نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

خانم مرجان ملك
داستان زندگی مرجان ملک خواندنی است _  زن جوانی که از سر ناآگاهی _ عدم  تعمق و صبوری درراه حل مشکلات به دام گروه تروریستی موسوم به مجاهدین می افتد _ سرگذشت او  بسیار تلخ  _ آموزنده  و رسوا کننده  است...
دفتری سپید برای نوشتن _ خاطرات مرجان ملک ( معصومه صید آبادی ) عضو سابق گروه تروریستی رجوی ( بخش یکم )

 
پیش نوشت

 تاریخچه فعالیت های سازمان تروریستی موسوم به مجاهدین بدون تردید  بخش سیاهی از تاریخ معاصر ایران است _ درباره اقدامات مخرب این گروه خشونت طلب گرچه بسیار گفته ونوشته اند ولیکن  هنوز جای پژوهش وکندوکاو بیشتر خالی است  _ ماجراهای این گروه تبهکار را باید بصورت روشن وشفاف برای نسل های جوان درقالب های مختلف ترسیم و روشن کرد  _ جا دارد اقدامات خلافکارانه وتروریستی چند دهه  این گروه را  در قالب داستان و فیلم وتئاتر وسریال بنمایش عموم گذارند تا همه مردم ایران از ماهیت پلید وتبهکار وخشونتگرای این گروه که شرم وننگ تاریخ معاصر ایران بشمارمی رود  هرچه بیشتر آگاه گردند ……..
 

عنوان این نوشته ” دفترسپیدی برای نوشتن ” برداشتی از نظر مرجان ملک است _ او تاکید می کند گروه رجوی از او بعنوان یک تخته سپید استفاده کرد وهرچه می خواست برروی این تخته  نوشت ……… 

 
داستان زندگی مرجان ملک خواندنی است _  زن جوانی که از سر ناآگاهی _ عدم  تعمق و صبوری درراه حل مشکلات به دام گروه تروریستی موسوم به مجاهدین می افتد _ سرگذشت او  بسیار تلخ  _ آموزنده  و رسوا کننده  است  .

 
تلخ است

 داستان زندگی مرجان تلخ است _  زن جوانی  که با هدف زندگی بهتر خانه ومیهن خود را ترک کرده دراثر یک اشتباه  چنان دردام عنکبوتی تشکیلات  یک گروه تبهکار اسیر می شود که تمامی مرزهای احساسی وعاطفی مادری را پشت سر می نهد _ او با رها کردن دو دختر خردسالش درکشوری غریب وعزیمت به عراق واردوگاه اشرف پای درراهی می گذارد که سرانجامی جز مرگ درانتظار او نیست  _ دلیل این اقدام غیرعاقلانه مرجان چه بوده است  ؟ ناآگاهی وسادگی ؟جوانی و ماجراجویی ؟  و یا بی باکی وشیردلی  ؟

 

آموزنده است

داستان زندگی مرجان ملک آموزنده است _ زن جوانی که دراثر یک غفلت زدگی شگفت انگیز وفریب خوردگی  سئوال برانگیز از یک زن جوان بدنبال آینده وامیدوار به زنی بیخودشده وگرفتار مبدل می گردد که حاضرمی شود کپسول سیانور زیرلب بگذارد وبا عزمی جزم جهت خمپاره زنی به اهداف کور وکشتن هم میهنان خود ازعراق عازم ایران گردد..

 

شاید یک اتفاق ساده _ شاید یک اشتباه کوچک _ شاید یک خطای محاسباتی _ وشاید هم یک اختلال ارتباطی  باعث می شود که مرجان ماجراجو از سفری که  خطوط پایانش به مرگ و یا خودکشی منجر می شود باشکست روبروگردد_ مرجان اما در ماجرای دیگرکشی وخودزنی خوشبختانه موفق نمی شود _ او قبل از اقدام تروریستی  دستگیر وسپس محاکمه و به زندان محکوم می گردد…

 

مرجان ملک  امروز پس از گذشت ۱۵ سال از آن ماجرا های تلخ  همچنان گنگ وگیج است _گرچه  مرجان امروزه پس از گذراندن این دورانهای سخت ودشوار درکنار دخترانش الاهه ورویا درهلند گرچه زندگی آرامی را می گذراند ولیکن  همچنان درپاسخ به این سئوال ها در می ماند   که : راستی چه شد چگونه من دردام فریب گرفتار شدم ؟  آنها چگونه وبا بکارگیری چه مکانیسم هایی فکر وشعور وعقل  وقدرت درک مرا دستکاری کردند ؟ به چه دلیل و بهانه و انگیزه ای من حاضرشدم و پذیرفتم که هم میهنان خودرا به قتل برسانم وسپس خودکشی کنم ؟ !

 
رسوا کننده است

داستان زندگی مرجان رسوا کننده است چراکه این زن جوان از تبهکاری ها تکدی گری ها وفریبکاریها ی این گروه تروریستی  درهلند سخن می گوید _ مرجان از جعل اسناد و قاچاق انسان حرف می زند _ او از زندگی دوساله اش دراردوگاه تروریستی اشرف سخن به میان میاورد _ از تعلیمات ایدلوژیکی ( مغزشویی ) _ از انتخابش درگروه اعزام _ روی سکو رفتنش _ درقرنطینه قرارگرفتن _ از تمرین چگونگی نگاهداری قرص سیانور درزیر زبان _  از چگونگی اعزام و قاچاق انسان _ ازحمل خمپاره بصورت شمعدان _ از جاسازی وحمل ۱۶  کیلو ابزار ترور در زیرلباس او و نفر همراش ( حورا شالچی )  _ ازچگونگی رد شدن ازمرز _ ازسفربه تهران وو سرانجام  سفر به ارومیه جهت انجام خمپاره زنی به اهداف کور وو عدم موفقیت ودستگیری _ از شهید اعلان کردنش توسط گروه بدلیل قطع ارتباط _ از محاکمه وزندان و سرانجام پس از هفت سال ماجراجویی دوباره به سوی فرزندانش بال گشودن وآغاز زندگی دوباره اش  اما بنوعی دیگر _

بااین مقدمه زندگی پرماجرای  معصومه صیدآبادی ( مرجان ملک ) را  درسلسله نوشتارهایی به تصویر می کشم وپا به پای او دراین سفرشگفت انگیز همراه می گردم _ سفری که از تهران آغاز می گردد ودرراه از ترکیه به هلند واز هلند به بلژیک وآزآنجا به اردن وسپس به عراق  ( اردوگاه اشرف ) ادامه می یابد _ از اردوگاه اشرف  به مرز  وغرب ایران وتهران _ ازتهران به ارومیه و سپس واز آنجا به تهران و زندان اوین _ ودرانتهای این سفر دورودراز با مرجان یک باردیگر ازتهران عازم آمستردام می گردیم  _ هلند سرانجام محل زندگی مرجان وفرزندانش می شود اما این بار به دلیل گستن از تارعنکبوتی ومرگبار گروه تروریستی  رجوی ……

 
اززبان مرجان می شنویم که گروه تروریستی رجوی گرچه به او قول داد درراه رفع مشکل پناهندگی اش او  را یاری کند ولی درعمل نه تنها اورا یاری نکرد بلکه از مرجان جوان وکم تجربه یک  مجاهد بی بدیل ! ساخت _ او را  روانه عراق وایران کرد تا بکشد وکشته شود _  گروه تروریستی رجوی دردوران قطع ارتباط مرجان ودرحالیکه نامبره دستگیر ومراحل بازجویی در اوین را می گذراند  درنشریات ورسانه های خود اعلام کرد : مجاهد خلق مرجان ملک گوهربی بدیل ورزمنده دلاور خلق در عملیات انقلابی پس از خمپاره باران مراکز رژیم  به جمع  شهیدان مجاهد پیوست! _ شاعرهای قلم به مزد گروه ( رجوی ) درباره شهادت مرجان گوهربی بدیل شعرها سرودند و درمقالات متعددی از این شهید خلق گفتند و نوشتند !

 
شاید یک اتفاق  ساده _ شاید یک لحظه دیررسیدن وشاید…….. باعث شدند تا مرجان ملک زنده بماند وپس از خروج از ایران باصدایی رسا یک بار دیگر کوس رسوایی _ دروغگویی _ تبهکاری وشیادی این گروه تروریستی راهرچه رساتر بر بام جهان بکوبد  _ مرجان زنده ماند تا باردیگر زندگی را  اما ابن بار عاقلانه وخردمندانه وآگاهانه در کنار خانواده اش  دنبال کند

 
پایان بخش نخست و مقدمه شرح زندگی معصومه صید آبادی ( مرجان ملک )

 
دربخش دوم  _ ماجراهای یاد شده بالا را دقیق تربه  قلم خواهم کشید _ باسپاس فراوان از خانم مرجان ملک .

 
پدرام میرپارسی  _ تولید وتدوین ۷/۱۰/۲۰۱۲

 



طبقه بندی: الف مینو سپهر،  خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: خاطرات، مرجان ملك، معصومه صید آبادی، جداشده، فرقه رجوی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی