نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
فرار سیاوش سیفی و محمود ممبینی از فرقه رجوی (آلبانی) ، ، 36 ساله که چشم براه خبری از برادرم سیدعلی فتحی هستیم.خواهش میکنم هرکس میتونه کمک کنه.

برادری دارم که سالهاست اسیر و گرفتار است، با اینكه می دانم كجاست اما دیدار كه هیچ بلكه نمی گذارند صدا و نامه ام هم به او برسد، آخر او اسیر نامردمانی است كه هرچند به دروغ اما به قول خودشان دنبال آزادی مردم ایران بودند اما متاسفانه سالهاست كه عده ای از فرزندان همین مردم را با دروغ و فریب به بند كشیدند! می خواهم به برادرم بگویم دوستش دارم و برای دیدن دوباره اش و بازگشتش به آغوش خانواده لحظه شماری می كنم. نام برادر اسیرم  فریدون زارع است.

نادر زارع از شهرستان اندیمشک
سران فرقه مجاهدین راه هرگونه رساندن پیام به برادر اسیرم را بسته اند
 
برادری دارم که سالهاست اسیر و گرفتار است، با اینكه می دانم كجاست اما دیدار كه هیچ بلكه نمی گذارند صدا و نامه ام هم به او برسد، آخر او اسیر نامردمانی است كه هرچند به دروغ اما به قول خودشان دنبال آزادی مردم ایران بودند اما متاسفانه سالهاست كه عده ای از فرزندان همین مردم را با دروغ و فریب به بند كشیدند! می خواهم به برادرم بگویم دوستش دارم و برای دیدن دوباره اش و بازگشتش به آغوش خانواده لحظه شماری می كنم، می خواهم به اوبگویم اگر چه براثر خیانت وجنایت سران مجاهدین قطع نخاع ومجبورشدی تا آخرعمر بر روی ویلچر بنشینی اما با امید به داشتن زندگی بهتر تو هم می توانی راه نجاتی از اسارتگاه سران رجوی برای خود پیدا كنی، ولی چه كنم كه مسئولین سازمان مجاهدین همه راههای رساندن این پیام را به روی تو بسته اند. نام برادر اسیرم  فریدون زارع است.

وقتی صدام معدوم به خاک سرزمینم تجاوزکرد وچشم طمع به آب وخاک میهنمان دوخت همه مردم ایران ازکوچک وبزرگ وبا دست خالی هم قسم شدند تا چشم طمعکار این فتنه گر تازه به دوران رسیده را دربیآورند ودست کثیف اورا ازخاک سرزمین مادریمان کوتاه کنند. برادرمن هم یکی ازهمین مردم بود که درسال 65 برای دفاع از خاک وطنش به یكی ازجبهه ها رفت اما در تاریخ 24/7/67 وی درحمله گروه خیانتکار سازمان مجاهدین خلق در شهر مهران ودرحالیكه او را اول مجروح می كنند با خود به اسارت می برند، گروه خودفروخته ای كه ما مردم ایران تا ابد آنها را بخاطرهمدستی شان با صدام درجنگ تحمیلی نخواهیم بخشید .شرم وننگ ابدی برآنان باد.
آری برادرم درحمله گروه خبیث رجوی به مرزهای كشورم ازناحیه گردن مورد اصابت گلوله قرار می گیرد ولی افراد رجوی بدون توجه به این مسئله  اورا با خود به اسارت می برند طوریكه تا مدتها بی هوش بوده وما هم بی خبراز وضعیت او .
وقتی جنگ تحمیلی تمام شد و با بازگشت اسرا به خاك وطن خبری ازآمدن برادرم نشد!! بعدا متوجه شدیم كه وی زنده ولی در اسارتگاهی بنام اشرف است ! وقتی این موضوع را فهمیدم سال 82 پی گمشده خود به عراق سفر کردم بدون اینکه مسیری بلد باشم و یا بدون اینکه آشنایی داشته باشم ، با هرزحمت و بدبختی خود را به این کمپ رساندم .وقتی خودم را به نگهبان درب ورودی اشرف معرفی کردم وگفتم که برای چی آمدم ،ابتدا با بی شرمی تمام وجود برادرم را حاشا کردند ،اما من اصرارکردم و گفتم که می دانم برادرم اینجاست فقط می خواهم برای ساعتی اورا ببینیم ، تلخی روزگار را ببینید که من  برای ساعتی دیدار با برادرم مجبور بودم به چه کسانی التماس کنم !! تا اینكه بعد ازساعت ها معطلی مرا نزد برادرم بردند اما وقتی به او رسیدم صحنه نشستن اوروی ویلچربرایم دردآور وناراحت كننده بود و خیلی برایم دردناك بود كه اورا دراین وضعیت ببینم وبی اختیار گریه كردم كه چرا او دراوج جوانی باید روی ویلچر بنشیند ؟! فریدون می خواست برایم تعریف کند که چگونه اینطور شده اما ظاهرا ازچیزی ترس داشت چون همواره یک یا دو نفراز افراد سازمان درکنار ما بودند !انگار دردی درسینه داشت که می ترسید آن رابیان کند چون هرچه سئوال می کردم که چه اتفاقی برایت افتاده، فقط نگاهم می کرد و می گفت درعملیات مجروح شدم.
طی سه روزی که نزد او بودم، به او اصرارکردم بیا برگردیم ایران نزد هر دکتری که لازم باشد تورا می برم تا تورا معالجه کند ،افرادی که از سازمان همراه او بودند با کمال پررویی و با طعنه پاسخ می دادند حالا توهم مهمان ما باش !! برادرم فقط می گفت برای مداوا دیر شده و مجبورم تا ابد روی همین ویلچر بنشینم .اصرارمن فایده ای نداشت بالاخره مجبور شدم با چشمانی اشکبار و بدون او کمپ لعنتی اشرف را ترک کنم .مدتها بعد نفراتی که ازآن کمپ خارج شده بودند توضیحاتی به من دادند که علت آن سکوت وترس برادرم را فهمیدم .او قبل از اینکه جسمش روی ویلچر باشد ذهنش روی ویلچربسته و قفل شده بود،. بعد ازآن چند بار خواستم برای دیدن او به عراق وکمپ اشرف بروم ولی نشد تااینكه درسال 88  به همراه دیگر خانواده ها رفتم جلوی كمپ اشرف. اما مسئولین سنگدل کمپ درنهایت بی رحمی ما را با سنگ می زدند وهزاران توهین وتهمت نثارما می کردند !!  فقط به این دلیل كه می خواستیم با عزیزانمان دیدار داشته باشیم !! ازآن دیدارآخرالان قریب به12 سال گذشته و خبری از او نداریم .مادر پیرم هرروز و شب گریه می کند نمی داند که فرزندش دست جانورانی اسیراست که بویی ازانسانیت نبرده اند . اما وقتی این روزها ازمرگ و میرهای پشت سرهم افراد اسیردرمجاهدین براثر بیماری خبردارمی شوم این مسئله بدتر مرا نگران وضعیت برادرم می كند ،گفتم که مسئولین "سازمان به اصطلاح مجاهدین خلق "ملاقات با برادرم که هیچ، بلکه حتی صدا و نامه ام هم را نمی گذارند كه به او برسد !! بنابراین برآن شدم تا حداقل نامه ای بنویسم و آن را روی سایتها بزنم تا یكباردیگر وجدانهای بیداردرجهان را از ظلم وستم وجنایتی که رجوی درحق برادرم روا داشته که علیرغم ناتوانی جسمی به اجباراو را درعراق و در کمپ لیبرتی نگه داشته آگاه سازم ،می خواهم بگویم آنچه كه برای رجوی ارزش ندارد انسانیت و جان انسانها است ، می خواهم بگویم كه اگر اقدامی فوری برای نجات برادرم وامثال اوكه دركمپ لیبرتی گرفتارلجبازی های رجوی شدند صورت نگیرد بزودی او همه آنها را كه به انواع واقسام بیماری ها مبتلا هستند به بهانه مسخره محاصره پزشكی به كام مرگ فروخواهد برد.

آری ما برادرمان را دوست داریم ،واین حق ماست كه بعد ازاین همه سال اسارت اورا دركنار خود داشته باشیم تا شاید با نثار محبت به او بتوانیم زخم خیانت وجنایتی که رجوی طی سالیان برجسم وروح او وارد كرده به مرورالتیام بخشیم . یك باردیگرازتمامی وجدان های بیداردردنیا وتمامی مجامع حقوق بشری درخواست دارم تا ما را برای رسیدن به این خواسته به حق وانسانی خود یاری دهند .
من وخانواده ام منتظرکمک و یاری شما هستیم.

نادر زارع از شهرستان اندیمشک

منبع: انجمن نجات مرکز خوزستان

دوشنبه 19 خرداد 1393
.....................................
نوید رهایی



طبقه بندی: آرشیو 93،  استان ها،  نقض حقوق اعضاء،  نقض حقوق خانواده ها،  نامه خانواده ها ، 
برچسب ها: انجمن نجات مرکز خوزستان، فریدون زارع، نادر زارع، فرقه رجوی، اندیمشک،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

نوید رهایی روی موبایل

تصویر روز

مرصاد

 فرقه جنگ طلب مجاهدین

كردكشی

نوید رهایی


در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، بالاخص فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و تلگرام به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

لرستان
قربانیان ترور

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

شهید علی صیاد شیرازی

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

خودسوزی

جاسوسی

جاسوسی فرقه رجوی در فضای مجازی

سی خرداد 1360

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

آقای علی مرادی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

آقای ابراهیم خدابنده

 خانواده

خانم ثریا عبداللهی

فرقه رجوی

نه آقاجون، ما اینجا حق آب و گل داریم

اردوگاه اشرف بعد از اخراج منافقین

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی