نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

افرادیكه وارد سازمان می شوند دارای انگیزه متفاوتی هستند ، معمولاْ افراد قدیمی تر دارای انگیزه های ایدئولوژیك سیاسی بوده و بعدها در دام موضع طلبی گرفتار می شوند و افراد پائین كه در یك دهه اخیر جذب شده اند در ابتدا انگیزه ماجراجویانه و قهرمان شدن در آنها وجود دارد و اینها كسانی هستند كه توسط دستگاههای جذب نیرو شكار می شوند و در داخل سازمان با گرفتن آموزش و در برخورد با جاذبه های مختلف انگیزه های كاذب می گیرند ...
ابزارهای کنترل نیرو در فرقه تروریستی مجاهدین

 
« آموزش و انگیزه »

نیرو در ابتدای جاده است در جهت ذوب كردن او در تشكیلات سعی می شود تا هر چه بیشتر او را شناخت و راه های پیشگیری از فرار او را جستجو نمود و انگیزه برای ماندن او فراهم كرد .

آموزشها شروع می شود و عبارت خواهد بود از آموزشهای ایدئولوژیك سیاسی و تشكیلاتی كه همراه با ایزوله كردن فرد با كار مستمر در فضایی بسته انجام می گیرد و حتی كودكان نیز از گرفتن آموزش و دیدن ویدیوها مستثنی نیستند .

بطوریكه قبلاْ كودكان در مدرسه از نوعی سبك آموزشی برخوردار بودند و روابطشان طوری كوك شده بود كه النهایه می بایست در خدمت سازمان كار می كردند ، چون سازمان از سنین نوجوانی به بعد عامل رشد و ارتقاء كودكان را آمدن آنها به محیط پیچیده تر یعنی تشكیلات می شمرد و از سنین نوجوانی به بعد آنها را به تشكیلات می آورد تا ابتدابرای پیشبرد مبارزه یك كار نیمه حرفه ای را انجام دهند و هم به درس خود برسند .

بعد از مدتی كه نوجوان را تشنه و مسحور جاذبه خود می كردند معمولاْ در آن مرحله تب و تاب رده خواهی و موضع طلبی را در او بالا می بردند تا در مرحله ای دیگر فرد نیمه حرفه ای بتواند برای رشد در تشكیلات كه مقدم بررشد در علوم درسی بود پیشقدم شده و درس و مشق را كنار گذاشته و خواهان سبقت گرفتن از دیگران باشد.

افرادیكه وارد سازمان می شوند دارای انگیزه متفاوتی هستند ، معمولاْ افراد قدیمی تر دارای انگیزه های ایدئولوژیك سیاسی بوده و بعدها در دام موضع طلبی گرفتار می شوند و افراد پائین كه در یك دهه اخیر جذب شده اند در ابتدا انگیزه ماجراجویانه و قهرمان شدن در آنها وجود دارد و اینها كسانی هستند كه توسط دستگاههای جذب نیرو شكار می شوند و در داخل سازمان با گرفتن آموزش و در برخورد با جاذبه های مختلف انگیزه های كاذب می گیرند .

بنابر همان انگیزه های كاذب است كه افت و خیز و بالا و پائین شدن هم زیاد دارند و همگی ناچارند در مقابل انگیزه رده گردن بنهند و افراد ماجراجو در خواهند یافت كه فریب تبلیغات بیرونی سازمان را خورده اند و در داخل تشكیلات از آن خبرها نیست و گاو نر را اخته می كنند تا اینكه كسی هوس قهرمان شدن در سر خود نپروراند .

قهرمان یكی است و آنهم در نقطه رهبری سازمان است ؛ حال اگر صلاحیت قهرمان شدن را كسی داشته باشد یا نداشته باشد مهم نخواهد بود .

هرگونه انگیزه طبیعی و مردمی نیز سركوب خواهد شد ، و انگیزه باید حول رهبری سازمان شكل گیرد و انگیزه باید به سمت نزدیكی به رهبری ، تملق او ، تمكین و رضایت در مقابل خواسته های او باشد و بر این سیاق است كه فرد را با انگیزه و مستحق رشد و ارتقاء می دانند .و رشد و صلاحیت فرد به ثبوت می رسد و در غیر این صورت فرد همیشه در عدم تطابق با روابط و مناسبات لنگ خواهد زد و مرگ تدریجی خود را در تشكیلات با چشم خود خواهد دید .

و در این راستا نیرو بلحاظ فرهنگ و دانش سیاسی در حد نازل و پائینی نگاه داشته می شود و از انگیزه های طبیعی و انقلابی و مردمی تهی می گردد و بسیاری از پرنسیپ های قوی شدن در فرد تحلیل می رود و با هر سردی و گرمی وبا فضا سازی و تبلیغات پیش و پس خواهد رفت ، بالا و پائین خواهد شد و براحتی قابل جابجایی در سطوح مختلف تشكیلات خواهد بود .و گاه شخصیت كاذبی از او ساخته می شود .

فردی كه از جامعه سنتی ایران یا از جامعه مادیت افراطی غرب آمده است ، در ابتدا با ورود به تشكیلات در میدان جاذبه های جدید خود را كوچك و حقیر می بیند .

او با دیدن ظواهر امور اعم از لباس فرم نظامی ، انضباط و سلاحهای پیشرفته كه عامل نگهدارنده بویژه در مورد زنان هستند ، دچار سردرگمی اولیه می شود كه اكثر باورهایش از نقطه نظر مذهبی ، سیاسی ، انقلابی جزء خصایص اجتماعی و ارتجاعی تلقی شده و تصحیح می گردند و در باورهای جدید همه جا می بایست رهبری محور و شاخص قرار گیرد و فرد جدید در میدان تعصبات همرزمان خود قرار می گیرد كه در آنجا هر نگاه و قدم به عقب اكراه و قبیح شمرده می شود .

« شهید »

از آنجا كه دین اسلام كشته شدگان در جنگ را شهید می نامد و آنان را مستحق بهشت می داند ؛ بنابر همین سازمان چه از دین اسلام و چه از واژه شهید و خود شهید نهایت استفاده را می برد .

در اینجا شهید نامی است كه بر كشته شدگان اطلاق می شود و فرقی نمی كند كه فرد در میدان جنگ كشته شود و یا در خارج از جنگ و در اثر حادثه رانندگی ، چونكه قبلاْ نام مجاهد خلق رویش نهاده شده بود بنابر این پس از كشته شدن در سازمان شهید محسوب می شود و جایگاه شهید هم می بایست در بهشت باشد و این نام و افتخار توسط سازمان در كتابها نوشته و پخش می گردد و اسم مجاهدهمراه عكس شهید بیادگار می ماند و هم این نام بر روی سنگ مزار شهید حك می شود و در نشریات و رسانه ها هم خاطراتش خواهد آمد و در موزه نیزحتی المقدور از او چیزی را بیادگار باقی می گذارند .

و اینها اعتماد بنفسی خواهد بود برای كسی كه در این راه ،گام گذاشته است تا سختیها و مشقتها و رنجها را اگر چه واقعی یا حتی مصنوعی باشند به این امید كه بعد از مرگ روانه بهشت خواهد شد تحمل و سپری نماید .

در سالهای گذشته اجساد كشته شدگانی كه در جنگ بدست می آمد ، آن اجساد را پس از برگزاری مراسم و نماز میت بر دوش همرزمان زنده خود بر گرد امام حسین طواف می دادند و سازمان معتقد است نیروهایش همان پیروان راه حسین هستند و راه او را می پویند و می روند. ولی اجساد غسل داده نمی شدند چون در مذهب اسلام شهید را می توان بدون غسل هم دفن نمود .

و بعد از طواف ،اجساد را در كربلا بخاك می سپردند و این آرزوی همه شیعیان بود و اینرا سعادت می دانستند ، و از یاد نباید برد كه یكی از كیفی ترین و بالاترین نقطه كنترل نیرو و آرامش نیرو همان زمانی بود كه فردی جسد همرزم خود را بر دوش گرفته بود و شهید را برای رفتن به بهشت بدرقه می نمود .

اما در سال 69 در جنگ داخلی عراق كه تعدادی از نیروهای سازمان هم كشته شده بودند آن اجساد را در داخل پادگان اصلی و قرارگاه در جایی بنام مزار شهدا به خاك سپردند .

و از آن پس مزار شهدا زیارتگاهی شده بود و یادآور همرزمان شهید برای زنده ها و كسانی كه در معرض فروكش كردن انگیزه ها قرار داشتند و شاید بتوان گفت كه احداث مزار شهدا در قرارگاه یعنی جائیكه نیروها آموزش می دیدند و زندگی می كردند شاهكاری محسوب می شد تا نیروها لحظه ای مرگ را ، و مرگ همرزمان خود را فراموش نكنند و زندگی كم رنگ تر از گذشته گردد .

در بخش جذب نیرو نیز گفته شد همانطور كه نیرو با شهید جذب می شود با شهید نیز می توان او را كنترل و مهار نمود . و به او انگیزه داد . بیاد دارم كه در پائیز سال 70 كه در شهر جلولا مأمور بودم در یكی از روزها برای آمدن به پادگان اصلی در شهر خالص پس از ورود به داخل قرارگاه ما را ابتدا جمعاْ به زیارت مزار شهدا بردند و سپس روانه ستاد اصلی خود شدیم .

در زمستان سال 70 در استامبول كه دیگر انگیزه كار كردن با سازمان را نداشتم فرمانده J صراحتاْ به من گفت كه ما می خواهیم تو در تابوت ما شهید بشوی ، حال اگر اینجا هم مردی باز از خودمان هستی ، یعنی گاه افراد كشته شده گروه های دیگر ایرانی را به نام خود ثبت كرده اند .

و جالب اینجاست كه رهبر سازمان شهید را از خود می داند و می گوید كه این خونها می توانند مرا تطهیر كرده و می باید مرا بزرگ كنند تا در مقابل دشمن بایستم و بجنگم ، و به همین سبب من یك فرد نیستم بلكه یك ارزش و یك آرمانم .

اما در گذشته چنین تصوراتی دیده نمی شد و انقلابیونی یافت نمی شدند كه بخاطر تطهیر و تقدیس رهبر خود كشته شوند .

معمولاْ غالب انگیزه ها مردمی بود برای آزاد كردن مردم و وطن بود و كسی هم نبود كه به سرش بزند كه خون خود را بدهد تا رهبرش بزرگ و بزرگتر شود .

تا رهبر از بزرگ شدن خود بتواند با دشمن بجنگد ، چون این رویه ریسك خطرناكی بود یعنی اگر رهبر كه بزرگ و بزرگتر شد و روزی هوس نمود كه خود را بفروشد یعنی همه آن خونها نیز فروخته خواهد شد .

در گذشته انقلابیون چنین ریسكی را نمی كردند و رنج و خون خود را از آن مردم می دانستند و صاحب اصلی را نیز آنها را می شناختند و ریشه خود را نه در یك فرد بلكه در مردم و وطن خود می دانستند .

چون می دیدند كه مردمشان هزاران سال است به انحراف نرفته و خود را نفروختند ، اما رهبران بجز موارد استثنائی اكثراْ خود را فروختند و مردم علیرغم حكومت قرنها بیگانه و دشمن بر آنها و خیل عظیم دیكتاتوران و پادشاهان غرور و تعصب ملی خود را حفظ كردند ، و به طریق اولی خونهایی كه برای آزادی مردم فدیه می شود حفظ خواهند كرد .

اما رهبری سازمان مصرانه خونهای ریخته شده را در هر كجا و هر سنخ سرمایه و پشتوانه خود بحساب می آورد .

و از خونهای شهید برای نیروهای باقیمانده دیوار می سازد ، و گاه پیش می آید كه در مقطع بروز انقلابات ایدئولوژیك و بكار بردن اهرمهای نفی حیات از طرف رهبری و سختی حل تضاد دوران ، روحیه شهادت طلبی و انتحاری در نیروها اوج می گیرد كه در یك مقطع آن روحیات زمینه ساز چپ و راست زدنها شدید است .

اما رهبری با روحیه شهادت طلبی مقابله می كند ، چون او تجربه كرده است كه اولاْ آن هیجانات و احساسات تند زودگذر است ثانیاْ او در وهله اول نیاز به نیروی زنده دارد.

و شهید فقط انگیزه نیروهای زنده را برای حركت افزایش می دهد و راه برگشت را بر آنها سد می كند .

یعنی تشكیلات اخبار وقایع را بگونه ای به نفع خود تحریف می كند و آنچنان احساسات نیرو را تحریك و جریحه دار می سازد كه واقعیت مرگ بر زندگی بیارزد و اگر زندگی موقتاْ مشروع است به پاس بودن زیر چتر رهبری و به زور انتقامجوئی باشد و نه بیشتر .

و در موازات این تشكیلات می تواند افراد را از ترس و تشویش بری سازد به اینكه بعد از مرگ نامشان باقی خواهد ماند و بازماندگان و آیندگان می توانند تأثیر پذیرنده از خون و راه شهید باشند .

در همین راستا رهبری همیشه كارت شهید را در دست دارد و در همه جا بزمین می زند تا بتواند محكم تر انتقادات و خواسته های نیروها را سركوب نماید .

یعنی در عصری و دوره ای كه رهبری نیازمند شهید است نیازمند كشتن و ویرانی عشق در درون انسان است و در بیرون انسان و زمین ستاره ای می تواند همسایه زمین را ویران كند كارت شهید همچنان می تواند انگیزه و دیوار بر گرد نیرو بسازد.
مهدی خوشحال
......................
1392/09/26
نوید رهایی
 



طبقه بندی: آرشیو 92 ،  آشنایی با فرقه رجوی،  آقای مهدی خوشحال، 
برچسب ها: فرقه مجاهدین، ابزار كنترل نیرو، نوید رهایی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی