نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : جمعه 22 آذر 1392
اینجانب جلیل عبدی پس از بیست و یک ماه خدمت سربازی در مناطق جنگی حاج عمران و اشنویه در تاریخ سوم اردیبهشت سال 1365 توسط نیروهای عراقی در منطقه جنگی لولان-اشنویه به اسارت در آمدم و به مدت 3سال در کمپ 10 رمادی دوران اسارت را گذراندم. در تاریخ 29 خرداد 1368 از اردوگاه خارج شده و به پادگان اشرف منتقل شدم .
خاطرات آقای جلیل عبدی


اینجانب جلیل عبدی پس از بیست و یک ماه خدمت سربازی در مناطق جنگی حاج عمران و اشنویه در تاریخ سوم اردیبهشت سال 1365توسط نیروهای عراقی در منطقه جنگی لولان-اشنویه به اسارت در آمدم و به مدت 3سال در کمپ10رمادی دوران اسارت را گذراندم. و به خاطر سختی شرایط اردوگاه تصمیم گرفتم به سازمان بپیوندم.

نامه ای به مسئولین ذیربط در اردوگاه نوشتم و خواسته ام را بیان کردم بعد از مدتی به من گفتند چند روز دیگر شما به مجاهدین ملحق خواهید شد که در تاریخ 29خرداد 1368ما از اردوگاه خارج شده و به پادگان اشرف منتقل شدیم.

از همان روزهای اول آموشهای اولیه بعد هم آموزهای زرهی شروع شد. در ادامه اش هم مانورهای مربوطه را داشتیم. چند ماه اینطوری گذشت یک روزی به من گفتند امشب به نشست میرویم، پرسیدم نشست دیگه چیه؟ گفتند رفتیم برات مشخص میشه تا اینکه رفتیم نشست رجوی آمد بعد از یک مقدمه چینی بحثی را شروع کرد تحت عنوان انقلاب درونی مجاهدین که این بحث خودش یک داستانی هستش که در اینجا فرصت نگارش نیست. ماده بحث این بود که باید زن را طلاق بدهید. ما اول فکرمی کردیم که بحث مربوط به ما نیست و مال فرماندهان و نفرات قدیمی هست. چند ماه هم با ماکاری نداشتند. همان موقع ما در آستانه جنگ آمریکا و عراق هم بودیم که از قبل پیش بینی می کردیم که مجبور شدیم برویم توی مناطق کوهستانی شمال عراق مخفی بشویم که تو جنگ آسیب نبینیم. که در ادامه عملیات مروارید پیش آمد چندماهی هم درگیر همین قضیه بودیم خیلی هم دوران سختی بود.

تا اینکه اوضاع مقداری آرام شد تو جمع بندی مروارید گفتند باید دستگاه نظامی را کاملاً رو زرهی سوار کنیم چند ماهی هم سر این داستان مشغول آموزش و مانور بودیم. توی همین پروسه نفرات قدیمی تر هر روز به نشست می رفتند که فشار کار هم برای ما خیلی بالا بود از طرفی هم هر روز ما شاهد ریزش نفراتی بودیم که به نشست می رفتند. ما هنوز خیلی از قضیه سر در نمی آوردیم و نمی دانستیم این شتری هست که در خانه همه ما خوابیده است. یک روزی به ما هم گفتند نشست شما هم شروع می شود چند روز بعد ما را هم به نشست بردند اول بحث طلاق زن را کردند. ما گفتیم آخه ما که مجرّد هستیم این بحث چه ربطی به ما دارد گفتند شماهم باید طلاق بدهید گفتیم چی را طلاق بدهیم گفتند زن رو از ذهن خودتون خارج کنید زن گرفتن حرام است. رجوی زن رو فقط برای خودش حلال میدونست.

اون هم نه یکی نه دوتا بلکه با امضاء همگانی کذایی که به بند(ب)معروف بود تمام زنان سازمان بخصوص شورای رهبری رودرتملک خودش میدیدوبه عقد خودش درآورد.ازاین بگذریم وامّا درادامه همین بحث به اصطلاح انقلاب درسال1374نشست های حوض را داشتیم که دوسه ماه هم درگیراین بحث بودیم این اهرمی بود تا آبروی تک تک نفرات را نمی بردند ول کن معامله نبودند ناگفته نماندکه آماده سازهای این نشست چند ماه بود توی یگانها شروع شده بود یادم هست یک روز تو محور پنجم یکی از نفرات رو که حسین نام داشت و بچه رشت هم بود در حضور مهوش سپهری (نسرین) آنچنان زیر مشت ولگد گرفتند. کتکش زدند عینکش شکست و خون از سر و صورتش جاری شد به این میگن مهر و عطوفت رجوی و دار و دسته جنایتکارش نسبت به نفراتی که جان خودشون را کف دستشون گذاشته بودند و می خواستنددر راه آزادی فدا کنند! این اهرم ها میخواستند صدای کسی در نیاید.

در ادامه این نشست ها در مراکز خودمون هم داستانهایی داشتیم که همیشه باید گزارش می نوشتیم و تو جمع هم می خوندیم و ماهها سراین داستانها زیر شکنجه روحی و روانی بودیم. تازه باید کارهم میکردیم اگر کسی مریض میشد و یا کار نمی کرد مارک بریده براش میزدند. لعنت خدا بر رجوی و باند جنایتکارش که امیدوارم روزی برسد و این جنایتکاران پاداش اعمال کثیف خودشان را ازخلق قهرمان ایران دریافت کنند. و امّا ادامه خاطرات از آنجایی که بعد از پایان جنگ ایران و عراق دیگرامکان فعالیت نظامی نبود و همه نیروها کار معمولی روزانه را انجام می دادند. در همچین شرایطی نیروها خسته و فرسوده می شدند و امکان ریزش و فروپاشی کامل بود این بار رجوی فریب و نیرنگ جدیدی ابداع کرد و بحثی آورد تحت عنوان راهگشایی. و امّا هدف از  راهگشایی این بود که اینقدر در مناطق مرزی عملیات انجام بدهیم که در نهایت جرقه و جنگ بین ایران وعراق زده شود.

این استراتژی آن موقع بود این راهگشایی از سال 76 شروع شد و تا سال 78 ادامه داشت. این ماموریت های راهگشایی تشکیل می شد از تیم های عملیاتی که بعضی از تیم ها در مناطق مرزی عملیات می کردند و یک سری از تیم ها هم برای فرستادن نفرات جدید به داخل کشور جهت جذب نیرو به کار گرفته می شدندکه من خودم در منطقه قسرشیرین تویکی از این ماموریت ها بودم و به کمین نیروهای جمهوری اسلامی ایران افتادیم نیروی کمین گذار آنچنان آتشی روی ما باز کردند که من اون شب جهنم روبه چشم خودم دیدم الان خیلی خوشحال هستم که اون شب به خاطر منافقین کشته نشدم. در ادامه همین راهگشایی اواخر78 و79 بحث پیک مریم رو داشتیم که تو این دوره هم تیم های عملیاتی وارد عمق میهن شده و اعمال خرابکارانه و تروریستی علیه ملت شریف ایران انجام میدادندکه شامل بمب گذاری و زدن خمپاره و موشک کاتیوشا بود.

آره مردم شریف ایران باید بفهمند که این گروه تروریستی منافقین چه جنایتهایی مرتکب شده اند.این منافقین بااین کارهاشون کیسه بزرگی برای خودشون دوخته بودند بعد از همکاری با صدام و اون همه جنایت باز به فکر حمله به ایران بودند.امّا فکر میکنم فروردین 80 بود با جواب کوبنده ایران مواجه شدیم که نقطه پایانی بودبرشیطنت هاوتلاشهای مذبوهانه منافقین.امّادرادامه داستان به اصطلاح انقلاب رجوی سال80درقرارگاه باقرزاده بحث اتمام حجت وطعمه روباماکرد مدتی هم درگیر این داستان بودیم. دو سه ماه در باقرزاده داستانهایی داشتیم هر کسی هم نظر رجوی را قبول نداشت با رکیکترین فحش ها و تهمت ها که شایسته خودشان بود برخورد میکردند. یادم هست توی همان نشست خود رجوی با جواد فیروزمند چکار کرد باز یادم هست توی محوطه قرارگاه با امیر موثقی این جنایتکاران چه کار کردند.

اشاره شد به بحث طعمه این اصطلاح از اینجا در اومده بود نفراتی که قبلاً ازسازمان جدا شده بودند و اروپا رفته بودند رجوی میگفت اینها مزدور وزارت اطلاعات هستند اگر کسی الان بره بیرون طعمه اطلاعات می شود. با این اهرم نمی گذاشتند صدای کسی دربیاد و درجا سرکوب می کردند آره کسی خبردار نشد که این گروه جانی و فاسد چه بلاهایی سر نیروهای خودش در قلعه اشرف آورد. اگر اینها به حکومت می رسیدند دیگه نگو و نپرس مردم ایران چقدر بدبخت می شدند چرا که ما از نزدیک این جنایتکاران را تجربه کرده ایم و امّا بعد از این داستان ها جنگ آمریکا را داشتیم من در اینجا قصدم پرداختن به موضوع جنگ نیست ولی از یک زاویه بهتر اشاره ای کرده باشم.

فرقه رجوی که سالیان سنگ ضد امپریالیستی را به سینه میزدند و سرود آمریکایی بیرون شد را می خواندند یک شبه ماهیت عوض کردند و دنبال استراتژی همراه شدن با آمریکا در جنگ احتمالی علیه ایران بودند. مژگان پارسایی هم هر هفته با ژنرالهای آمریکایی ملاقات می کرد این خط و خطوط رجوی بود. دقیقاً مثل زمانی که با صدام همراهی کردند به این میگن فرصت طلبی و وطن فروشی محض البته که برای مردم شریف ایران ماهیت کثیف این منافقین جنایتکار شناخته شده است و بین هیچ ایرانی وطن پرست جایی ندارند. خوب که اینجا اشاره بکنم ما در اشرف بین خودمان توی محفل ها می گفتیم مجاهدین ضد امپریالیست دیروز و نوکران آمریکایی امروز. فعلاً از این بگذریم و بپردازم به اصل موضوع. بعد از جنگ آمریکا و سرنگونی صدام که عرصه برای منافقین تنگ شده بود یک بحثی آوردند تحت عنوان بند صبر و پایداری و با این ترفندها و مسخره بازی هاشون می خواستند به نیروها انگیزه بدهند که چند ماهی هم درگیر این بحث بودیم هر روز هم بایستی گزارش می نوشتیم و در جمع می خواندیم. یادم هست یکی ازدوستان سابقم در اشرف به من گفت به مسئول اف ام شون با طعنه گفته بود خوب که این بند صبر اومد من دیگه صبرم داشت تموم می شد از این طعنه زدن ها و تیکه انداختن ها زیاد داشتیم.

باز بعد از مدتی هم بحث تعیین و تکلیف رو داشتیم سال87 بود و موضوع از این قرار بود که سال 2009طبق توافق امنیتی آمریکا حفاظت اشرف را بایستی به دولت عراق تحویل میداد به خاطر همین ترس و وحشت بود که همه چی را باخته بودند و تمام استراتژی که داشتن نقش بر آب شده بود یادم هست مژگان پارسایی درنشست عمومی صورت جلسه ای که با ژنرال آمریکایی داشتند را برای همه اعلام کرد مژگان گفت به آمریکایی ها هم گفته ایم حتی شما هم از ما بخواهید ما اینجا نخواهیم ماند و زودتر از شما خواهیم رفت. که این خودش هم یک داستانی بود و نفرات پائین ترهمه جا می گفتند یک روز هم تموم شد و در پایان این دو سال میرویم دنبال زندگی خودمان و همه به این دو سال دل خوش کرده بودیم.

که به ناگهان رجوی یک بحثی رو به صورت تلفنی با همه کرد و استراتژی جدیدی را اعلام کرد و عنوان بحث چهار راه استراتژیک و رابطه با دولت عراق بود می خواستند هر طور شده خودشون را به دولت عراق تحمیل کنند و تحلیلی که می کردند این بود می گفتند تو انتخابات عراق حتماً علاوی سرکار میاد و سر این قضیه انتخابات استراتژی تدوین کرده بودند تو نشست هم می گفتند اگر علاوی نخست وزیر شود راه ما با دولت عراق باز می شود و تو رویای خودشان دنبال سرنگونی و فتح سیاسی عراق و باز پس گیری سلاح ها بودند که اگر آمریکا علیه ایران کاری کرد. اینها هم در همکاری با ارتش آمریکا به داخل کشور سرازیر بشون دکه این استراتژی هم به ناگهان با انتشار گزارش آژانس های اطلاعاتی آمریکا در رابطه با ایران که توان ساختن سلاح هسته ای را در کوتاه مدت زیر علامت سئوال برده بود ضربه خیلی جدی خورد و هر چه بافته بودند در یک لحظه پنبه شد و از بین رفت و امّا در ادامه این بازیها رجوی بازول کن قضیه نبود می گفت به هر قیمت خودمان را باید به دولت عراق تحمیل کنیم که نتیجه اش در نهایت درگیرشدن با ارتش عراق بود که نزدیک به پنجاه نفر از بچه های بیگناه را به کشتن دادند.
جلیل عبدی




طبقه بندی: آرشیو 92 ،  جلیل عبدی - محمد علوی،  خاطرات اعضای جداشده، 
برچسب ها: خاطرات آقای جلیل عبدی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی