نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : یکشنبه 18 بهمن 1394
در داخل تشكیلات رجوی هر وقت احساس میكرد فرد دیگری غیر از خودش مورد احترام دیگران است به طرق مختلف و با زد وبند های تشكیلاتی او را ضایع می كرد در واقع كسی حق نداشت با كلمه آقا كس دیگری را صدا بزند آقا فقط رجوی بود و حتی كسی حق نداشت در باره قرآن و احادیث حرف بزند سریعا او را سركوب می كردند می گفتند صحبت كردن در باره احادیث و قران مخصوص جایگاه رهبری است و كسی در داخل سازمان بجز رهبری به چنین جایگاهی نرسیده است ...
مقدمه
دراین مجموعه سعی شده است كه نحوه ارتباطات مسعود رجوی با اعضاء و هواداران و پیروان او را مورد بررسی قراردهیم كه طی سالیان درازی با ترفند های مختلف در جهت جذب و حفظ و نهایتا استثمار آنها با روش های متعدد و با استفاده از برنامه های هماهنگ شده ذهن همه آنها را مجاب ساخته و به آنها القا نموده كه او دارای استعداد نبوغ  یا دانش ویژه ای است.
همچنین در این مجموعه سعی شده كه توصیف شود  چگونه رهبر یك فرقه برای جذب، حفظ و اداره افرادش توانسته است تا خانواده ، شغل ، سابقه كاری و دوستان خود را برای پیروی از رهبر خود رها كنند و چگونگی تكریم و ستایش افراد را روی خود متمركز نماید .
از آنجا كه پیروان و هواداران این فرقه به تدریج نسبت به عملكرد و تئوری های ذهنی و عقاید رجوی و مسائل اخلاقی و بحران های عقیدتی و ایدئولوژیكی وی تضاد پیدا می كنند كه این عوامل باعث بحران روحی و روانی آنها گردیده وطبیعتا به تدریج تمایل به جدا شدن از این فرقه نموده اند .
در این مجموعه جمع كثیری از جداشدگا ن فرقه رجوی هر كدام جدا گانه با توجه به شناختی كه طی سالیان حضورشان در آن فرقه داشته اند مطالبی  را بیان می نمایند.

- مسعود رجوی در سال 1327 در طبس از شهرهای استان خراسان متولد شد تحصیلات ابتدایی ومتوسطه را در مشهد گذراند سپس رشته حقوق سیاسی را در دانشگاه تهران به پایان برد و از دانشگاه حقوق فارغ التحصیل شد .
رجوی در دوران دبیرستان با محافل و اندیشه های مذهبی ، سیاسی اشنایی پیدا كرد .... وی در سال 1346در حالی كه فقط 19 سال داشت به عضویت سازمان درآمد متعاقباً در ارتباط مستقیم با محمد حنیف نژاد بنیانگذار مجاهدین قرار گرفت او در ان زمان جوانترین عضو مركزیت مجاهدین بود كه به عضویت گروه ایدئولوژی سازمان درامد.
این جوانترین عضو مركزیت سازمان به دلیل شرایط سنی وخانوادگی و بعلاوه خصلتهای اخلاقی و تمایلات نفسانی و درك غریزی از مقوله ی پراگماتیسم مصلحت گرایی محافظه كاری و .... در مقاطع مختلف به یكی از معضلات اصلی سازمان تبدیل می گردد خصلت های اخلاقی از جمله غرور، تكبر، رفاه زدگی در رجوی برجسته است آنگونه كه اطرافیان همواره بران تاكید دارند در زندگینامه رجوی به ندرت در رابطه با شرایط خانوادگی و موقعیت اجتماعی و اقتصادی اشاره شده است او تربیت شده یك خانواده مرفه می باشد رجوی برخلاف بسیاری دیگر ازافراد سازمان از شرایط متفاوتی می آید شرایطی كه به زعم بنیانگذاران اگر او به سازمان پیوند نمی خورد بسیار مستعد برای جذب به فساد حاكم بر جامعه بود .
حنیف نژاد در باره رجوی گفته بود : ما از تشك پر قو او را به خانه ها ی جمعی آورده ایم. محمد حنیف می خواسته ویژگی های خانه های جمعی را بگوید كه اگر رجوی به خانه های جمعی نیامده بود با توجه به فساد جامعه و رفاه خانواده به فساد كشیده می شد .
حنیف نژاد در باره غرور رجوی گفته بود :
حنیف نژاد گفته بود كه غرور رجوی بالاخره ضربه خواهد زد و این را اعضای شورای مركزی شنیده بودند  تحلیل حنیف نژاد از غرور رجوی مطالعه زیاد وگرایش او به ارتقاء تشكیلاتی است در این رابطه می خوانیم :
تحلیل حنیف نژاد از غرور رجوی این بود كه كتاب زیاد خوانده و در كنار ما بوده است و به لحاظ تئوریك قوی شده بعد فهمیدیم برای بالا رفتن موضعش در تشكیلات بوده است .
تمایل به ارتقاءتشكیلاتی و كسب موقعیت رهبری یكی از دلمشغولی های همیشگی رجوی است این شیفتگی تا حد بازیهای كودكانه تقلیل می یابد در این رابطه می خوانیم :
محمد بازرگانی از هم بندیهای او گفته بود رجوی مو های سرش را به طرف بالا شانه می كرد و می گفت ببین قیافه من شبیه ژنرال جیاپ نشده .
رجوی در موارد مشابهی سعی در مقایسه و هم ذات پنداری با شخصیت ها ی انقلابی فكری و سیاسی می كند و حتی در شرایطی كه قرار است تحت تاثیر جمع تشكیلاتی از خود انتقاد كند ناخواسته رگه های غرور و جاه طلبی در او هویدا می شود در این رابطه گفته بود .
"نمی دانم چرا بیشتر مشهدی ها مغرورند ومن چهارمین مشهدی هستم كه مغرورم.اولی دكتر شریعتی دوم جلال فارسی سومی امیر پویان" و بالاخره هم وقتی به غرور خود اعتراف كرد آنرا به شرایط جغرافیایی نسبت دادو در كنار شریعتی ، فارسی و پویان.
خصوصیات متناقض از جمله غرورو خود كم بینی رجوی بر حسب موقعیت و ضرورت هر یك از این خصلت ها نمود می یافت  از زبان یك جداشده قدیمی نقل قول شده :
"یك وجه شخصیت او غرور بود ولی وجه دیگر آن خود كم بینی بود وقتی او مجبور می شد غرورش را بشكند و به دنده دیگر می افتاد گریه ی مظلومیت و خود كم بینی از حربه های اوبود."
این فرد گفته در وجه مظلوم نمایی رجوی با اشاره به انتخابات رهبری در داخل زندان و رای نیاوردن او می گوید :
"در این رای گیری موسی خیابانی و سه نفر دیگر رای آوردند رجوی اصلا رای نیاورد او خیلی ناراحت شد تا حدی كه به گریه افتاد و میگفت چرا بچه ها این جور برخورد می كنند ."
روحیه ماجرا جویی بعلاوه خصلت های فردی دیگر كه اشاره گردید در اشكال مختلف در شخصیت رجوی نمود می یابد در این رابطه می توان به دفاعیات و بازجویی های او اشاره كرد كه در لابه لای آنها غرور نخوت و خود بزرگ بینی موج می زند در این رابطه به پاره ای از این موضع گیریها كه رجوی در آنها به برجسته كردن خود عنایت دارد اشاره می كنیم :
"من خودبه زودی در این موارد صاحب نظر شدم "
"من خود به علت مطالعاتم در این كار زیاد تر وارد شدم" .....
"همیشه جزء ممتاز ترین شاگردها بودم و معدل كل تحصیلاتم در دانشكده حقوق (11/3) یعنی بالا تر از ب است."
در دفاعیات او همچنین می خوانیم :
"من هفده سال درس خوانده ام و به اندازه خودم مطالعه كرده ام"
"من كه حرف می زنم می خواهم شنونده داشته باشم ."
رجوی در لابه لای اعترافات خود به مواردی اشاره می كند كه در پس آن می توان نقش عقده ها ی شخصی و سركوفت شده را در تشدید روحیه ی قدرت طلبی او مشاهده كرد هر چند او به لحاظ اقتصادی مشكلی ندارد اما ظاهرا از همان اوان نوجوانی عنایت ویژه ای به مطرح شدن و تعامل با آدم ها ی مطرح و بزرگ دارد در این رابطه می خوانیم :
بعد از سه روز دوندگی بالاخره مرا مراجعه دادند به یكی از تیمساران آستا ن قدس كه با آن عریضه (كه طلب كمك می كرد) رسیدگی كند تیمسار مرا كه جز نیكخواهی قصدی نداشتم چنان تحقیركردو به تو چه تو چه برو به دنبال كارت گفت كه به زور از گریستن خود داری كردم در عوض دو شب در خواب می دیدم كه تیمسار را در زیر لگد گرفته ام و بدین سان عقده بی قدرتی خود را در عالم رویا حل شده می یافتم .
رجوی حس قدرت طلبی خود را در هم ذات پنداری پیوسته با شخصیت های فكری و انقلابی اشباع می كند شخصیت او در مقایسه همواره خود با آدمهای مطرح شهره شكل می گیرد.
خاطرات اطرافیان او گواه این ادعاست كه او همواره چون كودكان در حال مقایسه خود با قهرمانان خیالی و واقعی است .
رجوی در تحلیل از خود می گفت من متعجب بودم كه چرا ژنرال جیاپ همانطوری كه در خاطراتش گفته چهارده ساعت متوالی فكر می كردومن بیش از چند ساعت نتوانستم فكركنم ولی در ضمن اینكه ظاهرا نقطه ضعف خود را می گفت در واقع می خواست نقطه قوت خود را بگوید .
شخصیت رجوی در هر مقطع از كار تشكیلاتی و رهبری در سازمان ما حصل مجموعه ی این خصلت هاست. رفاه طلبی، غرور، قدرت طلبی، تكبر، خود بزرگ بینی در واقع خصلت هایی است كه در رجوی هیچگاه مهار نشد و در هر مقطع ولو در سخت ترین شرایط (بازجویی و دفاع در دادگاه) خودرا بروز می داد این خصلت ها در درون مناسبات تشكیلاتی گاه منجربه منفعل كردن افراد و تحقیر آنها می شود او به میزانی كه آوازه های فكری وسیاسی و تشكیلاتی خود را رشد می دهد به دلیل كم ظرفیتی و انگیزه های نا سالم خود را برجسته می كند .
حنیف نژاد گفته بود كه غرورمسعود بالاخره ضربه خواهد زد .
رجوی علیرغم اینكه جوانترین عضو كادرمركزی مجاهدین است اما همواره بر انجام كارهای بزرگ اصرار دارد این تمایلات در هر مقطع او را در معرض داوری قرار می دهد در جریان ارتباط سازمان با الفتح او در خواست شروع مكاتبات را می كند این در خواست با لحاظ اعضای دیگر كادرمركزی كه از نظر شرایط سنی و تجربیات در موقعیت مناسب تری قرار دارند شخصیت رجوی را عریان تر می كند.
غرور او در ابتدا در جریان رفتن به لبنان و پایگاه های فلسطین نمود پیدا كرد و مسعود گفته بود كه در صلاحیت من است كه به فلسطینی ها نامه بنویسم .
رجوی در مناسبات درون زندان نیز كماكان این خصلت ها را دنبال می كند با توجه به اینكه تمامی اعضای كادر مركزی در سال 1351 اعدام می شوند رجوی این امكان رامی یابد تا نسبت به موقعیت قبلی خود در بیرون از زندان این باربعنوان لیدر تشكیلات در داخل زندان یكه تازی كند در تشكیلات داخل زندان آنگونه كه از اظهارات شاهدان بر می آید او آگاهانه سلسله مراتب تشكیلاتی را به روابط اداری ونظامی تنزل داده و برای خود كبكبه ودبدبه ی شخصی راه می اندازد.
مسئله دیگری كه در مورد رجوی وجود داشت به قول معروف كبكبه ودبدبه ای بود كه به همراه داشت وقتی می خواست در زندان مثلا از بند خودش به بند چهار بیاید قبلا چند نفر جلو تر از او می آمدند و خبر می دادند كه رجوی می خواهد بیاید تا به قول معروف بچه ها آماده شوند و خود را جمع و جور كنند این حالتی بود كه می خواست برای او شخصیت سازی كنند و یا یك جلال و جبروتی برای او به وجود بیاورند.
تفوق طلبی و غرور در رجوی به گونه ای تشدیدو مسئله ساز می شود كه در جمع بندی تشكیلات درون زندان به این نتیجه می رسند تا با خلع قدرت از او از عواقب تشكیلاتی آن بكاهند در این رابطه اعضا درون زندان با طرح این مهم كه اداره رهبری داخل زندان ربطی به رهبری بیرون از زندان ندارد اقدام به رای گیری می كنند كه در این انتخابات رهبری به دست سه تن دیگر از اعضای سازمان می افتد.
دراظهارات اطرافیان رجوی همواره به تمایل مفرط او به كاغذ بازی و مكتوب كردن اسناد و مدارك سازمانی اشاره شده این در شرایطی است كه ذهنی كردن اطلاعات درون تشكیلات از اصول مهم و اولیه است كه امكان دسترسی به اطلاعات را در هنگام خطر به صفر می رساند این تمایل چنانكه اشاره شد ریشه در خصلت های نفسانی و فردی رجوی دارد.
یكی از برجسته ترین خصلت های رجوی غرور و خودخواهی او بود در واقع رجوی و تشكیلات او هر كسی را كه احساس می كردند ممكن است مقداری وجهه اجتماعی و سیاسی پیدا كند به انواع مختلف سعی در ضایع كردن او را داشتند زیرا این موارد وامتیازات را مخصوص خود می دانست وقتی كه مریم رجوی او (مسعودرجوی) را كوه سربه فلك كشیده و آسمان لایتناهی خطاب می كردرجوی بسیار خوشحال وشادمان می شد رجوی تمام احزاب و شخصیت هایی كه با او همكاری نمی كردندوحرفهای او را قبول نداشتند و درخدمت او نبودند خود فروخته ، جیره خوار،ضد انقلاب نوین و همكار جمهوری اسلامی معرفی می كرد اما افرادو احزابی كه با او كارمی كردند آنها را افراد و احزابی معرفی می كرد كه در شرف تاریخی سیاسی و اجتماعی خود را تضمین كرده اند به عبارتی خود را سمبل تاریخی سیاسی و اجتماعی قرن حاضر می دانست و حتی افرادو احزابی كه از او جدا می شدند هیچ كلمه ناشایستی نبود كه نثار آنها نكند نمونه آن حزب دموكرات كردستان ایران و بنی صدر بود در یك كلام رجوی خود را مثل میخ طویله ملا نصرالدینی محور عالم می دانست و غرور بی حد و حصر او باعث می شد كه هیچ انتقادی حتی از طرف نزدیك ترین دوستانش را تحمل نكند .
یادم می آید در یكی از نشست ها یكی از افراد رجوی را با لنین مقایسه كرد كه این موضوع باعث اعتراض مسئول نشست و دیگر افراد شد كه چرا رجوی را با لنین مقایسه كرده اید رجوی سمبل كل بشریت است در حالیكه لنین متعلق به یك منطقه خاصی از كره زمین است و توانسته در نقطه خاصی كارمثبتی انجام دهد اما ایدئولوژی برادر (منظور رجوی است)فراگیر وجهانی است .
در یكی دیگر از نشست ها فرد احمقی بلند شد و با توصل به احادیث وروایات و یك سری اباطیل دیگر و با حالت گریه خطاب به مسعود رجوی گفت برادر ، اگر تو همان امام زمانی دیگر چرا پنهان می كنید و نمی گویید . رجوی در حالیكه با چوب اشاره طرف را نشانه رفته بود به فرد مورد نظر می گفت تو را میزنم و برای طرف مربوطه و دیگران روشن نمی كرد كه من مال این حرفها نیستم و مریم رجوی كه در كنار او نشسته بود می گفت چرا بچه ها را سركوب می كنید بگذارید حرف دلشان را بزنند فهم ایدئولوژیكی بچه ها بالا رفته و همگی از نظر ایدئولوژیك به نقطه بلوغ رسیده اند و این صحبت ها نشانه رشد بچه هاست . هر فرد بی طرفی از حركات و صحبت های مسعود و مریم نتیجه می گرفت كه خودشان همان چیزی را می گویند كه فرد احمق مورد نظر گفت.
در داخل تشكیلات رجوی طوری وانمود می كرد كه صدام حسین تمام فهم و شعور و كمالات خود را از مسعود رجوی می گیرد و بدون راهنمایی او صدام بلد نیست چه بگوید .
در داخل تشكیلات رجوی هر وقت احساس میكرد فرد دیگری غیر از خودش مورد احترام دیگران است به طرق مختلف و با زد وبند های تشكیلاتی او را ضایع می كرد در واقع كسی حق نداشت با كلمه آقا كس دیگری را صدا بزند آقا فقط رجوی بود و حتی كسی حق نداشت در باره قرآن و احادیث حرف بزند سریعا او را سركوب می كردند می گفتند صحبت كردن در باره احادیث و قران مخصوص جایگاه رهبری است و كسی در داخل سازمان بجز رهبری به چنین جایگاهی نرسیده است .
یكی دیگر از خصلت های رجوی پرخوری و كشیدن سیگار زیاد بود كه در داخل نشست ها بعضی از افراد این موضوع را با یادداشت ارسال كردن به او یادآوری می كردند كه مریم رجوی درجواب می گفت خیلی سعی می كنیم جلو او (مسعود ) را بگیریم اما بعضی مواقع موفق نمی شویم .
در یكی از نشست ها فردی بلند شد و گفت عكس شما را با صدام در داخل یكی از دكانهای بغداد دیده ام و مردم عراق و حتی اردن علاقه زیادی به شما دارند اما متاسفانه ما خودمان قدر شما را نمی دانیم و من مطمئن هستم كه یك روزی مردم مسلمان و منطقه به وجود شما پی خواهند برد و رهبر واقعی خود را پیدا خواهند كرد  كه مسعود رجوی ازاین صحبت خیلی خوشش آمد و بیش از حد فرصت در اختیار فرد مذكور گذاشت تا این حرفها را تكراركند و در جواب گفت اگر شما به حرفهای خود ایمان دارید باید اول خودتان در عمل آنرا ثابت كنید و الگو باشید برای دیگران .
انجمن نجات
18 بهمن 94



طبقه بندی: آرشیو 1394،  افشاگری،  نوید نیوز،  آشنایی با فرقه رجوی،  منافقین، داعش، تكفیری، سلفی،  پرونده،  سران فرقه رجوی،  نگاه،  دیدگاه، 
برچسب ها: شخصیت مسعود رجوی از نگاه جدا شدگان، رجوی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی