نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مسعود رجوی اهل جنگ بود، چون طی سه دهه اقتدارش دائماً در داخل و خارج کشورش در حال جنگ و جدال بود و النهایه جان و خانواده و قدرتش را در این راه باخت. او همچنین اهل صلح بود، چون بارها با جلال طالبانی و مخالفینش اگرچه کوتاه مدت و تاکتیکی، به آتش بس دست یافت. اما مسعود رجوی اهل هیچ کدام از گزینه های فوق نبوده و نیست. او زمانی که در عراق و تحت امر صدام حسین می زیست و خود را شاگرد او تلقی می کرد و با صدام پیمان نخل بسته بود، با این وجود در جنگ دوم آمریکا علیه عراق، به کمک صدام حسین نرفت و از اساس قانون جنگ و برادری و هرگونه تعهد دیگر را نقض کرد... 

آقای مهدی خوشحال

مهدی خوشحال، ایران فانوس، هجدهم ژانویه 2013

در بخش اول این مجموعه آورده شد که مسعود رجوی رهبر مجاهدین خلق بر خلاف شعر و شعارش، موجود غریب و بی همتایی در تاریخ است و او اهل جنگ و صلح و حتی قدرت سیاسی نیست. البته در اینجا منظور آن نیست که اگر کسی اهل قدرت سیاسی و یا جنگ و صلح باشد، کارش درست است. صدام حسین فردی بود که از اوان جوانی به دنبال قدرت بود و سرانجام به قدرت سیاسی کشور عراق دست یافت و دهها سال آن را حفظ کرد. همچنین او اهل جنگ بود، چون طی سه دهه اقتدارش دائماً در داخل و خارج کشورش در حال جنگ و جدال بود و النهایه جان و خانواده و قدرتش را در این راه باخت. او همچنین اهل صلح بود، چون بارها با جلال طالبانی و مخالفینش اگرچه کوتاه مدت و تاکتیکی، به آتش بس دست یافت. اما مسعود رجوی اهل هیچ کدام از گزینه های فوق نبوده و نیست. او زمانی که در عراق و تحت امر صدام حسین می زیست و خود را شاگرد او تلقی می کرد و با صدام پیمان نخل بسته بود، با این وجود در جنگ دوم آمریکا علیه عراق، به کمک صدام حسین نرفت و از اساس قانون جنگ و برادری و هرگونه تعهد دیگر را نقض کرد.

او در جنگ فروغ جاویدان|مرصاد، که جزو بزرگترین و آخرین جنگهای شبه کلاسیک اش بود نه این که جنگ نکرد، بلکه هر آنچه جنگ و جنگیدن بود، به لوث کشید و نیروهایش را به شکست کشانید. چون یکی از دلایل و به راه انداختن جنگ برای او تضعیف و شهیدسازی نیروهایش بود و نه اهدافی چون قدرت سیاسی. در جنگ فروغ جاویدان|مرصاد، آرایش و سازماندهی و حرکت و تدارکات و آموزش و به ویژه فرماندهی از راه دور، آن چنان مضحک و کمدی بود که پس از شکست و بازگشت به پشت جبهه و معکوس خواندن هر آنچه در صحنه جنگ اتفاق افتاده بود، در روزهای جمع بندی آن جنگ یک سرباز صفر که از جبهه ایران اسیر شده بود، اعتراف کرد که اگر شما در جنگ بعدی خواستید شرکت کنید و مشاور نظامی خواسته باشید من حاضرم به شما طرح و تاکتیک نظامی آموزش بدهم.

جهان طی هزاره های قبل چندین هزار جنگ بزرگ کلاسیک را تجربه کرد. جنگهایی که گاه به نابودی نسلی و کشوری منجر شد. جنگ اگر در گذشته و اعصار دور هنر و ارزش شمرده می شد، چون انسانها زبان همدیگر را نمی فهمیدند. ولی هم اکنون که جهان از حیث ارتباطات و نزدیکی فرهنگها کوچک و کوچکتر شده و زبان گفتمان گسترش یافته، کمتر کسی در جهان باقی مانده که جنگ و خشونت را نفی نکند. مگر آنان که از جنگ و خشونت نان می خورند. پس همواره جنگ و خاطرات آن را در قالب شعر و شعار و سرود و تبلیغات و فیلم و خطابه و دوستان و دشمنان و موقعیت ها و فرصت های پیش آمده، تقدیس کرده و ارج می گذارند. چون که جنگ همه چیز است و صلح هیچ چیز. چون که جنگ زاینده و بالنده و نگهدارنده و کسب و کار است، ولی صلح کشنده و نابود کننده است. البته جنگ، از نوع توافقی و فریبنده و پوشالی و رد گم کن و سرکاری و تضعیف کننده نیروها و پوششی و قایم کننده فساد و تباهی در پشت پرده ها و نه خیز به سمت قدرت سیاسی.

با این وجود، جنگ و صلح دو روی یک سکه اند. آنانی که اهل جنگ اند و جنگ می کنند، اهل صلح نیز هستند. طی چهار دهه ای که رهبری مجاهدین جنگ و خشونت را به عنوان یگانه حربه رسیدن به قدرت سیاسی انتخاب کرد، یعنی از زندان شاه تا مخفیگاه ده ساله اش در ناکجاآباد، صدها رهبر سیاسی و مذهبی در گوشه و کنار جهان به قدرت دست یافتند و بسیاری نیز از دور قدرت و حتی سیاست خارج شدند. طی همین مدت رهبران مجاهدین از داخل ایران و تا کشورهای منطقه و جهان با بسیاری از شخصیتها و گروهها و و دولتها بنای آشتی و جنگ گذاشتند. ولی هیچ کدام از آشتیها و جنگهای شان ریشه دار و قانونمند نبود و با پرنسیبهای جنگ و صلح خوانایی نداشت. معکوس بود. واقعی نبود. با آن که اشتراک منافع داشت، سر جنگ داشت و با آن که تضاد ماهوی نداشت، اعلام جنگ کرد. روزی بی هیچ دلیل و منفعت سیاسی با آمریکا و اسراییل و عراق، سر جنگ و فردایش صلح و آشتی برقرار کرد.

او با نیروهایش نیز از معترض و وفادارش، سر جنگ داشت و انرژِی گزافی را خرج کرد و خونهایی را بر زمین ریخت تا همواره برتر از دیگران باقی بماند. در هیچ کجای جهان و تاریخ چنین چیزی تاکنون اتفاق نیفتاده است. بنابراین او به هیچ جنگ و صلحی اعتقاد و باور نداشته و ندارد. نه جنگش قانون و پرنسیب جنگ را داشت و نه صلح اش اصول و اخلاق صلح را داشت.
اهل قدرت سیاسی هم نبود، چرا این که قدرت سیاسی هدف اولی و غایی او نبود. او یک کلاهبردار سیاسی بود و سیاست و جنگ تنها برای نیروهایش بود تا خود از طریق گرد و خاک کردن در عرصه سیاست و جنگ، بتواند به منافع حقیر سیاسی و آرزوها و عقده های فروخورده و سرکوب شده اش، دست یابد.
شاید بگوییم که بسیاری از شاهان و خلفا و رهبران تاریخ حرمسرا و زنان فراوان داشتند. اگر داشتند، ولی هم اکنون داشتن حرمسرا مذموم و ناپسند است. همچنین هیچ حرمسرایی در تاریخ از نوع ابزار قدرت نبوده اند، بلکه زنانی از نوع غنیمت و پاداش و یا معمول جامعه بوده اند. ولی رهبری مجاهدین حرم خود را از ابزار قدرتش ساخت، ابزارهایی که کم یافت می شود، به این بهانه که زنان حرمسرا بدون بازگشت خواهند شد و زین سبب جاده قدرت هموارتر خواهد شد.

او حتی به اصول رسیدن به قدرت سیاسی و رسم دیکتاتوری نیز پایبند نماند. چرا این که او قدرتی را می خواست و نیاز داشت تا نیازهای فردی خود را توسط قدرت بر طرف کند. او به هیچ قاعده جهانشمول بازی تا کنون تن نداده است. روز جنگ از مهلکه فرار کرد و روز صلح، فراخوان جنگ داد.

درنتیجه این نه تنها یک نظریه و تئوری بلکه یک علم شناخته شده است. اگر فردی و یا جمعیتی طی ماهها و سالها هم دل و هم زبان در گفتار و نوشتار و شنیدار و در عمل هر چیزی را که بخواهند و باور داشته باشند، به آن دست خواهند یافت، حتی قدرت سیاسی. مگر این که این وسط یکی دودوزه باز و کلاهبردار یافت شود و از تجمع و رنج و باور و آرمان و اهداف و جنگ و تلاش دیگران به دنبال هدفی دیگر باشد و جنگ و تلاش دیگران را به دکانی پر سود بدل کند و هدف اول و آخرش دستیابی به منافع شخصی و حقیرش باشد. این یکی از قوی ترین دلایل عدم دستیابی رهبران مجاهدین به قدرت سیاسی بوده و خواهد بود.

"پایان"

.....................................

91/10/30

 

نه جنگ نه صلح (قسمت اول)

 

مهدی خوشحال، ایران فانوس، پانزدهم ژانویه 2013

به دنبال مطلبی که دوستی ناشناس در سایت ایران اینترلینک تحریر کرده و سپس دوست عزیزم عباس صادقی مقاله جالبی را در آن رابطه در سایت ایران سبز، درج کرده بود در مجموع بر آن شدم تا نظراتم را در ارتباط با نمونه ای از کارکرد اعضای جداشده از سازمان و ایضاً این که رهبری سازمان آشتی پذیر است و آیا می تواند با مخالفینش کنار بیاید، ابراز دارم.
زمستان سال 2002 بود. در دفتر کار پیوند در هلند مشغول کار بودم. چندین بار از طریق تلفن یکی از ترکیه و سپس اتریش زنگ زد و خودش را صادقی معرفی کرد و درخواست کمک کرد. صدایی گرم ولی زخم خورده به گوش می رسید.

در همان ماه دسامبر بود که با کریم مسئول انجمن، دوتایی تصمیم گرفتیم تا دیر نشده به کمک یکی از اعضای جداشده بشتابیم. هنگام عزیمت شادروان هادی نیز با ما بود و سه تایی حرکت کردیم. از هلند وارد آلمان شدیم و چون پاسپورت نداشتم، ابتدا به اداره خارجیها مراجعه کردم، از خوش شانسی پاسپورت جدیدم آماده بود. پس از صرف نهار در منزل، دوباره و بدون فوت وقت به سمت اتریش حرکت کردیم. آن روز تمام مسیر هلند تا اتریش پوشیده از برف و کولاک هوا بود. وقتی شب از نیمه گذشته بود به مقصد رسیدیم. بیش از یک متر برف روی زمین نشسته بود. از طریق تلفن همراه به عباس رسیدیم. او در یک ایستگاه قطار که پاسی از شب نیز گذشته بود از سرما و گرسنگی می لرزید. با دیدن ما قوت قلب گرفت و پس از دیده بوسی سریعاً چهار نفره به سمت آلمان حرکت کردیم. عباس با آن که به تازگی از سازمان فرار کرده و بیش از ده سال از زن و فرزندش به دور مانده بود، حرفها و اخبار جالبی را از درون مجاهدین با خود به همراه داشت و در حین راه نقل می کرد.

به هر حال وقتی که صبح شد و ما به شوالباخ فرانکفورت رسیدیم و عباس را به پلیس معرفی کردیم تا مسیر پناهندگی خود را دنبال کند، مشخص شد که او همچنین به جز شرایط سخت و کشنده در قرارگاه اشرف و زندان و فرار، اطلاعاتی از سلاحهای کشتار جمعی صدام حسین به همراه دارد، اطلاعاتی که می تواند در اثر افشاء، افکار عمومی را متقاعد به پذیرش سرنگونی صدام حسین بکند. شرایط خوبی هم بود و غربیها در به در به دنبال شواهد و اسنادی بودند تا صدام حسین را از اریکه قدرت به پایین بکشند و به هر حال پس از گذشت ده سال تلاش و مبارزه عباس و عباس های دیگر در این میدان، ما هم اکنون شاهد حذف صدام حسین از بازیهای عراق و ایران و همچنین شاهد غیبت طولانی صدام حسین کوچکتر هستیم و اینها و الباقی قضایا که جایش در این چند سطر نوشته نیست، اگر زیاد نباشد انصافاً کم هم نیست، نمونه ای از عملکرد جداشدگان که از آب و آتش فرار کردند و محض رضایت خدا و خلق خدا و سایر دوستان شان دوباره خود را به آب و آتش زدند.

و اما آیا رهبری سازمان صلح پذیر است و می تواند با چنین مخالفین و منتقدینی، آشتی کند؟ آیا اساساً او قادر به آشتی با کسی دیگر از فرد و جمعیت و دولت، هست یا نه؟ آیا اساساً او اهل جنگ است؟ او اهل قدرت است؟ با شناختی که از او و طی سالیان به دست آمده و در عمل نیز اتفاق افتاده و اثبات شده، هیچ کدام از گزینه های بالا درست نیست. او در اصل و در اس و اساس به دنبال قدرت سیاسی برای سازمانش نبوده، بلکه قدرت یک بهانه و شعار برایش بوده و او حتی پتانسیل استفاده از ابزارهای قدرت را در خود نداشت، مضافاً او قادر به هیچ صلح پایدار و جنگ اصولی نبوده و نیست. او نه امروز بلکه همیشه و خارج از شعارهای جنگ طلبانه و قدرت طلبانه اش، در یک دنیای موهوم و متوهم و ناشناخته نه جنگ و نه صلح، شناور و سر در گم بوده البته ناگفته نماند او تا به حال به دنبال هر چه که بوده به آنها دست یافته است. اما اگر بپنداریم که او فردی صلحجو و یا جنگجو و حتی قدرت طلب است، اینها نه این که خواستگاه ابتدایی وی نبوده بلکه در عمل نیز او توان و پتانسیل استفاده از ابزارهای قدرت، صلح و جنگ را در خود نداشته است و اینها تاکنون اثبات شده و تنها نظریه و پیش گویی نیست.

در قرن بیستم جنگها و آشتی های زیادی اتفاق افتاد، جنگ جهانی اول و دوم و سپس صلح و آشتی مابین کشورهای جنگ طلب. سپس جنگ سرد مابین دو قطب از جهان و باز هم صلح. ولی از همه مهمتر، صلح در هندوستان بود و تعدادی از جنگهای کلاسیک منجمله در ایران و عراق و دهها جنگ غیر کلاسیک و چریکی و آزادیبخش و تروریستی در جهان اتفاق افتاد که اکثر جنگها، از جنگهای جهانی اول و دوم و تا جنگ ایران و عراق، هم جنگها و هم صلحها به نتیجه و انتها رسیدند و حتی بسیاری از جنگهای انقلابی و چریکی و فرقه ای و قبیله ای به نتیجه رسیده و یا دوران افول و خاموشی خود را طی کرده و ما به ندرت طی قرن بیستم و بیست و یکم، گروهی را شاهد هستیم که طی حدود نیم قرن به زعم خودش در جنگ چریکی و تروریستی و نیمه کلاسیک، به سر برده اما نه این که هیچ نتیجه ای از جنگ نگرفته بلکه در ادامه به صلح نیز نرسیده است، به قدرت هم نرسیده و همچنان در شعار به دنبال جنگ و جنگ طلبان دیگر، باقی مانده و در عمل خلاف مسیر را طی می کند. نه بنای جنگ را دارد و نه توان و ابزار های جنگی را در دست دارد و نه فرصت و رهبری و موقعیت و سازمان و نیروهایش را دارد، به دنبال صلح هم نیست چرا این که تا به امروز هر چه نان خورده و به نوایی رسیده، تنها نان جنگ و خشونت کور را خورده است.

در قرن بیستم یکی از بزرگترین رهبران جنگ که هیتلر بود و از طریق جنگ به قدرت و شهرت رسیده بود، وقتی جنگ تمام شد او هم تمام شد و با خودکشی خود تاوان شکست را پرداخت. مهاتما گاندی نیز که یک صلح طلب بود و از طریق صلح به شهرت و قدرت رسیده بود، النهایه تاوان صلح و دوستی را با جان خود پرداخت کرد.
اما رهبری سازمان مجاهدین که طولانی تر از هر رهبر جنگی به زعم خود، جنگ را ادامه داده و به هیچ دستاورد و نتیجه سازمانی هم نرسیده و تاوان هیچ جنگ و حتی صلح را نداده است، چرا این که او در اصل هیچ اعتقادی به جنگ و صلح ندارد و او مرد نه جنگ نه صلح، است تا بلکه منافع حقیر و شخصی را خود را در هر جنگ و صلحی که پیش می آید، دنبال کند.

ادامه دارد...

..............................

 

نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی

http://www.nasimerahaee.mihanblog.com

نظر، دیدگاه، انتقاد و پیشنهاد شما در باره مطالب، فیلم و مستند چیست؟

در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، بالاخص فرقه جهنمی رجوی ؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک (SMS) به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید.

ارسال مطلب به ایمیل دوستان و آشنایان را فراموش نکنید.

پست های "نوید رهایی " را در شبكه های اجتماعی داخلی ، خارجی فیس بوك، بالاترین، توئیتر و... به اشتراک بگذارید.

برای اطلاع رسانی، آگاهی دادن به نسل جوان و خنثی نمودن توطئه شیطانی و نقشه های شوم فرقه مخرب و ضد بشری رجوی؛ لینک کردن " نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی" در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان را در دستور کار قرار دهید.
با تشکر
نوید رهایی

 




طبقه بندی: پرونده،  افشاگری،  نجات یافتگان،  آقای مهدی خوشحال،  سران فرقه رجوی، 
برچسب ها: مسعود رجوی، رجوی صدام، رجوی آمریکا، هزار چهره، مهدی خوشحال،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی