نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
به دنبال وقوع زلزله شدید در سلیمانیه عراق برخی از استان های غربی کشورمان لرزیدند که در پی آن تعدادی از هموطنانمان جان خود را از دست دادند و تعدادی نیز زخمی شده اند. . ، ، مرگ بر آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر آمریکا

مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1391
برجسته شدن جایگاه انحصاری مسعود رجوی در تشکیلات سازمان و تبدیل شدن وی به رهبر مطلق العنان و پیشوای ایدئولوژیک و سیاسی آن ، توجه و تأمل بیشتری بر هویت خانوادگی و فردی او را ایجاب می کند. مدت مدیدی است که در بسیاری از متون خارجی و داخلی ، سازمان به نام گروه رجوی نیز خوانده می شود و این امر به مفهوم آن است که شناخت بیشتر و عمیق تر زوایای وجودی وی به منزله شناخت بهتر و دقیق تر سازمان محسوب می گردد...
رجوی فرزند خوانده ی صدام

دفتر تحقیقات و مطالعات سیاسی

  گفتار بیست و یکم : فرقه ، ترور و تصفیه

« فصل اول »

مرور بیوگرافیک خانواده رجوی

نگاهی نزدیکتر به خانواده رجوی ، آغاز مناسبی برای این بررسی و واکاوی است :

حسین رجوی و همسرش راضیه جلالیان ، پدر و مادر مسعود ، اهل مشهد بودند . رجوی پدر چون از کارمندان رده بالای ثبت اسناد بود و به عنوان رئیس ثبت در شهرهای مختلفی خدمت می کرد ، هر یک از فرزندانش در شهری به دنیا آمده اند و در شهری دیگر تحصیل کرده اند .

وی از اوایل دهه 1320 در مشهد ساکن و مقیم شد و یک دفتر اسناد رسمی به راه انداخت. از وضعیت مالی مرفهی برخوردار بود و از این جهت توانست فرزندان خود را برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بفرستد.

این خانواده از نظر فرهنگی و اجتماعی ، نسبتاً خوشنام بودند ، گرایش مذهبی متوسطی داشتند ، هرگز سیاسی نبودند و با عامه مردم و نیز کسانی که سوابق مبارزاتی داشته و شناخته شده بودند ، معاشرت نمی کردند .

کاظم رجوی متولد 1312 ، فرزند بزرگ خانواده در اواسط دهه 1330 برای ادامه تحصیل در رشته حقوق به فرانسه رفت و سپس در سوئیس (ژنو) اقامت گزید . وی عضو هیئت علمی انستیتوی عالی حقوق بین الملل دانشگاه ژنو بود .

صالح رجوی متولد 1314 و هوشنگ رجوی متولد 1319 نیز چند سال بعد به دنبال برادر بزرگ عازم فرانسه شدند . صالح در رشته پزشکی تحصیل کرد و از دانشگاه پاریس دکترای تخصصی قلب گرفت . هوشنگ نیز از همان دانشگاه مدرک مهندسی برق و مکانیک گرفت .

احمد رجوی ، کوچکترین برادر میان برادران مسعود ، در زمان دستگیری و محکومیت برادرش از فرانسه دکترای طب گرفت و در همانجا مشغول به کار شد . کاظم و صالح نیز در اروپا ماندگار شدند و حتی در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز به کشور باز نگشتند ، هوشنگ از سال های اواخر دهه 1340 در ذوب آهن اصفهان کار می کرد .

• مسعود رجوی

وی در سال 1337 در طبس به دنیا آمد ، تحصیلات ابتدایی را در دبستان فارابی کاشمر به پایان رساند و از دبیرستان دانش بزرگ نیا در مشهد دیپلم ریاضی گرفت . در سال تحصیلی 1345 – 46 در رشته حقوق سیاسی دانشکده حقوق دانشگاه تهران پذیرفته شد و در خردادماه 1350 موفق به اخذ لیسانس گردید .

مسعود رجوی در سه ساله دوره دوم دبیرستان در مشهد در کلاس های آموزش زبان انگلیسی در انجمن ایران و انگلیس (وابسته به مرکزی تحت عنوان شورای فرهنگی بریتانیا) شرکت می کرد و پس از آمدن به تهران و هم زمان با گذراندن ترم های آغازین دانشگاه دروس تکمیلی زبان انگلیسی را در کلاس های انجمن ایران و آمریکا گذراند . به همین جهت در آغاز دوران دانشجویی ، تدریس انگلیسی را بیشتر به صورت خصوصی و چند ساعتی در یک دبیرستان به عنوان شغل ثانوی انجام می داد .

عضویت در سازمان

مسعود رجوی در دو سال آخر دبیرستان ، عضو انجمن ضد بهائیت (حجتیه) شد که این عضویت تا اوایل سال سوم دانشگاه ادامه یافت . (1) در زمستان 1346 ، حسین احمدی روحانی از نخستین کادرها و اعضای سازمان که سابقه رجوی را از انجمن ضد بهائیت مشهد داشت و در جلسات همان انجمن با وی آشنا شده بود ، او را عضوگیری کرد .

مراحل آموزشی و تعلیماتی تحت مسئولیت روحانی طی شد و مسعود در این مدت سخت تحت تأثیر شخصیت و ظواهر تدین و ایمان مذهبی او قرار گرفته بود (2) و با توجه به رشته تحصیلی رجوی و آشنایی با زبان انگلیسی ، پس از دوران تعلیماتی اولیه ، در گروه سیاسی سازمان وارد شد و تحت مسئولیت بهمن بازرگانی قرار گرفت .

گویا چون حنیف نژاد می خواست مسئولیت رجوی را خود به عهده بگیرد ، او را در گروه ایدئولوژی قرار داد . حنیف نژاد توجه خاصی به رجوی داشت ، به طوری که وقتی می خواست از یک نمونه فرد تشکیلاتی که رشد خوبی کرده نام ببرد ، وی را نام می برد .

در اوایل سال 1349 رجوی نیز همراه با چند تن دیگر از اعضای گروه ، به منظور گذراندن دوره آموزش چریکی به طور قاچاق از ایران خارج شد . ولی مدت زمانی نگذشته بود که حادثه دستگیری شش تن از افراد در دوبی و سپس جریان ربودن هواپیمای حامل آنها پیش آمد . رجوی نیز به ایران بازگشت و هم زمان به عنوان یکی از مسئولان آموزشی وارد کمیته مرکزی گروه شد . در آن زمان وی جوان ترین عضو مرکزیت به شمار می آمد .

دستگیری و محاکمه

پیش از جریان ضربه شهریور و احتمالاً قبل از دستگیری های جمعی در سال 1350 ، مسعود رجوی نیز دستگیر شد . پس از طی دوران بازجویی ، رجوی با نخستین گروهی که محاکمه شدند به دادگاه رفت . بهمن بازرگانی یکی از کاردهای اصلی مرکزیت سازمان مقارن ضربه شهریور ، به نکته ای اشاره می کند که شایان توجه و تأمل است :

" دادگاه فدایی ها قبل از دادگاه ما بود و آنها را اول اعدام کردند . در دادگاه اول ما ، افراد سبک کمیته مرکزی را انتخاب کردند ، ساواک سبک ترین افراد کمیته مرکزی را که مهین دوست و رجوی و محمد بازرگانی و ناصر صادق بودند ، برای دادگاه اول گذاشت . غیر از این افراد بقیه من بودم و علی باکری و بدیع زادگان که ساواک برای دادگاه دوم و اعدام نگه داشته بود . قبل از دادگاه اول ، ساواک به خانواده ها گفته بود که چون این اشخاص سبک ترین افراد مرکزی هستند ، اعدام می گردند ولی بعد به آنها عفو می خورد ." (3)

تغییر حکم اعدام

رجوی مطابق دستور تشکیلاتی در دادگاه به دفاع ایدئولوژیک پرداخت و همراه با ناصر صادق ، علی میهن دوست ، علی باکری و محمد بازرگانی محکوم به اعدام گردید . پس از گذشت مدتی اعلام شد که رجوی با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شده است .

آنچه در آن زمان در مطبوعات رژیم منعکس شد حاکی از همکاری وی با تیم بازجویی در متلاشی کردن تشکیلات بود و سند همکاری رجوی نیز منتشر شد . (4) با این وجود سازمان همواره ادعا می کرد که چون برادر مسعود رجوی (کاظم) با شخصیت های سیاسی اروپایی آشنا بوده ، وساطت آنها باعث این تخفیف شده است .

پس از سقوط رژیم پهلوی سند مهم دیگری به دست آمد که در اصل از میان سندهای موجود در پرونده رجوی گم شده بود . این سند نشان می داد که کاظم رجوی از سال 1349 با نام مستعار میرزا منبع ساواک بوده است . (5)

برخی از اسناد مربوط به بازجویی مسعود رجوی نیز در اواخر زمستان 58 در آستانه انتخابات مجلس توسط مخالفان سازمان منتشر گردید که حاکی از ضعف وی به هنگام بازجویی بود . در مقابله با این حرکت ، سازمان نیز در نشریه های فوق العاده ای که منتشر نمود ، درصدد پاسخگویی برآمد ، لیکن همان اسناد منتشر شده توسط سازمان نیز بیانگر ضعف رجوی در بازجویی بود .

عباس داوری از کادرهای اصلی و نزدیک به رجوی که در زندان با رجوی هم بند بوده و به زیر و بم مسائل وی احاطه داشته است ، خطاب به یکی از دوستان شورایی اش در سال 1360 گفته است :

" این مردک (مسعود رجوی) که امروز این طور هارت و پورت می کند ، س که موذی است ، در زندان حتی یک چوب هم نخورد . آن قدر که مرتاض بازی در می آورد و غذا نمی خورد و رنگ رویش زرد بود ، هر وقت که ساواک سراغش می آمد غش می کرد و از حال می رفت و هر جا که سمبه را پر زور می دید ، پیشاپیش کروکی خانه حنیف نژاد و دیگران را بر روی کاغذ می کشید و آن را دست ساواک می داد تا آنان از سر تقصیراتش بگذرند . " (6)

نکته دیگر ، مسئله دستگیری اولیه او در اول مرداد ماه 1350 ، یعنی یک ماه زودتر از ضربه شهریور است . علاوه بر نفوذ دلفانی که ناصر صادق و منصور بازرگان را می شناخت ، به ظن قوی اطلاعات مسعود رجوی در جریان این دستگیری (چون در ضربه شهریور نیز رجوی مجدداً در یکی از خانه های جمعی دستگیر شد) در تحت نظر گرفتن و لو رفتن خانه ها نقش داشته و مؤثر بوده است .

محسن نجات حسینی از مراقبت هایی سخن می گوید که نمی تواند صرفاً به تعقیب ناصر صادق مربوط باشد :

" در مرداد ماه سال 1350 چندین مورد مشکوک در اطراف خانه های جمعی سازمان دیده شده بود ، همه کسانی که به خانه تیمی رفت و آمد داشتند ، قبل از رسیدن به خانه می بایست اطراف خود را هوشیارانه مورد بررسی قرار می دادند تا اگر مورد مشکوکی از تعقیب را متوجه می شدند ، از رفتن به خانه تیمی خوددداری کنند …" (7)

اسناد مربوط به تاریخ دستگیری مسعود رجوی ، اعترافات وی در بازجویی ها ، اسناد مربوط به کاظم رجوی و نفوذ وی در میان گروه های مخالف رژیم ، اسناد مربوط به نامه نگاری بین رئیس ساواک و دادرس ارتش و دیگر اسناد موجود ، در روشن کردن ماهیت زنده ماندن مسعود رجوی دارای نکاتی روشنگر و ابهام زداست .

• ماهیت دفاعیه رجوی در دادگاه

پیش از آن که به سوابق رجوی در زندان بپردازیم ، لازم است به نکاتی که درباره مدافعات وی در دادگاه مغفول مانده است ، اشاره کنیم . مقایسه دفاعیات دیگر کادرهای سازمان که هم زمان با رجوی در دادگاه شرکت کرده و به مرگ نیز محکوم و سرانجام اعدام شدند ، با آنجه رجوی در دادگاه بیان کرد می توان در روشن کردن واقعی ماهیت وی مؤثر باشد .

همه کسانی که از آنها یاد شد در دفاعیات خود این مسائل را رعایت کرده بودند :

1. همه مکرراً به آیات قرآن استشهاد کرده اند و جز در یک مورد ، همه سخن خود را با آیه ای از قرآن آغاز نموده اند . (محمد بازرگانی با جمله ای از برتولت برشت ، آغاز می کند)

2. به آمریکا ، اسرائیل و رژیم شاه (به عنوان رژیم دست نشانده) حمله کرده اند .

3. بر استثمار طبقات محروم و حیف و میل بیت المال تکیه داشته اند .

4. همه نسبت به مارکسیسم و مارکسیست ها موضعی طرفدارانه داشته اند .

برای مثال به دفاعیه علی میهن دوست اشاره می کنیم که : با آیه ای از قرآن بحث خود را شروع می کند ، مجموعاً 13 بار به آیات قرآن استناد می کند و در مواقعی عین متن آیه را می خواند و با آیه قرآن و شعار به سخنان خود پایان می دهد .

لیکن رجوی سخنان خود را بدون بسم الله الرحمن الرحیم یا به نام خدا آغاز می کند ، نه در آغاز و نه در پایان و نه در هیچ قسمتی از دفاعیات طولانی خود ، به قرآن و نهج البلاغه و متون مذهبی و اسلامی استناد و اشاره ای ندارد .

در حالی که تمامی افراد با صراحت و مکرر درباره رژیم شاه و وابستگی اش به آمریکا سخن می گفتند ، رجوی حتی یک بار نیز مستقیماً سلطنت شاه را مورد خطاب و حملهت قرار نداد و نیز در هیج جا از دفاعیه خویش به مبارزه مسلحانه به طور مستقیم اشاره نکرد . (8)

• رجوی و آیت الله طالقانی در زندان

از جلوه های رفتار ماکیاولیستی رجوی می توان به نحوه برخورد دوگانه وی با مرحوم آیت الله طالقانی در زندان و بیرون از زندان اشاره کرد . محمدی گرگانی که از کادرهای مسئول سازمان در زندان بود و در جریانات سال 54 از سازمان جدا شد ، می گوید :

" ... در زندان کار به جایی رسیده بود که افرادی مثل جروی به مرحوم طالقانی اجازه نمی دادند تفسیر قرآن بگوید ، می گفتند : او چون مالکیت خصوصی را قبول دارد ، گرایشات خرده بورژوایی دارد . در سال 55 سر سفره نشسته بودیم که یک جوان 18 – 19 ساله گفت : طالقانی کیست ؟ او به قول مسعود یک خرده بورژواست !

... من از همان اول که به زندان وارد شدم ، یکی از موارد اختلافم با مسعود سر همین مسئله بود . حاج مهدی عراقی ، آقای هاشم امانی و آقای انواری بعد از 8 – 9 سال که در زندان بودند ، مسعود طوری با اینها برخورد می کرد که انگار نجس اند ... می گفت : ما آمده ایم و یک چیز تازه ای را آورده ایم که هیچ کس نیاورده ، همه باید ما شویم و در نهایت هم ما نوک پیکان تکامل هستیم ." (9)

• خاطره ای از روابط جزنی و رجوی

صفر قهرمانی ، عضو نظامی فرقه دموکرات که 32 سال از عمرش را (1357 – 1325) در زندان های شاه گذراند ، ضمن نقل خاطرات خود از مسعود رجوی نیز سخن می گوید و مقایسه ای ظریف بین او و بیژن جزنی صورت می دهد :

" والله من با مسعود رجوی خیلی نزدیک بودم . درد دلش را برای من می کرد ، در مورد جزنی کمی حسودی می کرد ، گاهی هم بدگویی می کرد. می گفت : او مائوئیست ها را تحریک می کند . آخر همه آنها در یک کمون زندگی می کردند ، مرتب با هم جلسه تشکیل می دادند ، بعد می آمد و برای من تعریف می کرد که جزنی این طور کرد ، جزنی آن طور کرد ! مثلاً می گفت : او بچه ها را بر ضد من تحریک می کند . اما ظاهراً با هم حرف می زدند ، رفیق جون جونی بودند .

رجوی آدم سیاسی و سیاستمداری بود ، کارهایش همه مخفی بود ، کار علنی هیچ وقت نمی کرد ، جزنی علنی کار می کرد و رک و راست بود . رجوی برای من قرص والیوم می آورد تا شب ها بتوانم بخوابم ، او سینوزیت و سردرد داشت ، همیشه یک چیزی به سرش می بست ، ولی آدم زرنگی بود ، خیلی فعال بود . می توانست همه را جمع و جور کند ، زبان دار ، همه اش جزوه می نوشت ، می خواند ، این را بخوان ، آن را بخوان ..." (10)

______________________________

1- محسن نجات حسینی از دوران دانش آموزی رجوی خاطره ای نقل می کند که روزی حسین روحانی در مشهد او را به جلسه ای دعوت می کند که با شرکت چند دانش آموز تشکیل می شد . وقتی به محل جلسه رسیدیم ، جوان دانش آموزی که کت و شواری مرتب و کراواتی هماهنگ با آن پوشیده بود ، در محل ورودی خانه به ما خوش آمد گفت . پس از ورود به یکی از اتاق های خانه ، با چای از ما پذیرایی شد . طی نیم ساعت تعدادی جوان دیگر نیز به جمع ما پیوستند و آنگاه جلسه کار خود را آغاز کرد . میزبان و سخنرانی این گردهمایی ، مسعود رجوی بود ، وی سخنرانی دلچسبی درباره شخصیت و مقام حضرت علی ایراد کرد . (نجات حسینی ، بر فراز خلیج فارس ، ... ص 38)

2- بایستی توجه داشت که همین عنصر ظاهراً متدین و مؤمن ، در جریان تغییر ایدئولوژی چنان که در جلد دوم اشاره گردید ، تبدیل به یک مارکسیست شد و بعدها همراه با افرادی چون سپاسی آشتیانی در رأس سازمان پیکار قرار گرفت .

3- گفتگوها ، بهمن بازرگانی

4- برای آگاهی بیشتر از این موضوع ، کتاب حاضر ، ج 1 ، زندگینامه مختصر رجوی

5- دکتر شریعتی نیزبه پدرش محمد تقی شریعتی و چند نفر دیگر گفته بود که کاظم رجوی ساواکی است . میثمی ، آنها که رفتند ... ، ص 188

6- خوشحال ، مبارزه با استبداد ، ص 85

7- نجات حسینی ، بر فراز خلیج فارس ، ص 297

8- پرونده مسعود رجوی

9- گفتگوها ، محمد محمدی گرگانی

10- قهرمانیان ، خاطرات صفرخان ، ص 198 – 199

  -------------------------------------------
منبع :‌ایران دیدبان
 



طبقه بندی: پرونده،  آشنایی با فرقه رجوی،  سران فرقه رجوی، 
برچسب ها: رجوی كیست، بیوگرافی رجوی، خانواده رجوی، زندگینامه رجوی، فرقه رجوی، نوید رهایی، رسول جعفری،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

نوید رهایی روی موبایل

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، بالاخص فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و تلگرام به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

لرستان
قربانیان ترور

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

شهید علی صیاد شیرازی

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی