نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : یکشنبه 11 آبان 1393
بعد از فرار تعدادی از اعضای پیشین شورای رهبری مجاهدین از اشرف متوجه شدم که این زن در مثله کردن بسیاری از زنان مجاهد به بهانه های مختلف دست داشته و در بیرون آوردن رحم و تخمدان این زنان “به دستور مریم قجرعضدانلو” نقش کلیدی ایفا می کرده است.نفیسه بادامچی یک از پزشکان ارتش به اصطلاح آزادیبخش رجوی بود و او را از سال ۱۳۷۰ می شناسم. آن زمان هنوز خشن و “شکنجه گر” نشده بود…

انجمن نجات

نفیسه بادامچی پزشک یا شکنجه گر؟
 
بعد از فرار تعدادی از اعضای پیشین شورای رهبری مجاهدین از اشرف متوجه شدم که این زن در مثله کردن بسیاری از زنان مجاهد به بهانه های مختلف دست داشته و در بیرون آوردن رحم و تخمدان این زنان “به دستور مریم قجرعضدانلو” نقش کلیدی ایفا می کرده است.
 
این رخداد مرا به یاد خاطره ای از این خانم انداخت وقتی که در سال ۱۳۷۸ به دلیل بیماری دیسک کمر که ناشی از کارهای سخت اجباری آن زمان بود، در بیمارستان طباطبایی مجاهدین “واقع در بغداد” بستری شده بودم:
 
این خانم دکتر مسئولیت یک بخش از همان بیمارستان را برعهده داشت… بلافاصله بعد از اینکه عمل دیسک من در بیمارستان خصوصی بغداد پایان یافت، دوباره به بیمارستان طباطبایی منتقل شدم که در آنجا به مدت یکماه تحت مراقب باشم… نفیسه بادامچی که احتمالاً از همان ایام مثله کردن زنان را استارت زده بود دیگر آن مهربانی سابق را نداشت، زنی خشن و بی رحم شده بود که اولین ضربه را بعد از عمل به من وارد آورد، به این ترتیب که دستور داد از شب دوم حضورم در بیمارستان به نشست عملیات جاری که خودش در اتاق دیگر برگزار می کرد بروم و فکت نویسی کنم و زیر ضرب توهین و افترا قرار گیرم!
 
من که از این دستور شوکه شده بودم چاره ای جز حضور در نشست را نداشتم و ناگزیر به شرکت در آن شدم اما با توجه به اینکه کمرم را عمل کرده بودم و هنوز ده روز به کشیدن آن باقی مانده بود، قادر به نشستن روی صندلی نبودم و در این نشست سرپا ایستادم… ایستادن برای کسی که کمر خود را چند روز قبل عمل کرده باشد به مدت طولانی بسیار خطرناک است و دکتر جراح هم تأکید کرده بود که فقط در روز چند بار و هربار به مدت چند دقیقه قدم بزنم و بعد استراحت کنم، اما این خانم که درس خشونت را از مریم قجر یاد گرفته بود، با اینکه به عنوان یک پزشک می دانست که اینکار برای من ممنوع است با چشمانی نفرت بار به من نگاه می کرد… لحظاتی گذشت و کم کم متوجه شدم که از شدت درد دچار سرگیجه و ضعف شده ام به طوری که بعد از نیم ساعت تحمل از دستم خارج شد و به وی گفتم که دارم بر زمین می افتم. وی اجازه داد به اتاق برگردم و استراحت کنم ولی به مدت یکروز تمام درد و ضعف شدیدی مرا در برگرفته بود.
 
وقتی توانستم کمی به حالت نرمال برگردم گزارشی در این رابطه نوشته و به خانم دیگری که از قدیم مرا می شناخت و از مسئولین همان بیمارستان بود نوشتم. وی “خواهر مینو” همسر سابق یکی از نمایشنامه نویس های مجاهد (حسین فرشید=پویا) بود که بعد از جریان طلاقهای اجباری نتوانست این وضعیت را تحمل کند و همسر و دو دختر خود را در عراق رها نمود و به اروپا سفر کرد و هم اکنون نیز از مدافعان فرقه رجوی است… به هرحال “مینو” زنی فهمیده و مهربان بود که گذر زمان نتوانسته بود وی را تغییر حالت دهد و چون از زمان قدیم با وی و همسر و دخترانش رابطه ای صمیمی داشتم، خیلی زود مسئله را پیگیری کرد و اجازه نداد نفیسه بادامچی مرا وادار به حضور در اینگونه نشستها کند.
 
این خاطره بسیار تلخ از نفیسه بادامچی بود که فراموش شدنی نیست. اما شگفت اینکه مسعود رجوی از بیماران بستری در بیمارستان هم نمی گذشت و آنان را وادار می کرد که در نشستهای سرکوب موسوم به “عملیات جاری” شرکت کنند و در هنگام بستری بودن و درد کشیدن هم خود را مورد نقد قرار دهند که به فلان مسئله فکر کرده و یا از فلان موضوع ناراحت و منتقد بوده اند.
 
و این دستگاه بشدت ضد انسانی سران فرقه رجوی بود که از نفیسه ها و نریمان ها که به زعم خود برای محو استثمار و استبداد به فرقه مجاهدین پیوسته بودند، شکنجه گر و سرکوبگر می ساخت.
 
حامد صرافپور
.....................
نوید رهایی
11 آبان 93
 



طبقه بندی: اخبار،  آرشیو 93،  جداشدگان از فرقه رجوی،  آشنایی با فرقه رجوی،  افشاگری،  پرونده،  نجات یافتگان،  آقای حامد صرافپور، 
برچسب ها: نفیسه بادامچی پزشک یا شکنجه گر؟،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی