نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 1 آبان 1392
اطلاع رسانی و آگاهی رساندن دقیق و شفاف از وضعیت موجود فرقه و اعضای آن چه در اردوگاه لیبرتی از عوامل مهمی است كه در شناساندن و به نمایش گذاردن چهره واقعی گروه مجاهدین تاثیر بسزایی داشته و دارد. ایجاد رابطه ی مستحكمتر بین انجمن نجات و خانواده ها و افشاگری علیه فرقه تروریستی رجوی و آگاه نمودن جوانان پرشور و ساده دل از واقعیتهای درون سازمان از وظایف محوله این انجمن است.

انجمن نجات یزد

ملاقات انجمن نجات یزد با خانواده غفوری

درپی سلسله دیدارهای انجمن نجات با خانواده های محترم، انجمن نجات این بار میهمان خانواده ی محترمی شد كه سالیان سال است برادرعزیزشان در چنگال اهریمنی فرقه اسیر است.
اطلاع رسانی و آگاهی رساندن دقیق و شفاف از وضعیت موجود فرقه و اعضای آن چه در اردوگاه لیبرتی و چه آنانی که خاك عراق را بمقصد كشور آلبانی ترك كرده اند، از عوامل مهمی است كه در شناساندن و به نمایش گذاردن چهره واقعی گروه مجاهدین تاثیر بسزایی داشته و دارد. ایجاد رابطه ی مستحكمتر بین انجمن نجات و خانواده ها و افشاگری علیه فرقه تروریستی رجوی و آگاه نمودن جوانان پرشور و ساده دل از واقعیتهای درون سازمان از وظایف محوله این انجمن است .

متن ذیل چكیده ی گفتگوی انجام شده با آقای محمد غفوری است  .

آقای محمد غفوری لطفاً در ابتدای گفتگو شرح حالی از برادرتان برای ما و خوانندگان این مصاحبه بفرمایید؟
به نام خدا، برادرم ابوالقاسم كه كوچكتر از من میباشد هم اینك حدود 60 سال سن دارد . آنچه در زندگی خانه پدری از او یاد دارم و بخاطرم می آید به بیش از سی وشش سال پیش باز میگردد. در آن زمان ابوالقاسم فردی بود كه سعی داشت در زندگی برای دیگران مفید باشد و تا آنجائكه در توان داشت از نیازمندان جامعه دستگیری می كرد. هیچگاه چیزی را برای خودش نمی خواست. درزمان رژیم ستم شاهی، ظلم دستگاه حاكم به مردم و فاصله زیاد طبقاتی موجود و وجود فساد و بی بند و باری در جامعه باعث بیداری و ظلم ستیزی وی شد.
دردانشگاه جزء دانشجویان نخبه و برتر بود و با بورسیه ای از مقامات آن دوران، در دانشگاه مشغول به تحصیل بود و چونكه علاقه ای به این بورسیه نداشت دانشگاه و رشته خویش را عوض كرده و به مشهد رفت تا در دانشگاه آنجا ادامه تحصیل دهد.
دراوائل نهضت مردم برضد رژیم طاغوت بدلیل تكثیر وتوزیع اعلامیه های انقلاب بدست نیروهای امنیتی آنزمان دستگیر وبه زندان می افتد وجزء زندانیان ممنوع الملاقات بود. دردوران زندان با شخصیت های فراوانی كه در زندان مشهد بودند آشنا شد. واین روند تا پیروزی انقلاب ادامه داشت و او به همراه دیگر زندانیان سیاسی اززندان آزاد شد.
بعد ازپیروزی انقلاب هم در مشهد ماند تا هم تحصیلاتش را ادامه دهد وهم اینكه بقول خودش می گفت تازه انقلاب پیروز شده وبایستی ازآن محافظت نمود وتلاش بعداز انقلاب بایستی بیش ازقبل باشد.
درهمان اوائل انقلاب گروه های مختلف دیگری هم با طرز تفكراتی متفاوت درحال فعالیت بودند ولی ما هیچگاه به ذهنمان خطور نكرد و نمی كرد كه ابوالقاسم هم خود را درگیر با آنها كرده باشد.
اگر اشتباه نكنم بعد ازانقلاب دانشگاهها برای مدتی بسته بود و محلی شده بود برای مناظرات وگاهی هم منازعات سیاسی آن دوران. دراین زمان گاهی اوقات به یزد می آمد چند روزی را دریزد سپری می كرد ودوباره به مشهد میرفت .
چه موقع وچگونه متوجه خروج وی ازایران شدید؟
مثل همیشه در یكی از سفرهایش از مشهد به یزد چند روزی را اینجا مانده بود و بدون اینكه جلب توجه ای كرده باشد مجدداً خداحافظی كرد و یزد را به قصد مشهد ترك كرد و این آخرین باری بود كه او را دیدم و حتی آنموقع هم خبرنداشتیم كه این آخرین بار خواهد بود .
و آن هنگام اصلاً خبری ازوی نداشتیم ونمی دانستیم كه ازایران خارج شده تااینكه چند وقت بعد طی تماس تلفنی كه داشت عنوان كرد كه ازایران خارج شده حتی ندانستیم كه این تماس را ازكجا گرفته و یا كجا هست.؟
آیا این آخرین خبری است كه از وی دارید؟
ازآن موقع تا به امروز هیچ خبر مستقیمی از خود او نداریم نه تماس تلفنی و نه حتی نامه ای. تااینكه چندین سال بعد متوجه حضوراو دراردوگاه اشرف شدیم وآنموقع بود كه دانستیم به مجاهدین پیوسته وگرنه تا قبل ازآن اطلاعی كه كجاست وچه می كند نداشتیم. آقای غفوری آیا برای دیدن برادرتان درعراق كاری انجام داده اید؟
بحمدالله با مساعدتهای فراوان انجمن نجات حدود سه سال پیش بود اگر اشتباده نكنم با جمع كثیری از خانوادها به عراق عزیمت نموده و در مقابل درب پادگان اشرف تحصن نمودیم ولی همانطوركه انتظار میرفت با كارشكنی و مانع تراشی های فراوان فرقه هیچ دیداری صورت نگرفت و فقط خانواده ها درمقابل درب اشرف با بلندگو با عزیزان خود بصورت یكطرفه صحبت میكردند در حالیكه از طریق فرقه هم بلندگوها با صدای بلند مانع رسیدن صدای خانوادها به عزیزانشان میشدند.  
نظر جنابعالی درخصوص مواضع دولت عراق درقبال مجاهدین چیست؟
 ببینید عراق كشوری است مستقل و با عراق زمان صدام فرق دارد آن زمان صدام  با گروه رجوی همكاری درسطح عالی داشتند چونكه آنها هم درسطح عالی خود فروخته بودند وتمام راههای سرسپردگی را پیموده بودند ازاین رو این اجازه را داشتند كه هرگونه اقدامی را كه درجهت منافع دولت بعث بود انجام دهند ودیدیم ودیدید كه در زمان جنگ گاهی اوقات جلوتر ازنیروهای عراقی با رزمندگان اسلام درگیر بودند ، گاهی مشتركاً عملیات انجام می دادند وگاهی هم بطور مستقل اما با پشتیبانی كامل نیروهای عراق. اما هم اینك وضع جور دیگری است و صدامی نیست كه حامی آنها باشد.
مردمی كه تا دیروز قربانی جنایت گروه بودند امروز خود حكومت را در دست گرفته و مسلماً بقول معروف چشم دیدن آنها را ندارند واین كمترین حق دولت عراق است كه ازآنها خواسته كه خاك این كشور راترك كنند و بایستی بدنبال جای دیگری غیر ازخاك عراق باشند.
جناب غفوری لطفاً برای خوانندگان ما بفرمائید وضعیت حال وحاضر گروه را چگونه ارزیابی می كنید؟
حقیقت امر این است كه اعمال این گروه و پرونده ای كه از خود به جا گذاشته اند بركسی پوشیده نیست جنایتی نبوده كه به آن دست نزده و یا مرتكب آن نشده باشند چه درحق ملت ایران كه سنگ آن را به سینه می زنند وچه درحق مردم عراق كه با همدستی صدام درخون آنها شریك است .
از طرفی دیگر مهره ی سوخته ای هستند كه دیگر نفعی برای اربابان خویش را هم ندارند و برگی نیستند كه بخواهند علیه ملت ایران ازآن استفاده كنند . بقول معروف تاریخ استفاده آنها بسرآمده و درباتلاقی گیر كرده اند كه هرچه بیشتر برای رهایی دست و پا بزنند بیشتر درآن فرو می روند.
حتی دیگر كشورهای غربی هم برای حفظ امنیت خود آنها را نمی پذیرند چونكه آنها در لیست سیاه گروههای تروریستی قرارگرفته اند (اگرچه دولتهای غربی برای مقاصدخود علیه ایران آنها را ازلیست سیاه گروهكهای تروریست خارج كرده اند)پس بنابراین بایستی برای شهروندان خود هم این پاسخ را داشته باشند كه اگر جزء گروههای تروریستی هستند ، پس نمی توان آنها را دراروپا و یا كشورهای دیگر رها كرد مگر آنكه باز در اردوگاهی تحت كنترل باشند. ازطرفی رهبران فرقه نیز بایستی برای جلوگیری از ریزش بیش ازپیش نیروهای خود توجیهات جدیدی را داشته باشد تا بتواند آنها را به دنبال خویش بكشد اگرچه كه با وضعیت جدیدی كه پیش آمده خود نیروها هم علیرغم تمام تبلیغات مسموم و یكسویه قادر به تحلیل اوضاع هستند ولی فراموش نكنیم كه چاره ای جز تبعیت ندارند .
الان درحال حاضر كدام كشور است كه حاضر است پذیرای این عده از افراد باشد كه روزی به تروریست اشتهار داشته اند.
همین الان هم در بررسی افكار سران فرقه خوی نظامیگری بوضوح مشاهده میشود پس به كجا می توانند پناه ببرند درحالیكه تمام پل های پشت سر خود را خراب كرده  اند؟
به نظر شما چرا بعد ازانتقال افراد از اشرف به لیبرتی كه آنهم زیرنظر سازمان ملل و یونامی انجام شد هنوز امكان ملاقات خانواده ها با عزیزانشان و یا امكان تماس تلفنی و ارسال نامه به آنها  فراهم نشده؟
جواب روشنی برای این سوال وجود دارد وآن اینكه مانع تراشی های بی پایان سران فرقه وسلطه گری های آنان كه هنوز هم در لیبرتی برسر افراد سازمان  حاكم است باعث میشود كه خانواده ها نتوانند به ملاقات بستگان وفرزندان خویش بروند همان كاری را كه دراین چند ساله دراشرف انجام دادند .
آنها بخوبی میدانند كه اگر چنین امكاناتی برای افراد آماده شود وخانواده ها بتوانند به راحتی با عزیزان خود ملاقات ویا دیداری داشته باشند با توجه به تغییر شرایط درحال حاضر ونمایان شدن انتهای راه این عده ازافراد كه چیزی جز فلاكت و دربدری و سرگردانی بیشتر نخواهد بود هرانچه را كه بقول معروف پنبه كرده بودند رشته خواهد شد میدانند وبخوبی هم میدانند اگر برای لحظاتی بچه ها را بحال خود وابگذارند قریب به اكثریت نیروهای خود را به غیر از سركردگان از دست خواهند داد پس بنابراین به همین دلیل است كه انها سعی دارند درلیبرتی هم برسر نیروهای خود حالت سلطه گرانه را حفظ كنند كما اینكه سعی دارند آن دسته ازافرادی راكه در كشور آلبانی نیز اسكان داده شده اند زیرچتر ننگین خود حفظ كنند وهمین امر موجب ایجاد اختلافاتی دربین آنها شده است. و عده ای ازآنان كه به كشور آلبانی منتقل شده اند دیگر حاضر به ادامه زندگی خفت بار قبلی خویش نیستند وزندگی جدیدی را آغاز نموده اند.
جناب آقای غفوری به نظر شما چرا رجوی و دارودسته گروه شعار بازگشت افراد به اشرف را سرمی دهند هدف ازاین گونه شعارها چیست ؟
با توجه به وضعیت فعلی محل جدید استقرار مجاهدین در پایگاه حریه یا همان لیبرتی و تغییر شرایطی كه در اشرف حاكم بوده و تسلط و اشراف كامل بر نیروهای خود داشته و هم اینك در این اردوگاه جدید قادر به اداره نیروهای خود با این لحاظ نمی باشد و همین امر باعث ریزش و فرار نیروها و از طرفی ایجاد اختلافات و دو ویا چند دستگی ها شده بنابراین برای جلوگیری از این وضعیت كه اگر به همین صورت ادامه پیدا كند نتیجه آن  ازهم پاشیدگی بیشتر خواهد بود مسئله امنیت ساكنان لیبرتی را بهانه قرارداده و شعار بازگشت به اشرف را سرمی دهد گرچه بخوبی می داند كه بازگشت به اشرف سرابی بیش نیست .
جناب آقای غفوری بعنوان آخرین سوال به نظر شما موثرترین كاری كه انجمن نجات می تواند درحال حاضرانجام دهد چیست؟
بنظر می رسد بهترین كار حفظ رابطه و گسترش و بسط آن با خانواده ها در درجه اول و در مرحله دوم ایجاد پل های ارتباطی با سازمانهای بین المللی در جهت اعمال فشار به سازمان برای دیدار خانواده ها با فرزندان و بستگان خود كه همین امر موجب خواهد شد كه خانواده ها بتوانند در فضایی آزاد و به دور از هیاهوی تبلیغاتی سازمان بستگان خویش را با واقعیت موجود درجامعه آشنا كرده و موجبات بازگشت آزادانه آنان را فراهم نمود.
جناب آقای غفوری در خاتمه مجدداً از اینكه پذیرای دوستان خود درانجمن نجات یزد بودید برای انجام این گفتگوی صمیمی كمال تشكر را داریم.        
یغمایی
منبع:  انجمن نجات مرکز یزد
92/08/01



طبقه بندی: استان ها،  آرشیو 92 ،  خانواده اسرای فرقه رجوی، 
برچسب ها: انجمن نجات یزد، خانواده غفوری، محمد غفوری،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی