نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

اعضا و تشکیلات سازمان مجاهدین خلق ایران پس از ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ در کردستان ایران و عراق به فعالیت و حملات نظامی بر علیه ایران مشغول شدند. در آن دوران امکانات بسیار کمی در اختیار داشتند.اما از روز ۱۹ دی ماه ۱۳۶۱ که مسعود رجوی با طارق عزیز معاون وقت صدام حسین در پاریس به مدت ۵ ساعت ملاقات کرد،قرار داد همکاری بین دولت عراق و مسعود رجوی امضا شد.این مسئله باعث شد مجاهدین با پشتیبانی و حمایت ارتش و سازمان اطلاعات و امنیت عراق، پایگاه هایی را در نوار مرزی و شهرهای کردنشین عراق ایجاد نمایند .
بمباران شیمیایی حلبچه و کرد کشی در عراق

 رد پای مجاهدین خلق در بمباران شیمیایی حلبچه و کرد کشی در عراق

 
خبرگزاری های بین المللی گزارش کردند،روز چهارشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۲ (برابر با٢۴ آوریل ۲۰۱۳)، دادگاهی در شهر لاهه هلند، “فرانس وان آنرات”، بازرگان و شهروند این کشور را به پرداخت مبلغ چهارصد هزار یورو به شانزده تن از آسیب دیدگان حملات شیمیایی حکومت صدام حسین، رهبر سابق عراق، محکوم نموده است.

“فرانس وان آنرات” به دلیل فروش این مواد به حکومت صدام حسین بین سال های ١٩٨۵ تا ١٩٨٩، به جرم “تبانی و همکاری” در ارتکاب جنایت علیه بشریت به هفده سال حبس محکوم شده و در حال حاضر، دوران محکومیت خود را در هلند سپری می کند.این بازرگان از سال ۲۰۰۴ تا کنون در زندان است.

اما “فرانس وان آنرات” تنها مجرم شناخته شده این پرونده نیست.سازمان مجاهدین خلق ایران به رهبری مسعود و مریم رجوی که از سال ۱۳۶۱ در کردستان و شهرهای کردنشین عراق فعالیت نظامی و جاسوسی بر علیه کشور خود را شروع کردند، در این جنایت با صدام حسین،علی شیمیایی و امثال “فرانس وان آنرات” شریک می باشند.آنها تا کنون با فریب افکار عمومی توانسته اند از چنگ عدالت بین المللی بگریزند.ناگفته نماند یکی از دلایل اصلی غیبت مسعود رجوی از انظار عمومی، اتهام همدستی او با صدام حسین در این جنایت علیه بشریت و “عملیات انفال” بر علیه کردها و شیعیان عراق می باشد.

همانطور که می دانید،متهمان اصلی این پرونده بین المللی ( صدام حسین و علی حسن المجید)، پیش از این در عراق اعدام شده و در قید حیات نیستند تا از رجوی و گروه اش در این باره بگویند.اما با مروری بر وقایع تاریخی متوجه خواهیم شد،چگونه سازمان مجاهدین خلق و رهبران کنونی آن که در اورسوراواز فرانسه مستقر هستند،در جنایت علیه کردها با صدام حسین مشارکت داشته اند؟!

مقدمه و آشنایی با بحث

اعضا و تشکیلات سازمان مجاهدین خلق ایران پس از ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ در کردستان ایران و عراق به فعالیت و حملات نظامی بر علیه ایران مشغول شدند.در آن دوران امکانات بسیار کمی در اختیار داشتند.اما از روز ۱۹ دی ماه ۱۳۶۱ که مسعود رجوی با طارق عزیز معاون وقت صدام حسین در پاریس به مدت ۵ ساعت ملاقات کرد،قرار داد همکاری بین دولت عراق و مسعود رجوی امضا شد.این مسئله باعث شد مجاهدین با پشتیبانی و حمایت ارتش و سازمان اطلاعات و امنیت عراق، پایگاه هایی را در نوار مرزی و شهرهای کردنشین عراق ایجاد نمایند.طبق اسناد اعضای جداشده از مجاهدین،تعدادی از این پایگاه ها عبارت بودند از؛نالباریس،رانیه،سلیمانیه،میرآوه،پنجوین،حلبچه،قلعه دیزه،ماوت،دره احزاب،تدین،منصوری،جلیلی،جلالی،و تعدادی در شهر کرکوک که شناخته شده ترین آن پایگاهی به نام سردار بود.

سازمان مجاهدین از این پایگاه ها یا به عملیات نظامی بر علیه ایران مشغول بود یا در حال شنود و جاسوسی بر علیه ایران و فروش اطلاعات به دست آمده به سازمان اطلاعات و امنیت عراق!

پس از اخراج مسعود و مریم رجوی و سایر رهبران مجاهدین در سال ۱۳۶۵ از فرانسه به عراق،ارتش خصوصی صدام حسین با نام غلط انداز “ارتش آزادیبخش ملی ایران” در۳۰ خرداد ۱۳۶۶ بنیانگذاری و تاسیس گردید.صدام حسین با این طرح لباس پیشمرگی مجاهدین را به لباس نظامی و کلاسیک مبدل ساخت و از آنها خواست که در عملیات کلاسیک و جنگ بر علیه ایران به صورت آشکار به کمک ارتش عراق بروند.

۱۶ روز پس از آن مسعود رجوی در تاریخ ۱۷ تیر ماه ۱۳۶۶ به ملاقات صدام حسین در بغداد می رود؛ در این دیدار، رئیس جمهور عراق تاسیس “ارتش آزادیبخش ملی ایران” را به “رهبر مقاومت ایران” تبریک گفت و آن را ارتشی که برای صلح مبارزه می کند نامید. متقابلا مسعود رجوی روز ملی عراق و جشن‌های ۳۰ ژوئیه را به رئیس جمهور عراق تهنیت گفت.(به نقل از مجاهدین در همان ایام)

این “ارتش” که همان اعضای سازمان مجاهدین را شامل می گردید،از نظر شکل و آرایش ظاهری عنوانی به عناوین سازمان مجاهدین افزوده بود.اما از نظر کمی ،تعداد و حتی سازماندهی یا سازمان کار چیزی تغییر نکرده و بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت.حمایت همه جانبه صدام حسین از مجاهدین خلق با نام گذاری “ارتش آزادیبخش ملی” بیشتر و بیشتر شد.زمین،پایگاه،پول،ماشین آلات،توپ،اسلحه،تانک و … به سازمان مجاهدین سرازیر گردید تا بتواند ارتش ادعایی را آماده رزم و جنگ مرزی با ایران نماید.

اولین عملیات بزرگ مجاهدین در قالب “ارتش آزادیبخش”،”عملیات گردانی”( پاورقی ۱ ) موسوم به “عملیات پیرانشهر” در اول آذر ماه ۱۳۶۶ بود.این عملیات با فرماندهی صحنه ابراهیم ذاکری در منطقه حاج عمران و پیرانشهر اتفاق افتاد.بر اساس اسناد اعضای جداشده از مجاهدین،در این عملیات تمامی اعضای سازمان مجاهدین و فرماندهانشان که در عراق حضور داشتند زیر نظر و فرماندهی مستقیم مسعود و مریم رجوی شرکت کردند.ارتش عراق نیز چند گردان توپخانه،ادوات ،زرهی و هوانیروز را در پشتیبانی از مجاهدین خلق به کار گرفته بود.

عملیات سازمان مجاهدین بر علیه ارتش ایران و عملیات ارتش ایران بر علیه نیروهای عراقی در همان منطقه و در همان نقطه مرزی شب هنگام بدون اینکه طرفین از این موضوع مطلع باشند بصورت همزمان صورت گرفت.در مقابل علمیات مجاهدین ، همزمان نیروهای نظامی ارتش ایران نیز “عملیات نصر ۹ “را برای آزاد سازی قسمتی از خاک ایران از اشغال ارتش عراق در همان منطقه آغاز کرده بودند.نیروهای سازمان مجاهدین در حین عملیات،متوجه عملیات ارتش ایران شدند،آنها را دور زده و از پشت به ارتش ایران حمله ور شدند.از آنجا که ارتش ایران قافلگیر و سردرگم شده بود،شب اول عملیات شکست خورد و با تعدادی کشته و زخمی مقداری عقب نشینی کرد.مجاهدین در این عملیات تعدادی نیز اسیر گرفتند.اسرای زخمی و اسرایی که حاضر به همکاری یا پیوستن به گروه رجوی نشدند در زیر کوه های “گرده کوه” قبل از طلوع آفتاب اعدام گردیدند.

اما صبح روز دوم آذر ماه که ارتش ایران متوجه موضوع شده بود،حملات گسترده ای را در آن منطقه انجام داد که پیروز شده و نیروهای مجاهدین و ارتش عراق را از مناطق اشغالی عقب رانده و تلفات سنگینی را به آنان وارد ساخت.(پاورقی۲ )

در آن ایام سازمان مجاهدین خلق علاوه بر پایگاه های نظامی،در اکثر نقاط مرزی بیش از ۲۰ پایگاه شنود و جاسوسی داشتند.آنها با پیشرفته ترین وسایل الکترونیکی،مشغول شنود اخبار و اطلاعات ارتش و نیروهای نظامی ایران بوده و اطلاعات بدست آمده را به سازمان اطلاعات و امنیت صدام حسین فروخته و مابه ازاء آن پول نقد عراقی و دلار تحویل می گرفتند.شنود و جاسوسی مجاهدین از ارگان های نظامی و سیاسی ایران به نقاط مرزی محدود نمی شد.بر اساس اسناد اعضای جداشده از مجاهدین،آنها در اکثر کشورهای اروپایی،پاکستان،امارات،اردن،ترکیه و …پایگاه های تخلیه تلفنی داشته و با تماس های تلفنی اطلاعات نظامی ایران را تخلیه می کردند.تنها در فرانسه بیش از ۲۰۰ خط تلفن بصورت شبانه روز مشغول تماس های فریبکارانه با ارگان های نظامی و سیاسی ایران بوده و تخلیه اطلاعاتی آنان را انجام می دادند.همزمان تیم هایی نیز در ایران مشغول جمع آوری عکس و اطلاعات نظامی و ارسال آن به مجاهدین بودند.این تیم ها با عنوان “واحد های مقاومت” یا “هسته های مقاومت” فعالیت می کردند.این اطلاعات توسط بخش شنود جمع آوری شده وبه بخش اطلاعات ارجاع داده می شد.مدیریت اطلاعات که نقش سازمان اطلاعات و امنیت مجاهدین را بر عهده داشت،اطلاعات دریافتی را طبقه بندی و روند کرده و به مدیریت روابط خارجی با مسئولیت مهدی ابریشمچی و عباس داوری تحویل می داد.مهدی ابریشمچی،عباس داوری و برخی دیگر از فرماندهان مجاهدین در ملاقات با افسران ارشد سازمان اطلاعات و امنیت عراق ،محصول جاسوسی سازماندهی شده را به آنان تحویل می دادند و مابه ازاء آن پول نقد در یافت می کردند.مجاهدین از عراقی ها می خواستند مراکزی را که به آنان گزارش کرده اند را با هواپیما ، موشک یا توپخانه دوربرد بمباران کنند.تعدادی از این ملاقات ها توسط سازمان اطلاعات و امنیت صدام حسین مخفیانه فیلم برداری شده بود که پس از سقوط دیکتاتور عراق افشا گردید.لینک تعدادی از این ویددئوها در پایان مقاله آمده است.

بمباران شیمیایی حلبچه و نقش مجاهدین خلق

در اواخر سال ۱۳۶۶ و بطور خاص پس از “عملیات پیرانشهر”توسط سازمان مجاهدین،ارتش و نیروهای نظامی ایران،به منطقه کردستان ایران و عراق معطوف شدند.چرا که بخشی از خاک ایران تحت اشغال نیروهای عراقی بود.پیش از آن صدام حسین در حالیکه بخشی از خاک ایران را در اشغال داشت،درخواست آتش بس کرده بود.اما نیروهای نظامی ایران می خواستند خاک ایران را پس گرفته و پس از آن به نقطه آتش بس و احتمالا پایان جنگ برسند.به همین دلیل تا قبل از پایان جنگ عملیات های بزرگی را در منطقه کردستان انجام دادند.یکی از این عملیات ها،عملیات “والفجر ۱۰ ” نام دارد که در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۶۶ در مناطق مشترک مجاهدین و ارتش عراق واقع در منطقه سلیمانیه،حلبچه،ماوت،سد دربندیخان و طویله به نیروهای متجاوز حمله ور شدند.مجاهدین خلق در تمامی این نواحی پایگاه داشته ،آنها یا با ارتش ایران می جنگیدند یا اینکه مشغول شناسایی منطقه و جاسوسی مراکز تجمع نیروهای مهاجم ارتش ایران بودند.ارتش ایران پس از ۲ روز نبرد پیروز شد.آنها علاوه برآزاد سازی خاک ایران بخشی از خاک عراق را نیز اشغال کرده و به نیروهای کرد عراقی مخالف صدام حسین تحویل دادند.مجاهدین اطلاعات منطقه و گرای جغرافیایی مناطق تجمع ارتش ایران را به نیروهای عراقی دادند و صدام حسین برای انتقام جویی در مقابل جنگی که به ایرانیان باخته بود،منطقه را روز ۲۵ اسفند ۱۳۶۶ بمباران شیمیایی کرد.ویکی پدیا در این باره نوشته است،

۲۵ اسفند ۱۳۶۶ ،حمله شیمیایی صدام حسین به حلبچه به نقل از ویکی پدیا؛

بمباران شیمیایی حلبچه در ۲۵ اسفند ۱۳۶۶ توسط حکومت بعث عراق صورت گرفت. این بمباران بخشی از عملیات گسترده‌ای به‌نام عملیات انفال( پاورقی ۳) بود که بر ضد ساکنان مناطق کردنشین عراق انجام گرفت.در پی عملیات والفجر ۱۰ توسط ایران و تصرف بخش‌هایی از کردستان عراق در اواخر سال ۱۳۶۶ که منجر به استقبال مردم این مناطق از نیروهای ایرانی شد، صدام حسین و علی حسن المجید معروف به علی شیمیایی، دستور بمباران شیمیایی این مناطق را داد. در پی این حمله حدود پنج هزار تن از مردم حلبچه که غیر نظامی بودند کشته شدند.

حملهٔ شیمیایی به حلبچه که به کشتار حلبچه یا جمعهٔ خونین نیز شناخته می‌شود، یک نسل‌کشی مردم کرد بود که در ۱۶ مارس ۱۹۸۸ (۲۵ اسفند ۱۳۶۶) به وسیلهٔ بمباران شیمایی توسط نیروهای دولتی عراقی در شهر حلبچهٔ کردستان عراق در طی روزهای پایانی جنگ ایران و عراق روی داد.

سه روز پس از این واقعه مجاهدین خلق بدون کمترین اشاره ای به نسل کشی در بمباران شیمیایی حلبچه،با انتشار “نشریه شماره ۱۳۱ – اتحادیه انجمن های دانشجویان مسلمان خارج کشور” ازپیروزی ۹۹ رشته عملیات “ارتش آزادیبخش”،۹۳۰۰ تلفات نظامی ایران و ۸۶۰ اسیر جنگی خبردادند.

همزمان مسعود رجوی به دیدار صدام حسین شتافت تا با اجرای یک عملیات مشترک انتقام عملیات “والفجر ۱۰ ” را از ارتش ایران بگیرد.درست ۵ روز پس از بمباران شیمیایی حلبچه ،مرحله اول عملیات آفتاب با فرماندهی “مهدی افتخاری” در اول فروردین ۱۳۶۷ و در منطقه فکه و شوش اجرا شد.در این مرحله چند تن از اعضای مجاهدین توسط ارتش ایران دستگیر شدند.مسعود رجوی با احتمال اینکه عملیات لو رفته است،ادامه آن را متوقف کرد.اما نیروها به پایگاه های خود بازگردانده نشده و به بهانه اینکه تعدادی از افراد گردان شناسایی گم شده و در پی یافتن راهی برای بازگشت هستند،نیروهای خود را بصورت آماده باش و منتظر در منطقه نگه داشت.یک هفته بعد یعنی درست در روز هفتم فروردین ماه ۱۳۶۶ مسعود رجوی شخصا فرماندهی عملیات را در دست گرفته و همراه با مریم رجوی،شب هنگام فرمان حمله را صادر نمود.

در این عملیات، بنابر ادعای سازمان مجاهدین خلق، لشکر ۷۷ خراسان و یک گردان از نیروهای ژاندارمری منهدم می‌شود. بالغ بر ۳۵۰۰ نفر کشته و تعداد ۵۰۸ نفر اسیر گرفته می‌شود. ۹۱ نفر که جراحات شدید داشته و ۴۷۲ تن از اسرا نیز سالم به پشت جبهه منتقل می‌شوند. تجهیزات زیادی به دست سازمان مجاهدین می‌افتد که بعدها در نمایشگاه ادوات جنگی عملیات موسوم به “چلچراغ ” برای نمایش به خبرنگاران خارجی استفاده می شود.

سه ماه پس از این عملیات در ۲۷ خرداد ۱۳۶۷ مجاهدین با پشتیبانی زمینی و هوایی صدام حسین به شهر مهران حمله ور شده و آن را به اشغال در می آورند.مجاهدین پس از تحویل دهی مناطق اشغال شده در مهران به ارتش عراق به پادگان اشرف باز می گردند. به گفته سازمان مجاهدین بیش از ۸۰۰۰ تن از نیروهای ایران در این عملیات کشته و مجروح گردیدند. سازمان مجاهدین خلق تعداد کشته شدگان خود را ۶۸ تن گزارش نمود. در همان ایام منابع ایرانی ضمن پذیرش شکست در مهران٬ اعلام کردند که پیروزی مجاهدین ناشی از پشتیبانی ارتش بعث عراق و استفاده از تسلیحات شیمیایی بوده‌است.

اما صدام حسین در مقابل شیرینکاری مجاهدین هیجان زده شده و علنا در یک سخنرانی از سازمان مجاهدین تجلیل نموده و بصورت خیلی سربسته از عملیات بزرگ تری توسط مجاهدین خلق در آینده بشارت داد.در این رابطه وبسایت رادیو بی بی سی نوشته است؛

صدام حسین در هشتم تیر ۱۳۶۷ طی یک سخنرانی گفت از طریق ایرانی ها جمهوری اسلامی را نابود خواهد کرد و افزود:”قهرمانی های مجاهدین خلق در مهران موید این سخن می باشد… بعد از مدتی خواهید دید که چگونه مجاهیدن خلق به اعماق خاک خودشان نفوذ خواهند کرد و همین طور پیوستن مردم ایران به صفوف آنها را خواهید دید.”

یک ماه و چند روز بعد وعده صدام حسین تحقق یافت.درست در روز سوم مرداد ۱۳۶۷ عملیات موسوم به “فروغ جاویدان” با پشتیبانی همه جانبه ارتش صدام حسین از منطقه خانقین-کرند و اسلام آباد غرب آغاز شده و پس از چند روز در پشت دروازه های کرمانشاه به شکست بزرگی برای مجاهدین مبدل گردید.در این عملیات بیش از ۱۲۵۰ تن از اعضای مجاهدین کشته شده، قریب به ۲۰۰۰ تن مجروح،تعدادی دستگیر و تعداد دیگری نیز بریده وخواهان جدایی شدند.این عملیات آخرین عملیات بزرگ مجاهدین بر علیه ارتش ایران بود که به شکست کامل منجر گردید.

دو سال بعد در ۱۱ مرداد ۱۳۶۹ صدام حسین به کویت حمله کرده وجنگ خلیج فارس را با اشغال کویت آغاز نمود.این عملیات پایه های حکومت صدام حسین را در هم شکست.متعاقب شکست صدام حسین در جنگ با نیروهای ائتلاف،اکراد عراقی از شمال و شیعیان از جنوب به سمت بغداد حمله ورشدند تا حکومت او را سرنگون سازند.همزمان نیروهای مجاهدین در دفاع از حکومت صدام حسین به مناطق کرد نشین سلیمان بک، کلار،طوزخورماتو،سلیمانیه،کرکوک ،خانقین،جلولا و برخی نقاط دیگر حمله ور شدند تا مانع از پیشروی اکراد از شمال و شیعیان از جنوب به سمت بغداد شوند.مجاهدین در این عملیات موفق گردیده و مانع از سرنگونی صدام حسین شدند(صدام حسین توسط ژنرال حبوش رئیس سازمان اطلاعات و امنیت عراق به مسعود رجوی پیام تبریک فرستاد-پاورقی – ۴ ).اما دست به کشتار بزرگی زدند که به کردکشی مجاهدین در عراق معروف شده است.اعضای سازمان مجاهدین خلق به رهبری مریم و مسعود رجوی خانه ها و روستاهای اکراد مناطق کردنشین را با تانک و توپ و موشک درهم کوبیدند و صدها کرد عراقی را کشته و زخمی نمودند.این دومین مشارکت مستقیم مجاهدین در کشتار اکراد عراق بود.

سازمان مجاهدین خلق چه پیش از فاجعه حلبچه و چه بعد از آن، تحت کنترل سازمان اطلاعات و امنیت صدام حسین و با پشتیبانی ارتش و گارد ریاست جمهوری به عملیات در عراق و ایران می پرداخت.اما این سازمان فاجعه حلبچه و کردکشی در سال ۱۹۹۱ را با سکوت و عدم موضع گیری طی نموده است.رهبران مجاهدین هیچ وقت راجع به بمباران شیمیایی حلبچه توسط صدام حسین و نقش هدایتگرانه خود در موفقیت های شیمیایی دیکتاتور سابق عراق حرفی نزده و مسئولیتی تقبل ننموده اند.اما شاهدان بسیار زیادی وجود دارند که می توانند در دادگاه های محلی و بین المللی جنایت های فراموش نشدنی مجاهدین بر علیه اکراد عراقی و ایرانیان را با عنوان جنایت علیه بشریت به ثبت رسانده و حق خود را از فرقه رجوی بگیرند.متاسفانه به دلیل عدم انسجام و سازماندهی مناسب در طیف قربانیان ،شکایت جدی از این جنایت ها بر علیه رهبران،اعضا و فرماندهان این سازمان صورت نگرفته است.همین مسئله باعث شده است که آنها چهره ای دیگر از خود به جامعه جهانی ارائه داده و موجب فریب افکار عمومی شوند!

۲۵ آوریل ۲۰۱۳

محمد علوی



طبقه بندی: آرشیو 92 ،  آشنایی با فرقه رجوی،  افشاگری،  پرونده،  کردکشی،  عراق ستیزی، 
برچسب ها: بمباران شیمیایی حلبچه و کرد کشی در عراق، نالباریس، رانیه، سلیمانیه، میرآوه، پنجوین، حلبچه، قلعه دیزه، ماوت، دره احزاب، تدین، منصوری، جلیلی، جلالی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی