نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394
با حرف و حدیث و دفتری از آیات نمی توان کارنامه سیاه رجوی را سفید جلوه داد و او را از هزاران جرم و جنایتی که مرتکب شده تبرئه کرد. از طرفی «تکیه بر بزرگان نتوان زد به گزاف». کسی که دو دهه سابقه نوکری و مزدوری صدام و عمری جیره خوار اجنبی را در پرونده دارد، دردش بی درمان و امیدی به زنده شدنش با لالایی و نوازش این و آن نیست. پس رفیق یزید و همکار ضحاک را نمی توان با طالوت، یعقوب، حضرت علی (ع)، ائمه، جنید بغدادی، مولانا، ملاصدرا، نیوتن و نیما یوشیج مقایسه و همراه کرد.
از روانشناسی حماقت تا بلندای خیانت!

اولین سؤالی که هر کسی که نوشته ی رحمان- ش را می خواند، از خودش می پرسد، این است که، دلیل این میزان وارونه نمایی و بی خبری یا فراموشی مطلق و بریدن از عالم انسانی و جوامع بشری چیست؟ چون واقعاً برای انسان های عادی مفهوم نیست که رحمان- ش کجا بوده و چگونه زیسته است؟ به چه دلیل حافظه اش قفل شده و لحظه ای فعال نبوده است؟ آیا سلسله مغزشویی های رجوی او را به این روز انداخته و یا اینکه خوب می داند و خودش را به این روز انداخته و وارونه نمایی پیشه کرده است؟ آیا دچار افسردگی شده و در چند قدمی دیوانگی محض قرار دارد که حتی گذشته خود و سران فرقه را از یاد برده است و یا اینکه برای تبرئه و سفیدنمایی رهبری، خود را به نفهمی و بی اطلاعی زده است. آخر رحمان و رحیم های مسخ شده، چه غرض و مرضی دارند که اینطور هیستریک و مستمر علیه افراد جداشده از فرقه بد ذات رجوی می گویند، می نویسند و دروغ می بافند؟ تروریست پرستان بی انصاف به آلزایمر مزمن مبتلا گشته یا حسابی قاطی کرده اند، ظاهراً سوابق سیاه رجوی را از یاد برده اند.

علت و روانشناسی اینها را که حماقت و نادانی محض است، قرآن در سوره منافقین داده است. معلوم است کسی که راه بازگشت به آغوش مردم و میهن را ندارد، نمی خواهد سر به تن جداشده ها باشد. «خرمن سوخته خواهد، هرکس را خرمن سوخته!» رجوی در حسرت از دست دادن اشرف، آرزو و خیال ساخت هزار اشرف و زندان دیگر را در سر می پروراند. هزار اشرف، هزار صدام، هزاران بار خیانت، خشونت، ترور و جویبار خون مردم ایران و... به همین دلیل دائم زوزه می کشد، تهدید می کند. به صغیر و کبیر رحم نمی کند، چون آب از سرش گذشته از خلق بریدگانی که راه بازگشت به میهن را ندارند. روزها به خیانت مشغولند و شب ها خواب معصومیت می بینند. زهی خیال باطل، منحرفانی که مدعی هدایت دیگرانند. در اوج کوری و گمراهی سرگشته و حیران ادعای راهنمایی مردم را در سر می پرورانند و خود در چاه ظلمات و سیاهی غرق شده اند.

گویا رحمان- ش از حوزه ی ترور و سرکوب رجوی فارغ التحصیل شده و از بیخ و بن و مادرزاد ندیده و نمی داند رجوی چه غلطی کرده و چه جنایاتی در حق مردم مرتکب شده است. بیچاره خبر ندارد که مسعود رجوی در پیشگاه خدا و خلق مردود و مطرود و رانده شده است، جایگاه و پناهگاهی ندارد.

با حرف و حدیث و دفتری از آیات نمی توان کارنامه سیاه رجوی را سفید جلوه داد و او را از هزاران جرم و جنایتی که مرتکب شده تبرئه کرد. از طرفی «تکیه بر بزرگان نتوان زد به گزاف». کسی که دو دهه سابقه نوکری و مزدوری صدام و عمری جیره خوار اجنبی را در پرونده دارد، دردش بی درمان و امیدی به زنده شدنش با لالایی و نوازش این و آن نیست. پس رفیق یزید و همکار ضحاک را نمی توان با طالوت، یعقوب، حضرت علی (ع)، ائمه، جنید بغدادی، مولانا، ملاصدرا، نیوتن و نیما یوشیج مقایسه و همراه کرد. رجوی کجا و قهرمانان ملی و ماندگار کجا؟ فاصله آنها از حق تا باطل، ظالم تا مظلوم، سیاهی تا سفیدی، خوبی تا بدی مطلق، خادم تا خائن، ضحاک تا مردم و... است، با روش بازی با کلمات نمی توان رجوی را تطهیر و نسل فنا را تقبیح کرد.

اگر رجوی حامی خلق بود، در آغوش مردم جای داشت و افتخاری برای ایران بود، برای عمری ننگین و لقمه ای چرکین، مزدوری بیگانگان را به جان نمی خرید و مجبور نمی شد قرآن را تفسیر به رأی کند و به عوامفریبی بی خبران ادامه دهد. معلوم نیست رجوی؛ رحمان- ش، عضو زیرخاکی و آب ندیده را از کجا پیدا کرده و چگونه به دام انداخته است. بدون توجه به پرونده سیاه و ننگین رجوی و شرکای خائنش، زبان به گله و شکوه از جداشده ها گشود و گفته است «ما که کاری با آنها نداریم، چرا آنها دست بردار از ما نیستند؟» کسی نیست به رحمان بیرحم تفهیم کند که مگر شما کجا بودید که اینقدر از قافله جامانده و عقب افتاده اید. یعنی نمی دانید که جداشدگان چه درد و رنجی در فرقه رجوی کشیده اند. لابد نمی دانید اشرف کجاست، از زندان های رجوی، از انواع شکنجه های روحی و روانی و فیزیکی رجوی خبر ندارید. از قربانیان فرقه، مرگ های مشکوک درون تشکیلاتی، خودسوزیها، هزاران ترور و خونریزی، از اوایل دهه 60 تا امروز خبر ندارید. احتمالاً حاج آقا لای پر قو یا لابلای درختان جنگل آمازون تشریف داشته اند، دیروز عصر از مخفیگاه بیرون آمده و در وصف مسعود و مریم دست به قلم برده و ناخودآگاه الهی و آسمانی نوشته اید!
عجب! کجایند انسانهایی همچون شما که به حرف و حدیث عمو رحمان گوش دهند و برای رجوی (جوجه هیتلر روزگار) و همسرش اشک ریزند و مدیحه سرایند. آمدی جانم به قربانت، ولی حالا چرا؟ دیر آمدی و بیهوده گفتی و اراجیف بافتی، حیف از این آیات و امثال که برای رجوی زنباره و بدکاره بکار برده اید. توصیه می کنم نوشته و اظهارات را پس بگیر و از مردم و قربانیان ترور معذرت خواهی کنید، بگو در هزار پستوی فرقه رجوی بودم، از هواداران مغزشویی شده و دست نخورده ای که از گذشته تا حال به خوابی عمیق فرو رفته بودم، امروز که بیدار شدم، نمی دانستم که رجوی چه گندی به کره زمین و منظومه شمسی زده است. ببخشید، سوء تفاهم شده است.
عاقبت بریدگی از خلق و مردم، زدن زیر آب همه اصول و پرنسیبها و معتقدات و ارزشهاست. از ضحاک و یزید، امام و رهنما ساختن که سهل است، رجوی ها تا جایی منحرف می شوند و بیراهه می روند که خود ادعای امامت و خدایی می کنند. آیات قرآن را تحریف می کنند و به حذف و اضافه کتاب آسمانی می پردازند، تا شاید ساده لوحی را باور آید و در تأیید رجوی (منبع و مظهر فریب) سری تکان دهد و زبان به حماقت گشاید.

بیچاره نسلی که در چنگال رجوی گرفتار شده اند، سحر و افسون مریم و جادوگری مسعود مثل اختاپوسی بر روح و روانشان چنگ انداخته و مجال رهایی و جدایی را به آنها نمی دهد. معتادان به مسعود و مریم یا غرق شدگان در فرهنگ منحط فرقه مافیایی رجوی از جمله رحمان- ش را امیدی به رهایی و نجات نیست، مگر اینکه از خواب غفلت بیدار شوند و بر شیطان مجسم و رجیم (رجوی) لعن و نفرین فرستند.

10 اردیبهشت 94



طبقه بندی: آرشیو 1394،  پرونده،  نقد و بررسی ،  نگاه، 
برچسب ها: از روانشناسی حماقت تا بلندای خیانت!، رحمان ش، منافقین، فرقه رجوی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی