده گفت :نشست رهبری را نمیدانم وسرنگونی را هم که اگر قرار باشد برویم رهبری ابلاغ میکند نه من ،اما من جمعتون کردم که یک خبرمهمی را بهتون بدم ،خبری که بدستمون رسیده این هست که آمریکا توی خاک خودش مورد تهاجم قرار گرفته است وتا الان با 5 هوا پیمای مسافر بری به آمریکا حمله انتحاری شده است وادامه داد کسی از سالن خارج نشود وفرماندهان دسته ها رد نفراتشونو داشته باشند ،فیلم این تهاجم به دستمون رسیده والان براتون پخش میشه ؛سعی کنید خوب این فیلمها رو ببینید واگه خیلی دلتون عملیات میخواد از این فیلم ایده بگیرید وبه اطلاعتون برسونم که امشب بخاطر این عملیات ومجموعه اخباری که باید در جریان آن قرار بگیرید( نشست عملیات جاری) نداریم.

یکباره سالن مثل بمب ترکید وصدای هورا وکف زدن کم مانده بود سقف سالن را بلند کند ورقص وپای کوبی جمعیت اجازه ادامه صحبت را از فرمانده قرارگاه گرفت.

بالاخره پس از چند دقیقه هیجان همه را ساکت کردند وفرمانده قرارگاه پرسید :شادی شماها بخاطر عملیات در آمریکاست یا بخاطر تعطیلی نشست عملیات جاری است؟

همه طبق معمول جواب دادند بخاطر عملیات در آمریکا......

کسی جرأت نمیکرد غیر از این بگوید یا بهتر بگویم کسی جرأت نداشت حرف دل خودش را بزند وبگوید بخاطر خلاصی حتی یک شب از نشست اجباری عملیات جاری است.

بهر حال دوباره بلند گوها فعال شدند وموسیقی شاد تکمیل کننده رقص وشادی جمعیت شد.

بلافاصله سیستم ماهواره فعال شد وتلویزیونها به تعداد زیاد توی سالن چیده شدند واخبار مربوط به تهاجم به برجهای دو قلوی آمریکا ولحظه اصابت هواپیما ها به برجها چندین نوبت پخش شد وهر بار جمعیت با هدایت فرماندهان دسته ویگان ابراز خوشحالی وشروع به کف زدن میکردند.

هر 15دقیقه یکبار اخبار جدید توسط معاونت قرارگاه (اکبر انباز)با نام مستعار یوسف از طریق بلند گو قرائت میشد در حد فاصل اخبار برای اولین بار جمعیت با شربت وشیرینی پذیرایی میشدند.

باز برای اولین بار خبر خبرگزاری ها چه به طریق دریافتی بصورت فاکس وچه بصورت پخش ماهواره ای زنده پخش میشدو این برای ما که طی سالیان از دیدن برنامه های سازمان هم که برای داخل کشور پخش میشد محروم بودیم جدید بود.


عباس صادقی    




طبقه بندی: افشاگری،  نجات یافتگان،  آقای عباس صادقی،  آمریکا ، فرقه مجاهدین، 
برچسب ها: جشن، اشرف، یازده سپتامبر، عباس صادقی، نوید رهایی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی