نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 9 تیر 1390

... سوال اساسی اینجاست که چرا کمتر از سه سال بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند 57که اکثریت مردم ایران در آن شرکت داشتند وعلیرغم اختلافات جریانات سیاسی مختلف با حاکمیت موجود و در حالی که نفوذ سیاسی و معنوی رهبری ایت الله خمینی در بین اکثریت مردم قابل قیاس با نفوذ تشکیلاتی ومحدود مجاهدین نبود و در شرایطی که کشور درگیریک جنگ خارجی عظیم است ،سازمان مجاهدین (رجوی)اقدام به صدور چنین اطلاعیة سیاسی نظامی میکند وراهپیمایی 30 خرداد را بمثابه پایان فاز سیاسی و ورود به فاز نظامی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعلام میکند؟ قطعا امروزهر کس این اطلاعیه را ببیند خواهد گفت این اطلاعیه تراوشات یک ذهن بیمارو آشفته همراه با نخوت ونپختگی سیاسی است که به صورت رویایی خود را در جایگاه رهبری کننده جامعه قرار داده وفکر میکند ...

 

                                         

 

درسی امین سالگرد فاجعه 30خرداد1360 مقالات فراوانی تا به امروز از سوی طیف های مختلفی از صاحبنظران وقلم بدستان بروی سایتهای اینتزنتی ارسال شده و هریک از زاویه ای به این رخداد مهم پرداخته اند. ،

 

فاجعه ای که از یکسو منجر به بسته شدن کامل فضای باز یا نسبتا باز سیاسی کشور و از سویی دیگرمنجر به در خون غلتیدن نسلی شده بود که بار اصلی انقلاب ضد سلطنتی 57 را به دوش کشیده بود.

 

میانگین سنی اکثر قربانیانی که در مجموعه پیروز کننده انقلاب بودند ودر این فاجعه خونین جان خود را از دست دادند چه در طیف پیروان آیت الله خمینی که در بمبگذاری ها و ترورهای کور سازمان مجاهدین جان باختند و چه از اعضاء وهواداران سازمان که بعداز 28 خرداد 1360و در پی صدور اطلاعیه سیاسی ـ نظامی این سازمان یا بهتر یگویم اطلاعیه مسعود رجوی، در درگیری های مسلحانه کشته شدند و یا در روزهای بعد به جوخه اعدام سپرده شدند کمتر از 30سال بوده اند.

 

متن اطلاعیه سازمان در 28 خرداد 60به نقل از مقاله وارده به شرح زیر است:

 

"به دنبال یورش وحشیانه به خانه پدری برادر مجاهد مهدی ابریشمچی از این پس مجاهدین خلق ایران با تمام قوا در قبال این گونه تهاجمات مقاومت خواهند کرد... سازمان مجاهدین خلق ایران بدین وسیله از خلق قهرمان ایران کسب اجازه می کند تا از این پس به یاری خدا در قبال حفط جان اعضای خود بویژه اعضای کادر مرکزی که بخشی از مرکزیت تمامی خلق و انقلاب محسوب می شوند ، قاطع ترین مقاومت انقلابی را از هر طریق معمول دارد... از این حیث بر آنیم که نامبردگان هر که باشند و در هر لباس، دقیقاً شایسته سخت ترین کیفر و مجازات انقلابی خواهند بود. ضمناً سازمان مجاهدین خلق ایران این حق را برای خود محفوظ می دارد تا در هر موردی هم که کیفر فی المجلس جنایتکاران در حین انجام جرم ضد انقلابی میسر نباشد، به زودی و به طور مضاعف آمران و عاملان مربوطه را به جزای خود برسانند".

 

سوال اساسی اینجاست که چرا کمتر از سه سال بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند 57که اکثریت مردم ایران در آن شرکت داشتند وعلیرغم اختلافات جریانات سیاسی مختلف با حاکمیت موجود و در حالی که نفوذ سیاسی و معنوی رهبری ایت الله خمینی در بین اکثریت مردم قابل قیاس با نفوذ تشکیلاتی ومحدود مجاهدین نبود و در شرایطی که کشور درگیریک جنگ خارجی عظیم است ،سازمان مجاهدین (رجوی)اقدام به صدور چنین اطلاعیة سیاسی نظامی میکند وراهپیمایی 30 خرداد را بمثابه پایان فاز سیاسی و ورود به فاز نظامی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعلام میکند؟

 

قطعا امروزهر کس این اطلاعیه را ببیند خواهد گفت این اطلاعیه تراوشات یک ذهن بیمارو آشفته همراه با نخوت ونپختگی سیاسی است که به صورت رویایی خود را در جایگاه رهبری کننده جامعه قرار داده وفکر میکند دارای چنان قدرت سیاسی ،نظامی وتشکیلاتی منسجمی میباشد که افراد جامعه موظف ومنتظر فرمایشات ایشان هستند تا با یک اشاره او را به کاخ رویاهای خود در حاکمیت برسانند.

 

اما باز جای یک سوال باقی است ،صادر کننده این اطلاعیه وفرمان کیست؟

 

این فرد محصول تفکری است که بنای آن از روز اول کج نهاده شده بود.

 

برای شناخت بیشتر این موجود و همچنین شرایطی که منجر به فاجعه 30خرداد شد بهتر است قدری به عقب برگردیم به سال54 و قبل از پیروزی انقلاب .

 

اعلام تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین وتصفیه‌ حساب های خونین سازمان در سال 1354وکشته وسوزانده شدن مجید شریف واقفی، ترور مرتضی صمدیه لباف ، محمد یقینی و... توسط مرکزیت آن زمان در بیرون زندان یکی از بسترهای مناسب واز قبل فراهم شده ای بود که نقش مهمی در بوجود آمدن فاجعه سی‌خرداد۶۰ ایفا کردند.

 

تاثیرواقعه فوق در زندان بیشتر از خود واقعه در بیرون زندان بر روی طرفداران و کادرهای سازمان تاثیرداشت وعملا کادرهاو نیروی سازمان در زندان را به 3 بخش تقسیم کرد.

 

یک بخش متاثر از این واقعه به طور کامل از سازمان جدا شد وبه طیف مذهبی طرفدار روحانیت وشخص آیت الله خمینی پیوست واز این سازمان فاصله گرفت.

 

بخش دوم تماما جذب نیروهای مارکسیست در زندان شدند.

 

بخش سوم را مسعود رجوی تحت نام مجاهدین خلق حول خود گرد آورد و انشعاب کنندگان از سازمان را اپورتونیست راست نامید اما تهدید اصلی درونی سازمان را راست ارتجاعی یا همان نیروهای مذهبی وروحانیون طرفدار ایت الله خمینی اعلام کرد.

تا قبل از سال 54روابط بسیار مستحکمی بین نیروهای مذهبی وبویژه روحانیون متنفذومجاهدین وجود داشت وحتی در موارد بسیاری خیلی از این نیروها بواسطه نزدیکی یا بدلیل حمایت مالی به مجاهدین ، سراززندانهای شاه درآورده بودند.

 

بعد ازتغییر ایدئولوژی سازمان در فرهنگ سیاسی سال 54 بویژه در زندان دو واژه جای خود را در بین طیف مذهبی طرفدار الله خمینی و پیروان مسعود رجوی باز کرد.

 

واژه منافق: که نیروهای مذهبی برای مسعود رجوی وسازمان وی واعضاءوکادرهای آن بکار میبردند.

 

و واژه ارتجاع:که مسعود رجوی برای نیروهای مذهبی وطرفداران ایت الله خمینی بکار میبردند.

 

این واژه ها اولین سنگ بنای تئوریک طرفین برای تسویه حسابهای خونین سال 60شد.

 

این دو واژه یک نوع روابط خصمانه را فی مابین مجاهدین ونیروهای مذهبی درون زندان بوجود آورد وهر کدام تئوری خاص خودشان را ارائه دادند.

 

تئوری رجوی:

 

رجوی مدعی بود که سازمانش از اپورتونیست چپ ضربه خورده وتهدید اصلی سازمان، افتادن به دام نیروهای راست ارتجاعی است که اتفاقا این راست ارتجاعی مذهبی است وهرگونه رابطه با آنها خارج از روابط صنفی برای کادرها وطرفداران سازمان مرز سرخ تلقی و ممنوع شد.

 

به این ترتیب از این پس هرنوع رابطه طرفداران رجوی با نیروهای مذهبی وروحانیون طرفدار ایت الله خمینی بعنوان تضاد اصلی درونی سازمان قطع گردیدو این رابطه (بود ونبود) تفسیر شد یعنی بودن یکی به نابودی دیگری مشروط میشودو بدین ترتیب اولین اقدام رسمی برای حذف طرف مقابل درسال 54و در زندان شاه تئوریزه شده بود.

 

جدای از درست یا غلط بودن تفسیر پیروان آیت الله خمینی از واقعه 54 سازمان مجاهدین، وقتی در محیط بسته زندان که دشمن اصلی همه زندانیان اعم از مارکسیست،مذهبی وروحانی،مجاهد،رژیم شاه میباشد ،و اقای رجوی تضاد اصلی را پیروان ایت الله خمینی قلمداد میکند و رابطه با آنها را تحریم وحتی بود ونبود اعلام میکند،یعنی حیات خود را در نابودی انها میبیند،براستی چنانچه امکان محاکمه واعدام آنها در همان زندان فراهم میشد ایا آقای رجوی به آن اقدام نمیکرد ؟

 

وآیا اطلاعیه 12ماده ای وبویژه ماده 12 آن مشابه همان اطلاعیه سیاسی نظامی 28خرداد 60در بیرون زندان نیست وآیا تفسیر دیگری دارد ؟

 

تئوری طرفدارآیت الله خمینی:

 

تا قبل ازموضعگیری صریح مجاهدین وقبل از لو رفتن اطلاعیه 12ماده ای توسط یکی از کادرهای رجوی ،اعضاء سازمان مجاهدین همواره از سوی نیروهای سنتی مذهبی وروحانیون طرفدارآیت الله خمینی بواسطه مبارزه با رژیم شاه وعملیات های نظامی آنان، در زندان مورد احترام قرار داشتند.

 

پس از این ماجرا نیروهای مذهبی وروحانیون طرفدارآیت الله خمینی هم در اقدامی متقابل اعلام کردند که اینها(محاهدین) التقاطی هستند و پایه تفکرشان اساسا مارکسیستی است که برای فریب اذهان عموم وجوانان با مذهب تزیین شده است وپدیده ای بنام سازمان پیکاربخش پنهان این تفکرالتقاتی بوده و اینک عیان شده است واتفاقا خطر این تفکرپنهان که مدعی مذهب است ازبخش مارکسیستی آن بیشتر است.

 

به همین دلیل تحریم هرگونه رابطه با مارکسیست ها و طرفداران رجوی از طرف نیروهای مذهبی وروحانیون در زندان به اجرا درامد واز این پس هرگونه کمک مالی در بیرون زندان هم از سوی این نیروها و طرفدارانشان به مجاهدین قطع گردید.

 

ضربه ای که قتل وانشعاب در سازمان مجاهدین بر روابط سازمان با دیگر نیروهای مبارز در زندان ایجاد کرد بسیار سنگین بود اما شدت تاثیرگذاری آن به اندازه موضع گیری بیخردانه رجوی در مقابل نیروهای پیرو آیت الله خمینی که آنان را تضاد اصلی معرفی میکرد نبود.

 

شاید اگررجوی ازچنان درایتی که در خور رهبری یک سازمان سیاسی بود برخوردار بود میتوانست انحرافاتی که موجب ضربه 54شده بود را بدرستی تحلیل وآنرا تصحیح وراه برون رفت ازبحران موجود را ارائه دهد، چه بسا میتوانست با حفظ چهارچوبهای سازمانی ،در سال 57 بعنوان یکی از گزینه های آیت الله خمینی برای تشکیل دولت ائتلافی باشد، اما در اگر نتوان نشست چون رجوی خود محصول همان تفکرایدئولوژیکی بود که شهرام و بهرام وحسین روحانی را تولید کرده بود.

 

رجوی مست از قدرتنمایی و یکه تازی در زندان ،بیخبر ازاتفاقات جامعه بیرون از زندان مشغول پرورش کادرهای مورد نظر خود که رهبری بی چون وچرای وی را تمام وکمال پذیرفته باشند،شاید اگر شرایط زندان اجازه میداد وشرایطی مشابه پادگان اشرف را میداشت چه بسا همانجا ودر همان سالها میتوانست خود را بعنوان رهبر عقیدتی مجاهدین معرفی کند اما.......

 

انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا با بخت رجوی یار نبود وحزب دمکرات به پیروزی رسید ودیری نپائید که پای نمایندگان حقوق بشر به زندان های ایران رسید ،خفقان فضای سیاسی ترک برداشت پای مردم به خیابانها باز شد ،اعتصاب سراسری در کشور،تظاهرات خیابانی ،ورهبری بلامنازع آیت الله خمینی ،نهایتا منجر به باز شدن درب زندانها شد.

 

هدایت وکنترل مردم معترض به شاه در دست فعالین و هواداران سابق مجاهدین که در واقعه 54 به به روحانیون واسلامگرایان پیرو ایت الله خمینی پیوسته بودند قرار داشت،همانهایی که رجوی آنها را تضاد اصلی نامیده بود وعنقریب بود که آیت الله خمینی به وطن برگردد،مجاهدین که قافیه را باخته دیدند ورویای مشارکت در ساختار قدرت را در فردای پیروزی بر باد رفته دیدند بدون اشاره به گذشته وبا میانجی قرار دادن ایت الله طالقانی در نزد رهبران انقلاب مسئولیت ستاد استقبال از امام را خود به عهده بگیرند شاید این سهل ترین راه برای مشارکت در قدرت باشد،اما چه خیال باطلی،حتی پذیرفتند حفاظت مسیر تردد امام را بعهده بگیرند اما میسر نبود زیرا این خاک طوفانی بود که خود در زندان به پا کرده بودند و امروزآنرا در چشم خود میدیدند.

 

ادامه دارد....

 

عباس صادقی، ایران سبز، بیست و هشتم ژوئن 2011




طبقه بندی: اخبار (89 تا 92)،  سی خرداد 60، 
برچسب ها: مسلحانه،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی