تبلیغات
نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی - سرفصلی جدید در وضعیت فرقه رجوی(منافقین)
نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر آمریکا

مرتبه
تاریخ : یکشنبه 9 آذر 1393
دیدار سفیر ایران در عراق از کمپ اشرف

از سال 1372 تا 1382 یعنی به مدت یک دهه مسعود رجوی در طی یک سخنرانی مستبدانه که ادای لنین را در آورده و درحالیکه پشتش به صدام حسین و زندان‌های مخوف ابوغریب گرم بود، اعلام کرد از این پس با هر کس که قصد خروج از سازمان را داشته باشد با «مشت آهنین» برخورد خواهیم کرد و خروج از سازمان را ممنوع اعلام کرد؛ در همان روزها بود که حکم معروف قتل جدا شدگان را نیز اعلام کرد.
افرادی که در طی بیست سی سال اجازه نداشتند که حتی یک تلفن موبایل داشته و یا یک شبکه تلویزیونی را نگاه کنند و در طی سال ها در تشکیلات همواره به آنها امر و نهی و توهین می شده، به محض ورود به هتل مهاجر تمامی تسهیلات و ارتباطات در اختیارشان قرار می گرفت.

به گزارش گروه سیاست خارجی خبرگزاری فارس، مریم سنجابی عضو جداشده سازمان تروریستی منافقین در یادداشتی در سایت «ندای حقیقت»، با اشاره به حضور حسن دانایی فر سفیر ایران در عراق در کمپ اشرف به رفتاری که طی 30 سال گذشته از سوی سران سازمان تروریستی منافقین با اعضا صورت گرفته پرداخته و رفتار جمهوری اسلامی ایران و سفارت کشورمان با جدا شدگان را مورد بررسی قرار داده که از نظر خوانندگان می‌گذرد.

در چند روز گذشته دو نفر دیگر از کمپ لیبرتی خارج شدند و در چند ماه گذشته نیز 6 نفر دیگر موفق به فرار و جدایی از تشکیلات شده بودند.

به گفته خبرگزاری‌ها اخیراً نیز 233 نفر از کمپ لیبرتی به آلبانی اعزام شدند، و اما در صدر خبرها بازدید جالب آقای دانایی فر سفیر ایران از  کمپ اشرف می‌باشد.

همان کمپ و غار محل اسیران فرقه که سالها در زمان صدام حسین در آن محبوس بودند و نمی‌توانستند از آن خارج شوند. همان محلی که مردان و زنانی نگون بخت بیست سی سال از عمر خویش را در بیابان‌ها در سخت‌ترین شرایط بسر بردند در حالیکه رجوی با فاصله کمی در همان محل‌ها برای خویش کاخ‌ها و پناهگاه‌هایی عظیم برپا می‌کرد.

کمپ اشرف همانجایی که رجوی در شعارها و ادعاهایش می‌گفت «کوه زجا بجنبد اشرف زجا نجبند» و شعارهای دیگری همچون «اگر اشرف بایستد دنیا هم خواهد ایستاد» و  یا «سیاج اشرف مرز سرخ است و کسی حق نزدیک شدن به آن را ندارد» و یک سری دیگر از لاف‌ها و گزاف‌ها ... در طی 8 سال پس از سقوط صدام برای حفظ جان خویش و جلوگیری از فروپاشی تشکیلات...

البته در گذر تاریخ دیدیم که کوه‌ها از جای خود نجنبیدند ولی کمپ اشرف جنبید و تار و مار شد.و اگر پا در میانی همین سفارت ایران و آقای سفیر و سیاست مداران دست اندکار و انجمن نجات و خانواده‌ها... نبود که ارتش عراق و سایر گروه‌های رسمی و غیر رسمی  که سه دور به کمپ اشرف حمله بردند بیش از این کمپ اشرف را تارومار کرده و ساکنان آن را قلع و قمع می‌کردند.

همچنین جا دارد یادآوری کنم در همان روزگار قدرت صدام در عراق یکبار رجوی در ادامه خوش خدمتی‌ها به صدام و خیانت‌هایش رجز خوانی کرد که کاری خواهیم کرد که (آقای) رفسنجانی باپای برهنه به عراق بیاید و به مجاهدین التماس کند...  و حال باز هم در گذر روزگار به روزی رسیدیم که سفیر ایران در عراق البته نه به عنوان پیروزی و شاید بخاطر تفریح دیداری هم از کمپ اشرف انجام دادند.

با توجه به پیش آمدن این موضوع  در سیر حوادث خوب است اشاره‌ای هم به وضعیت جداشدگان در چند سال اخیر در همین ارتباط و سرپل هتل مهاجر داشته باشیم.

از سال 1372 تا 1382 یعنی به مدت یک دهه مسعود رجوی در طی یک سخنرانی مستبدانه که ادای لنین را در آورده و درحالیکه پشتش به صدام حسین و زندان‌های مخوف ابوغریب گرم بود، اعلام کرد از این پس با هر کس که قصد خروج از سازمان را داشته باشد با «مشت آهنین» برخورد خواهیم کرد و خروج از سازمان را ممنوع اعلام کرد؛ در همان روزها بود که حکم معروف قتل جدا شدگان را نیز اعلام کرد.

وی در این جلسات گفت اولاً که خروج نداریم و بایستی همه «مجاهد» شوند و سپس طی اعلام قانون‌هایی من درآوردی از جمله گفت هر کس که قصد خروج دارد ابتدا بایستی دو سال در زندان‌های سازمان و بعد هم 8 سال را در زندان ابوغریب عراق سپری کند و بعد اگر زنده ماند شاید پایش به دنیای خارج برسد.

تا سال 1382 وضع به همین منوال بود. دهها نفر که  خواهان خروج بودند یا پس از فرار دستگیر شده و تحویل زندان‌های مخوف داده می‌شدند و یا دست به خودکشی می‌زدند.

پس از سقوط صدام که راه عبوری برای نیروها باز شد، در قدم اول حدود 700 نفر در طی یکی دو سال از کمپ اشرف فرار کردند و از آنجاییکه بازهم نمی‌توانستند به راحتی به دنیای خارج برسند به مدت 4 سال دیگر در «تیف» آمریکایی‌ها محبوس ماندند.

با برچیده شدن بساط تیف و رفتن نیروهای آمریکایی کم کم راه خروج و امید به فرار بیشتر شد.

فکر می‌کنم در همین حوالی بود که امکانی در پایتخت عراق بغداد و با پیشنهاد دولت عراق و کمیساریا و پذیرش سفارت ایران در نظر گرفته شد.

از آنجاییکه کشور عراق در جهان سوم و فاقد بسیاری از تسهیلات برای پناهندگان می‌باشد. سفارت ایران هزینه بسیاری از تسهیلات را متقبل شده است، و به نظر من یکی از سیاست‌های ویژه و انسانی در رابطه با جداشدگان می‌باشد.

زمانیکه رجوی در زمان صدام عربده می‌کشید بین ما و ایران دریایی از خون است و اجازه گوش دادن به حتی یک صدای ایرانی و یک موج رادیو و یا یک کانال تلویزیونی را به اعضایش نمی‌داد  و رادیوهای فرسوده و قدیمی را هم که بندرت بعضی افراد داشتند با طرح و حیله از کمدهایشان کِش می‌رفتند و در حالیکه در کمپ مخوف اشرف حتی زمانی که افراد درخواست داشتند بازی فوتبالی را نگاه کنند در سراسر کمپ ممنوع بود که این مسابقات را از شبکه‌های ایران برای افراد پخش کنند و در حالیکه حتی ورود یک جنس ایرانی! دیدن یک فیلم ایرانی برای افراد ممنوع شده بود و در طی این سالیان تلاشی سخت برای بیگانه کردن افراد با فرهنگ ایران و ایرانی می‌شد و تمامی حق و حقوق و مواهب ایران و ایرانی برای همه اعضا ممنوع بود. در مقابل  به جرئت می‌توان گفت در حالیکه صد در صد ایرانیان خارج کشور و همه افرادی که بدلایلی در کشور خود حضور ندارند و در یک کشور دیگر مستقر هستند، از تمامی تسهیلات و امکانات سفارت‌های تابعه خود در خارج کشور استفاده می‌کنند.

در طی سالها به تمام اعضای سازمان تابو سازی از سفارت ایران و مردم ایران و تمام مطالب فوق که گفته شد، آموزش داده می‌شد و در دل افراد تخم کینه کاشته می‌شد. بطوریکه با نام سفارت و یا نیروی انتظامی ایران موجی از وحشت و نفرت در دلها می‌پراکندند، و سعی می‌کردند همه را از این حقوق انسانی و طبیعی خود محروم کنند و رجوی حتی به تیم‌های ارسالی به ایران دستور می‌داد «در صورت مواجهه با نیروی انتظامی یا شلیک کنید و بکشید و یا اگر محاصره شدید عملیات انتحاری کنید و زنده دستگیر نشوید.»

و درحالیکه در تمامی پیام‌هایش موجی سراسر از نفرت و کین خواهی نهفته است و حتی اعضا را مجبور می‌کردند خانواده‌های خود را الدنگ خطاب کرده به آنها سنگ بزنند و ممانعت از دیدار خانواده‌ها بعد از سالها می‌کرد؛ در همین حال با دیدی ویژه که حاکی از دنیای نوین و گذشت از نجات یافتگان و شناختی جدید از سازمان بود از طرف سیاست گذاران به این نتیجه رسیدند که بیش از 90 درصد اعضای این سازمان قربانیانی هستند که به اجبار در این مکان‌ها نگهداری می‌شوند.

و در راستای همین سیاست، سفارت ایران نیز با صرفنظر از سابقه افراد جدا شده که سال‌ها در کمپ‌های سازمان بودند با عدم تبعیض، تمامی تسهیلاتی که یک سفارت می‌تواند در اختیار تابعین خود قرار دهد در اختیار نفرات جدا شده قرار داده است.

در این رابطه هتل مهاجر نیز تقریباً یک مکان با دسترسی بین‌المللی بوده است. افرادی که در طی بیست سی سال اجازه نداشتند که حتی یک تلفن موبایل داشته و یا یک شبکه تلویزیونی را نگاه کنند و در طی سال‌ها در تشکیلات همواره به آنها امر و نهی و توهین می‌شده و هیچ گونه اختیاری نداشتند، به محض ورود به هتل مهاجر تمامی تسهیلات و ارتباطات در اختیار آنها قرار می‌گرفت.

پس از آن هیئت‌هایی از طرف کمیساریای بین‌المللی حقوق بشر و صلیب سرخ و دولت عراق و از طرف سفارت ایران در دسترس  جداشدگان بوده و افرادی که برای بیست سی سال حتی برای یک لقمه غذای آنان تشکیلات تصمیم می‌گرفت، به آنها این اختیار داده می‌شود که از این امکانات استفاده کرده و برای زندگی آینده خود تصمیم بگیرند.

وقاحت و دریدگی سرکردگان سازمان و رجوی به حدی است که حتی این آزادی و امکانات را پس از سالها برای این نجات یافتگان بی پناه بر نمی‌تافتند و به محض خروج هر گروه در بوق و کرنا می‌کردند که آی این افراد خائن شدند و... یا پاسپورت ایرانی ! گرفتند.

نمی‌دانم شاید مد نظر آنها این بوده که فرد ایرانی برود پاسپورت هندی بگیرد و از افغانستان طالبان و داعش کمک بگیرد الا از کشور و سفارت خودش.

و این القائات و سیر دردناک وضعیت جداشدگان که از طرف سازمان سیاه نمایی شده و های و هوی راه می‌اندازند همچنان ادامه دارد.

و البته و صد البته دست اندرکاران و سیاست گذاران امور فوق از هوشیاری و انتخاب درست‌تری نسبت به مواضع و سیاست‌های غلط سازمان پوسیده رجوی برخوردارند.

در مقابل دریافت تسهیلات و حق و حقوق اولیه انسانی خود هیچگاه از آنان نخواستند که به طرفداری از دولت ایران بپردازند و یا حتی به کشور ایران برگردند و افراد بر این امر نیز مختار بوده‌اند. کما اینکه از هزار فرد جدا شده از سال 1382 تا کنون بیش از دوسوم آنان به کشورهای اروپایی و خارجی رفته‌اند و کمتر از یک سوم دیگر که ایران و خانواده‌های خود را برای ادامه زندگی برگزیدند نیز به اختیار خود این انتخاب را انجام دادند.

باشد تا روزی که حقایق بیش از اینها روشن شود و راه بیشتری برای نجات اسیران در بند فرقه ایجاد شود.

.................
نوید رهایی
1393/09/09





طبقه بندی: آرشیو 93،  اشرف نیوز،  نگاه، 
برچسب ها: مشت آهنین، دانایی فر سفیر ایران، منافقین، اشرف، رجوی، هتل مهاجر بغداد، نوید رهایی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی