نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 3 اسفند 1391

دیگر وعده های توخالی و تحلیلهای آبكی مسئولین فرقه مبنی بر اینكه امروز رژیم سرنگون میشود یا فردا برای اكثر نیروهای درونی فرقه هیچ ارزشی نداشت.دست رهبر و مسئولین فرقه برای همگان رو شده بودو فقط یك عده خاص كه تعداد آنان به سختی به صد نفر میرسیدبا توسل به انواع اهرمهای غیر انسانی ،جهت كسب منافع شخصی خودشان سعی در حفظ تشكیلات فرقه داشته و برای رسیدن به این امر دست به هر كاری میزدند...

آقای محسن عباسلو  

من تصمیم داشتم از این موقعیت استفاده كنم و همه حرفهایم را بزنم .هر چند كه در درون خویش میدانستم كه حرفهای من و سایر منتقدین تأثیری بر نوع مناسبات فرقه نخواهد گذاشت.چون دیگر كار از این حرفها گذشته بوداما سكوت نیز جایز نبود بالاخره یكی میبایست صدای این اعتراضها و دلیل آنرا به گوش مسئولین رده بالا میرساند.هر چند كه اینقدر موج اعتراضها زیاد بود كه آنان به خوبی میدانستند كه ما چه میخواهیم. اما برای من این جلسه نوعی اتمام حجت با فرقه به حساب می آمد.
 
من تصمیم داشتم كه نوع واكنش مستقیم مسئولین رده بالای فرقه را در برابر انتقاداتمان شخصاً شاهد باشم تا دیگر در مورد نوع عملكردم در آینده نسبت به فرقه،حرفی نباشد و خودم از لحاظ فكری به یقین كامل برسم.بنابراین حرفهایم را باشیوه جذب نیرو در سازمان شروع كردم: من به نفرات حاضر در جلسه گفتم:من با نحوه جذب نیرو در سازمان مخالف هستم.زیرا سازمان اكثر این نیروها را با حرفها و قولهای غیر واقعی جذب كرده است.
شما به اكثر این نیروها قول داده اید كه اگر به سازمان بپیوندندسازمان در قبال آن ماهیانه به این افراد حقوق بالائی پرداخت خواهد كردو همچنین به این افراد كه هیچ تجربه سیاسی و مبارزاتی ندارند گفته اید كه هر موقع كه نخواستید در سازمان بمانید از نظر ما بلا مانع است و سازمان در ازای پیوستن شما به تشكیلات برای شما زندگی خوبی را در اروپا و یا هر كجا كه دوست داشته باشید فراهم خواهد كرد .
در حالی كه تمامی این نوع وعده های شما غیر واقعی و غیر منطقی است.چرا شما به این افراد دروغ گفته اید و آنان را با وعده های غیر واقعی به این جا كشانیده اید؟!
شما نیروهائی را كه نمیخواهند در سازمان باقی بمانند به زور نگه میدارید.درب های اشرف را قفل كرده اید و از این افراد میخواهید كه بالاجبار در سازمان بمانندو مطابق نظرات سازمان به مبارزه ادامه دهند.مگر میشود فرد را به اجبار وادار به مبارزه كرد؟!مگر به فرد میتوان گفت كه تو حتماً باید با آخوندها مبارزه كنی ؟ آن هم فقط با سیستمی كه شما میگویید.
عملیات جاری و اصل انتقاد از خود و دیگران كه به اصطلاح در جهت بهبود و ارتقاءكیفیت ایدئولوژیكی و مبارزاتی نیروها تاسیس شده تبدیل به ابزاری در جهت سركوب نیروها گشته و شما از این ابزار در جهت لگدكوب كردن شخصیت ،غرور و هویت فردی نیروها استفاده میكنید.
رعایت اصول اخلاقی مبارزاتی و احترام به هویت دیگران باید از اصول ما باشد .اما در سازمان عكس آن عمل میشود.فرمانده هان در نشستهای عملیات جاری با بدترین الفاظ لمپنی به نیروهای تحت مسئول خود فحش و ناسزا میدهند .
به عنوان مثال در یگان ما هر كس كه بر علیه وضع موجود كوچكترین اعتراضی كندعلیرضاقلجایی،اسماعیل (علیرضا)عبدالی ،سعیدنقاش و محمدرضا موزرمی او را به پشت سالن ورزش میبرند و كتك میزنند.همین چند روز پیش بود كه این افراد،ستار ریگی و سهرا ب را در این مكان جلو چشم همه مورد ضرب و شتم قرار دادند.یا درنوعی دیگر شما با احساسات تعدادی معدوداز نفراتی كه هنوز خام بوده و به دلایل مختلف مطیع بی چون و چرای شما هستندبازی میكنید و آنان را تحریك مینمایید كه افراد منتقد سازمان را كتك بزنند.در همین چند روز گذشته من خود شاهد بودم كه كیومرث، موسی را مورد ضرب و شتم قرار دادو فرمانده دسته ما علی اوسط از او تقدیر كرد.
خب ،به جای این برخوردهای خشن و غیر انسانی چرا به حرفهای این افراد گوش نمیكنید ؟چرا یك جواب منطقی به این افراد كه انتقاداتی نسبت به نوع مناسبات و تشكیلات دارند نمیدهید؟جوابی كه همگان قانع شوند.اما در عوض ، به جای جواب دادن در مورد عملكرد و نحوه رفتارتان یكسره ما را سركوب میكنید.همه چیز در سازمان اجباری شده است.
از نظر مواضع سیاسی و برنامه های سازمان در آینده نیز كه همه چیز در خفا صورت میگیردو برای ما نیروها هیچ نقشی جز فرمانبرداری محض قائل نیستید .معلوم نیست كه دارید چكار میكنیدو در آینده چكار میخواهید انجام دهید؟!در نشست های سیاسی فقط شرایط موجود را توجیه میكنیدو هر رزو میگویید كه رژیم در ته دره و در سراشیبی سقوط قرار داردو سازمان در نوك قله تحولات سیاسی ایران قرار دارد. این در حالی است ما كه در درون سازمان هستیم هیچ نشانه مادی از آنرا نمیبینیم.شما ادعا دارید كه اعضای سازمان از آگاهترین اقشار جامعه هستنداین در حالی است كه معلومات ما در مورد ایران فقط همان معلوماتی است كه زمانی در ایران بودیم بدست آورده ایم.
در این جا ما حق دسترسی به هیچ رسانه آزادی را نداریم.نه حق درایم رادیو داشته باشیم نه حق داریم به هیچ كانال و شبكه تلویزیونی جز شبكه كانال تلویزیونی خود سازمان دسترسی داشته باشیم.وقتی كه ما میگوییم چرا اجازه نمیدهید ما به رادیو گوش كنیم جواب میدهید ما خودمان اخبار را از طریق بولتن های خبری و تلویزیون سازمان به گوش شما میرسانیم .در همین حد برای شما كافی است.اگر بیشتر از این باشد شما دچار ولگردی سیاسی شده و در نتیجه از مبارزه دور می گردید.
خودتان قضاوت كنید آیا این یك جواب منطقی است یا نشان از پنهان كاری دارد؟ اگر راست میگویید كه شما چیزی را از ما مخفی نمیكنید اجازه دهید ما لااقل بتوانیم به یك رادیو دسترسی داشته باشیم .
خب با این شرایط شما چه انتظاری از ما دارید؟وقتی كه شما با ما كه خود جزء نیروهای سازمان هستیم روراست نیستیدو نشانه ای از صداقت هم ما در سازمان نمیبینیم.برخورد شما با ما مثل برخورد با بردگان و آدم آهنی است.وقتی كه شما هیچ ارزشی به عقاید و نظرات ما قائل نبوده و به خواسته های بر حق ما اهمیت نمیدهید آنموقع چطورانتظاردارید كه من و دیگران مطیع محض سازمان باشیم؟!
نه خواهر من چشم و گوش بسته به این جا نیامده ام كه بخواهم چشم و گوش بسته مطیع همه چیز و همه كس باشم . شما در سازمان فقط زور و اجبار را به رسمیت میشناسید.آیا غیر از این است؟من زیر بار حرف زور نمیرم... .در مورد انقلاب ایدئولوژیك هم كه من باتمامیت آن مخالف هستم. از نظر من این یك مبحث ساختگی است و هیچ ربطی به مبارزه با جمهوری اسلامی ندارد. من میدانم كه هدف از این مباحث ایدئولوژیك مطیع مطلق و بی چون و چرا ساختن نیروها است در نتیجه از دیدگاه من ارزشی هم ندارد كه در مورد آن بحث كنیم.
نفرات حاضر در جلسه همه ساكت بودند و به حرفهای من گوش میكردند.من پیش خودم باور داشتم ودارم كه اگر ذره ای وجدان انسانی در درون آنان وجود داشت آنان همه حرفهای مرا كه حرف اكثر نیروهای درونی فرقه بودتأیید میكردنداما دریغا... .
بله واقعیت آن بود كه آنان در برابر این حرفها هیچ جوابی نداشتندكه بدهند.این حرفها برآمده از یكسری از واقعیات بود كه در فرقه میگذشت.فرقه مجاهدین دیگر به انتهای خط انحرافی خود كشیده شده بودو به هیچ ارزشی پایبند نبود.آخه دیكتاتورها زمانی كه به منتهاالیه راه خویش میرسندبه هر كاری دست میزنندو تنها ابزار آنان برای رسیدن به امیال و خواسته های شومشان زور و سركوب است.جز این راهی برای ادامه حیات استبدادپیشه گان متصور نیست.
بلی فرقه مجاهدین خلق در چنین وضعیتی قرار داشت.دیگر وعده های توخالی و تحلیلهای آبكی مسئولین فرقه مبنی بر اینكه امروز رژیم سرنگون میشود یا فردا برای اكثر نیروهای درونی فرقه هیچ ارزشی نداشت.دست رهبر و مسئولین فرقه برای همگان رو شده بودو فقط یك عده خاص كه تعداد آنان به سختی به صد نفر میرسیدبا توسل به انواع اهرمهای غیر انسانی ،جهت كسب منافع شخصی خودشان سعی در حفظ تشكیلات فرقه داشته و برای رسیدن به این امر دست به هر كاری میزدند.
در این جلسه پس از اتمام حرفهای من تك تك نفرات حاضر در جلسه به نوبت شروع به حرف زدن كردند.وجه مشترك همه حرفهای آنان این بود كه همگی منكر واقعیات و حوادثی بودندكه هر روزه در سازمان اتفاق می افتاد.آنان همه افراد ناراضی را مزدور رژیم ایران و یا بریده از مبارزه توصیف میكردند.
ادامه دارد...
 
محسن عباسلو،کانون صلح و آزادی دنا
آذر 1391
وین، اتریش

اسیر بیدادگر،قسمت دوم
اسیر بیدادگر،قسمت اول



طبقه بندی: نجات یافتگان،  آقای محسن عباسلو، 
برچسب ها: خاطرات محسن عباسلو، اسیر بیدادگر، جداشده فرقه رجوی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی