نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
فرار سیاوش سیفی و محمود ممبینی از فرقه رجوی (آلبانی) ، ، 36 ساله که چشم براه خبری از برادرم سیدعلی فتحی هستیم.خواهش میکنم هرکس میتونه کمک کنه.

من علیرضا اسپندار فرد ، از کرج ؛  مدت 9 ماه در قرارگاه اشرف شکنجه شدم ، کشتن افراد برای رجوی کاری نداشت و اگر کسی با آنها مخالفت می کرد یا تحویل استخبارات عراق می شد و یا این که به قتل می رسید، خودشان هم می گفتند خرج شما برای ما یک کیسه آهک بیشتر نیست.

فرقه رجوی

آقای علیرضا اسپندار فرد " مناسبات درونی فرقه رجوی"


من علیرضا اسپندار فرد ، از کرج ؛  مدت 9 ماه در قرارگاه اشرف شکنجه شدم ، یک بار در سال 80 دست به خودکشی زدم که متأسفانه آنها فهمیدند و در همان لحظات آخر از خودکشی من جلوگیری کردند .

مسئله خودکشی ، مسئله جدیدی نبود ، زیرا خیلی ها از شدت فشارهای روحی و روانی و فرار از شکنجه های آنان اقدام به خودکشی می کردند ، یکی از این قربانیان جوانی به نام سهیل بود که در زمان پراکندگی ( جنگ آمریکا علیه عراق ) به دلیل فشارهای فراوانی که نتوانست تحمل کند با اسلحه خودش ، خودکشی کرد .

در حالی که وقتی ما در مورد قضیه سؤال کردیم  گفتند این خودکشی نبوده و چون سلاح مسلح بوده به طور ناخودآگاه دستش روی ماشه رفته و به خودش شلیک کرده است .

نمونه دیگری خانمی بود به نام آلان محمدی که در سال 80 در هنگام نگهبانی با اسلحه خودش را کشت ، از اینها گذشته موارد دیگری مانند خودکشی با قرص ، سیم برق و غیره به چشم می خورد .

شکنجه :


پس از این که ما را با فریب به قرارگاه بردند ، اعتراض و نارضایتی ما شروع شد ، به همین جهت من را به قسمتی به نام خروجی انتقال دادند ، در آنجا با ضربه مشت پرده گوشم را پاره کردند و گفتند که شما نفوذی هستید .

بعد از آن به مدت یک ماه و فقط با یک وعده غذا در انفرادی بودم ، گذشته از اینها در حین شکنجه ها و کتک هایی که به من وارد می کردند ، پای من شکست و تا یک هفته من را دکتر نبردند و من روی همین پای شکسته راه می رفتم ، تا این که از شدت درد پا بیهوش شدم و آنها مجبور شدند من را به دکتر ببرند .

یک بار دیگر چون در نشست با لباس فرم حاضر نشدم پانزده نفر بر سرم ریختند و آن قدر مرا کتک زدند که برای لحظاتی نفسم بند آمده بود و فکر کردم که دیگر زنده نخواهم ماند و چند ساعت بیهوش شدم .

وقتی به هوش آمدم دیوار اتاق پر از خون بود ، پس از بهوش آمدن مرا نزد سر شکنجه گر آنجا یعنی زهرا نوری بردند ، زهرا نوری به بقیه چنین گفت که شکنجه دادن این فرد حلال است به شرطی که طوری بزنید که از چشم و گوش او خون جاری شود و آنها نیز مجدداً شروع به ضرب و شتم من کردند .

بعد از این شکنجه هم من را به قبرستان اشرف برده و گفتند یا به ارتش برگرد و یا در همین جا تو را دفن می کنیم ، اگر توانستیم از خونت استفاده کنیم بر روی سنگ قبرت می نویسیم مجاهد شهید و اگر هم خون تو به درد ما نخورد می نویسم آرامگاه .

حتی وقتی در کمپ آمریکایی ها بودم چند نفر از بچه ها نشانی چند گور دسته جمعی را به آمریکایی ها نشان دادند که پس از شکافتن گورها توسط آمریکایی ها در یکی از گورها جنازه 7 تا 10 نفر پیدا شد که بر روی آنها آهک ریخته بودند تا خیلی سریع از بین بروند .

کشتن افراد برای رجوی کاری نداشت و اگر کسی با آنها مخالفت می کرد یا تحویل استخبارات عراق می شد و یا این که به قتل می رسید، خودشان هم می گفتند خرج شما برای ما یک کیسه آهک بیشتر نیست.

بالاخره من تا همان لحظه آخر یعنی وقتی که سربازان و مأموران استخبارات آمدند تا مرا تحویل بگیرند ، مقاومت کردم اما در آن موقع که دیدم می خواهند من را به زندان ابوغریب انتقال دهند ، رفتن به ارتش رجوی را بهتر دیده و قبول کردم که بالاجبار به ارتش بپیوندم .

سازمان یک استراتژی دارد به نام " نوک قله " در این استراتژی آنها هر چیز کوچک و به نفع خودشان را بزرگ کرده و با این بزرگ نمایی به اصطلاح بر موفقیت های خود می افزایند .

مثلاً مریم رجوی در یک پارلمان اروپایی چند دقیقه با اعضایی از پارلمان صحبت کرده بود ، در حالی که سازمان آن را در بوق کرده بود و تبلیغ می کرد که مریم رجوی در آن پارلمان سخنرانی کرده است .

نمونه دیگر دستگیری مریم رجوی بود ، وقتی مریم در فرانسه دستگیر شد رجوی در اینجا این مسئله را بزرگ کرده و افتخاری برای ملت ایران معرفی کردند ، در حالی که در واقع دستگیری مریم جز خفت و پستی ارمغان دیگری برای رجوی نداشت .

جالب این که وقتی مریم رجوی آزاد شده بود پرچم قرمزی به دست گرفته و می گفت من پیروز شدم و اروپا را به زانو در آوردم و ما با شنیدن و دیدن این حرکات و صحبت ها با خودمان می خندیدیم .


شیوه های تأمین منابع مالی :

یکی از راه های جذب منابع مالی این است که رجوی ها با تهیه عکس های ساختگی و جعلی در مورد فقر و بیچارگی ضمن توسل به عوام فریبی و نیرنگ از مردم اروپا و حتی عراق کمک های مالی دریافت می کند ، در واقع پول های آنان صدقه ای بود که مردم با رحم و شفقت به آنها داده بودند و نه برای مبارزه و جهاد .

راه دیگری که از آن استفاده می کند ، خیانت به مملکت خودشان با فروش اخبار و اطلاعاتی که از مناطق مختلف و حساس ایران دارند به کشورهای مخالف ایران به ویژه آمریکا ، اسرائیل و انگلیس می باشد .
........................
31خرداد 92



طبقه بندی: آرشیو 92 ،  افشاگری،  پرونده،  نجات یافتگان، 
برچسب ها: علیرضا اسپندار فرد، فرقه تروریستی رجوی، افشاگری،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

نوید رهایی روی موبایل

تصویر روز

مرصاد

 فرقه جنگ طلب مجاهدین

كردكشی

نوید رهایی


در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، بالاخص فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و تلگرام به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

لرستان
قربانیان ترور

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

شهید علی صیاد شیرازی

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

خودسوزی

جاسوسی

جاسوسی فرقه رجوی در فضای مجازی

سی خرداد 1360

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

آقای علی مرادی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

آقای ابراهیم خدابنده

 خانواده

خانم ثریا عبداللهی

فرقه رجوی

نه آقاجون، ما اینجا حق آب و گل داریم

اردوگاه اشرف بعد از اخراج منافقین

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی