نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
فرار سیاوش سیفی و محمود ممبینی از فرقه رجوی (آلبانی) ، ، 36 ساله که چشم براه خبری از برادرم سیدعلی فتحی هستیم.خواهش میکنم هرکس میتونه کمک کنه.

مرتبه
تاریخ : سه شنبه 27 آبان 1393
ایرج بیابانی متولد 1346، اهل برازجان، در خانواده ای فقیر و محروم به دنیا آمده و آنطور که خودش برای ما تعریف می کرد سراسر دوران کودکی را در محرومیت و بدبختی گذرانده است.

ایرج بیابانی، از جنون تا رهایی

ایرج بیابانی را چند بار در اتاقی خالی با مسئولی که زن بود، تنها رها کردند تا شاید مرتکب خطای جنسی شود و پس از آن به عذرخواهی و غلط کردم گویی بیفتد و تا آخر عمر غلام حلقه بگوش و بله قربان گوی رجوی شود.

ایرج بیابانی، از جنون تا رهایی

ایرج بیابانی متولد 1346، اهل برازجان، در خانواده ای فقیر و محروم به دنیا آمده و آنطور که خودش برای ما تعریف می کرد سراسر دوران کودکی را در محرومیت و بدبختی گذرانده است. دوران نوجوانی مجبور بود همراه پدرش بنایی و عملگی کند تا بتواند لقمه نان بخور و نمیری بدست آورد. و او هرگزطعم گچ و تخته سیاه و مدرسه را نچشیده بود. آثار آن همه فقر و محرومیت از چهره اش هویدا بود. در واقع او وقت و فرصتی برای روئیدن و شکوفایی نیافته بود تا در وصفش بگوییم که او پرپر شده است.

ایرج در اواخر سال 1365 در شهر برازجان به دلیل غیبت و فرار از خدمت سربازی دستگیر و روانه مرکز آموزشی می شود. بعد از گذراندن دوره مقدماتی آموزش سربازی برای ادامه خدمت مستقیماً به منطقه فکه- مهران اعزام می شود. سرانجام در سال 67 در عملیات موسوم به چلچراغ به دست ارتش مشترک صدام و رجوی اسیر می گردد؛ بعد او را به اردوگاه اسرا واقع در اشرف منتقل می کنند. در این دوران ایرج از سلامتی کامل روحی و جسمی برخوردار بوده است.

پس از مدتی سازمان (فرقه رجوی) مسئله آزادی اسرا را مطرح می کند، تبلیغات سنگین انسان دوستانه و فریبنده ای هم راه می اندازد. هدف رجوی این بود که عده ای از آن اسرا را جذب خود کرده و جبران کمبود و ریزش نیروها را بنماید.
از مدت ها پیش اقدام به پخش فیلم ویدئو و جلسات سخنرانی و کار توضیحی تا ریل شستشوی مغزی اسرا را با نتیجه گیری و فریب حداکثر به پیش ببرد و با بمباران تبلیغاتی، وعده های پوچ و سراب های واهی اسرای ایرانی را به خود جذب نماید.
ایرج بیابانی، جوان برازجانی از دل فقر و بدبختی آمده بود و به راحتی و سادگی فریب حرف های پوچ رجوی را خورد و به فاصله کوتاهی پس از اسارت به سیاهی لشگر رجوی تبدیل شد.

ایرج از عملیات سوم مرداد 67 زنده برگشت و در ادامه در زمره نیروهایی قرار گرفت که شبانه روز باید از سر و روی تانکهای چیده شده بالا برود و خودشان هم ندانند که چرا؟
آنطور که او تعریف می کرد همیشه به بیگاری فرستاده می شد، جالب اینجاست که رجوی ادعای آزادی ملتی تحت ستم و محروم را دارد! اما از همین مردم و ملت، حداکثر سوءِ استفاده و بهره کشی را می کرد، بدون اینکه به خود زحمتی دهد تا بی سوادها را آموزش دهد و با سوادشان سازد تا فکر و ذهنشان فعال و شکوفا شود.

در فرقه رجوی داشتن ذهنی خلاق، فعال و عقلی سالم مسئله ساز است، حوزه و محدوده ی فکری را رجوی مشخص می کند، تک روی فکر ممنوع است و به مثابه سبقت از ذهن علیل و ارتجاعی رهبری است. اظهارنظر، انتقاد و اعتراض پیش زمینه مسئله دار شدن است، پس نیروها مجبورند برای رهایی از تنبیه و سرکوب چارچوب تشکیلاتی و مقررات فرقه ای را رعایت کنند و از خط قرمزها عبور نکنند.

در سال 70 پس از عملیات کردکشی موسوم به مروارید که به کشتار مردم و مبارزان کردستان عراق انجامید، رجوی دست به حذف فیزیکی یا شیمیایی ناراضیان زد تا بتواند نیروها را به میل خود غربال کند و از آنها افرادی بله قربان گو و مطیع بسازد؛ در همین رابطه بحث های ایدئولوژیک راه انداخت و مجال پاسخگویی به سالها ندانم کاری خود را به کسی نداد، صدها نفر از افراد را زندانی و به زنجیر کشید تا در زیر شکنجه برایشان پرونده سازی کند و با فشار روحی- روانی و جنسی به دروغ اعتراف کنند که عامل نفوذی رژیم هستند.

در بحث های مفتضح ایدئولوژیک افراد موظف و مجبور بودند تا مسائلی که در ذهن دارند و به آن فکر کرده و مشغولند را نوشته و به مسئول خود تحویل دهند، حتی گزارش شرح خواب و کابوس هایی را که دیده اند، الزامی بود.


... ایرج بدبخت دستخوش بازی های جنسی مسعود و مریم رجوی شد! او می بایست بدون چون و چرا انقلاب ایدئولوژیک را بپذیرد و مختصات قبر جنسیت را بشناسد تا از آن خارج شود.

ایرج بیابانی را چند بار در اتاقی خالی با مسئولی که زن بود، تنها رها کردند تا شاید مرتکب خطای جنسی شود و پس از آن به عذرخواهی و غلط کردم گویی بیفتد و تا آخر عمر غلام حلقه بگوش و به قربان گوی رجوی شود. او که این کارها را خوب و پسندیده نمی دانست دچار واکنش شدید درونی شد و چون راه تحلیل چنین مسائلی را نمی شناخت و زمینه علمی و عینی هم برای رفع نیازهای جنسی را نمی دیدید، بطور شدیدی قاطی کرده و دیگر نتوانست به گذشته و ذهن خود مسلط باشد، سرانجام مجموعه شرایط باعث شد ناهنجاری های روحی و جسمی در او بروز کند، مدت کوتاهی پس از جلسات نشست ها، ایرج کاملاً از حالت عادی و طبیعی خارج شد و به گوشه گیری و انزوای شدید روی آورد؛ به تدریج حافظه اش را از دست داد و با رفتار جنون آمیز در مقابل بحث های کثیف رجوی و همسرش واکنش منفی از خود نشان می داد.

پیش از رفتن مریم به فرانسه، عده ای از نیروها حذف شدند، جمعی هم با پاسپورتهای جعلی به اروپا فرستاده شدند، بعضی به ترکیه رفتند، ایرج بیابانی را هم در همان زمان با حال مریض به میهمان سرای اشرف (اتوبان) بردند. او کاملاً قاطی کرده بود و دائم گوشه ای می نشست و با خود می خندید. دنیای خارج آدم ها برای او بی معنی شده بود، حتی کلمه ای با کسی حرف نمی زد، سرانجام در چهارم مهرماه 73 او را از مناسبات سراسر اختناق رجوی اخراج کردند و به اردوگاه رمادی فرستادند. چند نفر از جداشده هایی که در اردوگاه رمادی بودند، یک ماه از ایرج مواظبت کردند.
فرقه رجوی که دیده بود، ممکن است ایرج بیابانی باعث دردسر و آبروریزی شود، او را به خانه یک هوادار برد تا در برابر دریافت ماهیانه ناچیزی از دفتر بغداد، ایرج را نگه دارد. از اینگونه افراد کم نبودند. می توان از علیرضا پژمان فر، فاروق معادی، حسین شعبانی فر و فرزاد فرزین فر نام برد که کم و بیش در همه زمینه ها تعادل روانی خود را از دست داده اند.
جالب است ایرج بیابانی در زمان حضورش در قرارگاه رجوی به خاطر اختلافات ذهنی نمی توانست به نظافت شخصی خود بپردازد. حتی ریش خود را هم نمی توانست بزند، اما رجوی و مسئولان این حالت را مقدمه ای برای نزدیکی او به رژیم می دانستند و یکی از کیفرخواست های او در زمان اخراج همین بود. ایرج در رمادی مدام سبیلش می جوید و می خندید، تعددل روحی و روانی نداشت، چه رسد به اینکه بتواند در آنجا برای کسی خط و مشی سیاسی تعیین کند و یا به قول رجوی جاسوسی کند، او هفته ها از خانه خارج نمی شد، ما به این نتیجه رسیدیم که او را از این بیشتر در آن محیط سخت و سراسر فشار نگه نداریم، چرا که بعضی شب ها اصلاً نمی خوابید.
بنابراین او را به دفتر سازمان ملل در کمپ التاش (رمادی) معرفی کردیم تا مقدمه فرستادنش به ایران را فراهم کنند. سرانجام پس از چندین بار مصاحبه و صورت جلسه پزشکی، سازمان ملل او را به ایران نزد خانواده اش فرستاد. ایرج این اواخر می گفت: من همیشه خواب پدر و مادرم را می بینم و نمی توانم اینجا بمانم، با وجودی که دو سال و اندی با آن بحران روانی در رمادی بود، هنوز نمی توانست آنجا کجاست و در پاسخ کسانی که از او سؤال می کردند، اینجا کجاست؟ می گفت: اینجا اهواز است و مردم عربی صحبت می کنند.
از طرفی سازمان مجاهدین (فرقه جهنمی رجوی) تحت عنوان مقاومت! در شماره 67 نشرنامه هفتگی خود که به تاریخ دوشنبه 17 مهرماه 74 انتشار یافته بود نوشته بود.
... هوشیار باشیم! انتقال دو مزدور از کمپ رمادی عراق به ایران از کمیسیون امنیت و تروریسم به قرار اطلاع سفارت رژیم ایران در بغداد در اواخر شهریور ماه دو تن از مزدوران خود در اردوگاه پناهندگی التاش در شهر رمادی عراق را به ایران منتقل کرده است.
این دو نفر به نام های محمد پورصادقی (سرباز فراری لشکر 21 سپاه) و ایرج بیابانی (سرباز اسیر شده در عملیات آفتاب) که بعد از انتقال به بغداد با سفارت رژیم در بغداد ارتباط برقرار کرده و به خدمت سفارت رژیم درآمده اند و توانستند به ایران باز گردند.
..................
نوید هایی

27 آبان 93




طبقه بندی: آرشیو 93،  افشاگری،  پرونده،  نجات یافتگان،  نقض حقوق اعضاء، 
برچسب ها: ایرج بیابانی، از جنون تا رهایی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

نوید رهایی روی موبایل

تصویر روز

مرصاد

 فرقه جنگ طلب مجاهدین

كردكشی

نوید رهایی


در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، بالاخص فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و تلگرام به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

لرستان
قربانیان ترور

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

شهید علی صیاد شیرازی

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

خودسوزی

جاسوسی

جاسوسی فرقه رجوی در فضای مجازی

سی خرداد 1360

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

آقای علی مرادی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

آقای ابراهیم خدابنده

 خانواده

خانم ثریا عبداللهی

فرقه رجوی

نه آقاجون، ما اینجا حق آب و گل داریم

اردوگاه اشرف بعد از اخراج منافقین

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی