نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر آمریکا

مرتبه
تاریخ : جمعه 31 تیر 1390
... گوش کردن و بخصوص داشتن رادیو در سازمان جرم محصوب میشود جرمی که بعضا به زندانی کردن فرد می انجامد. در آخرین مقری که من بودم "مرکز 14" فقط یک نفر بطور رسمی رادیو داشت آن هم پیرمردی بود 75 ساله رادیوی که او داشت بسیار کهنه و ضعیف بود و تقریبا هفته ای دو بار من و یا یکی از نفرات این رادیو را تعمیر میکردیم این رادیو به سختی صدای آمریکا را میگرفت و او بخاطر داشتن همین امکان ناچیز همیشه تحت فشار بود و ضوابط سختی را برایش گذاشته بودند که نباید در رابطه با اخباری که میشنود با کسی محفل بزند و.... و خیلی وقتها مورد توهین هم قرار میگرفت. یادم است که "X" بخاطر داشتن مخفیانیه رادیو یک هفته توی "بنگال" رفت و برای او دیگ گذاشتند و به شدت ...



کلمه سانسور یک کلمه فرانسوی است معمولا توسط دولتها برای ایجاد ثبات و تعادل و خیلی مواقع برای تفتیش عقاید و سرکوب استفاده میشود، عموما این کار با حذف کلمه یا مطلب یا حذف کل موضوع انجام میشود. اما در فرقه مجاهدین با پدیده جدیدی از سانسور روبرو هستیم ترکیب عجیبی که نمیتوان نمونه آن را در هیچ دیکتاتوری دیگری پیدا کرد، با ترکیب 5 نوع از سانسور مدل جدیدی را ارائه کرده اند البته باید به مسعود رجوی بخاطر تعهدش در قبال حرفی که زد تحسین گفت او گفته بود که مجاهدین یک انقلاب نوین هستند و همه چیزشان با بقیه فرق دارد و حرف جدیدی دارند و انصافا در رابطه با سانسور و سرکوب حرف جدیدی زده و حداقل در این رابطه روی حرفش بوده.

 

 1. قطع کردن تمام رسانه های خبری به روی افراد موجود در زندان اشرف:

 

از روزی که وارد سازمان شدم یک چیز را خیلی خوب فهمیدم، درون این فرقه و این باند مخوف مافیایی هرگز نباید حرفی از روزنامه، تلوزیون، رادیو و اینترنت زد این رسانه ها "مرز سرخ" است و نباید نزدیک آن شد و الا با پدیده ای به اسم "برخورد تشکیلاتی" روبرو خواهیم بود. روزنامه مجله و کتاب و هر گونه رسانه انتشاراتی در فرقه مجاهدین ممنوع بود و طی این سالیان هرگز ما از این نوع رسانه به چشم ندیدیم، چیزی که در زندان اشرف زیاد میتوان پیدا کرد دستگاه تلوزیون است و تقریبا تمام روز روشن است، بخصوص که در سال 2009 تلوزیون های LCD وارد سالنهای غذاخوری شد. اما کارکرد این تلوزیون چیست فقط "مغز شویی و مغز شویی و مغزشویی" بجز برنامه "سیمای آزادی" (که بعدا به آن خواهیم پرداخت) وسیله اصلی مغزشویی و انحراف افکار و توجهات است پخش مستمر سخنرانیها و نشستهای رجوی ها و سران مجاهدین مورد استفاده قرار میگیرد. این کار برای مغزشویی و مسموم کردن روح و افکار زندانیان در زنجیر اشرف بکار میرود.

 

سال 2003 قرار شد که تلوزیون CNN به مدت یک ساعت بطور مستقیم در سالن غذا خوری پخش شود (باید یادآوری بکنم که بعد از سال 2003 به دلیل فشارهای داخلی و ترک خوردن دیوارهای سرکوب زندان اشرف فرقه مجاهدین مجبور شد یکسری تغییرات در درون تشکیلات دست بزند ولی چون دید این تغییر دارد رگ و ریشه تشکیلات را از هم میباشاند آن را سریع جمع کرد)، مسئولیت پخش این برنامه در سالن غذا خوری با من بود حدود یک هفته این کار ادامه پیدا کرد و بعد از آن قطع شد طی این یک هفته که از ساعت 1330 (1.30 بعداظهر) شروع میشد و ساعت 1430 تمام میشد یعنی یک ساعت تنها کسی که در سالن بود من بودم که میبایست میماندم و کسانی که آن روز مسئولت توزیع غذا و جمع آوری را داشتند چون ظهر تابستان عراق بسیار گرم بود و این یک ساعت تنها زمانی بود که افراد فرصت استراحت داشتند پس کسی برای دیدن نمیماند. و اما طی این یک هفته دو یا سه بار من موفق شدم که این برنامه را پخش بکنم میدانید که در عراق برق وجود ندارد و برق اشرف توسط ژنراتورها تامین میشود لذا بطور سیستماتیک برق سالن غذاخوری قطع میشد که امکان پخش این کانال وجود نداشته باشد. بعدها هروقت که صحبت اخبار میشد سران فرقه مجاهدین میگفت که ما حتی تلوزیون CNN را بطور مستقیم در سازمان پخش میکنیم در حالی که طی 25 سالی که من در سازمان بودم فقط دو یا سه بار آن هم با مشکلات بسیار زیاد پخش شد و از آن گذشته مگر چند نفر در سازمان زبان انگلیسی را میفهمند که این تلوزیون هم کمکی بکند.

 

گوش کردن و بخصوص داشتن رادیو در سازمان جرم محصوب میشود جرمی که بعضا به زندانی کردن فرد می انجامد. در آخرین مقری که من بودم "مرکز 14" فقط یک نفر بطور رسمی رادیو داشت آن هم پیرمردی بود 75 ساله رادیوی که او داشت بسیار کهنه و ضعیف بود و تقریبا هفته ای دو بار من و یا یکی از نفرات این رادیو را تعمیر میکردیم این رادیو به سختی صدای آمریکا را میگرفت و او بخاطر داشتن همین امکان ناچیز همیشه تحت فشار بود و ضوابط سختی را برایش گذاشته بودند که نباید در رابطه با اخباری که میشنود با کسی محفل بزند و.... و خیلی وقتها مورد توهین هم قرار میگرفت. یادم است که "X" بخاطر داشتن مخفیانیه رادیو یک هفته توی "بنگال" رفت و برای او دیگ گذاشتند و به شدت مورد برخورد قرارگرفت که در سازمان شعبه سپاه پاسداران بازکرده است.

 

اما رسانه بسیار مهم دیگر یعنی "اینترنت"، هرگز نمیتوانید یک فرد در زندان اشرف را پیدا بکنید که با پدیده اینترنت آشنایی داشته باشد همه اسمش را میدانند ولی هیچ کس از اسیران در زندان اشرف آن را به چشم ندیده و استفاده نکرد. کار من در سازمان ارتباطات بود با اینکه کار تخصصی من ارتباطات بود ولی تا زمانی که از سازمان خارج نشدم هرگز با اینترنت کار نکردم. البته یک چیزی درون زندان اشرف بود که اسمش اینترنت بود این به اصطلاح اینترنت شمال چند سایت بود که مربوط به خود مجاهدین بود مثل سایت مجاهد و ایران افشاگر و ... این اینترنت در واقع یک شبکه لوکال درون زندان اشرف بود و با بیرون از زندان هیچ ارتباطی نداشت. حتی استفاده از این امکان هم تقریبا غیر ممکن بود چون در فرقه رجوی کسی چیزی به اسم کامپیوتر شخصی نداشت، یک اتاقی بود که به آن میگفتند "اتاق اینترنت" تعداد بسیار کمی در حد 4 یا 5 عدد کامپیوتر (برای 150 الی 200 نفر) وجود داشت. تمام روز این کامپیوترها البته اگر برق بود برای کارهای مثل اجتماعی (جعل سند و آمار و ... در رابطه با مردم عراق) و یا کلاس استفاده میشد و حدود یکساعت در روز افراد میتوانستند از این کامپیوترها استفاده بکنند و آن هم به دلیل نبودن برق و یا نشست و ... انجام نمیشد تنها فرصتی که نفرات میتوانستند از کامپیوتر استفاده بکنند روزهای عصر پنجشنبه بود در حد بازی کامپیوتری برای 4 یا 5 نفر.

 

 

 

موبایل و تلفن، این یک طنر خیلی تلخی است ولی هرگز یک اسیر در زندان اشرف رنگ و شکل موبایل را ندیده و با این پدیده بیگانه است، وسیله ای که حتی امروزه میتوان در جیب هر کودکی پیدا کرد. داشتن ارتباط تلفنی با خانواده تقریبا یک چیز افسانه است من به یاد ندارم که در درون فرقه کسی وجود داشته باشد که با خانواده اش ارتباط تلفنی داشته باشد. البته ارتباط تلفنی با خانواده وجود داشت ولی این ارتباط فقط برای چاپیدن این خانواده ها توسط فرقه مجاهدین بود، حال شرایط این ارتباط، کسی نمیتواند از سازمان درخواست ارتباط تلفنی با خانواده اش داشته باشد این ارتباط فقط توسط سران فرقه به نفرات ابلاغ میشود فرد مربوطه ابتدا توسط یکی از سران فرقه که مسئول این کار است توجیح میشود و سناریویی که باید با خانواده اش صحبت کند به او گفته میشود یعنی چه حرفی را باید بزند و چه حرفی را نباید بزند و نتیجه این مکالمه تلفنی باید یک درآمدی برای فرقه داشته باشد از اخاذی برای پول گرفته تا آوردن نیرو به زندان اشرف. بعد از این هفت خان رستم فرد را به محلی که مربوط به بخش پرسنلی است میبرند در این محل دو اتاق وجود دارد یک اتاق که فرد مربوطه با تلفن صحبت میکند دو نفر از زنان به اصطلاح شورای رهبری هم در کنارش هستند و به او میگویند چه بگوید و چه نگوید. اتاق دوم اتاق شنود و ضبط مکالمه تلفنی است. بعد از اتمام کار فرد مربوطه باید از خودش گزارش بنویسد و خودش را به اصطلاح "شستشو" بدهد یعنی عواطفی که در این تماس تلفنی با خانواده اش بوجود آمده است را بکشد.

 

2. حذف کردن بخشی از خبر:

 

همیشه این سئوال بود که با این همه حمایتهای که در دنیا از فرقه مجاهدین میشود چرا هر روز وضع فرقه خرابتر و بیشتر تحت فشار قرار میگیرد. یک مثال میزنم خبری منتشر میشود که "فلان اسقف و یا کشیش و یا شخصیت فرهنگی و یا سیاسی از وضعیت اشرف ابراز نگرانی کرده و خواهان برخورد انسانی با نفرات اشرف شده و خواهان رعایت حقوق آنان شده است" هر کس این خبر را میشنود فکر میکند که آن فرد از فرقه رجوی همایت کرده و خواهان بقای زندان اشرف شده است. ولی واقعیت این خبر این نیست هر انسانی وقتی وضعیت زندانیان اشرف را میشنود منقلب شده و از آنان همایت میکند و این کار بسیار تحسین برانگیز است ولی این تمام موضع آن شخصیت نیست فرقه آن بخشی که مطرح شد که زندانیان اشرف از اشرف خارج بشوند و به هرکجا که دوست دارند فرستاده شوند را منتشر نمیکند. به عنوان مثال به این خبر توجه کنید:

 

سایت مجاهدین 20/07/2011

"اسقف اعظم کانتربری با صدور بیانیه‌یی نگرانی خود را در مورد وضعیت کمپ اشرف در عراق که محل استقرار ۳۴۰۰ ایرانی تبعیدی است ابراز کرد. دکتر ویلیامز اعلام کرد موضوعات انسانی درباره کمپ اشرف ”هم‌چنان باعث نگرانی شدید بسیاری در سراسر جهان است“. وی اضافه می‌کند تمامی معتقدان به مذاهب، خشونتی را که ساکنان اشرف با آن مواجه بوده‌اند، محکوم می‌کنند.

اسقف اعظم کانتربری خواهان حفاظت ساکنان اشرف شد و خاطرنشان کرد: این بسیار مهم است که کلیه دولتها همکاری کنند تا سلامت ساکنان اشرف که در حال حاضر در سرزمینی با وضعیتی نامتعین از نظر مسئولیت امنیت شان، به سرمی برند، تضمین شود."

 

- ابراز نگرانی اسقف در مورد وضعیت کمپ اشرف کاملا واقعی است همه انسانهای بیدار در دنیا نگران وضعیت زندان اشرف هستند.

 

- محکوم کردن خشونتی که ساکنان اشرف با آن مواجه هستند.

 

- حفاظت ساکنان اشرف

 

- همکاری کلیه دولتها برای سلامتی ساکنان اشرف برای تضمین زندگی زندانیان در زندان اشرف.

 

این چند محور را میتوان به صورتی که فرقه مجاهدین میخواهند خواند ولی واقعیت خبر فوق نگرانی هر انسان بیداری است که خواهنان رهایی این اسیران از زندان اشرف است. راستی چرا سران فرقه که نگران وضعیت اشرف هستند اجازه نمیدهند که زندانیان از آنجا خارج شوند چون دیگر نه خشونتی علیه آنان خواهد بود و نه سلامتی آنان در خطر قرار خواهد گرفت. سئوال از سران فرقه رجوی چرا بیانیه این اسقف را بطور کامل در سایت منتشر نکرده اید و فقط بخش کوچکی از آن مطرح شده زیرا اگر تمام بیانیه منتشر بوشود واقعیت دیده میشود و سران فرقه نمیتوانند از این خبر سود ببرند.

 

وارونه جلوه دادن اخبار با حذف بخشهایی اساسی آن یک کار روتین این فرقه است. یک مثال دیگر درون تشکیلات طوری از ارتش آمریکا صحبت میشد که گویا آنها هوادار سازمان هستند و این برای من همیشه سئوال بود. تا این که اولین بار تعدادی آمریکایی به مقر ما آمدند و همانجا بود که متوجه شدیم نه تنها ارتش آمریکا هوادار سازمان نیست بلکه این فرقه را یک گروه تروریستی میداند و خواهان بسته شدن اشرف و جمع کردن این فرقه میباشد. این حس در موارد بعدی قویتر شد و واقعیت این داستان را ما به چشم خودمان دیدیم.

 

3. سرکوب و زندان و شکنجه و بعضا حذف کسانی که اخبار واقعی را میگویند و یا جویای اخبار واقعی هستند:

 

با همه سرکوب و در دسترس نبودن رسانه های خبری ولی اخبار واقعی به گوش همه میرسید این اخبار یا توسط خانواده ها یا افرادی که مخفیانه رادیو داشتند به هر حال به گوش نفرات میرسید و یا با همه تحریف و سانسور بخشهای از اخبار را فرقه منتشر میکرد و از روی این اخبار میتوانستیم کلیت خبر را تحلیل بکنیم.

 

به عنوان مثال اوایل سال 2009 مذاکراتی بین سران فرقه با آقای موفق الربیعی مشاور امنیت ملی صورت گرفت این خبر با سانسور بسیار زیاد بعد از اینکه تلوزیونهای عراقی منتشر کردند توسط تلوزیون مجاهدین منتشر شد و ما توانستیم از روی همین خبر 5 دقیقه ای کل ماجرا را تحلیل بکنیم که سران فرقه در رابطه با قضیه مصلحی چه دروغ بزرگی به ما گفته اند. و اما برگردم سر اصل مطلب این خبر توی سالن عمومی و با حضور مژگان پارسایی و صدیقه حسینی یعنی سران جنایتکار زندان اشرف اعلام شد و اعلام شد که تحلیل کردن سر این خبر مرز سرخ است و کسی حق ندارد در این رابطه با کس دیگری حرف بزند و ... .

 

همیشه در سازمان این رسم بوده که اگر کسی خواهان رادیو و یا روزنامه است با تهدید و توهین به فرد مزبور گفته میشود که "سازمان همه اخبار را میگوید و در بولتن خبری میزند رادیو را برای چه میخواهی، میخواهی که در درون تشکیلات شعبه سپاه پاسداران را راه اندازی بکنی و ..."

 

موارد بسیار زیادی است از افرادی که بخاطر داشتن رادیو زندانی شدند و به شدت مورد برخورد قرار گرفته اند و حتی برای آنها دیگ و نشست گذاشته اند. به عنوان مثال "Y" یک رادیو داخل کمد لباسهایش مخفی کرده بود و بعضا رادیو گوش میکرد سران فرقه شک میکنند و در ساعتی که او حضور نداشت کمد او را بیرون میریزند و نهایتا رادیو را پیدا میکنند حدود یکی دو هفته از او خبری نداشتیم تا اینکه یک روز نشست عمومی مقر گذاشتند که "Y" را به این نشست آوردند و بعد از توهین و تحقیر او را مجبور کردند که اعتراف بکند رادیو گوش میکرده و از این طریق درون تشکیلات سازمان شعبه سپاه پاسداران بازکرده بود و با افراد محفل میزد و افراد را به خروج از سازمان تشویق میکرد. وقتی "Y" وارد سالن شد وضعیت او را دیدم فهمیدم که در این مدت به شدت مورد اذیت و آزار قرار گرفته و کاملا رنگ پریده و ضعیف شده بود.

 

من به دلیل نوع کارم یک رادیو سونی داشتم که میتوانستم با آن تمام فرکانسها را چک بکنم سال 2005 سازمان دنبال بهانه ای بود که به من گیر بدهد این وسیله را بهانه قرار داد و برای من نشست تشکیل داد و حرفشان این بود که مگر نمیدانی داشتن رادیو ممنوع است و مرز سرخ و تو درون تشکیلات شعبه سپاه پاسداران راه انداختی در حالی که همه میدانستند این وسیله را خود تشکیلات به من برای کارهایم داده و این بهانه ای بیش نیست هر چند این ترفند آنها پیش نرفت ولی به این بهانه تمامی امکانات مرا از من گرفتند و مرا از خیلی چیزها محروم کردند. موارد این بسیار زیاد است و کسی درون این فرقه تروریستی از حق داشتن هر گونه رسانه محروم بود و هرگونه سخن گفت و اعتراضی سرکوب میشود به همین دلیل اسیران در زنجیر زندان اشرف از دنیای واقعی خارج از این زندان هیچ خبری ندارند و یا در حدی است که اشیاء برای آنها مبهم و گیج است.

 

4. ایجاد شانتاژ و تهاجم مطبوعاتی به هر کس که علیه تمایلات فرقه حرفی بزند:

 

مسعود رجوی خائن از روز اول یک شعار داشت "هر که با ما نیست بر ما است" به همین دلیل از سال 1352 تا کنون هر انتقاد و هر موضع گیری به مزاج رجوی خوش نیاید دشمن محسوب شده با تمام توان بر علیه آن رسانه و یا آن فرد تهاجم میکند و متاسفانه در بسیاری موارد این حربه کثیف او عمل میکند البته در درون تشکیلات این موارد راه به حذف فیزیکی و یا زندان و شکنجه میبرد.

 

از زمانی که وارد تشکیلات فرقه مجاهدین شدم در تبلیغات این فرقه شانتاژ و تهاجم مطبوعاتی خیلی عیان بود تا آنجا که یادم است رادیو آمریکا و رادیو اسرائیل و ... دشمن محسوب میشدند ولی در مواردی هم بود که وقتی این رسانه ها و یا افراد گزارشی و یا حرفی از این فرقه میزدند که به مزاج رجوی خوش می آمد این خبر را در بوق و سرنا میکردند و همیشه این تناقض بود مکر این رسانه ها دشمن نیستند حال چه شده. این فرقه کثیف هرگز توان و تحمل یک انتقاد کوچک را نداشته و ندارد به همین دلیل اولین کار سیستم تبلیغات این فرقه شانتاژ علیه کسانی است حرفی و یا قلمی بر خلاف تمایلات آنها بزند.

 

نوع دیگر این شانتاژ گم کردن جنایتها و کثافتکاری های خودشان در بزرگ کردن مشابه همان جنایت بر علیه دیگران است. رجوی جنایت کار همیشه از دجالیت و شیادی خمینی حرف میزد و میگفت که ما نصب به دشمنانمان دروغ نمیبندیم در آن اوایل که من این فرقه را به خوبی نمیشناختم فکر میکردم که حرفشان درست است ولی این رجوی خائن از هر دجالی دجال تر است و از هر شیادی شیادتر و از هر دروغگویی دروغگوتر. در رابطه با زندان ها و شکنجه گاه های جمهوری اسلامی خیلی کتاب منتشر شده و هر خبر تازه ای را رد بوق و سرنا میکنند مثل داستانهای کهریزک و ... در حالی که مدعی میشدند که خودشان هرگز زندان و شکنجه ندارند تا زمانی که من به چشم خودم دیدم و از خیلی ها شنیدم (کتاب روزهای تاریک بغداد از آقای محمد سبحانی) این طنر تلخ تاریخ است حتی خیلی از خود اعضای این فرقه که در زندان بزرگ اشرف هستند از وجود سیاه چالها و شکنجه گرها خبری ندارند.

 

حال به خبر زیر دقت کنید:

 

سایت مجاهد 20/07/2011

"مقاومت ایران نسبت به سرنوشت سه تن از اعضای خانواده مجاهدان اشرف، آقای ناصر سوداگری، همسرش طاهره پور رستم و پسرش پویان که در روز ۱۱اردیبهشت ۹۰ توسط عوامل اطلاعات آخوندی ربوده شده‌اند، هشدار می‌دهد. فرزند دیگر این خانواده پیام سوداگری در اشرف به‌سر می‌برد. بازداشتهای خودسرانه خانواده‌های اشرفیان و هواداران مجاهدین واکنش هراس‌آلود رژیم پا به گور آخوندها از حمایتهای فزاینده مردم از مجاهدان اشرف است. مقاومت ایران عموم مراجع بین‌المللی و ارگانهای حقوق‌بشری به‌ویژه کمیسر عالی حقوق‌بشر، گزارشگر ویژه‌ایران و گزارشگر دستگیریهای خودسرانه را به اقدامی عاجل جهت پایان‌دادن به سرکوب خانواده‌های ساکنان اشرف و آزادی عموم زندانیان سیاسی فرا می‌خواند."

 

فرقه مجاهدین دلش به حال خانواده اعضای خودش در ایران سوخته است و نگران حال و وضعیت آنها است. امیدوارم که این خانواده زندانی به هم برسند و در دنیای آزاد زندگی آرامی داشته باشند. ولی آیا داستان همین است نه این خبر هر چند ناراحت کننده است ولی یک شانتاژ بزرگی است که تبلیغات فرقه راه انداخته تا حضور خانواده های کنار زندان اشرف را بپوشاند. دل رجوی جنایتکار به حال خانواده های زندانی در ایران سوخته! هرگز این جنایتکار نه تنها دلسوزی نصبت به خانواده ها ندارد بلکه در خیلی از موارد عامل دستگیری و زندانی شدن آنها در ایران هم شده است. باید از این فرقه کثیف پرسید چرا خبری از وضعیت دردناک خانواده های متحسن در کنار زندان اشرف منتشر نمیکنی. این فقط نمونه کوچکی از این شیادی و دجالیت رجوی های جنایت کار است.

 

5. و پدیده جدید انتشار اخبار در حجم زیاد و گم کردن اخبار مهم در میان آن:

 

95% تبلیغات این فرقه اخبار است، زمانی رادیویی بود به نام "صدای مجاهد" 6 ساعت این رادیو برنامه داشت تمام این 6 ساعت اخبار بود و اخبار و باز هم اخبار و تکرار و تکرار و تکرار، و تابلوهای بزرگی که در سالنهای غذا خوری به نام "تابلوی بولتن خبری" این تابلوها حدود 2*1 متر بودند و تمام این تابلو پوشیده بود از کاغذی به نام "بولتن خبری" و نشستهای مستمر به نام "نشست سیاسی" و الان هم برنامه تلوزیونی این فرقه به نام "سیمای آزادی" که باید نام این کانال تلوزیونی را سیمای دجالیت و شیادی گذاشت. سر وعده های غذایی مثل نهار و شام که نیم ساعت بود اخبار پخش میشود اعذاب آورتر از همه وعده شام بود که باید تمام این نیم ساعت را به اخبار زنده "سیمای آزادی" گوش میکردیم و هیچ کس اجازه نداشت که دیر به سر شام بیاید و یا زود از سالن خارج شود و الا در همان سالن و سر شام مورد حسابرسی قرار میگیرد، غذا خوردن در زندان اشرف یک شکنجه مداوم و روزانه است. تقریبا همه کسانی که در زندان اشرف هستند از پدیده خبر زده شده و گریزان هستند، این ترفند کثیف سران فرقه باعث شده است که افراد از خبر بیزار شوند و خبرهایی که به گوششان میرسد توجهی نکنند، این همان پدیده جدید در سانسور است انتشار اخبار در حجم زیاد و بیزار کردن افراد از خبر است.

 

تبلیغات فرقه یک خبر را هر چند کوچک باشد بزرگ میکنند و در وعده های متمادی آن را مطرح میکنند و روزها این موضوع را کش میدهند ولی یک خبر بسیار مهم را بشکلی مبهم در میان انبوه خبرها گم میکنند تا کسی از این موضوع مطلع نباشد. در زندان اشرف هنگام سرو شام فقط نیم ساعت دقیق بگویم 25 دقیقه خبر گفته پخش میوشد و مابقیه آن پخش نمیشود حال به این زمانبندی زیر دقت کنید:

 

ساعت 2000 (8 شامگاه) فراخوان شام پخش میشود که همزمان با شروع اخبار که داخل سالن پخش میشود.

 

چند دقیقه اول اخبار خلاصه خبر است، خلاصه خبری که چندین دقیقه طول میکشد و تقریبا میشود گفت خبرهای غیر مهم هستند.

 

از ساعت 2000 سرو شام شروع میشود سف طویلی که بعضا تا اتمام آن 10 دقیقه طول میکشد حساب کنید 150 الی 200 نفر باید یکی یکی غذایشان را تحویل بگیرند و گرم کردن نانها و ....

 

و همین تعداد نفر باید ظروفشان را در محلی به نام "ظرفشویی" با دست بشویند بطور متوسط در بهترین حالت هر فرد میتواند فقط 15 الی 20 دقیقه اخبار را گوش بکند

 

محتوای این اخبار چیست خواندن تمامی بیانیه های جعلی که از شیوخ اعراب یا خارجی ها تولید شده است و یا پخش مشروح کنفرانسهای مریم رجوی و سایرین و ... که هیچ کدام محتوا و جنبه خبر را ندارد. دجالیت و شیادی را ببینید 95% تبلیغات این فرقه خبر است وقتی به این خبرها دقت میکنی میبینی که هیچ اثری از خبر در آن نیست سانسوری که من تا کنون نه جایی دیدم و نه شنیده ام این همان پدیده نوین در سانسور است که توسط رجوی های جنایتکار ساخته شده.





طبقه بندی: کریم غلامی - حسن عزیزی،  سانسور ، 
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی