نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : شنبه 6 مهر 1392
متأسفانه رشد فساد اخلاقی، بعد از انقلاب ایدئولوژیک در این اواخر بین عناصر رجوی رشد زیادی کرده است. این نمونه ها که جزئی از واقعیات می باشد بکلی وضع مناسبات و آن صداقت و پاکی سازمان را از بین برده بود. دزدیها، کمد زنی ها، جیب زنی به وفور در آسایشگاهها وجود داشت، حتی قفل کمد را می شکستند و اثاثیه آن را به سرقت می بردند.


 
بی بندباری رایج در فرقه رجوی

سازمان برای تقویت روحیه بچه ها هرچند وقت یکبار شام جمعی از کلیه لشگرها ترتیب می داد تا بچه ها جمعیت را ببینند و فکر نکنند که کم شده اند، برای شلوغ نشان دادن سالن، ناچار بودند عده ای را از خارج به شام دعوت کنند. از جمله یکی آوردن پناهندگان ایرانی، از کمپ های عراق بود که با ماشین آن ها را آورده و لباس نظامی به تن آنها می نمودند و به شام جمعی می فرستادند. در قبل از آن نیز عده زیادی از اسرای ایرانی را با وعده و وعیده به صفوف ارتش وارد کرده بودند. این اسرا که سالیان دراز انواع فشارها و محرومیت ها را چشیده بودند وقتی وارد مناسبات می شدند همه چیز را به هم می ریختند. یکی از محرومیت ها، محرومیت جنسی بود، فکر می کردند که اینجا هم جامعه عادی است. برای دختران و زنان نامه های عاشقانه می نوشتند و به دست آنها می دادند.

ظهر پنچشنبه به بعد اکثریت اینها به حمام می رفتند و به سر و وضع خود می رسیدند و به خود عطر و ادکلن می زدند و موهای خود را شانه می کردند و خود را آماده برای شرکت در شام جمعی می نمودند. شام جمعی شده بود محل قرار و دید زدن و متلک گویی به زنان، البته سازمان هم خیلی از این واقعه بی اطلاع نبود، اما چاره ای نداشت بالاخره برای هرکس فضای مناسب او را فراهم کرد تا هوس رفتن نکند.

نمونه های این فساد اخلاقی در اکثر لشگرها که معمولاً دختر و پسر مخلوط بود نسبتاً زیاد بود. بسیاری از آنها هرگز به گوش ما نرسید، اما تا آنجا که مقداری از آنها به بیرون درز کرد بدانها اشاره می کنیم.

(ب) می گفت اسرا از هواکش حمام، زنان را دید می زدند و به چشم خود کارهای انحرافی دختران را دیده است.
(ز) یکی از مسئولین، فردی به نام (ج) را به بهانه انتقاد و نشست فردی او را به اتاق کار خود صدا می زند، معمولاً اتاق خواب مسئولین یک تختخواب هم هست،(ج) می گفت (ز) 3 ساعت با من حرف زد، اول از اشکالات فردی من، بعد صحبت را به ازدواج و زن کشاند و بعد وارد مسائل جنسی شد، من خجالت می کشیدم و سرم را پائین انداخته بودم، چندین بار گفتم که دیر وقت است باید بروم و بخوابم و صبح برای صبحگاه بیدار شوم، (ز) گفت خودم با ماشین می رسانمت، صبحگاه هم نمی خواهد بروی، دوباره صحبت را شروع کرد و رفت روی تختخواب دراز کشید من خیلی ترسیده بودم، فکر می کردم که می خواهد مرا امتحان کند. بالاخره دید فایده ندارد، نشست را تمام کرد و مرا به آسایشگاه رساند در بین راه می گفت این حرف ها را جای دیگری نزنی، (ز) اتاقی در دانشکده داشت که با لشگر فاصله زیادی داشت.

(ف) از لشگر محمود، می گفت: درب بنگال را باز کردم ناگهان با صحنه زننده ای، بین فرمانده گردان و یک زن که فرمانده دسته بود، مواجه شدم (ف) این مسئله را گزارش می کند، اما با او برخورد بدی می کند و می گویند که تو ذهنت خراب است به فرماندهان نباید نسبت ناروا بدهی. بعد (ف) خیلی شاکی می شود و یکه می خورد. بعد او گفت با خود گفتم پس چرا من این کار را نکنم، از آن به بعد با عده ای دختر رابطه برقرار کردم ... می گویند (ف) بعدها به ایران رفت.

یکی می گفت که یک زن و مرد را در کنار درخت ها دیدم که صحنه ناجوری بود، وقتی به آنها رسیدم داد و بیداد راه انداختم، پسره فرار گرد اما دختره در مقابل من مقاومت کرد و گفت به توچه مربوطه... لذا با او رابطه برقرار کردم.

( م- ط) در حین عمل نامشروع توسط بچه ها دستگیر می شود و به بنگالی که او بوده حمله می کنند. او را نزد مهدی ابریشم چی می برند، (م) می گوید به خدا قسم دختره مرا گول زد و مرا وادار کرد و دست از سرم بر نمی داشت، تقصیر من نیست، (م) گریه می کرد و سخت ترسیده بود. سپس (م) را اخراج و دختر را شوهر می دهند.

(م) عضو هیئت جرائی با (م) زن شوهردار روابط نامشروع داشت، همین فرد با (س) تدارکات نیز به همچنین.

(ج) می گفت: درب اتاق فرمانده را باز کردم دیدم که یک دختر کنار میز فرمانده ایستاده و فرمانده با اوعشق بازی می کند، ترسیدم درب اتاق را بستم و رفتم نزد حسین ابریشمچی فرمانده لشگر و جریان را به او گفتم، او شدیداً به من پرخاش کرد و مرا به ذهنیت فاسد متهم نمود، هرچه داد زدم قبول نمی کرد از آن روز به بعد دلسرد شدم و پس از دو ماه از سازمان کناره گرفتم.

دختری به نام (م) در ارکان 900 حدود یک ماه به یک جوان چشم می دوزد و به او اظهار عشق می کند، جوان ابتدا امتناع می کند... اما او دست بردار نبود.

بطور خلاصه باید گفت، متأسفانه رشد فساد اخلاقی، بعد از انقلاب ایدئولوژیک در این اواخر بین عناصر رجوی رشد زیادی کرده است.

این نمونه ها که جزئی از واقعیات می باشد بکلی وضع مناسبات و آن صداقت و پاکی سازمان را از بین برده بود. دزدیها، کمد زنی ها، جیب زنی به وفور در آسایشگاهها وجود داشت، حتی قفل کمد را می شکستند و اثاثیه آن را به سرقت می بردند.

بسیاری از بچه ها انتقاد می کردند که ما سیاهی لشگر برای چه می خواهیم که آن را به بهای سلب اعتماد بر خود خریده ایم. اینها که اهل جنگ نیستند چرا آنها را برگرده ما سوار کرده اید، کسی گوشش بدهکار نبود.

فضل اله نامی در یک نشست گفته بود چرا اسراءِ را وارد مناسبات کردید و به سر شام جمعی می آورید؟ البته اسرا تقصیری نداشتند وعده ای از آنها هم آدم های درست و سر به زیری بودند. ای کاش منحصر به همین ها بود و به همین جا ختم می شد. متأسفانه افراد تشکیلاتی قدیمی هم دچار این انحرافات اخلاقی شده بودند و این نشان می داد که مسئله فردی نیست، بلکه دستگاه فاسد و فساد پرور است. فساد نتیجه جامعه بسته است.

یکی از مسئولین بالای سازمان، جزو هیئت اجرایی به نام م- م در نشست انقلاب اعتراف کرد که من با چند دختر رابطه داشتم، رجوی سؤال می کند بعد آنها را چه کردی؟  گفت: شوهرشان دادم، م- م به خاطر اینکه راستش را گفته بود مورد تشویق قرار گرفت و مسئولیت بالاتری به او دادند. البته این مسئول زن زیبا و جوانی داشت که او هم از مسئولین بود. فکر می کنم همین یک نمونه از مسئولین کافی باشد، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

در بین مردم اصطلاحی است که می گویند همیشه ماهی از سر می گندد، این یک نظریه علمی و درستی است، در هر دستگاهی فساد در رأس هرم است که به پائین سرایت می کند. مشکل اساسی خود رجوی مسئله جنسیت بود. ده سال است که جنسیت ورد زبانش می باشد و همیشه مسئله زن به بهانه های گوناگون و گاهاً مترقی نمایانه و روشنفکرانه روی میز رجوی است. هدف از بالا کشاندن زن ها این است که بیشتر آنها را دور و بر خود جمع کند، او تا به حال دو بار مسئله جنسی خود را در قالب انقلاب ایدئولوژیکی سمبلیزه کرده است.
منبع: مرداب
............................
06 مهر 1392




 



طبقه بندی: آرشیو 92 ،  افشاگری،  پرونده،  نجات یافتگان، 
برچسب ها: بی بندباری رایج در فرقه رجوی، فساد اخلاقی، فرقه رجوی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی