نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

در آخرین سفری که در بهار 1390 داشتم وقتی بسویم سنگ پرتاب کردند تلاش کردم که به من نخورد که متاسفانه پایم لغزید و محکم به زمین افتادم و سر و صورتم آسیب دید و برای چند دقیقه بیهوش شدم. دخترم خیلی از این بابت نگران شد و سریعا مرا به امداد پزشکی عراقیها بردند و چون به هوش نیامدم با آمبولانس به بیمارستان بغداد منتقل شدم و یک هفته ای را در آنجا بستری شدم تا اینکه اندک سلامتی ام را بازیافتم توانستم به ایران برگردم . شما لابد حس میکنید که در آن دوره چقدر به من و دخترم و خانواده ام که در ایران بودند سخت گذشت ...

خانم آمنه خاتون مرغی

امروز با آقای رضا رجب زاده عضو بازگشتی جدید از فرقه رجوی در دفتر انجمن نجات گیلان خلوت کرده بودم و داشتم به خاطرات تلخ و شیرنش از دوران خدمت سربازی تا اسارت 27 ساله اش در تشکیلات مخوف رجوی گوش میدادم . کمکم به نقطه ای رسیده بودیم که آقا رضا داشتند از بعد اسارت و رهایی خود از زندان رجوی و بازگشت به وطن در کنار خانواده خصوصا فرزندانش مهران و راضیه که بسیارشادمان می نمودند ؛ صحبتهای شیرینی میکردند که دیدم بدون اطلاع قبلی خانواده عضو اسیر لیبرتی عظیم راد محمد علیزاده وارد دفترانجمن شدند.
ضمن سلام و خوش آمدگویی از این مادر و دختر پرسیدم به خاطر ندارم که امروز قرار ملاقاتی با شما داشته باشم !؟ که خانم سپیده علیزاده تنها خواهر عظیم که همواره سر زبان دار و حاضر به جواب هست وبه کرات به اتفاق مادرسالمند ودردمندش درمقابل اسارتگاه اشرف بمنظورانجام یک ملاقات ولوچند دقیقه ای با عزیزدربندشان هفته ها به تحصن نشسته وعلیه مناسبات سرکوبگرانه فرقه رجوی با بلندگوافشاگری کرده اند ؛ گفتند انجمن نجات مال خانواده های چشم انتظاراست وهرساعتی که لازم بدانیم بدان دخول میکنیم ونیازی به هماهنگی ازقبل نبوده ونیست طوریکه درروزهای تعطیل رسمی نیزموبایل تان روشن است ودردسترس ما هستید.ضمن اینکه امروزمشخصا میخواهیم با آقای رضا رجب زاده ملاقات بکنیم وزحمت شما را کم میکنیم.
نتیجه اینکه ادامه دیدارخود با آقا رضا را به بعد موکول کردم وبا لبخند رضایت میدان را خالی کرده تا این خانواده رنجدیده از ظلم وجور رجوی بتواند با دست بازبا آقا رضا ملاقات کرده وبه گفتگوی صمیمی بنشیند.

آنگاه مادرچشم انتظار خانم آمنه خاتون مرغی رشته کلام را به دست گرفت و گفتند: " اول از همه صمیمانه بهتون تبریک میگم که تونستی از زندان رجوی از آنهمه حصار و سیم خاردار و خاکریز و کنترل گماشته های رجوی فرارکنی وبه نزد خانواده ات برگردی. انشاء الله که روزبه روزسرحال تر و موفقتر از قبل باشی ودرکنارخانواده ات روزگارخوشی داشته باشی . ببین پسرم من مادرشهیدم ویک فرزندم را که  دردفاع از وطن خود عازم جبهه های جنگ شده بود را درراه خدا دادم وعمیقا بدان افتخارهم میکنم ولی دیگرفرزندم نیزکه عظیم باشد اوهم برای وطنش درمقابل صدام متجاوز بسا گردن فرازی کرد وبه اسارتش درآمد ودریک معامله ننگین به رجوی وطن فروش تحویل داده شد وازچاله به چاه عمیق رجوی افتاد وبیش ازربع قرن است که اغفال شده وراه برون رفتی برای خودش نمی بیند ولیکن عزم جزم دارم که جگرگوشه ام را ازاسارت رجوی برهانم البته اگرخدا بخواهد وعمرم کفاف بدهد. بارها وبارها وآخرین باردربهار1390 به اتفاق تنها دخترم که یک جورهایی عصای دستم هست با تحمل مشقات زیاد خودمان را به عراق ومقابل اشرف رساندیم وعظیم را با بلندگوفریاد زدیم شاید که فریادرسی باشد وبه خواسته برحق مان ترتیب اثربدهد. نه تنها درهیچ دوره موفق به دیدارعظیم نشدم بلکه زندانبانان رجوی درهردوره ای به من مادرسالمند اهانت کردند ومارک زدند که عضو وزارت اطلاعات هستم وفرزندی دراشرف لعنتی ندارم وفامیل الدنگ هستم وبعدازآن نیزبه سمت ما خانواده هایی که تقاضایی جزیک ملاقات چنددقیقه ای با عزیزانمان را نداشتیم سنگ و پاره آجر پرتاب میکردند واینطوری مورد آزار و اذیت قرارمیدادند. در آخرین سفری که در بهار 1390 داشتم وقتی بسویم سنگ پرتاب کردند تلاش کردم که به من نخورد که متاسفانه پایم لغزید و محکم به زمین افتادم و سر و صورتم آسیب دید و برای چند دقیقه بیهوش شدم. دخترم خیلی از این بابت نگران شد و سریعا مرا به امداد پزشکی عراقیها بردند و چون به هوش نیامدم با آمبولانس به بیمارستان بغداد منتقل شدم و یک هفته ای را در آنجا بستری شدم تا اینکه اندک سلامتی ام را بازیافتم توانستم به ایران برگردم . شما لابد حس میکنید که در آن دوره چقدر به من و دخترم و خانواده ام که در ایران بودند سخت گذشت ولی رجویها خوبست که بدانند دنیا حساب وکتاب دارد ونمیشود حق وحقیقت را برای همیشه زیرخاکستر پنهان کرد و یا پشت غبارها ناپدید کرد. رجوی باید مثل ارباب متجاوز و جنایتکارش صدام حساب پس بدهد . من هم کوتاه آمدنی نیستم هرچقدرکه توان دارم برای رهایی جگرگوشه ام تلاش میکنم ودخترم سپیده نیزهمواره درکنارم هست وخواهد بود."

آقا رضا که خود سالیان ازقربانیان دستگاه فرقه ای رجوی بود وخیلی خوب درد دل مادر رنجدیده را احساس میکرد ضمن همدردی با این خانواده مقاوم و رجوی ستیز خطاب به آنان گفتند: " والله کسی نیست که درتشکیلات رجوی بوده باشد وعظیم را نشناسد. فرزندت خیلی خنده رو و شاداب است و به سایرین هم روحیه میدهد وهمواره درمقابل تشکیلات رجوی می ایستاد وازپذیرش دستورات سرکوبگرانه آنان امتناع میکرد. من و عظیم خیلی با هم اخت بودیم یکروز به من گفت که از من خواسته اند که بروم در تلویزیون مصاحبه بکنم و بر علیه خانواده ام فحاشی بکنم و بگویم که خانواده ام مزدور اطلاعات است و همین آقای پوراحمد آنان را به زور به اشرف فرستاده است . ولی من جواب رد دادم و گفتم به من فرصت ملاقات با مادر و خواهرم را بدهید تا بتوانم آنان را جذب کنم و بیاورم داخل تشکیلات . چون مسولین سرکوبگر فهمیدند من نیت دیگری دارم با من برخورد کردند و گفتند که لابد تو هم بریدی و دنبال زن و زندگی و خانواده ات هستی و بدین صورت اجازه ندادند که نزدیک سیم خاردار بشوم و مجبورم کردند که چند هفته در آشپزخانه کار کنم و بیرون نیایم  تا خانواده ام به ایران بازگردند. من به شما قول میدهم عظیم دلش با شماست وروزی درهمین انجمن نجات همدیگر را ملاقات خواهید کرد.
درپایان ملاقات ودیدارحضوری خانواده زحمتکش گیلک با آقا رضا یک عکس یادگاری هم گرفته شده که عینا مشاهده میکنید.

منبع: انجمن نجات مرکز گیلان
1393/05/31


نوید رهایی




طبقه بندی: آرشیو 93،  استان ها،  افشاگری،  خانواده اسرای فرقه رجوی، 
برچسب ها: انجمن نجات مرکز گیلان، رضا رجب زاده، عظیم راد محمد علیزاده، خانم آمنه خاتون مرغی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی