تبلیغات
نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی - شعائر مذهبی در فرقه تروریستی رجوی (2)
نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر آمریکا

مرتبه
تاریخ : دوشنبه 17 مرداد 1390

... از آنجا که معمولا اکثر افراد مجاهدین از کم خوابی رنج می بردند به سختی بیدار می شدند و نماز صبح برای آنان که می خواندند سریع السیر و همراه با بدو بدو بود.زمان کم ، پیوستگی نماز صبح با کار فردی (یعنی توالت،ریش زدن،لباس پوشیدن و...) ،صبحانه و برنامه آتی بسیاری از جهات شبهه برانگیز بود.یعنی اولا مشخص نبود که چه کسی نماز می خواند،چه کسی نمی خواند؟و آنهایی که می خوانند آیا همه واجبات نماز را مراعات می کنند یا نه؟ در هر یکان برای 85 تا 120 نفر فقط یک مجموعه سرویس بهداشتی وجود داشت که متشکل از لباسشویی،حمام،توالت و دستشویی بود.در این مجموعه ها ...

 

 

جواد فیروزمند، آریا ایران، ششم اوت 2011

همانطور که گفته شد،مجاهدین خود را مسلمان،شیعه،دوازده امامی ، پرچمدار " اسلام انقلابی" و مبشران "جامعه بی طبقه توحیدی" (جامعه ای عاری از استثمار ،ظلم ، نابرابری...) می دانند.

 

قبل از پرداختن به هر مسئله ای ابتدا باید یادآور شد که پایه های اعتقادی مسلمانان بر اساس مبانی از پیش تعیین شده شکل می گیرد.یعنی هر کسی که ادعای مسلمانی می کند،به اصول و قواعد مشخصی معتقد است که در عمل روزانه بایستی اجابت نماید.

 

این پایه ها در دو اصل بنیادین ،"اصول دین" و "فروع دین" خلاصه می شود.اهل تشیع به این اصول پایبند بوده و هر کسی را که حامل این اعتقادات نباشد، مسلمان نمی دانند.

 

اصول دین از نظر اهل تشیع

 

در نزد اهل تشیع اصول دین بر پنج قسم است؛"توحید،نبوت،معاد،عدل و امامت."

 

توحید،یعنی یگانگی و اعتقاد به یکتا بودن خداوند متعال در جهان و هستی.

 

نبوت، یعنی اعتقاد به پیامبران الهی ، رسولی حضرت محمد بن عبدالله بعنوان پیامبر اسلام و آخرین فرستاده خداوند یکتا.

 

معاد،یعنی بازگشت تکلیف شدگان در جهان هستی به مبدا آفرینش و پیشگاه خداوند واحد.تا بر اساس اعمال و کارنامه خود پاداش یا کیفر ببینند. « إنّا لله و إنّا الیه راجعون » (ما همه از خداییم و به سوی خدا باز می گردیم .)

 

عدل،به معنی این است که خداوند یکتا عادل بوده وبه هیچ کس ستم نمی کند.افعال خداوند متعال آنچنانکه زیبنده مخلوقاتش باشد رفتار می شود.یعنی از روی دادگری و عدالت.

 

امامت،یعنی اعتقاد به دوازده امام معصوم پس از پیامبر اسلام که بعنوان برگزیدگان خداوند یکتا خلافت و رهبری مسلمانان را بعهده دارند.

 

فروع دین

 

فروع دین به اعمال و عبادت مسلمانان مربوط است.که بعنوان بخشی از احکام شرعی اسلام می باشد.تعداد خاصی نداشته و تمامی احکام برآمده از اصول دین را نیز شامل می شود.عمل به آن واجب بوده و براساس "اجتهاد" می باشد.یعنی اگر کسی مجتهد باشد می تواند بر اساس فتوای خود عمل نماید.اما اگر واجد شرط نباشد الزما باید از یک مجتهد صاحب فتوا (کتاب و رساله) تقلید نماید.مهمترین فروع دین در نزد اهل تشیع عبارت است از؛"نماز،روزه،حج،جهاد،خمس،زکات،امر به معروف،نهر از منکر،تولی و تبری."

 

در یک بیان ساده فروع دین شامل احکام تقلیدی و اصول دین بر اساس تحقیق و غیر تقلیدی است.

 

نماز

 

نماز برای عبادت و ستایش خداوند یکتا برگزار می شود.نماز یکی از فروع دهگانه دین در نزد اهل تشیع بوده و بر هر مسلمانی واجب است.مسلمان شیعه باید در سه نوبت نماز های پنجگانه صبح،ظهروعصر،مغرب و عشا را هر روز بخواند. البته نمازهای واجب دیگری نیز وجود دارد.لازم به ذکر است که هر کدام از نمازهای روزانه و ... دارای واجبات و مستحبات است.طوریکه اگر نماز گذار یکی از واجبات را نقض کند نماز او باطل می شود.(مثلا نمازگذار نیت نکند یا سوره فاتحه را در ابتدای رکت قرائت نکند.)

 

نماز در سازمان مجاهدین خلق

 

تا پیش از سال 1357 شمسی،عضو گیری(منظور کسی که رسما عضو مجاهدین می شد) در سازمان مجاهدین شرایط بخصوصی داشت.شرایطی که در معرفی شخص "کاندید عضویت" می بایست بررسی و تحقیق می شد.نماز یکی از این شرایط بود.مثلا تحقیق می شد که آیا فرد کاندید شده نماز می خواند یا نه؟اگر می خواند آن را چگونه ادا می کند؟آداب ،ترتیب و واجبات آن را رعایت میکند یا نه؟یا اینکه مثلا اگر نماز میخواند نقاط ضعف او در چه قسمت هایی است؟این مسئله بقدری در تشکیلات سازمان مطرح بود که فرد سهل انگار یا کسی که نماز نمی گذارد برای عضو شدن کاندید نمی شد.

 

پس از سال 1358 و بطور خاص بعد از اعلام جنگ مسلحانه در سال 1360 شمسی با اینکه چنین سنت اعلام نشده ای در سازمان به رسمیت شناخته می شد،اما بدلیل شرایط اجتماعی و سیاسی دیگراعمال نمی گردید.بعبارتی برای پیوستن یک نیروی کادر، هوادار یا فعال به مجاهدین مستقر در خارج از ایران(همه پایگاه های خارج) شرط و شروطی گذاشته نمی شد.مثلا مسئولی که در اورسوراواز نشسته بود و از طریق تلفن ،پیام رادیویی یا پیام رسان، برای بیرون کشیدن فرد مورد نظر از ایران، قاچاقچی اعزام می کرد تا همراه او به یکی از پایگاه های مجاهدین در کشور همسایه برود کاری به میزان انگیزه مذهبی،اطلاعات مذهبی و شئوناتی که او مراعات می کرد نداشت.در صورتیکه بخش عظیمی از افراد پیوسته به مجاهدین در این دوران رابطه تشکیلاتی نداشته و از اعضا یا دوستان خانوادگی یکدیگر بودند .همین عامل بعدها در درون تشکیلات به یکی از معظلات غیر قابل حل تبدیل می شد.

 

اما در درون سازمان و بطور خاص در تشکیلات عراق که در هر پایگاهی بصورت یکانی و جمعی زندگی می کردند،نماز جزو برنامه روزانه بوده و در زمانبندی های مشخصی برگزار یا اجرا می شد.برای آشنایی با این زمانبندی ها بهتر است که برنامه عمومی روازنه آنها را بدانیم:

 

6.45-6 نماز،کار فردی و صبحانه

 

07-6.45 کار جمعی

 

10-7 دستور و شروع کار

 

10.20-10 دهی

 

1230-10.20 کار

 

1400-1230 نماز،کارفردی و نهار

 

1700-1400 کار

 

1720-1700 پنجی

 

1830-1720 کار

 

2000-1830 ورزش

 

2100-2000 نماز،کارفردی و شام

 

2300-2100 نشست های تشکیلاتی و ایدئولوژیک

 

0600-2300 خاموشی و خواب

 

*صبحگاه یا شامگاه و همینطور نشست ها یا برنامه های ویژه در لابلای زمانبندی های فوق اجرا می گردید.

 

همانطور که ملاحظه می شود نماز همراه با صبحانه،نهار یا شام در برنامه روزانه آمده است.

 

نماز صبح و ظهر بصورت انفرادی و در آسایشگاه جمعی که فرد در آن زندگی می کرد برگزار می شد.اما نماز مغرب و عشا بصورت جمعی و درست قبل از شام و در نمازخانه سالن غذاخوری برگزار می گردید.

 

هر آسایشگاه جمعی که معمولا بین 20 تا 30 نفر در آن زندگی می کردند یک مسئول بیدار باش و یک مسئول تشکیلاتی داشت که امور زندگی ،خواب و بیداری افراد را کنترل می کردند.

 

صبح ها معمولا از بلندگوهای محوطه هر یکان شیپور بیدار باش پخش می شد.اما پخش اذان بصورت مستمر نبوده و عمدتا پس از سال 1373 شمسی در دستور کار قرار گرفته و مختص نماز جمعی مغرب و عشا شد.

 

مسئول بیدار باش هر روز صبح چراغ های داخل آسایشگاه را روشن و افراد را برای نماز ، کار فردی و صبحانه بیدار می کرد.گرچه فرد مشخصی برای کنترل نماز افراد وجود نداشت ،اما مسئول و معاون هر یکان،تشکیلاتا موظف به پیگیری و رهگیری نماز افراد تحت مسئولیتش بود.

 

از آنجا که معمولا اکثر افراد مجاهدین از کم خوابی رنج می بردند به سختی بیدار می شدند و نماز صبح برای آنان که می خواندند سریع السیر و همراه با بدو بدو بود.زمان کم ، پیوستگی نماز صبح با کار فردی (یعنی توالت،ریش زدن،لباس پوشیدن و...) ،صبحانه و برنامه آتی بسیاری از جهات شبهه برانگیز بود.یعنی اولا مشخص نبود که چه کسی نماز می خواند،چه کسی نمی خواند؟و آنهایی که می خوانند آیا همه واجبات نماز را مراعات می کنند یا نه؟

 

در هر یکان برای 85 تا 120 نفر فقط یک مجموعه سرویس بهداشتی وجود داشت که متشکل از لباسشویی،حمام،توالت و دستشویی بود.در این مجموعه ها که ابعاد آن به اندازه یک اطاق 6*4 متری بود، ماکزیمم 10 توالت و دستشویی قرار گرفته بود که در ابتدای صبح ازدحام خیلی زیادی بوجود می آمد.

 

از طرفی برنامه روزانه بگونه ای طراحی شده بود که اگر فرد بیش از چند دقیقه به وضو و نماز اختصاص می داد از برنامه های بعدی عقب افتاده و مورد انتقاد قرار می گرفت.و اگر چنین مسئله ای چند بار تکرار می شد به برخورد جدی تشکیلاتی از طرف مسئول بالاتر منجر می گردید.

 

این مسئله یکی از مهمترین عوامل تشکیلاتی بود که منجر به قضا شدن نماز افراد می شد.برخی هم عملا و عمدا نماز صبح نمی خواندند و اعتقادی به این مسئله نداشتند.اما همین افراد تلاش می کردند در نمازهای جماعت شب حضور فعال داشته و در مواجه شدن با انتقادات تشکیلاتی مسئله را دور زده و از آن بعناوین مختلف فرار کنند.آنهایی هم که نمازشان قضا می شد در استمرار میل به نماز نخواندن داشتند.بعبارتی قوانین و ضوابط تشکیلاتی به اهرم های ماشینی از جمله رعایت زمانبندی ها در برنامه روزانه اهمیت بیشتری می داد تا ایمان و عبادت افراد خود!

 

ظهرها بدلیل انفرادی بودن نماز و پخش بودن افراد در محل های کار،عملا کنترل تشکیلاتی در پایین ترین حد خود بوده و چهره نمازگذار کمتر مشاهده می شد.

 

اما شب ها قبل از شام همه افراد می بایست طبق ضوابط اعلام شده تشکیلاتی به نماز جماعت بروند.نماز جماعت در نمازخانه یکان که معمولا در قسمتی از سالن غذاخوری بنا شده بود برگزار میشد.

 

نمازخانه هر یکان عبارت بود از یک سالن کوچک بدون ویژه گی های خاص،دو درب و دو جاکفشی برای مردان و زنان بصورت مجزا.یک موکت سرتاسری در کف،یک جامهری،حداقل دو عکس از مسعود و مریم رجوی بر روی دیوار و دعای مکتوب مجاهدین که به سمت قبله روی دیوار نصب شده بود.

 

نماز های جماعت که فقط شب ها برگزار می می گردید،یک پیشنماز و یک دعا خوان داشت.پیشنماز و دعا خوان بصورت برنامه ریزی شده و از قسمت های مختلف زیر مجموعه یکان انتخاب و ابلاغ می شد.همچنین هر نماز خانه یک مسئول داشت که مسئول نظافت و ابلاغ برنامه بود.

 

تا پیش از مرحله دوم انقلاب ایدئولوژیک یعنی قبل از اواخر سال 1367 شمسی ،زنان در یک یا دو ردیف در پشت سر مردان نماز می خواندند.اما پس از آن و بطور خاص پس از سال 1373 شمسی زنان در امتداد ردیف مردان با "پاراوان"هایی که آنها را از همدیگر جدا می کرد نماز می خواندند.در این دوران معمولا پیشنماز از مردان و دعا خوان از زنان یکان مربوطه بود.

 

تا پیش از سال 1373 شمسی و مرحله سوم انقلاب ایدئولوژیک ،پخش اذان از بلند گو مرسوم نبود.اما پس از آن فقط برای نماز شب ازصدای اذان موذن زاده استفاده می شد.از زمانیکه مرضیه خواننده برای اولین بار به پادگان اشرف رفت چند سالی از اذانی که او خوانده بود استفاده می گردید.مرضیه خواننده بنا به درخواست مسعود رجوی اذانی گفت که بیش از 7 دقیقه بود.این اذان طولانی که از نظر اعضای مجاهدین خسته کننده می نمود،از استقبال و تبلیغات تشکیلاتی برخوردار بود.بعدها بدلایل نامعلومی حذف و اذان دیگری که گوینده آن یک مرد بود جایگزین شد.

 

قضا شدن نماز در تشکیلات سازمان به امری مستمر و طبیعی مبدل شده بود.با اینکه گاها تذکراتی داده می شد اما کسی در این مورد نه بازخواست می شد و نه پاسخگو.نماز نخواندن نیز رویه طبیعی چنین پیامدی بود.

 

تا قبل از مرحله دوم انقلاب ایدئولوژیک که تشکیلات سازمان مرد سالار بوده و زنان نقش جدی نداشتند،نماز بهتر اجرا می شد.چرا که اغلب مسئولین مرد بوده و حضور مستمر این افراد در آسایشگاه ها ، محل های کار و ... روح کنکاشگری را در رابطه با مسئله مردان سازمان ایجاد می کرد تا سلسله مراتب تشکیلاتی پیگیر اجرای شعائر در زمانبندی های اعلام شده باشد.در این دوران افراد مسئول و ارشد یکان،ترتیبات و واجبات نماز را در درون تشکیلات آموزش می دادند.

 

اما پس از مرحله دوم انقلاب ایدئولوژیک یعنی از اوایل سال 1368 شمسی که زنان وارد عرصه فرماندهی شدند،بمرور این مسئله از اهمیت افتاد.اگر تا دیروز "برادر مسئول یکان" می توانست در تمامی مراحل زندگی افراد حضور فعالی داشته باشد،یک فرمانده زن از چنین موهبتی برخوردار نبود.زنان در آسایشگاه زنان و مردان در آسایشگاه مردان زندگی می کردند.دیگر زن فرمانده نمی توانست در بیدار باش ،نماز صبح،کار،نماز ظهر و ... همراه و در کنار مردان باشد.به همین دلیل اهرم های کنترل تشکیلاتی ضعیف شده و تقریبا از بین رفت.

 

محصول این تغییرات افت شدید اهل نماز در سازمان مجاهدین بود.برای حل این مسئله یا مبارزه با سایر عوامل ضد تشکیلاتی که تحت عنوان" بورژوازی"تئوریزه می شد، افرادی بنام "امنیت" در سازمانکار یکان ها بوجود آمد که یکی از کارهای آنها پیگیری نماز افراد یکان یا شرکت در نشست های تشکیلاتی حول این مسئله بود.(مسئول امنیت کار های دیگری هم داشت)

 

این افراد که تحت عنوان "امنیت"شناخته می شدند و رده تشکیلاتی آنها نیز در حد مسئول نهاد یا عضو شورای مرکزی بود،بدون برخورد با فرد خاطی راجع به وضعیت نماز افراد هر روز به فرمانده یکان گزارش مکتوب می داد.در این دوران مسئولیت نمازخانه و کار فرهنگی نیز با مسئول امنیت بود.این فرد اگر نمی توانست افرادی که نماز نمی خوانند را کشف کند ،باید لیستی از همه افراد یکان به همراه می داشت وبدون اینکه دیگران متوجه باشند آنان را در نماز شب حضور و غیاب می کرد.این کار یک مسئولیت مهم در تشکیلات سازمان تلقی می شد.اما از آنجا که نحوه برخورد افراد امنیت دافعه برانگیز شده بود،بعدها این مسئولیت از او گرفته شد ه و مسئولین دسته ها و یکان های کوچک تر کار او را انجام می دادند.یعنی سیستمی برای جستجو و کنش در نهانگاه افراد!

 

با اینحال تشکیلات سازمان موفق نبود.بخش قابل توجهی از افراد فقط تظاهر به نماز خواندن می کردند.مثلا فردی که نماز صبح یا ظهر را بجا نمی آورد،یک خط در میان نماز های جمعی شب را شرکت می کرد تا اگر شبهه ای در او بوجود آمده باشد به این شکل رفع گردد.اینگونه افراد حتی پیشنماز نیز می شدند.

 

واجبات نماز از دیگر مسائلی بود که برای بخش نمازگذار چندان جدی نبود.مثلا مواردی وجود داشت که از چند ساعت قبل از نماز جماعت با فرد یا افرادی همراه بوده ای و ندیده ای که فرد مورد نظر وضو گرفته باشد.می رفتی وضو می گرفتی و به نماز خانه که می آمدی می دیدی همین فرد در صفی جلوتر یا بعنوان پیشنماز ایستاده است.و تو به همراه دیگران پشت سر او باید نماز می گذاردی!

 

تقریبا 9 ماه از سال عراق گرم و 4 ماه آن گرمای طاقت فرسای بالای 40 درجه داشت.معمولا طی روز افراد باید پوتین مشکی ساق بلند نظامی به پا می کردند.بین زمان اتمام کار تا نماز و بعد هم نهار فرصت زیادی نبود.موقع وضو گرفتن افراد پوتین هایشان را لنگه به لنگه در دستشویی باز کرده جوراب پای عرق کرده را خارج می کردند و با دستان وضو گرفته روی پا مسح می کشیدند.تا بتوانند بسرعت خود را به نماز خانه رسانده ،نماز خوانده و به شام برسند.

 

جدا از اینکه چه کسی چگونه وضو می گرفت ،بهداشت نماز رعایت نمی شد.گاها پاهای بوگرفته در نمازخانه نفس کشیدن در آنجا را غیر قابل تحمل می کرد.

 

از دیگر مسائل نماز های روزانه در تشکیلات،انتقاد بر نحوه نماز گذاردن بود.زمانبندی کل نماز مغرب و عشا که بصورت جمعی و با پیشنماز برگزار میشد ماکزیمم 7 دقیقه بود.حال اگر پیشنمازی چند دقیقه با خواندن دعایی نماز را طولانی می کرد به او اعتراض کرده و از طرف تشکیلات تذکر داده می شد. اگر این مسئله چند بار تکرار می شد،تشکیلاتا و در نشستی مورد انتقاد جمعی قرار می گرفت.از "مارک" ها و اتهاماتی که به این فرد در آن نشست زده می شد واژه ای بنام "آخوندیسم" بود.یعنی اینکه فرد مورد نظر همانند یک آخوند نماز گذارده و عقوبت تشکیلاتی و حسابرسی ایدئولوژیک داشت.

 

داشتن تسبیح ،خواندن قرآن،نهج البلاغه و ...نیز نه تنها در تشکیلات جایی نداشت،بلکه فرد مورد نظر با انتقاد جدی مواجه شده و اگر تکرار می شد تحت برخورد تشکیلاتی دراز مدت قرار می گرفت.

 

با اینکه افراد مجاهدین هر چند سال یک بار به کربلا و ... برای زیارت اماکن مقدس می رفتند و با اینکه تشکیلاتا برای آنان تسبیح ،مهر و جانمازی خریداری می شد،اما حمل و بدست گرفتن تسبیح در طی روز یک جرم تشکیلاتی بود.فرد در طی روز حق چرخاندن یا بدست گرفتن تسبیح را نداشت.اما هنگام نماز صبح یا ظهر که بصورت انفرادی و در آسایشگاه یا محل کار برگزار می شد، می توانست تسبیح خود را بیرون کشیده و در کنار مهر قرار دهد.ولی همین تسبیح در نماز جماعت مغرب و عشا برای تشکیلات قابل تحمل نبوده و مورد انتقاد قرار می گرفت.انتقاد اینگونه افراد نیز این بود که یا گرایشات لمپنی دارند و یا اندیشه "آخوندی"!...

 

ادامه دارد

 




طبقه بندی: آقای جواد فیروزمند،  افشاگری،  ایدئولوژی فرقه مجاهدین، 
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی