نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

آقای حبیب فلاحی یکی از جداشدگان فرقه رجوی است که تحت تأثیر تبلیغات فریبنده فرقه رجوی قرار گرفته و بعد از جدایی   گوشه ای از خاطرات خود را بازگو کرده است. هر کس وارد سازمان می شود، دیگر فرصتی برای فکر کردن پیدا نمی کند، چون آزادی فردی در آنجا معنا ندارد. سازمان بسیار بسته و دگماتیسم است. رجوی ایدئولوژی خود را به همه تحمیل می کند. شما کتاب قلعه حیوانات، نوشته جورج اورول را خوانده اید؟ فضای داخل فرقه رجوی بی شباهت به ...

آقای حبیب فلاحی، آن روی سکه فرقه مافیایی رجوی


آقای حبیب فلاحی یکی از جداشدگان فرقه رجوی است که تحت تأثیر تبلیغات فریبنده فرقه رجوی قرار گرفته و بعد از جدایی   گوشه ای از خاطرات خود را بازگو کرده است.

من در سال 1371 وارد سازمان مجاهدین شدم. اطرافیانم تحت تأثیر تبلیغات مجاهدین، تصویر زیبایی از این سازمان در ذهن خود درست کرده بودند و هنوز چیزی از درون فرقه مافیایی و مخوف رجوی نمی دانستند. در چنین جوی بود که تصمیم گرفتم به مجاهدین خلق بپیوندم و از کشور خارج شوم.

هر کس وارد سازمان می شود، دیگر فرصتی برای فکر کردن پیدا نمی کند، چون آزادی فردی در آنجا معنا ندارد. سازمان بسیار بسته و دگماتیسم است. رجوی ایدئولوژی خود را به همه تحمیل می کند. شما کتاب قلعه حیوانات، نوشته جورج اورول را خوانده اید؟ فضای داخل فرقه رجوی بی شباهت به فضایی که در این کتاب ترسیم شده است، نیست.
 
اگر آدم مکانیسم سازمان را از درون ندیده باشد، چیزی از آن سر درنمی آورد. مجاهدین خلق خود را پشت هزار نوع ظاهرسازی پنهان می کنند، وقتی می خواهند نزدیک شوند قیافه بسیار مهربان به خود می گیرند. مثل حیوان درنده ای که نقابی مهربان و دلربا به چهره زده باشد، وقتی نقاب می افتد و چهره واقعی آشکار می گردد، آدمی شوکه می شود.

مدت زیادی از حضورم در سازمان نگذشته بود که آن روی سکه مجاهدین را هم دیدم. وقتی نقاب از چهره شان افتاد، دیدم هرچه تا آن زمان به من گفته بودند، دروغ محض بوده و واقعیت چیز دیگری است.

مهمترین مشکل سازمان(فرقه رجوی) این است که اعضای خود را به طور کامل از هر نوع آزادی محروم می کند. ما حتی اجازه حرف زدن نداشتیم. ابراز عقیده برایمان ممنوع بود. حتی اختیار و انتخاب رنگ لباس و دیوار اتاقمان را نداشتیم، چه رسد به آزادی انتخاب دوست. سازمان اعضای خود را از هر آزادی و اختیاری محروم کرده و آن وقت بی وقفه راجع به فقدان آزادی در ایران افشاگری می کند، همین مسئله درباره حقوق زنان نیز صدق می کند.

مجاهدین خلق به خوبی می دانند که اگر اعضای خود را آزاد بگذارند، دیگر چیزی از سازمان و تشکیلات باقی نمی ماند، چون به محض داشتن آزادی و اختیار همه بلافاصله می روند.
ما در وضعیت بسیار دشواری زندگی می کردیم. بسیاری از اعضای فرقه دوست داشتند ازدواج کنند، زن و فرزند داشته باشند و برای خود تشکیل زندگی بدهند، اما با قوانینی که مسعود و مریم رجوی بر ما تحمیل کرده بودند، جور درنمی آمد. در فرقه رجوی عشق، مهر و محبت ممنوع بود. افراد می بایست هرچه عشق، علاقه و محبت داشتند، نثار مسعود و مریم رجوی کنند. ما فقط اجازه داشتیم مسعود و مریم را دوست داشته باشیم.
گرایش و علاقه به جنس مخالف امری طبیعی و انسانی است اما عواقب چنین افکار و علایقی به قدری در فرقه وخیم بود که ترجیح می دادیم آن را به کلی در خود سرکوب و فراموش کنیم. چنین گرایش هایی نتیجه اش این بود که در نشست ها، دوستانتان را علیه شما تحریک می کردند تا شما را به باد فحش و ناسزا بگیرند.

اکثر گروههایی که سالها به مبارزه مسلحانه پرداختند، اکنون آن را رها کرده اند، به جز فرقه مجاهدین، چون از همه بسته تر است و بیشتر از آنها اعضای خود را سرکوب می کند. آنها ید طولایی در رنگ عوض کردن و تطبیق خود با استراتژی ها و سیاست های جدید و گاه متضاد دارند، همین توان آنها را به مزدوران قابلی تبدیل کرده است (روزی ضد امپریالیزم آمریکا و در کنار مبارزان فلسطینی و امروز مزدور امپریالیزم آمریکا و جاسوس اسرائیل شده اند).

فرقه رجوی به هیچ اصلی پایبند نیست و هیچ خط ثابتی را دنبال نمی کند، هر بار می گفتیم پس چرا هیچ اتفاقی نمی افتد؟ جواب می دادند به زودی تحول عظیمی در راه است. این تحول عظیم سالهاست که در راه است و هنوز نرسیده است!

رهبران فرقه قدرت طلبانی هستند که هیچگاه به اهداف و آرزویشان نمی رسند، قادر به کنترل خود نیستند و نمی توانند قدرت ایران را بدست گیرند. همیشه در عالم واهی و خیالبافی سیر می کنند و خود را ارباب جهان می دانند. به همین دلیل هیچ کس را به جز خودشان قبول ندارند، حتی می گویند ما دو نفر (مسعود و مریم) از انبیای الهی هم بالاتر و مهمتر هستیم.
سازمان مجاهدین خلق چیزی جز یک فرقه مذهبی نیست. به مشکل می شود آینده فرقه رجوی را ترسیم کرد، چون معلوم نیست فردا برای چه کسی کار می کنند.
هرچه تنش ایران و آمریکا بیشتر باشد، از اهرم فرقه تروریستی مجاهدین بیشتر استفاده می شود، چون آنها راحت تر می توانند از آب گل آلود ماهی بگیرند، خود را به عنوان ابزار مناسبی علیه ایران جا بزنند. با این همه آمریکایی ها مجاهدین را ابزاری یکبار مصرف به شمار می آورند که می توانند کارهای بد (جاسوسی و ترور) برایشان انجام دهند.
....................
پرونده سیاه

15 دی ماه 1392
 



برچسب ها: حبیب فلاحی، خاطرات، جداشده، فرقه رجوی، قلعه حیوانات،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی