نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 10 مرداد 1392
در فرقه رجوی، مجاهد غیرمسلمان آن هم از نوع غیرشیعه نداریم و افراد غیرمسلمان می‌بایست اجباراً مسلمان و افراد سنی مذهب نیز شیعه شوند، از جمله نفراتی که دچار این قانون گردیدند ادوراد و فلیپ مسیحی بودند که اجباراً مسلمان گردیدند و عمر محمودی سنی نیز شیعه گردید.

نوید رهایی
خاطرات آقای پرویز درخشان (3)

تشکیلات فرقه رجوی :

...از همه قومیت‌های ایرانی و همه شهرهای ایران در آنجا آدم بود، بعد از خوردن ناهار به ترتیب هر یگان در یک نوبت مسئول جمع‌آوری و شستشو و نظافت سالن غذاخوری و دیگ‌های غذا بود. بعد از استراحت ظهر، زمان ورزش بود که حدوداً دو ساعت طول می‌کشید و هر کسی متناسب با سلیقه‌اش به ورزش می‌پرداخت. بعد از ورزش هم برنامه شام و عملیات جاری بود. عملیات جاری سیستم کنترل و حفاظت سازمان بود که هر شب در ساعت نه می‌بایست افراد هر یگان در محلی تجمع می‌کردند و گزارش‌های روزانه خود را درباره عملکرد دیگران ارائه می‌کردند.
این سیستم شاید الگوبرداری از روش خمرهای سرخ کمونیست در کامبوج بود که بعد از به قدرت رسیدن‌شان، افراد هر محله را مجبور کرده بودند که هر شب هر فرد گزارش عملکرد همسایه خود را ارائه نماید و به عبارت دیگر جاسوسی دیگران را برای حکومت بنماید. عملیات جاری چتر حفاظتی سازمان بود که افراد خود را به شدت زیر نظر و تحت کنترل داشت و هر صدای مخالف و ناسازگاری را در نطفه شناسایی و خاموش می‌کرد و همه افراد هم ملزم به شرکت در آن بودند.

آموزش‌های نظامی با یادگیری سلاح کلاشینکف و تیربار بی.کی.سی و نارنجک و آر.پی.جی شروع شد و یواش‌یواش در کنار سایر آموزش‌های ایدئولوژیک سیاسی و تشکیلاتی به جلو می‌رفت. هوای عراق به شدت گرم بود و برای بعضی از نفرات غیرقابل تحمل؛ آسایشگاه سی نفره ما هم در ظهر در حدی خنک بود که فقط عرق نمی‌کردیم.

فرمانده پذیرش یک خانم بود به نام «خواهر فرشته»، مدت کوتاهی پس از اقامت در پذیرش به ملاقات او رفتیم و حدوداً یک ساعت با او جلسه داشتیم و بیشتر وقت به معارفه گذشت و شرایط قلعه اشرف را برای ما بازگو کرد. این شرایط عبارت بودند از:
1 - تشکیلات مجاهدین بایستی مثل گارد آهنین باشد و مناسبات توسط رهبری پی‌ریزی و همه اعضا بایستی گوش به فرمان مطلق باشند تا بتوان این تشکیلات آهنین را پی‌ریزی نمود و ضمناً تمام تصمیم‌گیری‌ها توسط رهبری (مسعود رجوی) صورت می‌گیرد.

2 -  هیچ‌یک از مجاهدین حق داشتن ملک و اموال شخصی را ندارند و حتی ارث نیز به آن‌ها تعلق نمی‌گیرد و همه اموال آن‌ها متعلق به سازمان است، حتی اموالی که به صورت ارث به آن‌ها برسد.
3 -  هر مجاهد خلق باید امضای خون و نفس بدهد، یعنی تمام جان و حتی فکر او متعلق به رهبری است و او از خود هیچی ندارد.
4 -  نماز و ورزه در مناسبات مجاهدین اجباری است.
5 -  زن مجاهد بی‌حجاب در مناسبات نداریم و حجاب برای تمامی زنان اجباری می‌باشد.
6 -  غذا و پوشاک در مناسبات مجاهدین مجانی است، لذا در سازمان حقوق و پول نداریم.
7 -  در مناسبات، مجاهد غیرمسلمان آن هم از نوع غیرشیعه نداریم و افراد غیرمسلمان می‌بایست اجباراً مسلمان و افراد سنی مذهب نیز شیعه شوند، از جمله نفراتی که دچار این قانون گردیدند ادوراد و فلیپ مسیحی بودند که اجباراً مسلمان گردیدند و عمر محمودی سنی نیز شیعه گردید.
8 -  قرآن خواندن در مناسبات ممنوع است و کسی حق تفسیر آن را ندارد و این حق فقط مختص رهبری است.
9 -  رادیو و تلویزیون و تلفن و اینترنت ممنوع است.
10 -  هر کس را به خاطر رابطه جنسی دستگیر کنند، به مدت ۵/۲ سال می‌بایست به زندان سازمان برود و بعداً راجع به او تصمیم‌گیری می‌شود که آیا در قلعه بماند یا اخراج است.
11 -  هر کس قصد جدایی داشته باشد، می‌بایست به مدت دو سال به زندان سازمان مجاهدین برود تا اطلاعاتش بسوزد و سپس مدت هشت سال نیز به جرم ورود غیرقانونی به عراق به زندان ابوغریب می‌رود و بعد از ده سال دولت عراق وی را با ایران مبادله می‌کند.
12 -  هیچ کس تا آخر عمرش حق ازدواج و تشکیل خانواده را ندارد.
اینها برخی از قوانین قعله مخوف اشرف بود!

جلسه خواهر فرشته از فرماندهان ارشد شورای رهبری مجاهدین پایان پذیرفت و ما هم با افکار پریشان برای استراحت و خوابیدن به سوی آسایشگاه‌هایمان روان شدیم. روزها در پی هم می‌آمد و با آموزش‌های مختلف در یکی از بزرگ‌ترین پایگاه‌های تروریستی خاورمیانه می‌گذشت. نه از تعطیلی خبری بود و نه از مرخصی و استراحت. فقط بعدازظهر پنجشنبه‌ها از دست مجاهدین نفس راحتی می‌کشیدیم و شب پنجشنبه را با نگاه کردن یک فیلم سینمایی می‌گذراندیم و صبح جمعه این اجازه را داشتیم که تا ساعت دوازده ظهر بخوابیم. من صبح جمعه‌ها ساعت هشت از خواب بیدار می‌شدم و تا ساعت یک ظهر را که وقت ناهار بود به مطالعه در کتابخانه پذیرش می‌گذراندم.

کتابخانه نسبتاً بزرگی بود که عکس قاب شده «علی‌اکبر اکبری»، قاتل لاجوردی رئیس سابق زندان‌های ایران را در آن نصب کرده بودند. این کتابخانه دارای سن تئاتر نیز بود و بیشتر کتاب‌هایش مربوط به مجاهدین و شورای ملی مقاومت بود.

جمعه‌ها بعدازظهر هم نشست سیاسی توسط یکی از کادرهای قدیمی سازمان به نام «مهدی خدایی‌صفت» که از زندانیان سیاسی زمان شاه بود، برگزار می‌شد و من در آن نشست‌ها بسیار فعال بودم و در بین سیصد نفر افراد جدیدالورود، جزو پنج نفر اولی بودم که دارای دانش سیاسی بالایی بودم. یک روز وقتی خدایی‌صفت هر سؤال سیاسی که می‌پرسید، جواب آن را از من می‌شنید، در جلوی جمع گفت که این پرویز (که نام مستعار من بود) بر دیپلماسی اشراف کامل دارد.

در پذیرش، نام مستعار «پرویز درخشان» بر من گذاشته شد و کم‌کم داشتم با این اسم و هویت جدید خو می‌گرفتم. همه اعضای جدیدالورود دارای اسامی مستعار بودند و هیچ‌کس دیگری را با هویت واقعی نمی‌شناخت.

روزانه مدت نود دقیقه در سه وقت صبحانه و ناهار و شام برنامه تلویزیون را که بیشتر برنامه و آهنگ‌های سازمان بود، در سالن غذاخوری پذیرش می‌دیدیم. از تلفن و اینترنت و رادیو و روزنامه هم به هیچ عنوان خبری نبود و تنها خبری که از بیرون داشتیم از طریق تلویزیون خود سازمان بود که در غالب اخبار به مدت پانزده دقیقه موقع ناهار یا شام برایمان پخش می‌کردند. ارتباط‌مان با دنیای خارج به‌طور کامل قطع شده بود و حق ارتباط با یکدیگر را نیز نداشتیم و به شدت توسط سازمان کنترل می‌شدیم.

بعدها متوجه شدم که روزانه از هر فرد سه بار گزارش عملکرد به فرماندهان بالاتر گزارش می‌شود که فرد در طول روز از صبح تا ظهر و از ظهر تا عصر و از عصر تا شب با چه کسانی رابطه داشته و چه کارهایی کرده و چه حرف‌هایی زده است، یک سیستم امنیتی بسته و به شدت حفاظت شده.

در سازمان مجاهدین افراد حق حرف زدن عادی را نیز با یکدیگر نداشتند و در مجاهدین این‌گونه رابطه زدن را «محفل» می‌نامیدند که به شدت با آن برخورد می‌شد. هیچ‌کس حق نداشت راجع به گذشته یا آینده خود با دیگری صحبت کند و یا رابطه دوستانه برقرار نماید. حرف زدن فقط در چارچوب تشکیلات آزاد بود و حتی دو نفر برادر هم نمی‌توانستند با یکدیگر مدت کوتاهی را خلوت کنند و صحبت‌های خصوصی مطرح کنند.

ادامه دارد...
منبع : ایران دیدبان
.....................................
نوید رهایی
92/05/10




طبقه بندی: آرشیو 92 ،  افشاگری،  نجات یافتگان،  خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: خاطرات، پرویز درخشان، فرقه رجوی، نوید رهایی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی