نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : یکشنبه 6 مرداد 1392
در فرهنگ سیاسی فرقه معادل کلمه کالت است. رفتار آنها  بندرت قابل پیش بینی است چرا که  آنها  محدود به هیچ قانون و قراردادی نیستند. خود قانون آور هستند تا مطیع قانون دیگری. آنها خود را پاسخگوی به هیچ انسانی ندیده و غالبا" خود را تنها مسئول و پاسخگو در مقابل خدا میدانند ...

فرقه مجاهدین

چرا مجاهدین را فرقه میخوانم؟ (1)

الف – تعریف فرقه :

در فرهنگ سخن، تعریف فرقه چنین آمده است: "گروه یا جماعتی که  اهداف، نظام اعتقادی، یا ویژگی های یکسان و مشترک داشته باشند مانند فرقه های تصوف. {هیچ فرقه ای مرا جزو خودش حساب نمی کرد.(علوی)} { در طی ...سلوک فرقه انبیا و ملوک را فرق پیدا شد. (قائم مفام 387)}"

در فرهنگ سیاسی فرقه معادل کلمه کالت است و معنی آن در فرهنگ انگلیسی آکسفورد چنین آمده است: "1- یک سیستم مذهبی پرستش ، بخصوص در اجرای مراسم و عبادات. 2- وفاداری، شیفتگی، از خود گذشتگی نسبت به یک فرد. از ریشه کالتوز در لاتین به معنی پرستش. "

در فرهنگ تاریخ لغات آکسفورد در باره تاریخچه لغت کالت چنین آمده است: " (تولد لغت در فرهنگ انگلیسی اوائل قرن هفده میلادی) کالت ابتدا" بمعنی ابراز سر سپردگی به موجود الهی بوده است. ورود این لغت به انگلیسی از لغت کالتوز بمعنی پرستش است. از شروع دهه 1960 استفاده این لغت در زبان انگلیسی محدود به اشاره به یک پدیده فرهنگی شده که معمولا" تعداد محدودی از افراد (اغلب جوان) را بخود  جذب میکند.

بعبارتی شاید بتوان معنی کلمه فرقه را در دو چیز خلاصه کرد: اول در داشتن یک رهبر پدرگونه تحت عناوین مختلف مانند: "پیر"، "شیخ"، "پیشواو یا رهبر عقیدتی"، "آقا"، "مراد"، "رهبر"، "پدر"... که شکل دهنده و بیان کننده و ضامن حداقل عقاید فلسفی – ایدئولوژی و گاها" مجری مراسم عبادی فرقه است. دوم در داشتن یک دیدگاه واحد فلسفی و امروزه حتی یک دیدگاه  واحد سیاسی و گاها" رفتاری و اخلاقی است.

در نتیجه  جهت فهم کالت و یا نسبت دادن آن به یک جمع باید به دنبال این دو ویژگی و بطور مشخص داشتن رهبری کالت گونه بود.

ب- رهبر- گرو[1]


مطالب این بخش بیشتر با کمک گیری از تحقیقات ارزشمند آنتونی استور در کتاب معروف وی تحت عنوان "فیت آو کلی"[2] تهییه شده است. فیت آو کلی یک ضرب المثل انگلیسی است بمعنی پدیدار شدن شگفت انگیز نقطه ضعف یک رهبر، استوره ویا قهرمان.


استور در کتاب خود در تعریف گرو چنین مینویسد: «لغت سانسکریتی گرو بمعنی سنگین است. وقتی به افراد نسبت داده  شود بمعنی فردیست که مورد احترام است. از پروفسور آر.اف. گومبریچ شنیدم که: در سانسکریت معمولا" گرو به پدر یک فرد گفته میشود و مصطلح ترین نوع استفاده آن نسبتش به معلم یک فرد است. وی نزدیکترین معنی انگلیسی آنرا «معلم محترم» میداند. امروزه هر فردی که تخصص فوق العاده در هر رشته از فوتبال تا اقتصاد داشته باشد اصطلاحا" گرو آن رشته خوانده میشود. من در تعریف گرو خود رامحدود  به  کسی میکنم که معلمی است مدعی دارا بودن فهم و معلومات خاصی در تعریف زندگی، و در نتیجه اوکسی است که خود را  محق میداند که  به  دیگران بگوید که چگونه باید زیست.»

استور جهت شناخت بهتر گرو یا رهبر عقیدتی شاخص های زیر را بیان میکند:

- گرو به هوادارانش قول نشان دادن راهی نوین جهت خودسازی و رستگاری میدهد.

-  گرومرد و یا زنی است با خود محوری کافی جهت دیدن و معرفی خود به عنوان یک فرد ویژه با داشتن معنویت خاص. معمولا" وی اولین پیرو و کاشف خود خواهد بود.

-  شاید بتوان افرادی چون مسیح، محمد و بودا را نیز بنا به تعریف گرو در زمره آنان دانست با این تفاوت اصلی که مصونیت آنان از جاه طلبی فردی و معصومیت آنان را نمیتوان به هیچ عنوان به زیر سئوال کشید. دلیل اصلی ای که آموزشهای آنانرا رهنمود زندگی ملیونها و ملیاردها انسان تا قرن حاضر کرده است. این افراد بر خلاف گروها، دیگران را نه  با پر کردن اطراف خود با ستایشگران و غیرقابل دسترس بودن خود، بلکه با زندگی ساده و عادی و اعمال روزانه خویش جذب می نمودند. افتخار آنان در سادگی و عامه فهم بودن بیاناتشان و نه بغرنج و پیچیده بودن آنها بوده است.

-  گرو(برخلاف پیامبران) خود را و آموزش هایش را غیر قابل فهم و دستیابی از جانب افراد عادی دانسته و معمولا" راهنما و یا فرد واسطی برای فهم خویش و آموزشهایش به دیگران معرفی میکند.

-   بعضی از گرو ها خود را نجات دهنده کل بشریت دیده و معتقدند  تنها  هواداران آنان  رستگار میشوند و در روز رستاخیز بشریت منهای پیروان ایشان جملگی روانه دوزخ میگردند.

-  گرو ها  بندرت برای روابط دوستی و خانوادگی ارزش قائل شده، بندرت دوستی داشته و عاطفه ای نسبت به نزدیکان خود دارند. آنان بیشتر مجذوب افکار خود هستند تا روابط عاطفی وشخصی بیرونی. آنها  بدنبال پیرو هستند و نه پیوندهای دوستی وخانوادگی. آنها  بدنبال تحمیل عقاید خود و نه شریک شدن عقاید هستند. آنها  بیشتر بدنبال محو و جذب دیگران در خود هستند تا بدست آوردن روابط عاطفی دو جانبه.

-  گرو ها  معمولا" نسبت به هر نوع انتقادی حساس بوده ومعتقدند هر چیزی مگر تسلیم کامل به آنها  نوعی دشمنی است. (به نوعی جهان را دو قطبی دیده، افراد یا با آنها و در نتیجه  تسلیم کامل هستند و یا بر علیه آنها و دشمن خونی.)

-   آنها خود را فرای انسانهای معمولی  دیده و کسی را درحد یاری رساندن فکری به خود بخصوص در امور عقیدتی نمی بینند. آنها  بندرت افکار خود را  به بحث میگذارند بلکه  آنها را  حکم میکنند.

-  گروها  معمولا" خود را کاشف حقیقتی نوین و  یا حقیقت مطلق دانسته و با  بیان قاطعانه و شخصیت جاذب خود جای هیچگونه شک و تردید ی در دل هواداران خود باقی نمیگذارند. این افراد معمولا" جاذبه ای دارند که بسرعت میتوانند در دیگران نفوذ کرده  و آنها  را تبدیل به هواداران سر سپرده خود سازند. قدرت بیان آنها  بخصوص در جمع حربه اصلی آنها در جذب دیگران است.

-  رفتار آنها  بندرت قابل پیش بینی است چرا که  آنها  محدود به هیچ قانون و قراردادی نیستند. خود قانون آور هستند تا مطیع قانون دیگری. آنها خود را پاسخگوی به هیچ انسانی ندیده و غالبا" خود را تنها مسئول و پاسخگو در مقابل خدا میدانند.

-  آنها اغلب به خود حق میدهند که  درتمامی ارکان زندگی پیروان خود دخالت کرده و به آنها شکل دلخواه دهند. برای مثال آنها حکم میکنند که  پیروانشان کجا و چگونه زندگی کنند، با چه کسی و چه نوع روابط جنسی داشته (و یا نداشته ) باشند. آنها بسرعت مالک اموال شخصی و امور مادی پیروان خود شده و آنان را از استقلال مادی خارج میکنند.

-  ممکن است گرو ها به چیزی که برای دیگران حکم میکنند خود اعتقادی نداشته باشند، اما داشتن یک ایمان اولیه به آنچه میگویند برای مجاب کردن بدون چون و چرای دیگران لازم است.

-  "گرو" ها اغلب مخترع و یا کاشف و مجری یک اتفاق و یا یک عمل شگفت انگیز و فوق العاده برای مسحور کردن هواداران خود هستند.

-    اعتماد بنفس گرو روز بروز در اثر ازدیاد پیروانش بیشتر و بیشتر میشود. معمولا" فرد اول (کاشف وی) در میان پیروان جایگاه خاصی را بخود اختصاص میدهد.

-  آنها حاضر به تحمل هر دردی حتی مرگ هستند مگر اینکه  فردی عادی شده و مجبور به زندگی به شیوه انسانی معمولی گردند.

- آنان از اینکه پیشوا و یا رهبر خوانده شوند ناراحت نبوده و آنرا به عنوان حقی دانسته که  نه خود و نه پیروان نمی بایست از آن محروم گردند. تواضع در این خصوص اساسا" از ویژگی آنها نیست. آنان ممکن است تمام  عمر را  در تواضع و قناعت گذرانده و یا بتدریج خود را شایسته برخوردهای ویژه، رسیدگی های مادی خاص در زمینه محیط زیست، خورد و خوراک و حتی امور جنسی و لوکس گرائی دیده و آنرا حق بلامنازع خود بدانند. سوء استفاده از قدرت نیز ممکن است در آنها  ظاهر گشته، از تحکم به پیروان خود و آنان را  به کارهای بیهوده و مبتزل گماردن لذت برده و بزودی خود و پیروان خود را به  فساد مادی بکشانند.

- رابطه با خود را برای پیروان تنها رابطه مشروع دانسته و آنان را دعوت به ترک هر نوع رابطه عاطفی و انسانی دیگر میکنند. آنان هواداران خود را از نوعی لذت ناشی از خود تهی شدن برخوردار میکنند. ( شاید مشابه استفاده از مواد مخدر، از خود بیخود شدن، از قید و بندهای مادی روزمره خارج شدن، عدم احساس مسئولیت در مقابل هیچ چیز و هیچ کس مگر پیشوا،) به این ترتیب پیروان را برای همیشه بخاطر این تجربه شاکرخود میکنند.

ادامه دارد....
..............................
92/05/06



طبقه بندی: آرشیو 92 ،  آموزش،  فرقه گرایی، 
برچسب ها: فرقه، فرقه رجوی، فرقه مجاهدین، نوید رهایی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی