نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر آمریکا

مرتبه
تاریخ : دوشنبه 7 بهمن 1392
یک ماه بعد از اینکه مصطفی از ایران رفت، وی با ما تماس گرفت و گفت که اینجا کار پیدا کرده و خواهر دیگرمان را نیز برای کار به ترکیه بفرستید. وی گفت که در ترکیه خود وی به استقبال خواهرمان خواهد رفت. ما نیز خواهرمان را با اتوبوس راهی ترکیه کردیم اما در ترکیه هیچ کدام از برادرانمان به استقبال خواهرمان نرفت و به جای وی دو مرد غریبه برای تحویل گرفتن خواهرمان به ترمینال رفته بودند ...

فرقه رجوی، فرقه مجاهدین

سراب کاریابی دامی برای شکار جوانان

فرقه تروریستی رجوی، طی سالهای اخیر به علت فرار و جدایی اعضاء با بحران کمبود نیرو مواجه شده است، در چند سال گذشته نه تنها موفق به جذب نیرو نشده بلکه اکثر نیروهای داخل این فرقه با پی بردن به ماهیت واقعی و اهداف شیطانی رجوی در حال فرار از کمپ لیبرتی هستند.
رجوی ها با ایجاد رعب و وحشت در داخل فرقه و همچنین کشتن عاطفه و علایق خانوادگی در این افراد، تلاش می کنند مانع از ریزش نیروهای خود شوند اما بی شک یکی از دلایل اصلی فرار اعضای فرقه تروریستی رجوی از کمپ اشرف و کمپ لیبرتی تجمع خانواده های این افراد در مقابل این کمپ ها و تلاش برای رساندن صدای خود به فریب خوردگان داخل کمپ است؛ ماجرایی که باعث می شود احساسات انسانی این فریب خوردگان تحریک شود و به فکر نجات خود از این فرقه تروریستی بیفتند
آنچه در ادامه می خوانید گفت وگوی با خانواده برخی فریب خوردگان فرقه رجوی است که در حال پیگیری وضعیت عزیزان خود در کمپ لیبرتی اند.
«نرگس بهشتی کسی است که دو برادرش در سال 80 به عضویت فرقه تروریستی رجوی درآمدند. وی در خصوص شیوه جذب برادرانش گفت: مرتضی بهشتی بزرگ ترین برادر من بود که سال 80 با توجه به وضعیت مالی خانواده ما برای کار راهی ترکیه شد. وی دو ماه تمام در ترکیه به دنبال کار می گشت و با خانواده در تهران تماس داشت اما به یکباره ناپدید شد و تماس او با ما قطع شد.
مرتضی چند ماه بعد نامه ای به ما نوشت و خواست که برادر کوچکم مصطفی را برای کار نزد وی در ترکیه بفرستیم. ما هنوز نمی دانستیم که چه اتفاقی برای مرتضی افتاده است و حرف او را باور کردیم.
نامه مرتضی را یک آقای کرد برای ما آورد که بعدها متوجه شدیم این آقا از «نفربر»های فرقه بوده است. مرتضی در نامه اش نوشته بود که هیچ سؤالی از وی نپرسیم و فقط شناسنامه مصطفی را به وی بدهیم و یک شلوار کردی پای او کنیم و به همراه این فرد راهی اش کنیم. این در حالی بود که برادر کوچک من خدمت سربازی نرفته بود و به همین خاطر اجازه خروج از کشور نداشت و مجبور بود به صورت قاچاقی از کشور خارج شود.
یک ماه بعد از اینکه مصطفی از ایران رفت، وی با ما تماس گرفت و گفت که اینجا کار پیدا کرده و خواهر دیگرمان را نیز برای کار به ترکیه بفرستید. وی گفت که در ترکیه خود وی به استقبال خواهرمان خواهد رفت.
ما نیز خواهرمان را با اتوبوس راهی ترکیه کردیم اما در ترکیه هیچ کدام از برادرانمان به استقبال خواهرمان نرفت و به جای وی دو مرد غریبه برای تحویل گرفتن خواهرمان به ترمینال رفته بودند. راننده اتوبوس که ایرانی بود، با دیدن این دو مرد غریبه با آنها درگیر می شود و اجازه نمی دهد که خواهرمان را با خودشان ببرند. وی خواهرمان را پنهان می کند و موقع بازگشت با خود به ایران می آورد. نکته جالب اینجاست که اعضای فرقه رجوی در ترکیه با راه اندازی جار و جنجال در این کشور و شکستن شیشه های اتوبوس و ترمینال تلاش زیادی کردند که خواهر ما را تحویل بگیرند. زمانی که خواهرمان به ایران بازگشت ما تازه متوجه شدیم که آنها اعضای فرقه تروریستی مجاهدین بودند و برادران ما جذب فرقه شده اند.
سال 82 گروهک تروریستی منافقین که فکر می کرد می تواند از میان خانواده ها نیرو جذب کند، ترتیبی اتخاذ کرد که خانواده نیروهایش به اشرف بیایند و ملاقات هایی محدود با فرزندان خود داشته باشند. مادرم در این سال با برادر کوچکم دیدار کرد و برادرم در این دیدار با ترس چندبار از احتمال اعدامش در اشرف سخن گفت.
وی عکس برادران خود را نشان می دهد و می گوید: مصطفی در این ملاقات به صورت پنهانی عکس خود را به مادرم داده است.
اعضای فرقه به هیچ وجه اجازه تماس با خانواده خود را ندارند اما هفت سال پیش، برادر بزرگم مرتضی با خانه تماس گرفت که ما بسیار تعجب کردیم. مرتضی در این گفت وگو از ما خواست به دیدار وی برویم و برای او پول ببریم. این در حالی است که پول برای اعضای فرقه در داخل کمپ به هیچ دردی نمی خورد. من در این مکالمه از او خواستم که به ایران برگردد اما وی پس از این درخواست من تماس را قطع کرد.
در جریان حمله به کمپ اشرف توسط گروه شهدای شعبانیه؛ کار من شده بود تماشای تلویزیون منافقین تا از حال برادرانم با خبر شوم. وقتی خبر مرگ مرتضی را این شبکه پخش کرد، برادر کوچکم را نیز نشان داد که یک دسته گل دستش گرفته بود که بر روی آن نوشته بود از طرف خانواده بهشتی، در حالی که ما هیچ گلی به اشرف نفرستاده بودیم.
منافقین جسد برادر من را برای تبلیغات خود 27 روز دفن نکرده بودند. جالب اینجا بود که برادر کوچکم در فیلمی که از جنازه مرتضی منتشر شد، بالای سرش با گریه می گفت: «مگر ما عید قرار نگذاشتیم که در کنار هم بمانیم» که این جمله نشان می دهد مرتضی و مصطفی پنج ماه بود که یکدیگر را ندیده بودند و حتی در محیط کوچکی مثل اشرف اعضا اجازه ملاقات با هم را ندارند.
نرگس بهشتی که مدتی را نیز پشت در کمپ اشرف رفته بود تا بتواند برادران خود را ملاقات کند، در خصوص دیدار اتفاقی با برادر کوچکش می گوید: من چندین بار به عراق رفتم تا شاید بتوانم با برادرانم ملاقات کنم. من مدام در بلندگو برادرانم را صدا می کردم اما از پشت سیم خاردار به ما سنگ و آهن پرتاب می کردند و من چندین بار زخمی شدم.
یک بار که با جیغ مشغول صدا زدن مصطفی بود، وی به طور اتفاقی در حالی که صورت خود را پوشانده بود به پشت سیم خاردار آمد و به صورت پنهانی دستش را برای من تکان داد و از من خواست که دیگر اسمش را صدا نکنم، چون ممکن است سرش را ببرند. این در حالی بود که مصطفی به شدت از حضور یکی از فرماندهان فرقه وحشت داشت. من بعد از دیدن مصطفی گریه امانم نمی داد و از پشت بلندگو خواستم که برای لحظه ای صورتش را نشان دهد تا مطمئن شوم و وی این کار را کرد و من بعد از 12 سال برادرم را دیدم.
ما حتی برای آزادی برادرانمان به ژنو رفتیم و ملاقات های زیادی با مقامات داشتیم اما به رغم اینکه آنها قول مساعد برای کمک به ما دادند، زیر حرف خودشان زدند. ما تنها می خواهیم فقط پنج دقیقه با برادرم دیدار کنیم و این خواسته زیادی نیست. من مطئنم بعد از این پنج دقیقه برادرم از فرقه خارج خواهد شد.
پرونده سیاه
5 بهمن 92
.................................

نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی

http://www.nasimerahaee.mihanblog.com

نظر، دیدگاه، انتقاد و پیشنهاد شما در باره مطالب، فیلم و مستند چیست؟

در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، بالاخص فرقه جهنمی رجوی ؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک (SMS) به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید.

ارسال مطلب به ایمیل دوستان و آشنایان را فراموش نکنید.

پست های "نوید رهایی " را در شبكه های اجتماعی به اشتراك بگذارید.

اشتراك گذاری در فیس بوك - كلوب - بالاترین - توئیتر - Frend Feed - Tech norat - اشتراك گذاری در Delicious و به طور عمومی در Google توصیه كنید.

برای اطلاع رسانی، آگاهی دادن به نسل جوان و خنثی نمودن توطئه شیطانی و نقشه های شوم فرقه مخرب و ضد بشری رجوی؛ لینک کردن " نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی" در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان را در دستور کار قرار دهید.

با تشکر
نوید رهایی

ارسال به :  فیس بوك

لینک دریافت نوبد رهایی روی موبایل

 http://nasimerahaee.mihanblog.com/post/1753

  





طبقه بندی: آرشیو 92 ،  افشاگری،  قاچاق انسان،  خانواده اسرای فرقه رجوی،  نقض حقوق اعضاء،  نقض حقوق خانواده ها،  فرقه گرایی، 
برچسب ها: قاچاق انسان، سراب كاریابی، فرقه رجوی، شكار جوانان، نوید رهایی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی