نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

... اما پس از گذشت 20 سال از آن ماجرا که رهبری مجاهدین هر روز بیش تر از روز قبل، از قدرت فاصله می گیرد و شرایط به گونه ای دیگر است، می توانم این را بنویسم و این بار مستقیماً خطاب به رهبری مجاهدین بنویسم که در این ایام روحانی اعضای دربند خود را بنا به درسی که آمنه بهرامی، یک شهروند و زن عادی و قربانی ایرانی که شما شبانه روز سنگ چنین زنان ایرانی را به سینه می زنید، عفو عمومی صادر کنید که عفو و بخشش شما هیچ ربطی به مبارزه با حکومت ایران ندارد. اکنون همگان می دانند که فریفتن و گرفتار کردن شهروندان ایرانی به ویژه 3400 عضو دربند و اسیر در اردوگاه اشرف، توجیهی است برای شما تا در قدم اول خودت را حفظ کنی ...

 

این روزها مصادف با ایام ماه مبارک رمضان است. در این ماه روحانی، فرصتی است تا که مردم روزه دار با گرسنگی هدفمند، به خدا نزدیک تر شوند. راه های نزدیک شدن به خدا زیاد است. به جز گرسنگی هدفمند، عفو و بخشش نیز یکی از راه های نزدیک شدن به خداست. رشد و توانی که آمنه بهرامی با جسارت و سعه صدر، به آن رسید و این درس آموزنده ای شد برای همه، از پیر و جوان. هدفم از این نوشتار این است، همان طور که من نوعی کارم با قلم است و باید یاد بگیرم، به ویژه آنان که کارشان با زور است، باید بیش تر یاد بگیرند. چرا این که از قول پیامبر اسلام آورده شد، ز گهواره تا گور دانش بجوی. این دانش را گاه آدم از پدر و مادر، گاه از معلم و مربی، گاه از مدرسه و دانشگاه و استاد، گاه از کتاب و جامعه، و گاه هم می تواند از یک کودک یاد بگیرد. بعضی ها هم از پرواز یک پرنده تا روییدن یک گیاه، یاد می گیرند. اما در این جا هدفم کسی است که بسیار مغرور است و گمان می کند، دیگران همه جملگی می بایست گوش به فرمان وی و از او یاد بگیرند و خود فارغ از هر چه یاد گرفتن است. این که کسی بگوید من همه چیز می دانم و نیاز به فراگیری مجدد ندارم، این جهل و غرور است و ولاغیر.

 

هنوز به یاد دارم، پاییز سال 1370 بود. بحبوحه انقلاب ایدئولوژیک رهبری مجاهدین و خیل نیروهای سردر گم و ناراضی. دوستی داشتم به نام احمد که او هم مثل من سخت از آن جهنم ناراضی بود. یکی از روزها او از من خواهش کرد، اگر دست خط خوبی داری از جانب من نامه ای برای رهبری بنویس. از او پرسیدم، مگر مشکلت چیست که می خواهی برای رهبری نامه بنویسی؟ احمد پاسخ داد، می خواهم از رهبری بخواهم تا یک عفو عمومی صادر کند!

 

اگرچه بنا به خواست احمد من آن نامه را برای رهبری مجاهدین می نوشتم، اعتقاد صد در صد دارم که او چنین نامه ای را دال بر خیانت و انفعال و بریدن از مبارزه قلمداد می کرد و بر غیظ و نفرتش نسبت به ما افزون می شد، و در دلش به ریش ما می خندید که در دو قدمی قدرت، بعضی ها چنین پندار بیهوده و درخواست بیهوده تری دارند. چنین بود که از ترس، چنین نخواستم و چنان ننوشتم.

 

اما پس از گذشت 20 سال از آن ماجرا که رهبری مجاهدین هر روز بیش تر از روز قبل، از قدرت فاصله می گیرد و شرایط به گونه ای دیگر است، می توانم این را بنویسم و این بار مستقیماً خطاب به رهبری مجاهدین بنویسم که در این ایام روحانی اعضای دربند خود را بنا به درسی که آمنه بهرامی، یک شهروند و زن عادی و قربانی ایرانی که شما شبانه روز سنگ چنین زنان ایرانی را به سینه می زنید، عفو عمومی صادر کنید که عفو و بخشش شما هیچ ربطی به مبارزه با حکومت ایران ندارد.

 

اکنون همگان می دانند که فریفتن و گرفتار کردن شهروندان ایرانی به ویژه 3400 عضو دربند و اسیر در اردوگاه اشرف، توجیهی است برای شما تا در قدم اول خودت را حفظ کنی. دعوای اصلی دلار بود و قدرت سیاسی در قدم های بعدی توجیه می شد. اعتقاد و پند و آموخته من به شما این است که با نیابت از آن چه که آمنه بهرامی یک زن قربانی انجام داد و به احترام روزهای این ماه، اهرم های حفظ و فشاری که هم اکنون در دست دارید را آزاد کنید و تنها از خدا کمک به خواهید.

 

این که شما باز هم به خواهید لجوجانه و سبکسرانه عمل کنید و مثل همیشه آموزگار شکست باشید و شاگرد پیروزی نباشید، شاید 20 سال دیگر من و یا شما زنده نباشیم، تا ادامه داستان را به یاد هم آورده و به رخ هم بکشیم. اگر به خواهید ماجرا را هم چنان فرافکنانه به پیش برده و از مردم و زمانه، درس نگیرید و از زندانیان اردوگاه اشرف سراغ آزادی را بگیرید، در این صورت، مثال شما مثال آن کوهنورد ماهر اما مغرور و ترسویی را می ماند که در شب حادثه از بلندای کوهی سقوط کرده و از قضا در یک قدمی زمین طنابش را محکم چسبید و در کمال ناامیدی از خدا تقاضای کمک عاجل کرد. خدا هم به تقاضایش پاسخ مثبت داد و به او گفت اگر می خواهی نجات یابی باید طنابی را که در دست داری، رها کنی! کوهنورد که به زعم خودش فکر می کرد طنابش اولین و آخرین ابزار نجاتش است، لجوجانه و بدون اعتنا به آنچه خدا گفته بود، هم چنان به طنابش چسبید تا این که یخ زد و مرد.

 

آری، بسیاری از مردم به جای تمسک به خدا از ابزارهای غیر خدایی کمک می گیرند و النهایه چه بسا ممکن است سرنوشت شان همان باشد که کوهنورد مغرور به آن مبتلا شد.

 

مهدی خوشحال، ایران فانوس، آلمان، پنجم اوت 2011

 




طبقه بندی: آقای مهدی خوشحال،  نجات یافتگان، 
برچسب ها: خوشحال، نامه، عفو عمومی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی