نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : جمعه 29 دی 1391

رسولی بازجوی زندان اوین بود. رابطه او با مسعود رجوی بسیار خوب بود، به طوری كه وقتی وارد بند می شد؛ احوال او را می پرسید و می گفت: مسعود جان چه طوری؟ سرت خوب شده؟ دكتر رفتی یا نه؟ و گاهی اوقات خودش قرصی تهیه می كرد و به او می داد. مدتی بود كه او را به بهانه خونریزی معده، هفته ای یك بار به بهداری می بردند و ما از بیرون رفتن او متوجه شدیم كه او را به بهداری برده اند اما نكته جالب این بود كه او فوری برمی گشت نه دارویی می دیدیم و نه از بستری شدن او در بیمارستان خبری بود."...

صدام رجوی

در بررسی انحرافات بنیادی و ساختاری و تغییر سمت و سوی سازمان مجاهدین خلق و استحاله آنها از یک جریان آرمان گرا به یک فرقه سیاسی - تروریستی بدون شک نقش رجوی غیر قابل انکار و تعیین کننده بوده است. اعدام بنیانگذاران سازمان مجاهدین از جمله محمد حنیف نژاد، سعید محسن، بدیع زادگان و ... در خرداد ماه سال 1351 عملا جریان رهبری سازمان را حداقل در زندان به دست  رجوی انداخت. عضویت رجوی در مرکزیت سازمان در این زمان، اگر چه اعدام او را در کنار سایر محکومین کاملا قابل پیش بینی می نمود، اما تقلیل حکم او از اعدام به حبس ابد، عملا مسیر جداگانه ای پیش روی رجوی باز کرد. وی که پیش از این به زعم بنیانگذاران سازمان و از جمله حنیف نژاد به دلیل خصلت های فردی و قدرت طلبانه تمایل فطری خود را برای تحمیل خود بر تشکیلات نشان داده بود، با ایجاد چنین شرایطی اهداف ظاهرا دور از دسترس خود را در معرض عملی شدن می بیند. تقلیل حکم او با لحاظ محتوای پرونده اش و همچنین موقعیت تشکیلاتی که او داشته در نوع خود غافلگیر کننده و ناباورانه می نمود. اما چنین سرنوشتی بدون شک و بدون هر ملاحظه احتمالی و ادعایی از جانب خود رجوی و بعدها موضع گیری های سازمان مجاهدین خلق به عملکرد و نقش او در متلاشی کردن سازمان بستگی داشته است.

 تقدم دستگیری مسعود رجوی و متعاقب آن لو رفتن شماری از اعضای مرکزیت از جمله محمد حنیف نژاد، این احتمال را که او باعث دستگیری حنیف نژاد شده به یقین تبدیل می کند. واقعیت این است که بریدن و تسلیم شدن به دشمن در کوران مبارزات سیاسی و به خصوص در موقعیت یک جریان برانداز مسلحانه از احتمالات و اتفاقاتی است که به نسبت در هر جریانی امکان وقوع دارد و برای آن درصد و میزانی قائل هستند، اما مهم این است که این تسلیم شدن در کوران مبارزه چه میزان نقش و تاثیر تعیین کننده گذاشته است و به دنبال آن فرد تسلیم شده و واداده چه موضعی در قبال ضعف های خود در پیش خواهد گرفت. وادادگی رجوی در قبال فشارهای ساواک و انعطاف های بعدی به تمامی موقعیت رجوی را از موضع یک فرد ضعیف به موقعیت یک فرد فرصت طلب تنزل می دهد. در مسیر مبارزات کسانی بوده اند که در زیر شکنجه ها و فشارهای دستگاه های امنیتی دشمن تسلیم شده و به تناسب و با درک موقعیت و حساسیت اطلاعات، در نهایت ناگزیری حداقل تا حد ممکن در دادن اطلاعات راه امساک و به اصطلاح اغفال دشمن را پیش گرفته اند. در این مواقع قاعدتا افراد واداده به دادن حداقل اطلاعات و مشخص تر اطلاعات سوخته و ناکارآمد بسنده می کنند. به نوعی و به ادعای سازمان میزان استقامت و ایستادگی در برابر فشارهای این گونه بهترین و عینی ترین ملاک ارزیابی و قضاوت درباره میزان وفاداری و ایمان و خلوص یک مبارز در راه اهداف سیاسی و ایدئولوژیکی اش است. حتی در چنین شرایطی عرف مبارزه ایجاب می کند فرد در برخورد با چنین موقعیتی حداقل جانب صداقت، تواضع و پذیرش ضعف های خصلتی اش، برخوردی واقع گرایانه و متواضعانه در پیش بگیرد.

 اما رجوی در تمام این مراحل چه میزان استقامت در برابر فشارهای احتمالی ساواک، چه دادن نوع اطلاعات که تمامی موثر و تعیین کننده بوده و چه حتی در دادن اطلاعاتی که هیچ ضرورت و فشاری در پشت آنها نبوده است، نمونه ای منحصر به فرد بوده است. در زیر به یک نمونه از این گونه رفتارهای رجوی از زبان لطف الله میثمی که در ارتباط مستقیم با او رخ داده اشاره می شود. در این نمونه شاهد خواهیم بود که ارائه اطلاعات از سوی رجوی به ساواک اساسا خارج از مدار مطالبات و فشار و شکنجه و صرفا بر پایه جلب اعتماد و نشان دادن انعطاف و حسن همکاری با ساواک تنظیم شده است. ارائه اطلاعات غیر ضروری و سپس انکار این گونه همکاری و لو دادن ها در واقع سوای مقوله کم آوردن جنبه های ناصادقانه، فرصت طلبانه و غیر اخلاقی رجوی را یادآور می شود. این خاطره از زبان لطف الله میثمی و مربوط به اولین شب دستگیری میثمی و دادن اطلاعات به ساواک می شود که میثمی بدون اطلاع رجوی، ناظر و شاهد صحنه بازجویی است. میثمی واقعه را این گونه شرح می کند:

 "بعد از مدتی مرا از زندان قزل قلعه .. به زندان اوین بردند. در آنجا مرا در راهرو رو به روی اتاق بازجو نشاندند. آن روزها چشم بند نبود، کتم را روی سرم انداخته بودند اما چون کت من آستر نداشت، از پشت آن همه چیز را می دیدم. مسعود رجوی را کمالـی بازجویـی می کرد. او را خوابانده بود و می زد، مسعود هم یک به یک اسم کوچک بچه ها را می گفت. ... بعدها (در عمومی زندان اوین) از مسعود پرسیدم: "در آن روز تو که نمی دانستی چطوری لو رفتی و چه کسانی دستگیر شده اند. در خانه ای که تیم خـودت بود دستگیـر شـدی، چطور اسامـی دیگران را می گفتـی؟ ... از دست من ناراحت شد. توقع نداشت با بی اعتمادی با او برخورد کنم، اما جواب قانع کننده ای نداد." (1)

 چنانچه مشاهده می کنید موضع شخصی او پس از این وادادگی کماکان ناصادقانه، فرصت طلبانه، توجیه گرایانه و دروغ پردازانه و در عین حال از موضع طلبکارانه نسبت به کسانی است که توانسته اند ضعف های او را متذکر شوند. مشکل رجوی این بوده که پس از گذر از این دوره نه تنها نقش خود را در مناسبات تعدیل و تنزل نداده و به انتقاد از خود اقدام نکرده، که می کوشد با سوء استفاده از خلاء بنیانگذاران و رهبران اعدام شده خود را بر کلیت مناسبات به عنوان تنها بازمانده مرکزیت تحمیل کند. اظهارات پاره ای از زندانیان سیاسی حکایت از این می کند که رجوی در زندان نیز با ایزوله کردن خود از تنش های داخل زندان و تنظیم رابطه حسابگرانه و رندانه اقدام به تامین نیازهای فردی و خصلت های به اصطلاح رفاه طلبانه و ایجاد مصونیت برای خود می نماید. برخی از شاهدان و هم بندان رجوی در خاطرات خود اذعان می کنند که رجوی به تناوب از بند به بهانه بیمارستان به نزد مسئولین زندان می رفته و با آنها در خصوص مسائل زندان و اتفاقات بیرون تبادل اطلاعات می کرده است. عزت شاهی یکی از هم بندان رجوی در زندان اوین در بخشی از خاطرات خود در این خصوص می نویسد:

 "در این ایام، رسولی بازجوی زندان اوین بود. رابطه او با مسعود رجوی بسیار خوب بود، به طوری كه وقتی وارد بند می شد؛ احوال او را می پرسید و می گفت: مسعود جان چه طوری؟ سرت خوب شده؟ دكتر رفتی یا نه؟ و گاهی اوقات خودش قرصی تهیه می كرد و به او می داد. مدتی بود كه او را به بهانه خونریزی معده، هفته ای یك بار به بهداری می بردند و ما از بیرون رفتن او متوجه شدیم كه او را به بهداری برده اند اما نكته جالب این بود كه او فوری برمی گشت نه دارویی می دیدیم و نه از بستری شدن او در بیمارستان خبری بود." (2) 

 عزت شاهی درباره کم و کیف و انگیزه خروج های رجوی که با پوشش بیماری او صورت می گرفته، نکات جالب و تعمق انگیزی را مطرح می کند که با توجه به روند اتفاقات و وقایع می توان نسبت به صحت و سقم آنها داوری کرد. در این رابطه باز به نقل از وی می خوانیم:

 "تمام جزوات و اعلامیه ها را از بیرون به مسعود رجوی می دادند و او می خواند، حتی بعضی از جزوات را او به داخل زندان می آورد. او در بند خودشان به اتفاق دوستانش از جمله: مهدی افتخاری، موسی خیابانی، محمد حیاتی، شب ها زیر نور كم بند، كنار دیوار نیم خیز می نشستند، جزوات و كتاب ها را جلوی خود می گذاشتند و آنها را می خواندند. ساعت ها طول می كشید و آنها مشغول مطالعه آن جزوات یا كتاب ها بودند. من نیز در اتاق آنها بودم و خوابم نمی برد. چشم های خود را می بستم ولی حرف های آنها را می شنیدم. مطالب و مسائل جدید را برای هم بازگو می كردند. به همین خاطر بود كه مسعود رجوی هفته ای یك یا دو بار، به بهانه ی بیماری از بند خارج می شد. معلوم بود كه اینها را به اوین می بردند و ساواك آنجا مركزی داشت كه هرگاه می خواستند روی افرادی كار كنند، به آنها پیشنهاد امتیازات و امكانات می داد." (3)

 برای پی بردن به صحت و سقم این اظهارات بدون شک با بازخوانی پرونده مسعود رجوی از مرحله دستگیری تا صدور حکم او از اعدام به حبس ابد، می تواند به طور موثری تعیین کننده و مفید واقع شود. در مکاتباتی که میان مسئولین رده بالای ساواک با مقامات بالای امنیتی کشور برقرار می شود بر انعطاف و کارآمدی رجوی در زمان بازجویی و همچنین مفید بودن او در آینده تاکید شده است. رابطه برادر رجوی با ساواک اگر چه می توانسته به نوعی در تقلیل حکم او موثر باشد، اما نباید از نظر دور داشت که ساواک به دلیل دور اندیشی و مطالعاتی که بر روی زندانیان به جهات مختلف و از جمله میزان انعطاف پذیری و کارآمدی آنها در روند اداره و کنترل مناسبات داخل زندان و همچنین رابطه زندانیان با بیرون داشته، تصمیمات لازم اتخاذ می کرده است. سوای عزت شاهی شاهدان دیگری نیز بر این گونه تعاملات و ارتباطات رجوی با مسئولین زندان تاکید و اشاره داشته اند. اشتباهات رجوی که بیشتر محصول خصلت های فردی و حس برتری جویی نسبت به سایرین است تنها در حوزه ارائه اطلاعات و بازجویی ها به ساواک منتهی و متوقف نمی شود. نمونه زیر در خاطرات لطف الله میثمی وجهی دیگر از اشتباهات فردی رجوی را که در نهایت منجر به اعدام یکی از هم بندان در زندان می شود، نشان می دهد:

 "بچه ها خودشان[در زندان] مرتب اعلام بازرسی می کردند و ساک ها، لباس ها و بدن برادران را می گشتند و اگر موردی بر خلاف اصول امنیتی می یافتند، فرد خاطی را تنبیه می کردند[...] به عنوان مثال یک روز بچه ها همه کت و شلوارها را می گشتند اگر چیز نابابی پیدا می شد تذکر داده و یا تنبیه می کردند. رعایت نکردن این اصول و رویه ها ضربه های هولناکی را به بار می آورد. یک بار مسعود رجوی به جای کاغذ سیگار از کاغذ جعبه بیسکوئیت استفاده کرده و چون آن کاغذ از آهار خاصی برخوردار بود و خش و خش می کرد، فرد پیام رسان قادر نشده بود آن را در جاسازی استتار کند. از همین طریق بود که مطلب مهمی لو رفت و منجر به اعدام بچه ها هم شد." (4)

 سوای موارد یاد شده به موارد متنابهی از اشتباهات امنیتی رجوی می توان اشاره کرد که به دلیل محدودیت امکان بازخوانی آنها در این مجال نیست و شاید در این خصوص بتوان اقدام به رساله ای مستقل و مبسوط تر کرد. با این اوصاف عملکرد رجوی در این حوزه را صرفا نمی توان به اشتباه تعبیر و خاتمه یافته تلقی کرد. جمع بندی این اشتباهات چه در مرحله بازجویی های اولیه، چه ارائه اطلاعات کلیدی و مفید، چه حتی دادن اطلاعات غیر ضروری و ناخواسته ساواک، چه عدم رعایت نکات امنیتی در داخل زندان و هم نپذیرفتن اشتباهات و فرار از ضعف ها و وادادگی ها و ... جنبه های عارضی و کاملا ناصادقانه ای از جمله فرصت طلبی، قدرت طلبی، محافظه کاری جهت تامین نیازهای صنفی در زندان، ارتباط با مسئولین زندان و مسئولین امنیتی در رابطه با مسائل تشکیلاتی داخل زندان، برخورد طلبکارانه در قبال اشتباهات سهوی و عمدی در زندان، و در نهایت تلاش برای تصاحب نامشروع موقعیت تشکیلاتی و ... بخشی از شخصیت فردی رجوی را در تنگناها نمایندگی می کند. پرداختن به تمامی این موارد و استناد به فاکت های مشخص در هر زمینه مصداق مثنوی هزار من کاغذ است. شاید در فرصت و مجالی افزون تر بتوان تمامی وجوه شخصیتی رجوی را بدون محذوریت بازخوانی کرد.

 منابع

 1- کتاب آنها که رفتند. نوشته لطف الله میثمی. انتشارات صمدیه. 1384. تهران. ص 16

2- خاطرات عزت شاهی(مطهری). با تدوین نرگس کلاکی. انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی. تهران 1384. ص 20.

3- همان. ص 29.

4- کتاب آنها که رفتند. نوشته لطف الله میثمی. انتشارات صمدیه. 1384. تهران. ص 77.
 




طبقه بندی: پرونده،  افشاگری،  سران فرقه رجوی، 
برچسب ها: رجوی ساواک، همکاری با ساواک، رجوی زندان، 30 دی ماه، نوید رهایی، ساواک،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی