نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : سه شنبه 24 آذر 1394
دیدم جواد تو صحبتهاش مکث کرد و احساس کردم یکسری دارند به وی خط میدند که به من چه بگوید! جواد با صدای گرفته ای گفت: خواهش دارم لیبرتی نیاین! خصوصا با خانواده ها نیاین. آخه میدونین شماها که میاین ما بیشتراذیت میشیم و زیر فشار میریم! فکرنکنی فشار مسولین کمپ منظورم هست ها...نه ما مجاهدیم و به همدیگر فشار نمی یاریم. منظورم فشارعراقیها و یه مقدار هم کمیساریا هست. فشار میارن که ترتیبی داده بشه تا شما بتونین با ما بیرون حصار لیبرتی ملاقات بکنین. اینو نماینده های عراقی از مسولین ما خواستند. آخه هفته قبل چند ده خانواده که مال نیروی قدس بودند اومدند و همین فشارها رو آوردند. به مجلس عراق رفتند وخلاصه برامون که داریم مبارزه میکنیم دارند مشکل ایجاد میکنند. به همین خاطرشماها نیاین.

لیبرتی خانواده ها
 قربانیان اغفال شده لیبرتی پشت خط تلفن با خانواده

منبع: انجمن نجات مرکز گیلان
سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۴

تماس تلفنی فرزاد دولت پور از اعضای فعال و مرتبط با انجمن نجات گیلان

خیلی دلم میخواست که حضوری خدمت برسم و ضمن عرض ادب وچاق سلامتی خبرتماس تلفنی اخوی خودم آقا جواد از لیبرتی رو خدمتتون عرض کنم . ایکاش توزادگاهم رودبار بودم و یه نوک پا خدمت میرسیدم ولیکن نه اینکه ساوه اقامت دارم والان برف هم هست ومقدور نیست که بیام گیلان لاجرم گفتم تلفنی مزاحم بشم.  ازیک طرف خودم وخانواده ام خیلی خوشحال هستیم که بعد 14 سال توانستیم صدای جواد رو بشنویم . لابد میدونید که خودم به دفعات به اسارتگاه اشرف مضمحل شده رفتم ودنبال این بودم که بتوانم اخوی را ببینم تا دلم آروم بگیرد ولیکن هربارمتاسفانه این رجوی بود که میخواست منو مایوس وناامید بکنه تا دیگر بار برای دیدار آقا جواد به عراق و اشرف نرم. خودتون خوب میدونید که من کوتاه بیا نیستم و تا برادرم رو از اون جهنم رجوی رها نکنم ول کن معامله نیستم.

داشتم می گفتم همین دیروز بود که صدای جواد رو از تو گوشیم شنیدم . ابتدا به ساکن باورم نمیشد که نازنینم جواد روپشت خط دارم . خودم نفهمیدم چی به جواد گفتم چونکه خیلی احساسی شده بودم وحقیقت گریه امانم نمیداد. جواد نیزهمینطور. حول شده بود که چه بگوید. اندکی بعد دیدم جواد تو صحبتهاش مکث کرد واحساس کردم یکسری دارند به وی خط میدند که به من چه بگوید!! خیلی برام عجیب بود یهو اخوی اغفال شده و زندانی ام خط احوالپرسی روعوض کرد و با صدای گرفته ای گفت: " میدونی چیه من خوشم که شما خوش باشید. کباب درست کنید وبخورید وخوش باشید منهم به خوشی شما خوشم .. ولی خواهش دارم لیبرتی نیاین ! خصوصا با خانواده ها نیاین. آخه میدونین شماها که میاین ما بیشتراذیت میشیم وزیرفشارمیریم! فکرنکنی فشارمسولین کمپ منظورم هست ها...نه ما مجاهدیم وبه همدیگر فشار نمی یاریم . منظورم فشارعراقیها ویه مقدارهم کمیساریا هست . فشار میارن که ترتیبی داده بشه تا شما بتونین با ما بیرون حصار لیبرتی ملاقات بکنین. اینونماینده های عراقی ازمسولین ما خواستند. آخه هفته قبل چند ده خانواده که مال نیروی قدس بودند اومدند وهمین فشارها روآوردند. به مجلس عراق رفتند وخلاصه برامون که داریم مبارزه میکنیم دارند مشکل ایجاد میکنند. به همین خاطرشماها نیاین. منواینطوری اذیت نکنین ونخواین که من اینجا زیرفشار قراربگیرم . آخه ما سوگند جلاله خوردیم وخواهرمریم گفته اگه سوگند خودمونوبشکنیم اونوقت سوسک میشیم .. پس با نیروی قدس پیشم نیاین . خودم بلاخره میرم آلبانی واونوقت یه راهی پیدا میشه دیگه که بتونیم بیشتروبادست بازترصحبت بکنیم ..."
من ازصحبتهای دوپهلو اخویم خیلی شوک شدم . قشنگ احساس کردم که اخویم رومجبوربه تماس کردند که حرفاشونو تکرارکنه.ازیه طرف دیگه طوری صحبت میکرد که احساس کردم ازاونا بریده ومیخواد نزدمان بیاد ولی گرفتاره دیگه شماخودتون اونجا بودین وبهترمیدونین. ازلابلای صحبتهای اخوی دستم اومد خانواده ها که اونجا رفته بودند حسابی کاری کردند کارستان وبساط رجویها را به هم ریختند وفضا طوری شده که حسابی فشار از دولت عراق و حتی کمیساریا روی شان هست که باید بچه ها بتونند با خانواده هاشون ملاقات داشته باشند. من یکی خیلی امیدوارشدم وخداخدا میکنم که نوبتم بشه که زودی برم لیبرتی وبتونم اخوی عزیزم را نجات بدم . اخویم که که اهل سیاست نبود. رفته بود ترکیه دنبال کارکه فریبش دادند وبا خود به عراق بردند.

البته درپاسخ به صحبتهای اخوی خودم آقا جواد که میدونستم مجبور به اینگونه صحبت کردن شده حسابی به رجویها تاختم و گفتم که نگران ما نباش ما تو ایران خودمان خوش و شادیم و تنها ناراحتی مان اینکه تو اسیر رجوی شدی. میدونی بابا از فراق تو دق مرگ شده و من هم تاب مقاومت ازم گرفته شده . ولی امیدوارم که روزی ببینمت . رجوی و دیگر سران تشکیلات مافیایی مزدور هستند و به صدام و امریکا و صهیونیسم چسبیدند. اونها فرار رو بر قرار ترجیح دادند و شماها رو گوشت دم توپ گذاشتن تا مگر روزی به قدرت برسند!!. ولی کور خوندند....

اینجا بود که رجویها تاب نیاوردند و تماسم رو قطع کردند وگرنه خیلی حرف داشتم که بارشان کنم . بماند الباقی حرفام تا روزی که پام به لیبرتی برسه و روسر رجویها خراب بشم و تا اخوی نازنینم رو نجات ندم خدا میدونه که کوتاه بیا نیستم .

منبع: انجمن نجات مرکز گیلان
سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۴




طبقه بندی: اخبار،  اخبار ایران و جهان،  آرشیو 1394،  افشاگری،  نوید نیوز،  لیبرت نیوز،  خانواده اسرای فرقه رجوی، 
برچسب ها: اغفال شدگان لیبرتی پشت خط تلفن با خانواده، جواد دولت پور، فرزاد دولت پور،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی