نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 25 آبان 1391

ما آمده بودیم عراق برای مبارزه با جمهوری اسلامی و حالا یا داریم طشت و قابلمه جمع می کنیم یا به فکر فروش دیگ و کفگیر هستیم یا هم دنبال مار می گردیم که عکسش را بیندازیم و یا هم مشغول خرابکاری در فاضلاب خودمان هستیم و کارمان شده شن جابجا کردن و نشست گذاشتن . همین سرخوردگی و همین کوته فکری ما باعث شده بود که برخی فرار کنند و برخی خودکشی و ماها هم که نه حال فرار داشتیم و نه جرأت خودکشی, کم کم داشتیم خل می شدیم , اینجا هم حسابی بیکار بودیم و به ما اجازه نمی دادند که خودروهایمان را هم از اشرف به اینجا منتقل کنیم وگرنه لااقل خودمان را میمالیدیم به سپر ماشین ها تا اوقاتمان سپری شود ...

اشرف

از اشرف تا قلعه ی حیوانات

 درباره " سازمان مجاهدین خلق ایران" که امروزه نه سازمان است نه مجاهد و البته دشمن ایران و خلقش



حسن زبل، وبلاگ حسن زبل، پانزدهم نوامبر 2012

ما مجاهدین از اشرف رانده و در لیبرتی مانده این اواخر کمی سرخورده شده بودیم که پس مبارزه چه شد ؟ ما آمده بودیم عراق برای مبارزه با جمهوری اسلامی وحالا یا داریم طشت و قابلمه جمع میکنیم یا به فکر فروش دیگ و کفگیر هستیم یا هم دنبال مار میگردیم که عکسش را بیندازیم و یا هم مشغول خرابکاری در فاضلاب خودمان هستیم و کارمان شده شن جابجا کردن و نشست گذاشتن .

همین سرخوردگی و همین کوته فکری ما باعث شده بود که برخی فرار کنند و برخی خودکشی و ماها هم که نه حال فرار داشتیم و نه جرأت خودکشی, کم کم داشتیم خل میشدیم , اینجا هم حسابی بیکار بودیم و به ما اجازه نمیدادند که خودروهایمان را هم از اشرف به اینجا منتقل کنیم وگرنه لااقل خودمان را میمالیدیم به سپر ماشین ها تا اوقاتمان سپری شود.

ازفرط سردرگمی و به دلیل کهولت سن کم کم کمرهایمان خم شد و چشمهایمان کم سو و دستمان لرزان و موهایمان که قبلا سفید شده بود به وضعیتی رسید که بجای شامپو امروز میتوانیم از شیشه شور هم استفاده کنیم ,

خلاصه اگر انقلاب خواهر مریم نبود ما ها که هنوز در لیبرتی هستیم یاخودکشی کرده بودیم یا فرار ,یا خل شده بودیم یا ناراضی, یا مزدور شده بودیم یا مامور وزارت اطلاعات ,یا نفوذی شده بودیم یا مهمان ,یا پاسیو شده بودیم یابنگالی ولی انقلاب ایدئولوژیک خواهر مریم درست مثل قفل فرمان برای ما مجاهدین عمل کرده, فقط سرپیچ ها کمی اذیت میکند و بس .

خلاصه بقول خواهر مسئولم نیروی مجاهد خلق امروزه مثل گنجشکه اگه شل بگیریش میپره اگه سفت بگیریش میمیره ,باید یه جوری سر کارش بگذاری که آروم بگیره .

اما امروز همه مشکلات ما به پایان رسید و مابه همت برادر مسعود دوباره به دوران شکوفایی مبارزه بی امان برگشتیم و کلی کار و مبارزه جلوی رویمان هست که میتوانیم حسابی سرگرم شویم , الان ما میتوانیم با شجاعت و شهامت با رضا پهلوی بجنگیم و طبق دستور تشکیلاتی برعلیه او مطلب بنویسیم و فحش بدهیم , الان ما میتوانیم متحد با مخالفان سوری با دولت سوریه بجنگیم البته فعلا در لیبرتی و بصورت صوری , الان ما میتوانیم با جمع کردن سنگ های درشت از شن های ریز موجود در لیبرتی هم زمین را برای راه رفتن و هم زمینه را برای مبارزه با خانواده ها هموار کنیم وبرای سنگ اندازی به آنها در صورت آمدنشان سنگ کافی در اندازه مناسب فراهم کنیم , الان ما مجاهدین لیبرتی نشان میتوانیم با خودمان هم بجنگیم و به زور خودمان را در لیبرتی نگه داریم .

داشت موضوع تیتر این مطلب را یادم میرفت , ما الان یک عده آدم و عضو سابق مجاهد خلق در لیبرتی داریم که نه فرار کرده اند و نه خودکشی بلکه میگویند ما بعد از تعیین تکلیف میرویم و الان بصورت مهمان هستیم و سازمان هم قبول کرده که لااقل بمانند و موجب آبروریزی نشوند , مسئولین میگویند اینها با بریده مزدوران فرق دارند چون صدایشان به جایی و به کسی نمیرسد اما بنده بعنوان یک مجاهد معتقد و مقاوم و بعنوان یک عنصر انقلاب کرده مخالفم چون اینها صدایشان امروز به ما میرسد و فردا به همه دنیا همین الان خود مرا دارند مسئله دار میکنند , من که فکر میکنم باید مثل آن روزهای طلایی در همین لیبرتی یک زندان برای اینجور آدمها درست کنیم چون وقتی قرار است مو داخل غذای آدم باشد فرقی ندارد که موی مژه دلبر باشد یا موی سبیل اصغر .البته خواهر مسئولم میگوید بگذار لیبرتی جا بیفتد و بعنوان کمپ پناهندگی دائمی شناخته شود زندان هم درست می کنیم .

................................

91/08/25

 




طبقه بندی: آقای بهزاد علیشاهی،  طنز، 
برچسب ها: طنز، بهزاد علیشاهی، اشرف، مبارزه، قلعه حیوانات،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی