نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : سه شنبه 29 بهمن 1392
از نشانه‏های دیگر منافقان این است كه «آنها كافران را بجای مؤمنان دوست خود انتخاب می‏كنند، الّذین یتّخذون الكافرین اولیاء من دون المؤمنین»[10].این گروه بجای این كه به مؤمنین نزدیك شوند همیشه سعی در توسل به كافرین و بیگانگان دارند. كه البته عواقب این دوستیها همیشه دامنگیر جامعه اسلامی و دیگر مسلمانان بوده است. این آیه به همه مسلمانان هشدار می‏دهد كه عزت خود را در همه شؤون زندگی اعم از شؤون اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و مانند آن در دوستی با دشمنان اسلام نجویند. زیرا هر روز كه منافع آنها اقتضا كند فوراً صمیمی‏ترین دوستان و متّحدان خود را رها كرده و به سراغ كار خویش می‏روند ...
نفاق در قرآن (2)

از مشخصه‏ های بارز منافقان آن است كه هر روز به رنگی در می‏آیند، میان هر جمعیتی كه قرار بگیرند با آنها همصدا می‏شوند، امروز فریاد «زنده باد» و فردا شعار «مرگ بر» سر می‏دهند. قرآن این صفت منافقان را در آیه 14 سوره بقره اینچنین بیان می‏كند: «هنگامی كه افراد با ایمان را ملاقات كنند گویند ایمان آوردیم. امّا هنگامی كه با دوستان شیطان صفت خود به خلوتگاهی می‏روند می‏گویند ما با شمائیم، و اذا لقوا الذین آمنوا قالوا آمنّا و اذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انّا معكم» و می‏گویند «و اگر می‏بینید ما در برابر مؤمنان اظهار ایمان می‏كنیم ما آنها را مسخره می‏كنیم، انّما نحن مستهزئون». این دوگانگی شخصیت و تضاد برون و درون كه صفت همیشگی منافقان است، پدیده‏های گوناگونی در عمل و گفتار و رفتار فردی و اجتماعی آنها دارد كه به خوبی می‏توان آنرا شناخت.
منافقان از هر فرصتی برای مسخره كردن مؤمنان استفاده می‏كردند و این صفت چنان با آنان عجین شده است كه گویی نمی‏توان آنرا از منافقان جدا كرد منافقان كه عموماً افرادی لجوج، بهانه جو، ایرادگیر و كارشكن هستند هر كار مثبتی را با وصله‏های نامناسبی تحقیر كرده و بد جلوه می‏دهند. قرآن مجید شدیداً این روش غیر انسانی آنها را نكوهش می‏كند و مسلمانان را از آن آگاه می‏سازد، تا تحت تأثیر این گونه القائات سوء قرار نگیرند و هم منافقان بدانند كه حنای آنان در جامعه اسلامی رنگی ندارد. نخست می‏فرماید «آنها كه به افراد نیكوكار مؤمنین در پرداخت صدقات و كمكهای صادقانه، عیب می‏گیرند و مخصوصاً آن‏ها كه افراد با ایمان تنگدست را كه دسترسی جز به كمكهای مختصر ندارند، مسخره می‏كنند خداوند آنها را مسخره می‏كند، و عذاب دردناك در انتظار آنها است.[1] منظور از جمله (خداوند آنها را مسخره می‏كند) این است كه مجازات استهزا كنندگان را به آنها خواهد داد و یا آن چنان با آنها رفتار می‏كند كه همچون استهزاء شدگان تحقیر شوند.
روح نفاق در یك «مرد» با یك «زن»ممكن است متفاوت باشد. اما نباید فریب تغییر چهره‏های نفاق را در میان منافقان خورد، لذا خداوند می‏فرماید: «مردان منافق و زنان منافق همه از یك قماشند، المنافقون و المنافقات بعضهم من بعض»[2] سپس اوصاف منافقان را این چنین بیان می‏كند: «آنها مردم را به منكرات تشویق و از نیكی‏ها باز می‏دارند، یأمرون بالمنكر و ینهون عن المعروف» یعنی درست بر عكس برنامه مؤمنان راستین كه دائماً از طریق «امر به معروف» و «نهی از منكر» در اصلاح جامعه و پیراستن آن از آلودگی و فساد كوشش دارند، منافقان دائماً سعی می‏كنند كه فساد همه جا را بگیرد و معروف و نیكی از جامعه برچیده شود. خصلت دیگر منافقان این است كه «دستهایشان را می‏بندند، و یقبضون ایدیهم». نه در راه خدا انفاق می‏كنند، نه به كمك محرومان می‏شتابند و نه به خویشاوند و آشنا از كمك مالی آن‏ها بهره‏ای می‏رسد و در یك كلمه می‏توان گفت «آنها خدا را فراموش كرده‏اند و البته خداوند هم آنها را از بركات و توفیقات و مواهب خود فراموش كرده است، نسوا اللّه فنسیهم» كه البته آثار این دو فراموشی در تمام زندگی آنها آشكار است. خداوند در ادامه منافقان را در زمره فاسقان بر می‏شمرد و می‏فرماید: «منافقان فاسقند و از دایره اطاعت فرمان خدا بیرون‏اند، انّ المنافقین هم الفاسقون».
در آیه 54 سوره توبه منافقین این گونه معرفی شده‏اند آنها نماز را به جای نمی‏آورند مگر از روی كسالت و با ناراحتی و سنگینی و لا یأتون الصّلوة الاّ و هم كسالی»، و همچنین انفاق نمی‏كنند مگر از روی كراهت و اجبار، «و لا ینفقون الاّ و هم كارهون» منافقان نه به وظیفه خود در برابر خالق به درستی عمل می‏كنند و نه وظیفه خود در برابر مخلوق را ادا می‏كنند.
از دیگر نشانه ‏های منافقان كه در آیه 10 سوره عنكبوت به آن اشاره شده است این است كه «و از مردم كسانی هستند كه می‏گویند به خدا ایمان آورده‏ایم، امّا هنگامی كه در راه خدا شكنجه و آزار می‏بینند، آزار مردم را همچون عذاب الهی می‏شمارند و از آن وحشت می‏كنند، و من النّاس من یقول آمنّا باللّه فاذا اوذی فی اللّه جعل فتنة النّاس كعذاب اللّه»، «ولی هنگامی كه پیروزی از سوی پروردگار بیاید می‏گویند ما با شما بودیم و در این پیروزی شریكیم، ولئن جاء نصرٌ من ربّك لیقولنّ انّا كنّا معكم». این گروه دو چهره جز آسایش و رفاه خود به چیزی فكر نمی‏كنند و حاضر نیستند در راه رسیدن به هدفی عالی حتی كوچكترین ناراحتی را تحمّل كنند. در آیه 14 سوره مجادله این گونه از منافقین یاد می‏شود: «سوگند دروغ یاد می‏كنند كه از شما هستند در حالی كه خودشان می‏دانند دروغ می‏گویند، یحلفون علی الكذب و هم یعلمون». در حقیقت سرمایه اصلی منافقان دروغ است تا بتوانند تناقضاتی كه در زندگیشان وجود دارد را با آن توجیه كنند. این راه و رسم منافقان است كه پیوسته برای پوشاندن چهره زشت خود به سوگندهای دروغ پناه ببرند و حال این كه عملشان بهترین معرّف آنها است.
«آنها سوگندهای خود را سپری قرار دادند و مردم را از راه خدا باز داشتند، اتّخذوا أیمانهم جنّة فصدّوا عن سبیل اللّه»[3]. این منافقان سوگند یاد می‏كنند كه مسلمانند در حالی كه زیر پوشش این سوگند به انواع فساد و خرابكاری و توطئه مشغولند و در حقیقت از نام مقدس خدا برای جلوگیری از راه خدا بهره می‏گیرند.
منافقان كور دل پا را از این هم فراتر گذاشته و حتی به خدا و پیامبر نیز نسبت دروغ می‏دهند «منافقان و بیماردلان می‏گفتند: خدا و پیامبرش چیزی جز وعده‏های دروغین به ما نداده‏اند، و اذ یقول المنافقون والّذین فی قلوبهم مرضٌ ما وعدنا اللّه و رسوله الاّ غرورا»[4] جالب اینجاست كه كسانی نسبت دروغ به خدا و پیامبر می‏دهند كه سلاحی جز دروغ ندارند و تنها ابزار دفاعی آنها دروغ است و در هر شرایطی به آن متمسّك می‏شوند.
قرآن در آیات 78 - 75 سوره توبه روی یكی دیگر از صفات زشت منافقان انگشت می‏گذارد و آن این كه: به هنگام ضعف و ناتوانی و فقر و پریشانی چنان دم از ایمان می‏زنند كه هیچ كس باور نمی‏كند آنها روزی در صف منافقان قرار گیرند. اما این گروه همین كه به نوایی برسند چنان دست و پای خود را گم می‏كنند و غرق دنیا پرستی می‏شوند كه همه عهد و پیمان‏های خود، با خدا را بدست فراموشی می‏سپارند، بعضی از منافقان كسانی هستند كه با خدا پیمان بسته‏اند كه اگر از فضل و كرم خود به ما مرحمت كند قطعاً به نیازمندان كمك می‏كنیم و از نیكوكاران خواهیم بود.[5] ولی این سخن را تنها زمانی می‏گفتند كه دستشان از همه چیز تهی بوده ولی «به هنگامی كه خداوند از فضل و رحمتش سرمایه‏هایی به آنان داد، بخل ورزیدند و سرپیچی كردند و رویگردان شدند.»[6]
این عمل و این پیمان شكنی و بخل نتیجه‏اش آن شد كه روح نفاق بطور مستمر و پایدار در دل آنها ریشه دواند و تا روز قیامت و هنگامی كه خدا را ملاقات می‏كنند ادامه یابد.[7] كه خداوند در ادامه به بیان علت آن می‏پردازد «و این بخاطر آنست كه از عهدی كه با خدا بستند تخلف كردند و همچنین بخاطر آن است كه مرتباً دروغ می‏گویند» خداوند در پایان منافقان را مورد سرزنش و توبیخ قرار می‏دهد كه «آیا آنها نمی‏دانند خداوند اسرار درون آنها را می‏داند، سخنان آهسته و در گوشی آنها را می‏شنود و خداوند از همه پنهان‏ها باخبر است.»[8]
از صفات همیشگی منافقان این است كه «آنها به زبان چیزی می‏گویند كه در دل ندارند، یقولون بأفواههم ما لیس فی قلوبهم»[9] به این ترتیب منافقان هیچ ارزشی برای سخن خود قائل نیستند و از طرف دیگر هیچ اعتمادی به حرفهای آنها نیست.
از نشانه‏های دیگر منافقان این است كه «آنها كافران را بجای مؤمنان دوست خود انتخاب می‏كنند، الّذین یتّخذون الكافرین اولیاء من دون المؤمنین»[10].
این گروه بجای این كه به مؤمنین نزدیك شوند همیشه سعی در توسل به كافرین و بیگانگان دارند. كه البته عواقب این دوستیها همیشه دامنگیر جامعه اسلامی و دیگر مسلمانان بوده است.
این آیه به همه مسلمانان هشدار می‏دهد كه عزت خود را در همه شؤون زندگی اعم از شؤون اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و مانند آن در دوستی با دشمنان اسلام نجویند. زیرا هر روز كه منافع آنها اقتضا كند فوراً صمیمی‏ترین دوستان و متّحدان خود را رها كرده و به سراغ كار خویش می‏روند چنانچه تاریخ معاصر شاهد گویای این واقعیت است. خداوند در آیه 52 سوره مائده به عذر تراشیهای منافقان برای توجیه ارتباطهای نامشروع خود با بیگانگان، اشاره كرده و می‏فرماید:
«آنهایی كه در دلهایشان بیماری است اصرار دارند كه آنان (بیگانگان) را تكیه‏گاه و هم پیمان خود انتخاب كنند و عذرشان این است كه می‏گویند ما می‏ترسیم قدرت بدست آنها بیفتد و گرفتار شویم، فتری الّذین فی قلوبهم مرضٌ یسارعون فیهم یقولون نخشی أن تصیبنا دائرةٌ»، قرآن در پاسخ به این تفكّر و توجیه می‏فرماید: همانطور كه آنها احتمال می‏دهند روزی قدرت بدست یهود و نصاری (بیگانگان) بیفتد، این احتمال را نیز باید بدهند كه «ممكن است سرانجام خداوند مسلمانان را پیروز كند و قدرت بدست آنها بیفتد و این منافقان از آنچه در دل خود پنهان ساختند پشیمان گردند».[1] . سوره توبه، آیه 79.
[2] . همان، آیه 67.
[3] . سوره مجادله، آیه 16.
[4] . سوره احزاب، آیه 12.
[5] . سوره توبه، آیه 75.
[6] . همان، آیه 76.
[7] . همان، آیه 77.
[8] . همان، آیه 78.
[9] . سوره آل عمران، آیه 167.
[10] . سوره نساء، آیه 139.
مصطفی قویدل



طبقه بندی: آرشیو 92 ،  آموزش، 
برچسب ها: نفاق در قرآن، منافقین،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی