نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : جمعه 11 شهریور 1390

 رجوی به ما می گوید پدر را ناپدری، مادر را نامادری و فامیل را الدنگ و مزدور رژیم یعنی مزدور جمهوری اسلامی خطاب کنید و تا امروز اجازه ملاقات از دور و نزدیک به ما نداده اند، فقط هرازگاهی بعضی از زندانیان فرار می کنند و خود را به خانواده ها می رسانند. آری این است شهرعذابیه اشرف! که در آن آزادی پر نمی زند...                       

                                          

 

.... اگر خدا یاری کند و بچه ها خودشان را به ایران برسانند، اشرف و اشرفی ها، مجاهدین و رجوی ها رمزگشایی می شوند؛ همه از ناگفته های عجیب وغریب خواهند گفت که خواندنی و شنیدنی است، پس صبر کنید.
ما از شکوفه دادن درختان، آمدن بهار را می فهمیم و گرمای سوزان فصل تابستان و خزان درختان پائیز و سرمای استخوان سوز اشرف نشانه موسم زمستان است. سی سال است که رهبری زمان و مکان را از ما گرفته، چند ساعتی خواب و استراحت بقیه اش به دور خود چرخیدن و کار کردن چه گویم بیگاری، کار بیمزد، عملگی، نوکری، پادویی، میزبانی برای هرآنکه رجوی می خواهد و رقص و پایکوبی یا شیون و زاری تشیکلاتی، یعنی به ما می گویند بخند و برقص و بر سر و کول هم بپرید و خوشحالی کنید برای اینکه فلان دادگاه از خیر تعقیب و دستگیری مریم گذشته، او را تروریستی خنثی می دانند که فعلا نمی کشد و منفجر نمی شود، یعنی کاری از او ساخته نیست. و یا همه آماده شویم تا چشم و گوش بسته در شبی و نیمه شبی خود را زیر چرخ نفربرها و تیغ تیز لودرهای عراقی بیندازیم، تا نشانه مقاومت و استقامتی باشد برای پایداری اشرف و تبلیغات جهانی رجوی. ببینید که ما چقدر بدبخت و بیچاره و بی صاحب وبی پناه هستیم، ما گلادیاتورهای مسعود و مریمیم، تا در صحنه رقابت و سابقه با خودزنی و دگرکشی به عمر رهبران فراریمان بیفزاییم.
بیچاره قربانیانی که نمی دانستند در چه دام و بلایی اسیر و گرفتار شده اند و به فرمان مسعود و ناز وغمزه مریم بر سر و روی خود بنزین ریختند و کبریت کشیدند تا بر آمار و ارقام فداییان انتحاری اشرف بیفزایند و شانتاژ دیگری بر پا نمایند.
آنها جان باختند و خیلی زود عزاداران با چشم گریان به رقص و پایکوبی برای مریم پرداختند. در اشرف نمایش جشن وعزا ممتد و غیرقابل پیش بینی است. اعضاءِ به اشاره رهبری چشم دوخته تا حرکات لب و دست و دندان و جیغ و فریاد، گریه و زاری یا رقص درمانی را با تنظیم رهبری کوک و میزان کنند. سه دهه از اطاعت کورکورانه و مرید و مرشدی عوامفریبانه من و ما می گذرد. هنوز خفتگان فرقه از خواب غفلت بیدار نشده و مسخ شدگان هویت نیافته و از انجماد فکری و ذهنی و جسمی رهایی نیافته اند. سایه جغد شوم بر اشرف و اشرفیان گسترده است. باز رجوی در رأس فرقه ادعای جدایی می کند.
ای کاش مردم ایران که من و ما را منافق و بدتر از منافق یعنی کفار و ملحد و بی دین و مزدور و جاسوس و تروریست و... می نامند، بیایند و از دور و نزدیک به نظاره نسل فنا و ربات های اشرف و فسیل ها و سنگواره های ماقبل تاریخ بنشیننند و اگر خواستند برایمان چند قطره ای اشک بریزند، مانند آن پدر و مادر و خواهر و برادری که قریب به یک سال و نیم است پشت درب های اشرف در انتظار ملاقات با فرزندش گریه و ناله می کند و فریاد می کشد. آری، اسرا و زندانیان اشرف صدای ناله و ضجه دختری را می شنوند، که خطاب به پدرش می گوید، پدر24 سال است تو را ندیده ام، ترا به خدا بیا تا از فاصله دور50 و100 متری شما را ببینم و یا آن پسری که می گوید30 سال است پدرم را ندیده ام و بعد پدر و مادری که از10 تا20 و 25 سال انتظار دیدن عزیزانشان می گویند، همه منتظرند. پیرمردان و پیرزنانی آمده اند تا قبل از مردن فرزندشان را ببینند.
رجوی به ما می گوید پدر را ناپدری، مادر را نامادری و فامیل را الدنگ و مزدور رژیم یعنی مزدور جمهوری اسلامی خطاب کنید و تا امروز اجازه ملاقات از دور و نزدیک به ما نداده اند، فقط هرازگاهی بعضی از زندانیان فرار می کنند و خود را به خانواده ها می رسانند. آری این است شهرعذابیه اشرف! که در آن آزادی پر نمی زند.
نفرین زمینی که دروازه های آن با آه و نفرین مادران و خواهران مهر و موم شده است. همه رجوی را نفرین می کنند، همان رهبری که ما را در این جهنم گرفتار و خود را از آتش خشم و انتقام مردم عراق و ایران دور ساخت.
آقای جمهوری اسلامی عزیز و مهربان و بزرگوار و بخشنده ، به دادمان برس ما را از این زندان نجات بدهید، نه جا می خواهیم و نه قلعه الموت و نه یارانه و نه رایانه، ما به قد کافی بدبختی کشیده و گرفتاری داریم که تا عمر باقی است بهانه وام و کارت ملی و شناسنامه و یارانه و آرزوی داشتن پیکان آخرین مدل و سیستم نکنیم. ما را از منجلاب اشرف بیرون بکشید، فقط انتظار و آروزی داشتن قبر و قبرستانی در خاک میهن داریم، تا با خیال راحت بدون تشریفات و بوق و کرنای فریبنده رجوی بمیریم. می بینید با اینکه دخلمان نیست خرجی هم نداریم. داشتن یک قبر و قبرستان حق همه ماست، نگذارید جنازه هایمان همچون بن لادن خوراک کوسه ها شوند و قلب و ریه امان شبانه به اسرائیل صادر شود. متوجه عرایضمان که هستید، دنیای عجیب وغریبی است، رجوی حتی قطعات و اعضای ما را خواهد فروخت تا هیزم معرکه و آتش افروزی اش در ایران وعراق را فراهم کند!
ادامه دارد....




طبقه بندی: اشرف، لیبرتی، پایگاه تروریستی مریم، كمپ آلبانی،  طنز، 
برچسب ها: طنز، اشرف، زندان، اسرا، اعضاء، نقض حقوق، نامه،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی