نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

... آیا همه ایرانیان از حاکم و محکوم و تبعیدی و غیر تبعیدی و سرمایه دار و غیر سرمایه دار و زندانی و زندانبان و اختلاس چی و آدم درستکار یکی و همه درون خلقی هستند؟ هر کس بصرف اینکه دشمن محسوب شود که حقانیت ندارد بسیاری از قاچاقچی های سیستان و بلوچستان ظرف این سالهای آخربیشتر از مجاهدین نیروی انتظامی و پاسدار کشته اند پس لابد درون خلقی اند! صدام حسین هم در زمان صدارت مخالف و حتی دشمن چمهوری اسلامی بود چرا اتحاد با او علیه رژیم نا مشروع بود؟ چرا نمی شود با سلطنت طلب که آنها هم ایرانی و نیروی درون خلقی هستند ائتلاف کرد و در تظاهراتشان شرکت نمود اما با مسعود رجوی می شود؟...

 

                                     

هادی شمس حائری، پیام رهایی، هلند، نهم ژوئن 2011

این سازمان دیگر آن سازمان سابق نیست بلکه سازمان مسعود و مریم است این دو فعال مایشاء وبقیه عناصری بی اختیار می باشند حال چگونه مجاهدین و بدنه سازمان را باید خرج رجوی کرد؟ سوالی است که آقای ناظر باید جواب دهد.

 

اقای علی ناظر مقاله بالا بلندی تحت عنوان گردهمایی 18 ژوئن در سایت دیدگاه نوشته که من تنها بخشی از آن را مورد نقد قرار می دهم و بقیه را فعلا بحال خود می گذارم.

 

ایشان در بررسی خود مجاهدین را یک کااسه کرده به عنوان یک کل به آن نگاه می کند و حال آنکه فرق است بین رهبری قدرت طلب و منحرف و نیروهای بدنه که تماما به عشق ایران و ازادی بار سفر بستند و به سازمان مجاهدین خلق پیوستند.

 

این سازمان دیگر سازمان سابق نیست بلکه سازمان مسعود و مریم است این دو فعال مایشاء وبقیه عناصری بی اختیار می باشند حال چگونه مجاهدین و بدنه سازمان را باید خرج رجوی کرد؟ سوالی است که آقای ناظر باید جواب دهد.

 

هیچکس اختلاف سیاسی با بدنه سازمان ندارد هر چه هست اختلاف با رهبری عقیدتی و آرمانی مجاهدین یعنی مسعود رجوی و بعضی از یاران هم باندش است که به طرف راست ترین جناح های “آمپریالیسم سابق و دوست امروز” غلطیده است.

 

نوع “اختلاف تبعیدیان غیر هوادار” آنطور که آقای ناظر می گوید با رهبری مجاهدین از جنس اختلاف “درون خلقی” نیست. نیروی درون خلقی بار سیاسی معینی دارد.

 

آیا همه ایرانیان از حاکم و محکوم و تبعیدی و غیر تبعیدی و سرمایه دار و غیر سرمایه دار و زندانی و زندانبان و اختلاس چی و آدم درستکار یکی و همه درون خلقی هستند؟

 

هر کس بصرف اینکه دشمن محسوب شود که حقانیت ندارد بسیاری از قاچاقچی های سیستان و بلوچستان ظرف این سالهای آخربیشتر از مجاهدین نیروی انتظامی و پاسدار کشته اند پس لابد درون خلقی اند! صدام حسین هم در زمان صدارت مخالف و حتی دشمن چمهوری اسلامی بود چرا اتحاد با او علیه رژیم نا مشروع بود؟

 

چرا نمی شود با سلطنت طلب که آنها هم ایرانی و نیروی درون خلقی هستند ائتلاف کرد و در تظاهراتشان شرکت نمود اما با مسعود رجوی می شود؟

 

یک سرباز تا زمانی که در ارتش ضد خلقی است و بسوی مردم تیر اندازی می کند اگر چه نیروی درون خلقی است اما چون نیات دشمن را اجراء می کند نمی توان به او اعتماد کرد و دست دوستی بسوی او دراز نمود وقتی او از صف دشمن خارج شد و بسمت مردم آمد آنوقت باید با وی بمثابه نیروی درون خلقی رفتار کرد.

 

“هواداران مجاهدین” یا “هوادار نمایان” تا زمانی که منویات رهبری را اجراء می کنند و تدارکات استقبال از جان بلتون ها و همکاری با صدام ها را آماده می سازند و یا زندانبان و قلمزنان سایت ها و نشریات رجوی هستند با ضد خلق هیچ تفاوتی ندارند اساسا مبارزه رجوی با حمهوری اسلامی ربطی بمردم ایران ندارد آنها یک فرقه انحصاری هستند که رئیس جمهور و ایدئولوژی و ساز خودشان را دارند و در صدد پیاده کردن آن هستند و با مردم کاری ندارند.

 

آقای ناظر می فرمایند “با وجود اختلاف سیاسی وتضاد و کمبود و کاستی فرهنگی با مجاهدین، آنها همچنان درون خلقی هستند و “شیطان سازی دشمن کارساز نیست” باید به جهان خارج این پیام را بدهیم که در یک انتخاب اصلح بین اختلاف با مجاهدین یا سرنگونی رژیم، تبعیدیان بدون هیچ درنگی «سرنگونی رژیم» را انتخاب می کنند”. در اینجا آقای ناظر بوکالت از طرف مردم برای بقیه اپوزیسیون هم تکلیف معین کرده و گفته همه بین سرنگونی و اختلاف با مجاهدین، بدون درنگ مجاهدین را انتخاب می کنند.

 

اولا این یک مقایسه بی ربطی است مقایسه بین دو چیز یا دو موضوع باید از یک مقوله و یک جنس باشد مجاهدین یک سازمان است و سرنگونی یک راه کار و روش است می شود گفت بین سرنگونی و اصلاح طلبی مردم مثلا اصلاح طلبی و روش مسالمت آمیز را انتخاب می کنند یا مثلا می شود گفت بین سلطنت طلبها ومجاهدین مردم مجاهدین را انتخاب می کنند.

 

در ضمن در این دعوا آقای ناظر نرخ هم تعیین کرده و سرنگونی رژیم را تنها منوط به پذیرفتن و انتخاب مجاهدین می داند یعنی هیچ راهی برای سرنگونی جز قبول سازمان مجاهدین وجود ندارد یعنی سفید و سیاه، یا این یا آن، ونیروی سومی وجود ندارد روی این حساب پس بقیه نیروها هم می توانند چنین ادعائی بکنند که بین آنها و سرنگونی مردم آنها را انتخاب می کنند و تازه آیا آقای ناظر مگر امار گرفته که مردم چنین نظری دارند؟

 

در زیر به چند نکته دیگردر صخبت های ایشان اشاره می کنم.

 

1- آیا این شیطان سازی ساخته وپرداخته دشمن است یا خود مجاهدین با نقض اصول و مجموعه انحرافاتی که در بالا ذکر آن رفت از خود شیطان ساخته اند و باعث سوء استفاده دشمن قرار گرفته اند اگررژیم این شیطان را بمردم نشان دهد باید از دافعه رژیم بدامن مجاهدین افتاد؟

 

هر رژیمی از اپوزیسیون منحرف و ضد مردمی استقبال می کند و آن را بنفع خود می داند و علمش می کند.

 

2- ایا مصداق کاستی فرهنگی چیست؟ و موارد تضاد هائی که مردم با مجاهدین دارند کدام است آیا این تضاد ها تضاد های شکلی است یا تضاد های اصولی و محتوائی آیا با کدام تضاد می توان ساخت و با کدام نمی توان ساخت و کنار آمد اصلا معنی تضاد و تضاد اصلی چیست؟ مردم با محتوای حکومتها تضاد دارند یا با اشخاص؟

 

3- معانی اختلاف سیاسی و تضاد و کمبود و کاستی فرهنگی روشن و شفاف نیست و مصادیق آنها اصلا بیان نشده مثلا همکاری با ارتجاعی ترین جناح های غربی و دعوت از جان بلتون و راه انداختن بساط شکنجه و حبس و تعزیر در اشرف (بشهادت دهها نفر از کسانی که تا بحال از قدیم و جدید از سازمان خارج شده اند) و اتحاد با صدام و طلاقهای اجباری و ترور شخصیت و قفل و بند و خاکریز و سیم خاردار برای جلوگیری از فرار و دهها انحراف دیگر و نقض اصول و دیکتاتوری درون تشکیلاتی و سلب حقوق اعضاء و نقض حق نظر و رأی و رهبری خود خوانده مادام العمر رجوی و موارد دیگر آیا اختلاف سیاسی کوچک و قابل اغماض است یا تعیین کننده هستند؟

 

4- آیا سرنگونی اصل است یا اینکه حکومت اینده چه نوع حکومتی باید باشد اصل است ؟

 

5- آیا می شود با همه نیروها از هر دیدگاه سیاسی و طبقاتی و اجتماعی متحد شد و همکاری کرد یا باید نیروها را ضمن حق ازادی به نوع مبارزه ای که می کنند تک به تک مطالعه و انتخاب کرد. مردم مگر بیکارند که یک حکومت اسلامی را بردارند و حکومت اسلامی دیگری با برچسب دمکراتیک بجای آن بنشانند مصاحبه احمد حنیف نژاد را بمناسبت 14 خرداد گوش کنید تا ببینید اصلا شما که چپ هستید با این گفتار سنخیت دارید؟

 

6- آیا مجاهدین (رجوی) تا بحال کدام انتقاد را از خود کرده است آن را به ما هم بگوئید آیا نیروئی که از خود انتقاد نمی کند و خطاهای خود را نمی پذیرد می شود اعتماد کرد؟ مگر “روشنفکران، ژورنالیست ها، متفکرین، منفردین مستقل، نیروهای چپ و رادیکال” بجای “فردای ازادی ایران” همین امروز با مجاهدین در گیری فلسفی و راهکاری ندارند و مجاهدین آنها را مزدور رژیم می خواند لابد فردا آنها را “رهروان راه سرمایه داری” و “مزدوران امپریالیسم” می نامد و از دم تیغ می گذراند!!

 

7- ایا تضاد و اختلاف با مجاهدین (رجوی) احساسات شخصی است یا اصولی؟

 

8- آقای ناظر می گوید “اگر در ایران آینده انتخابات آزادی باشد و اگر مردم به مجاهدین رأی برای تشکیل دولت بدهند، بخش بزرگی از ایران با رفتار و کردار و پندار مجاهدین در تضاد و کشمکش خواهد بود”.

 

اینکه همین الان هم مردم با مجاهدین مشکل دارند بجای خود، اما اگر در حکومت آینده مردم با مجاهدین در تضاد باشند که به آنها رإی نمی دهند آیا مجاهدینی که بخش بزرگی از مردم با رفتار و کردار آنها تضاد و کشمکش دارند چرا باید امروز همراه آنها بود و تضاد و کشمکش نداشت؟ چرا در تظاهراتشان حتی اگر امثال بوش و بلر وجان بلتون ها هم شرکت نکنند باید شرکت کرد؟.

 

من تنها گوشه از مقاله اقای ناظر را مورد نقد و بررسی قرار دادم و تناقضات دیگر این مقاله را مسکوت گذاشتم “اگر در حانه کس است یک حرف بس است”.

 




طبقه بندی: آقای هادی شمس حائری، 
برچسب ها: نقد،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی