نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : جمعه 31 شهریور 1391
در این مقطع منافقین در هماهنگی کامل نظامی با ارتش صدام ، دست به تشکیل گروهان های رزمی زدند و تمامی نیروهای نظامی خود را در دو منطقه ی کردستان (جبهه ی شمالی) و جبهه ی میانی (جبهه ی غرب ایران) متمرکز کردند که هر یک از این نیروها در حوزه ی عملیاتی یک سپاه عراقی قرار داشت .

رجوی


خیانت و جاسوسی فرقه ی تروریستی منافقین در دوران هشت ساله ی دفاع مقدس

صمد نظری

پیشگفتار :

تاریخ آیینه ی تمام نمای زندگی انسان ها است. در تاریخ عبرت ها و پندهایی است که در آن عوامل پیروزی و شکست ، خوشبختی و بدبختی ، سربلندی و ذلت ، دلایل صعود یا سقوط انسان ها نهفته است . این که از دیر باز گفته اند : " گذشته چراغ راه آینده است ." سخن حیکمانه ای است و باید همواره در پیش     چشمان مان باشد و با مطالعه و دقت در تاریخ گذشتگان ، راه درست را در زندگی خود باز شناسیم ؛ از تجربه های آنها پند گیریم و از فراز و نشیب زندگی شان عبرت آموزیم .

امام علی (ع) در این باره می فرماید : " از گذشتگان پند گیرید ، پیش از آن که آیندگان از شما پند گیرند ."

(نهج البلاغه ، خطبه 106، ص 516-515)

آری با مطالعه ی تاریخ و عبرت از آن می توانیم دلایل پیشرفت و سعادت مردان و زنان بزرگ را دریابیم و باز با مطالعه ی تاریخ است که می توانیم به سقوط و تزلزل و نابودی مردان و زنان در طول تاریخ پی ببریم . با مطالعه ی زندگی گذشتگان درمی یابیم که هیچ مردمی شکست نمی خورند ، مگر زمانی که تفرقه ، فساد و جنایت در میانشان رواج یابد و خیانت را پیشه ی خود سازند . تاریخ نشان داده است که همیشه خشونت ، جنایت ، ظلم و خیانت به وطن ، به هر شکلی محکوم به شکست و مطرود انسان هاست .

ماجرای سازمان های تروریستی در ایران ، به ویژه سازمان تروریستی منافقین ، یکی از سرفصل های عبرت آموز تاریخ معاصر است . این سازمان با دعوت به اسلام انقلابی به جذب نیرو پرداخت ؛ در میانه ی راه به دامان مارکسیست غلطید و تغییر نگرش داد و سپس طی پروسه ای تشکیلاتی (اصطلاحاً مغزشویی) به ربات یا ماشینی کوکی تبدیل شد . آنها از خانه و خانواده چشم پوشیدند و در دام سازمان اسیر شدند و دست به خیانت و ترور هموطنان خود زدند .

 البته واقعیت این است که خداوند در نهاد هر فرد نعمتی به نام عقل و تفکر به ارمغان گذاشته است که هر از گاه فرد را به تفکر وادار می کند . وجدان نیز یکی از عطایای الهی در وجود آدمی است ، در برخی افراد خطاکار ، سوسوی وجدان سبب می شود انسان خطاکار به خود آید و بداند که راهش اشتباه است و در صدد جبران آن برآید .

اینک برخی از افرادی که از سازمان منافقین فاصله گرفته اند ، در صدد جبران گذشته ی سیاه خود هستند . بجاست خاطرات آنها که مربوط به تاریخ ملت است ، ثبت و ضبط شود تا آیندگان بدانند که فرقه ی تروریستی منافقین چه جنایت ها و خیانت های بزرگی در حق ملت ایران انجام داده است ؛ تا تاریخ خود در مورد آنها به قضاوت بنشیند .

آنچه در این کتاب آمده است گوشه ای کوچک از مجموعه خیانت های فرقه ی منافقین به تاریخ سیاسی ایران زمین است ، که در آن همکاری اطلاعاتی فرقه ی منافقین و ارتش بعثی عراق با استناد به مشاهدات و تجربیات " صمد نظری " یکی از کادرهای اطلاعاتی فرقه ی منافقین مستند شده و کوشش شده یکی از موارد مهمی که دفاع مقدس 8 ساله با آن درگیر بوده و تا کنون در تاریخ نگاری جنگ تحمیلی مغفول مانده است ، برای آگاهی نسل های آتی به نگارش در آید .

این کتاب به همت " انجمن نجات " تهیه و منتشر شده است . انجمن تلاش می کند با توجه به این که تا کنون در افشای جنایت های این گروهک تروریستی ناگفته های فراوانی وجود دارد ، با نگاهی جدید و با واکاوی اسناد تاریخی و نیز مصاحبه با شاهدین ، این زوایای پنهان را روشن کند و گامی برای شناساندن چهره ی واقعی دشمنان ملت ایران بردارد . باشد تا از این رهگذر دین خود را نسبت به شهدای مظلوم هشت سال دفاع مقدس ادا کرده باشد .

•         معرفی :

صمد نظری چهره زحمت کش و استوار صحنه های درد و رنج اسارت و گرفتاری در دورانی از حیات فرقه ی تروریستی مجاهدین می باشد که با عنایت الهی توانست در سال 72 از فرقه جدا و با گذراندن شرایطی سخت به ایران باز گردد .

صمد متولد 1338 می باشد و از بدو ورود به انجمن نجات شاخه مازندران با تلاش خستگی ناپذیر کوشید تا با جلسات و مصاحبه ها ، چهره ی زشت و کریه رهبران فرقه را بر ملا سازد و بتواند به قوه ی الهی وسیله ای باشد برای آگاهی افراد گرفتار در فرقه و راه خروج یا فرار آنها از مناسبات تشکیلاتی قرارگاه اشرف در عراق و آگاهی رساندن به خانواده های آنها .

جا دارد صمیمانه از صمد نظری و دفتر انجمن نجات مازندران ، که این نوشته ماحصل تلاش های آنها          می باشد ، تشکر و قدردانی گردد .

انجمن نجات مرکز ، 1390

•         مقدمه :

انجمن نجات تشکلی است فرهنگی و تبلیغاتی ، با عضویت فرزندان و خانواده های قربانیان فرقه تروریستی رجوی که هدف مغز شویی بیرحمانه ی فرقه قرار گرفته اند . اعضای این انجمن از آنجا که خود قربانی خشونت های این فرقه هستند ، بیش از هر کس با چهره ی کریه تروریسم آشنا هستند و با پوست و گوشت خود درد و رنج ناشی از این طریقه ی ضد انسانی را لمس کرده اند .

از این رو انجمن حاضر در نظر دارد تا ماهیت فرقه ی تروریستی منافقین (مجاهدین خلق) و سایر گروه های تروریستی را در اذهان مردم غیور ایران روشن سازد و سایر گروه های تروریستی را در اذهان مردم غیور ایران روشن سازد و نه تنها از گسترش عملکردهای تروریستی آنها جلوگیری کند ، بلکه بستری فراهم آورد تا سران این فرقه در دادگاه های بین المللی محاکمه شوند .

در نتیجه با توجه به مغفول ماندن عملکرد ضد انسانی فرقه مجاهدین خلق ، هدف ما شناسایی امور مربوط به این فرقه است ، به ویژه عملکرد فرقه مذکور در مورد اعضای خود در پادگان اشرف ؛ هر از چندگاهی که یکی از اعضای مجاهدین موفق به فرار از این پادگان می شود و پا به دنیای آزاد می گذارد ، از ساختار             فرقه ای و ضد انسانی حاکم بر آن پرده بر می دارد .

از منظر ما ، نه تنها عناصر گرفتار فرقه ، بلکه خانواده های آنان افرادی هستند که در چنبره ی تصمیمات نابخردانه رهبران فرقه در مشقت و عذاب گرفتار شده اند . از این رو فرو پاشی ساختارهای فرقه ای حاکم بر اعضای فرقه های تروریستی و رهایی افراد از چنبره ی این فرقه ها ، در صدر فعالیت های انجمن نجات قرار دارد .

با این توضیح ، با تمرکز بر موضع گیری های منافقین و اقدامات آنها در جنگ تحمیلی علیه ایران ، سعی می کنیم ماهیت ضد بشری منافقین را بیش از پیش آشکار و عملکرد آنها را فراتر از شعارهایی که این فرقه سر می دهد ، بررسی کنیم . البته این موضوع را از زبان فردی به تصویر می کشیم که خود قربانی این فرقه و ناظر بسیاری از اقدامات و عملکردهای منافقین در همین مورد بوده است .

با این توضیح مواردی چند از جنایت های این فرقه را در کتاب " جنایات تروریستی و اقدامات جاسوسی " بررسی می کنیم . کتابی که شرحی از همکاری های اطلاعاتی و نظامی فرقه ی تروریستی مجاهدین خلق با رژیم بعث در خلال جنگ تحمیلی است .

کتاب " خیانت و جاسوسی فرقه ی تروریستی مجاهدین " ، خاطرات " صمد نظری " یکی از اعضای سابق فرقه ی مجاهدین خلق است . در این کتاب در ابتدا با اشاره به این که تاریخ آئینه ی تمام نمای زندگی انسان هاست و در تاریخ عبرت ها و پندهایی است که در آن عوامل پیروزی و شکست ، سربلندی و ذلت ، دلایل صعود یا سقوط انسان ها نهفته است ، به روند رو به زوال فرقه ی تروریستی مجاهدین به عنوان یکی از جدی ترین سر فصل های عبرت آموز تاریخ معاصر ، پرداخته شده است .

در این راستا به استحاله ی این فرقه می پردازد که در آغاز با دعوت به اسلام انقلابی به جذب نیرو پرداخت ، در میانه ی راه تغییر نگرش داد و به دامان مارکسیست غلطید ، سپس طی فرآیندی تشکیلاتی (اصطلاحاً مغزشویی) تلاش کرد تا اعضا را به ربات و ماشین های فرمانبردار تبدیل کند ، آنچنان که اعضا به افرادی تبدیل شدند که از خانه و خانواده چشم پوشیدند ، در دام این فرقه اسیر شدند و به هموطنان خود خیانت یا آنان را ترور کردند .

کتاب مذکور در واقع خاطرات یکی از اعضای فرقه ی مجاهدین خلق است که موفق به رهایی از آن شده است ، در این کتاب وی به چگونگی آشنایی اش با منافقین ، این که چگونه جذب این فرقه شده است ، اقدامات منافقین و خط مشی آن ، چگونگی و چرایی جدا شدن منافقین (سازمان) از خیل گسترده ی خواسته های مردمی و انقلابی و توجیهاتی که آنها در مقابل مردم و همراه و همگام با رژیم بعث در جنگ تحمیلی قرار می داد ، می پردازد .

در واقع وجه بارز کتاب مذکور آشکار ساختن مجموعه اقداماتی است که این فرقه در زمان جنگ تحمیلی علیه مردمی که داعیه ی حمایت از آنها را داشت ، انجام داده است . همچنین اشاره به توجیهات سخیفی که رهبران این فرقه هنگام چنین اقدامات خیانت آمیزی برای اعضا می آوردند و این که چگونه اعضا ، خود سؤالات شان را در ذهن سرکوب می کردند و کاملاً مطیع رهبران این فرقه شده بودند .

در پیشینه ی کتاب ، نویسنده در معرفی خود به وضعیت اقتصادی نامناسب ، فقر آزار دهنده و شرایط سخت و طاقت فرسای حاکم بر زندگی خانواده اش پرداخته است ، عواملی که باعث شد از رژیم شاهنشاهی که چنان وضعیتی برای آنها ساخته بود متنفر شود . در واقع در بستری از فقر و نفرت بود که با فرقه ی مجاهدین خلق آشنا شد . به ویژه آن که در این دوران تفکرات کمونیستی در میان جوانان شایع شده بود و کمونیسم با ظاهری زیبا و با شعار برابری و عدالت ، آرام آرام جای خود را در میان جوانان باز می کرد و افراد بسیاری که از ظلم و ستم حکومت وقت به ستوه آمده بودند ، جذب بعضی گروه های انحرافی مثل فرقه ی مجاهدین ، پیکار یا انجمن های کمونیستی می شدند و به خیال این که وارد گروهی شده اند که ناجی عدالت است ، وارد منجلابی می شدند که رهایی از آن امکان پذیر نبود .

نویسنده نحوه ی آشنایی و ورود خود به فرقه ی مجاهدین خلق را توضیح و نحوه ی جذب و عضوگیری منافقین (سازمان) را شرح داده است ، از جمله اصرارهای مکرر در مورد ورود به این فرقه و جذابیت شعارهایی مثل " اسلام انقلابی ، برابری و عدالت ، برپایی جامعه ی بی طبقه توحیدی " و شعارهای پوچ دیگری از این دست که در کتاب ها و جزوات منافقین موج می زند و بدین طریق در فضایی آکنده از دروغ ، چهره ی منافقین را تصویر می کند تا افراد را شیفته ی این فرقه کند .

در ادامه ، شرح داده شده که چرا فرقه مجاهدین خلق مشی مسلحانه را در پیش گرفته و با انقلاب اسلامی و مردم دچار اختلاف شده اند ، از جمله ی این موارد به ناخرسندی منافقین از این که نتوانسته نقش رهبری را در انقلاب تصاحب کند ، اشاره شده است و این که آنها نمی توانستند با این مسئله نار بیایند که مردم پشت سر امام خمینی و تحت رهبری ایشان حرکت کرده اند و انقلاب را به پیروزی رسانده اند و این که سازمان تصمیم گرفته بود این شکست را به پیروزی تبدیل کند .

نویسنده سپس به شرح توانایی منافقین به اغفال اعضا و برگزاری جلساتی برای جذب اعضای جدید می پردازد ، اعضایی که غالباً با حربه های مختلف و اصطلاحاً " رفیق بازی " جذب منافقین می شدند . در ادامه اشاره می کند که اعضا از جمله خودش به حدی شیفته ی منافقین شده بودند که حتی لحظه ای به ذهن شان خطور نمی کرد که این فرقه و کلمات دهان پرکنش دروغ باشد .

نویسنده می گوید : " با حتی اگر گاهی ذره ای تردید در مورد منافقین و عملکرد آن می خواست به ذهنم خطور کند ، به سرعت از آن فرار می کردم تا مبادا دنیای تازه ام خراب شود و آگاهی از پوچ بودن این دنیا ، به سمت تباهی بکشاندم ."

نویسنده با اشاره به نمونه هایی که خود شاهد آن بوده است ، از ساز و کارهای داخلی منافقین برای جذب و حفظ اعضا پرده بر می دارد ، از جمله این که منافقین برای دمیدن روحی تازه اما دروغین در کالبد اعضا ، آنها را به خارج نیز اعزام می کرد ؛ یا برای کنترل اعضا از سلسله مراتب متصلب حاکم بر اعضا بهره          می گرفت و آنها را ملزم می کرد رفتار یکدیگر را به این فرقه گزارش کنند .

عناوین این کتاب هر یک شرح مرحله ای از اقدامات و جنایت های فرقه ی مجاهدین خلق است که با زندگی نویسنده در دورن این فرقه در آمیخته ، در ذیل به اختصار به گوشه هایی از آن می پردازیم . از جمله " در سراب " به پشیمانی برخی از اعضا اشاره می شود و تلاش آنها برای رها شدن از این فرقه و در مقابل تلاش فرقه برای جلوگیری از جدایی اعضا و تداوم اسارت آنها ، که از طریق مواردی همچون گرفتن تعهد از             نفرات جدیدالورود و قرائت متن تعهدنامه در نشستی جمعی توسط مسئول پایگاه برای تمامی نفرات صورت می گرفته است . بدین طریق از ریزش اعضا و جدا شدن اعضا از فرقه ی مجاهدین جلوگیری می شد .

در کتاب حاضر به ویژه نحوه ی ارتباط این فرقه و اعضای آن با رژیم بعثی در زمان جنگ تحمیلی حائز اهمیت است . در این قسمت بیش از هر چیز به آموزش های نظامی متوالی و مکرر اعضا و گذراندن دوران هنگ ، گذراندن دوران آموزش فشرده ی نظامی شامل کار با سلاح های سبک مثل کلاشینکف ، ژ3 ، انواع تیربارهای سبک و سنگین ، کلت ها و آر.پی.جی و همچنین تاکتیک های اولیه ی رزم انفرادی ، آموزش های جنگ شهری و چک امنیتی توسط مسئولین ضد اطلاعات سازمان پرداخته می شود . مسئولین سیاسی و نظامی این افراد را بعد از آموزش های لازم برای انجام عملیات مختلف به داخل کشور اعزام می کردند .

این مجموعه اقدامات که تحت عنوان " استراتژی جنگ شهری " علیه مردم در داخل کشور صورت می گرفت و آموزش های نظامی و اقدامات تروریستی زمانی حائز اهمیت می شوند که آنها را در مقابل ادعاهای منافقین مبنی بر " دموکراسی خواهی و آزادی خواهی " قرار دهیم .

نکته این که مربیان بعثی با امکاناتی که رژیم بعث در اطراف پایگاه جلیلی در منطقه ی کهریزه عراق و میدان تیر افسران عراق در کرکوک در اختیار منافقین گذاشته بود ، افراد را در زمینه هایی چون طراحی و انجام عملیات ترور و انفجار ، آموزش می دادند .

در پایان این دوره ها ، رژیم بعث از این افراد آموزش دیده در عملیات شناسایی مناطق جنگی ، کسب اطلاعات و حتی اقدام مستقیم در جنگ علیه ایران استفاده می کرد و در مواردی تعدادی از این نفرات برای انجام عملیات تروریستی به داخل کشور اعزام می شدند .

در بخش دیگر کتاب ، تحت عنوان " انقلاب مریم " ، در سال 64 به آثار انقلاب ایدئولوژیک و ازدواج مسعود و مریم پرداخته شده است ، از جمله برگزاری نشست های جداگانه برای این که این ازدواج کاملاً به صورت انقلاب برای اعضا تصویر شود ، با اهدافی چون :

1.     حمایت از اقدام ایدئولوژیک اخیر رجوی و همچنین قبولاندن او به عنوان رهبر تام الاختیار .

2.     کنترل نهایی و تصفیه ی افراد مسئله دار .

3.     تفتیش عقاید اعضا در مورد انقلاب رجوی .

بخش زیادی از کتاب شرح عملیاتی است که فرقه ی مجاهدین خلق در زمان جنگ ، با امکانات عراق و در راستای منافع رژیم بعث علیه ایران انجام داده است . در همین خصوص به اعضا آموزش هایی داده می شد ، برای حفظ کدها ، استعارات ، شهرشناسی و نقشه خوانی شهرهای استان که این عملیات به منظور شناسایی مسیرهای وروردی جاده ها و پایگاه های منطقه های جنگی برای حمله ی نیروهای عراق به مواضع ایران صورت می گرفت .

در موارد دیگر منافقین مشخصات افرادی را که قصد ترور آنها را داشت ، از جمله آدرس محل کار و سکونت ، ساعت و مسیر تردد ، نوع خودرو شخصی و پلاک ماشین ، به دست می آورد . این اقدامات تروریستی علیه مردم تحت عناوینی چون " مرحله ی آماده سازی برای قیام مردم " توجیه می شد . رهبران منافقین تمام تلاش خود را صرف منزه جلوه دادن چهره ی ارباب شان صدام و به تبع آن همکاری با ارتش عراق در جبهه ها می کردند .

این رویکرد منافقین ، یعنی رو در رو شدن با هموطنان شان و به قتل رساندن آنها با اسلحه های اهدایی صدام و به طور کلی خیانت به وطن ، سؤالات بسیاری را در ذهن اعضا ایجاد کرده بود . رده های بالای منافقین برای مقابله با نفوذ این افکار تلخ در میان اعضا ، کارها و برنامه های مختلفی برای آنها ترتیب می دادند و آن قدر کار بر سر تک تک اعضا می ریختند که خستگی و خواب مجال افکار تحقیر آمیز را (به ظن مسئولان فرقه ی منافقین) از آنها بگیرد ، علاوه بر این جلساتی برای قریب اعضا نیز ترتیب می دادند .

در این زمان همکاری نظامی و اطلاعاتی با ارتش صدام و به طور کلی وطن فروشی در دستور کار منافقین قرار گرفت . رجوی در نشست هایی که به طور علنی و مخفیانه با صدام داشت ، خط جدیدی در جنگ با انقلاب تعریف کرد که همکاری نظامی با عراق بود ، به همین منظور در زمستان سال 65 در مناطق مختلف جبهه های کردستان (سردشت ، بانه و مریوان) و جبهه های غرب (پاوه ، قصر شیرین و سر پل ذهاب) گروهان های رزمی تشکیل شد و منافقین با برگزاری دوره های مختلف آموزش های رزمی سعی کردند ، یگان های رزمی را هماهنگ و آماده کنند .

به همین منظور نیز در زمستان 65 ، صدام پایگاه ها ، پادگان ها ، زمین های تمرین و مانور در مناطق مختلف مرزی و همچنین سلاح های سبک و نیمه سنگین بسیاری در اختیار سازمان قرار داد . در این مقطع منافقین در هماهنگی کامل نظامی با ارتش صدام ، دست به تشکیل گروهان های رزمی زدند و تمامی نیروهای نظامی خود را در دو منطقه ی کردستان (جبهه ی شمالی) و جبهه ی میانی (جبهه ی غرب ایران) متمرکز کردند که هر یک از این نیروها در حوزه ی عملیاتی یک سپاه عراقی قرار داشت .

تمام حرکات نظامی با هماهنگی و تحت نظارت افسران استخبارات این سپاه ها که معمولاً در پایگاه های مرکزی منافقین چون پایگاه سردار در کرکوک یا اشرف مستقر بودند ، انجام می شد . بدین طریق سازمان برای پیشبرد خط و استراتژی جدیدش با ارتش صدام در شکست ایران همسو و هم هدف شد . از جمله اقدامات منافقین می توان به چنین مواردی اشاره کرد :

•شروع عملیات نظامی در جبهه ها از جمله عملیات سرخکوه (سورکیو)
•طراحی و اجرای عملیات فکه (معروف به آفتاب)
•طراحی و اجرای عملیات چلچراغ (مهران)
•قبول عملیات در مناطق و ارتفاعات مشخصی که افسران عراقی پیشنهاد کرده بودند .
•گشت های رزمی در مناطق مورد تهاجم نیروهای ایرانی
•درگیری با نیروهای شناسایی و گشتی ایرانی
•همکاری اطلاعاتی (گوش دادن به بی سیم نیروهای ایرانی)
•دادن اطلاعات نیروها و لشگرهای ایران
•اطلاعات مربوط به جابجایی نیروهای مرزی و داخل کشور و سایر اطلاعات دیگر به افسران عراقی .
 از جمله شگردهای سازمان این بود که عملیات را بزرگ جلوه دهد و آمار زخمی ها و کشته شده های نیروهای جمهوری اسلامی را بالا اعلام کند . در واقع سازمان (منافقین) از این طریق سعی داشت روحیه ی اعضای سازمان را بالا ببرد و صحت و درستی به اصطلاح استراتژی جنگ آزادیبخش و همکاری نظامی با صدام را به آنها اثبات کند .

نویسنده در ادامه علل و چگونگی شکست در منطقه ی شیلر ، عملیات در بانه ، شکست در قلعه ی 1244 ، عملیات مشترک در ارتفاعات استراتژیک شهرک ماوت عراق ، شکست در غرب و حمله از جنوب را توضیح می دهد . در این زمان سازمان با تشکیل تیپ های رزمی و گسترش آن در مرزهای جنوب چند هدف را دنبال می کرد :

•اول این که با تخلیه ی جبهه های کردستان فشار نیروهای ایرانی بر پایگاه های عراق کم می شد .
•دوم با انجام عملیات جدید در جبهه های جنوب روحیه ی نیروهای ایرانی تضعیف و زمین گیر می شدند و بدین وسیله زمینه برای تهاجمات ارتش صدام فراهم می شد .
•سوم این که رجوی قصد داشت وانمود کند که نیروهای سازمان چنان افزایش و گسترش یافته اند که هم زمان هم در جبهه های کردستان و هم در جبهه های جنوب (یعنی در سرتاسر مرز) حضور دارند .
•چهارم این که رجوی می خواست چنین جلوه دهد که فرمانده هانش در عراق از استقلال عملی برخوردارند و هیچ وابستگی و همکاری بین آنها و ارتش صدام نیست و آنها به طور مستقل می توانند در هر کجای مرز که بخواهند عملیات کنند .
رجوی برای تقویت روحیه ی رزمندگان خود و برای جذب هواداران بیشتر از خارج کشور با تکیه بر تشکیل تیپ های رزمی و تشکیل ارتش آزادیبخش جنجالی تبلیغاتی به راه انداخت . او همچنین زیر پوشش تشکیل ارتش سعی داشت به شکل علنی تر وارد جنگ شود و همکاری های نظامی و اطلاعاتی با صدام را بیشتر کند تا با امکانات بیشتر ارتش عراق گام های بزرگتری در راه خیانت به خلق و میهنش بردارد . در این زمان ، نهاد اطلاعات سازمان (فرقه ی منافقین) با جمع آوری اخبار به طرق مختلف (جاسوسی ، افراد نفوذی ، دزدی مدارک ، تلفن ، شنود بی سیمی صامت) ، نقش مهمی در جنگ علیه ایران داشت .

هنگامی که ایران قطعنامه ی 598 و درخواست آتش بس را پذیرفت ، این تصور در ذهن رهبری شکل گرفت که زمان ضربه ی نهایی و زمان شکست ایران فرا رسیده است . رجوی که در تحلیل هایش " صلح " را طناب دار جمهوری اسلامی ایران می دانست ، زمان پیروزی انقلاب و قیام مردمی ! را نزدیک می دید و به همین دلیل می بایست بنا به وظیفه ی تاریخی ! میهنی ! و ایدئولوژیک ! خود و به منظور حمایت از قیام های مردمی ! دست به حمله ای سرنوشت ساز می زد که منجر به سرنگونی شود ! از این رو عملیات فروغ جاویدان را طرح و نشستی توجیهی برای عملیات فروغ برگزار کرد و با توهمات خویش افراد را ملزم دانست که وارد این جنگ شوند .

در ادامه نویسنده به موارد زیر می پردازد : علل و چگونگی عقب نشینی منافقین ، وضعیت منافقین بعد از عملیات فروغ ، ازدواج های تشکیلاتی ، انقلاب ایدئولوژیک در درون منافقین ، معرفی مریم به عنوان مسئول اول این فرقه ، بحث طلاق ، حمله ی ارتش عراق به کویت و بحران در منافقین ، اعزام فرزندان خانواده های منافقین و سپردن آنها به خانواده های خارجی و ایرانی ساکن اروپا و آمریکا و فضای خشن حاکم بر پادگان اشرف ، کشتار کردهای عراق و حمله به مردم بی دفاع ، زندان های جدا شدگان (مکان هایی که منافقین اجباراً از آنها به عنوان زندان برای نیروهای جدا شده ی خود استفاده کرد) ، اعتراض ، اعتصاب ، تأثیر افشاگری های اعضای جدا شده از سازمان (فرقه) بر دیگر اعضا و واکنش منافقین به آن (پر کردن وقت افراد ، آنچنان که از بیدار باش صبح تا خاموشی شب برای این که فرصتی برای خلوت و فکر کردن نداشته باشند) ، انتقال مجدد از وجه پرسنلی به محورهای رزمی سازمان (فرقه ی منافقین) ، تعیین ضوابط سخت و گذاشتن عناصر اطلاعاتی در میان رزمندگان ، سعی برای کنترل هر چه بیشتر نفرات .

بر اساس این کتاب ، دوستی و رفاقت و نشست و برخاست و خلوت کردن دو نفره در سازمان جرم محسوب می شد و به اتهام برپایی محفل یا تحریک نیروها ، نفرات بازخواست و حسابرسی می شدند . خاموشی رأس ساعت 11 شب بود و کسی حق تردد در محوطه را نداشت . مسئولین هر یگان موظف بودند که خواب بودن نفرات را بعد از خاموشی چک کنند و حضور آنها را در آخرین ساعت شب و صبح زود به مسئولین بالاتر گزارش دهند .

نگهبانی دو نفر اجباری بود ، حتماً یکی از نفرات می بایست از اعضا و نفرات مورد تأیید باشد و نگهبانان بعد از خاموشی حق ایست دادن ، چک کردن هویت فرد و در صورت عدم توقف وی ، حق تیر داشتند ! تعیین این ضوابط و عدم اعتماد به رزمندگان چنان فضای سردی در محورها ایجاد کرده بود که کسی جرأت نمی کرد کوچکترین اشکال و انتقادی را طرح کند . این امر باب طبع مسئولین بود ، آنها می خواستند نفرات با هم درباره ی مسائل جاری سازمان (این فرقه) صحبت نکنند .

نویسنده در انتها ، با اشاره به وجود حصارهای تشکیلاتی و مجازات و سرنوشت اعضایی که پی به دجالیت رجوی می بردند و آن را اعلان می کردند ، چگونگی جدایی و دلایل خود را برای جدایی از سازمان تشریح می کند . او برغم تمامی تبعاتی که این اقدام ممکن بود از جانب سازمان و از سوی ایران برایش داشته باشد ، تصمیم می گیرد در سال 72 به ایران باز گردد و با افشای گوشه هایی از مشاهدات و عملکردها و خیانت های رهبران سازمان به خصوص در جنگ ایران و عراق که جز خیانت و وطن فروشی به خلق و میهن چیز دیگری برای مردم ایران به ارمغان نیاورد ، از فشار روحی خود بکاهد.

......................
1391/06/31




طبقه بندی: افشاگری،  كتابخانه، 
برچسب ها: رد پای اهریمن، رجوی، صمد نظری، كتاب،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی