نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 13 آذر 1393
یکی رجوی را بر تخت شاهی می بیند و دیگری شیر خفته ای می پندارد. کودکی او را شیر دستشویی و همبازی اش شیر پاکتی و عامه مردم اوضاع فرقه اش را شیر در شیر می بینند. راستی بودن یا نبودن این مینی رهبر بی بو و بی خاصیت به چه دردی می خورد و چه گره ای را باز می کند. قدیما راست گفته اند که: «با بدان کم نشین که بدمانی، خو پذیر است نفس انسانی»؛ مسعودخان در عنفوان جوانی ره فرنگ در پیش کرد و چشم و گوش بسته به آغوش صدام خزید ...
از گم و گور شدن مینی رهبر شبه عقیدتی منافقین ضد خلق سالها می گذرد، کدخدای مترسک نمای اشرف، بی غیرت ترین دغلکار قرن، به محض اینکه رژیم صدام سقوط کرد، تمام امید و آرزوهایش نقش برآب گشت؛ چاره ای جز فرار و سوراخ گزینی نیافت، رفت و رفت و رفت تا جایی که فقط از او صدایی ماند که معلوم نیست از آن خودش است یا مقلدان طوطی صفت او برایش می سازند و می سرایند.

هرازگاهی نواری از رجوی آفتابی و در صحن مجازی منتشر می شود که لبریز از شک و تردید است. من و ما بر این باوریم که « شنیدن کی بود مانند دیدن»؛ وقتی فریبکاری صوتی و تصویری از مرز فتوشاپ هم گذشته و رند مردان هنرمند می توانند صفی از مسعود و مریم ها را دست در دست هم به تصویر بکشانند، دیگر جای یقیین و اطمینانی به زنده بودن و صوت در کردن رجوی نیست.
اگر بگوییم و بنویسیم رهزن عقیدتی فرقه ی یتیم منافقین تاکنون هفت کفن پوسانده و به کلید داری جهنم مفتخر شده، کم نگفته ایم. ولی باز گوشمان را به حدس و گمانهایی رایج در رسانه ها می سپاریم که هرکدام گمانه زنی و نتیجه گیری باب میل خود دارند، یکی رجوی را بر تخت شاهی می بیند و دیگری شیر خفته ای می پندارد. کودکی او را شیر دستشویی و همبازی اش شیر پاکتی و عامه مردم اوضاع فرقه اش را شیر در شیر می بینند.

راستی بودن یا نبودن این مینی رهبر بی بو و بی خاصیت به چه دردی می خود و چه گره ای را باز می کند. قدیما راست گفته اند که: «با بدان کم نشین که بدمانی، خو پذیر است نفس انسانی»؛ مسعودخان در عنفوان جوانی ره فرنگ در پیش کرد و چشم و گوش بسته به آغوش صدام خزید و چند دهه همنشین عرب های بادیه نشین شد، در بین عشایر عرب ازدواج مکرر رسم است، از شیوخ قبایل تا رعایای اجانب هرکدام چند همسر انتخاب می کنند، خودشان بر متکای نرم تکیه داده و لمیده اند، زنان با بچه ها هم کارگر باغ و مزرعه و خدمتکار احشام شیخ هستند. رجوی به تقلید از اربابان عرب، پا را فراتر گذاشته به داشتن چند همسر اکتفا نکرد و حرمسرای اشرف را براه انداخت، مریم قجر سوگلی غصب شده ای که جزء اموال مصادره ای ابریشمچی بود را به سمت خانم رئیس حرمسرا و اشرف و مسئول کل تشکیلات انتصاب کرد و خود هم به بالش پر قو تکیه داد و عرب وار زیست و زندگی کرد، ولی از بخت سیاه و اقبال مکدرش اوضاع صدام قمر در عقرب شد، رجوی هرآنچه کاشت و انباشت همه طعمه طوفان بلا شدند، آن ارتش آزادیبخشی که بام تا شام رژه ی توپ ها و تانکهایش تمام شدندی نبود و آن ید و بیضای رجوی و شمشیر و کلت صدامی همه رفتند تا روزی که دست به تیر و کمان و فلاخن برد، عاقبت هم دیدیم زنی آذری (ثریا) جان به لبش رساند و از اشرف به درش کرد.

بگذریم هر بار که یادی از منفور رجوی می کنیم، سیل کلمات و جملات و خاطرات در ذهنمان قطار می شوند و هر کدام از ما می خواهند که آنها را بنویسیم. در وصف رجوی ناگفته بسیار و افتضاحاتش به خروار است.
گفتیم که زنده و مرده مسعود رجوی دردی را دوا نمی کند. کارش از غیبت صغری به بدبختی کبری رسیده، به مردم حق می دهیم که در رابطه با مفقود و مخفی شدن رجوی هرچه می خواهند بنویسند. شاید هم رهبری بی عرضه و بی غیرت فرقه در جریان طرح و توطئه مریم قجر به علت اسیدپاشی درون تشکیلاتی آنچنان دچار سوختگی و حذف چشم و گوش و بینی شده که روی دیدن و نمایان شدن را ندارد و فقط از ته حلقومش صدایی برمی خیزد و یا روزی در پی شکم چرانی و زنک بازی در حرمسرای زیرزمینی اشرف مورد خشم و غضب یکی از زنان اجباری قرار گرفته و با زدن چند ضربه ملاقه و ریختن ماهیتابه روغن داغ روی سرش، هوش و حواس و جمالش را از دست داده است و یا همچون روباه و شغالهای کلیله و دمنه او را در قفسی گرفتار کرده و با آب جوش و روغن داغ به سزای اعمالش رسانده باشند.

به هر حال آنچه نتیجه می گیریم این است که مسعود رجوی امکان ظهور و ظاهر شدن را ندارد. در این رابطه علت و علل و احتمال بسیار است. باید صبر کرد که عمر او از حد طبیعی بگذرد و آن وقت می توان شناسنامه اش را باطل و خلاصه فوتش را گرفت.
...........................
نوید رهایی
13 آذر ماه 1393



طبقه بندی: آرشیو 93،  سران فرقه رجوی، 
برچسب ها: شنیدن کی بود مانند دیدن ( نوار صوتی رجوی)،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی