نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 16 خرداد 1392
اگر کسی بپرسد که چه احساسی داری که به ایران بازگشته‌ای می‌گویم که البته سختی هست و نمی‌شود آن را انکار کرد اما من یک چیز خیلی با ارزش در ایران به دست آورده‌ام؛ آزادی. اینجا ذهن، قلب، عاطفه، احساس، خورد و خوراک، پوشاک، زندگی، بیرون رفتن و همه چیز زندگی آدم در اختیار خودش است و این چیزی است که به هیچ وجه تصور آن نیز در قرارگاه اشرف ممکن نیست، در اشرف همه چیز معطوف و منتهی به رهبری و خواست اوست.

بازگشت
آب رفته باز آید به جوی

خاطرات آقای محمود دشتستانی (2)


الان هم در ایران هستم و اگر کسی بپرسد که چه احساسی داری که به ایران بازگشته‌ای می‌گویم که البته سختی هست و نمی‌شود آن را انکار کرد اما من یک چیز خیلی با ارزش در ایران به دست آورده‌ام؛ آزادی. اینجا ذهن، قلب، عاطفه، احساس، خورد و خوراک، پوشاک، زندگی، بیرون رفتن و همه چیز زندگی آدم در اختیار خودش است و این چیزی است که به هیچ وجه تصور آن نیز در قرارگاه اشرف ممکن نیست، در اشرف همه چیز معطوف و منتهی به رهبری و خواست اوست.

پشیمانی بعد از خروج از قرارگاه اشرف

من الان فقط پشیمانم که چرا زودتر به ایران بازنگشتم چرا که ایران آن چیزی که آنجا تبلیغ می‌شد، نیست. نه اینکه در ایران مشکلی نیست اما با آنچه که در آنجا تبلیغ می‌شد، خیلی متفاوت است.

چه می‌گفتند برای ما هم بگویید؟

دشتستانی: مثلا ما بعد از ظهرهای هر دوشنبه یک برنامه اجباری داشتیم. این برنامه شامل پخش یک فیلم بود که از مناطق فقیرنشین، معتادین، دادگاه‌ها، طلاق‌ها، خودکشی‌ها، مناسبات فحشایی، دختران ولگرد، کارتن خواب‌ها و امثال آن فیلمبرداری شده بود و تحت این عنوان برای ما پخش می‌شد که این همه آن چیزی است که در ایران وجود دارد و به عنوان زندگی روزمره مردم می‌گذرد و این برای ما پخش می‌شد و اینگونه تبلیغ می‌شد که الان همه ایران چشم به راه اردوگاه اشرف است و منتظر این هستند که ارتش آزادیبخش بیاید آنها را نجات بدهد.

در قرارگاه اشرف قحطی عاطفه و احساسات است و عواطف جاری در جامعه در اشرف هیچ معنا مفهومی ندارد. احساس نسبت به خانواده، پدر، مادر، خواهر و برادر، زن و بچه و اینها هیچ کدام در آنجا مفهومی ندارد و همه چیز تحت اراده و خواسته رهبری معنا می‌یابد. خوب ما در این فضا وقتی این تصاویر را می‌دیدیم گریه کرده و احساس می‌کردیم که واقعا جای ما در اشرف خوب است و ما واقعا داریم مبارزه می‌کنیم و سرباز امام زمان هستیم که برای دستیابی به جامعه بی‌طبقه توحیدی تلاش می‌کنیم.

اینها باعث شده بود که من وقتی به ایران می‌خواستم به ایران بیایم خودم با یک ترس و واهمه‌ای آمدم. نه ترس از اینکه مثلا ما را بگیرند و این خبرها باشد. خواهی نخواهی با بحث‌هایی که آنجا برای ما مطرح شد و جلسات طولانی مدتی که بعضا تا هفته‌ای نزدیک به 100 ساعت نشست ایدئولوژیک داشتیم وقتی به ایران بازگشتیم هنوز متاثر از فضای آن بحث‌ها بودیم و مسائل را از زاویه نگاهی که در آنجا برای ما شکل گرفته بود، می‌دیدیم و فکر می‌کردیم واقعا ایران همان شکلی است که آنجا نشان می‌دادند و واقعا من از مرگ و زندان نبود که واهمه داشتم بلکه با خودم می‌گفتم با چنین جامعه‌ای چگونه روبرو شوم. من فکر می‌کردم که در خیابان‌ها همه مردها و زن‌های معتاد افتاده‌اند و به هر میدانی که برسم 6 نفر را می‌بینم که به دار آویخته شده‌اند. من واقعا نگران دیدن چنین صحنه‌هایی بودم و فکر می‌کردم که اگر چنین چیزهایی باشد شاید مجبور باشم چندی بعد بازگردم و جلوی در قرارگاه اشرف بگویم که غلط کردم و دوباره به آنجا بازگردم.

اولین برخوردی که از سوی مقامات ایرانی با ما شد واقعا خیلی مرا امیدوار کرد. در عراق در هتلی که از سوی سفارت ایران در آنجا در اختیار ما قرار گرفته بود مقامات سفارت آمدند و در آزادی کامل از ما پرسیدند که آیا به ایران باز می‌گردی یا می‌خواهی به کشوری دیگر مثلا کشوری اروپایی بروی که کارهای اداری مربوطه انجام شود. من وقتی نوشتم ایران واقعا با یک هراس و ترسی نوشتم چرا که هنوز تصورم از ایران متاثر از تصاویر تلویزیونی بود که در اشرف به ما از تلویزیون فرقه رجوی نشان می‌دادند. ما آنجا به هیچ رسانه دیگری هم دسترسی نداشتیم و فقط کانال خود آنها بود که آن هم بیشتر از حداکثر 4 ساعت در روز فرصت تماشایش را نداشتیم چرا که آنجا نباید کسی فرصت فکر کردن پیدا کند.


در اشرف فقط کار هست. ساعت 5 و نیم صبح بیدار باش اجباری و تا 11 شب که خاموشی است یکسره باید یا در نشست‌های ایدئولوژیک شرکت کنی و یا قبلا تمرینات نظامی بود و حالا هم فعالیت‌های عمومی مثل نظافت محوطه و کشاورزی و امثال اینها.

یعنی اجازه نمی‌دادند شما بیشتر از 4 ساعت در روز تلویزیون نگاه کنید یا اینکه مثلا برنامه روزانه کاری شما این اجازه را نمی‌داد؟

دشتستانی: نه تلویزیون به صورت تمام وقت در سالن‌ها برنامه پخش می‌کرد و البته فقط برنامه کانال خود فرقه رجوی را اما همین تماشای تلویزیون نیز ممکن است مجالی به فرد بدهد که در اثنای برنامه‌های تکراری‌اش شما کمی فکر کنید ولی وقتی که شما در تمام طول روز به کارهای متنوع‌تر مشغول شوید دیگر فرصت فکر کردن به هیچ چیزی را پیدا نمی‌کنید.

ما در 24 ساعت حداقل 6 ساعت که نشست داشتیم؛ نشست‌های غسل هفتگی، نشست‌های عملیات جاری، نشست‌های ایدئولوژیک، نشست‌های سیاسی، نشست‌های تشکیلاتی و همین طور نشست. بقیه ساعات را هم که قبلا تمرین نظامی بود و بعد از خلع سلاح در تابستان 82 کارهای روزانه برای ما تعریف شده بود.

مثلا ما نشست عملیات جاری داشتیم. در این نشست‌ها قدرت هر ذهنیت و تفکری خارج از چارچوب مورد قبول اشرف را از فرد می‌گیرند. به عنوان مثال من یک روز وقت نهار غر می‌زدم که این چه نهاری است. این تبدیل به یکی از ضد ارزش‌های آنجا می‌شد و حالا من باید چه کار کنم. باید این مسئله را در دفتری مربوط به این کار بنویسم و واقعیت را هم درباره آن اینگونه توضیح بدهم که من اشتباه کردم و در مناسبات پاک مجاهدین من نباید این حرف را می‌زدم، نباید آن را جلوی 2 نفر دیگه بگویم، نباید غر بزنم، این کار را که کردی حالا باید چه کنی بعد از نوشتن مثلا حقیقت ماجرا، باید آن را جلوی جمع بخوانی، جلوی اعضای حدود 30 نفره یگان خودت و بگویی من امروز این ضد ارزش را داشتم.

ادامه دارد ...
16 خرداد 92



طبقه بندی: آرشیو 92 ،  نجات یافتگان،  خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: خاطرات محمود دشتستانی، فرقه رجوی، نوید رهایی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی