نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 21 بهمن 1394
یكی دیگر از خصلت های رجوی روحیه نظامی گری و بی رحمی است البته بی رحمی او در داخل تشكیلات نسبت به حق افراد وزنان وكودكان ثابت شده است. مریم رجوی می گفت هركسی در مقابل مسعود زانو بزند رستگار خواهد شد و دنیا و آخرت خود را تضمین كرده است . هیچ كس در هر مقام و رتبه حق نداشت در باره استراتژی وایدئولوژی سازمان اظهارنظر كند ...
مقدمه
دراین مجموعه سعی شده است كه نحوه ارتباطات مسعود رجوی با اعضاء و هواداران و پیروان او را مورد بررسی قراردهیم كه طی سالیان درازی با ترفند های مختلف در جهت جذب و حفظ و نهایتا استثمار آنها با روش های متعدد و با استفاده از برنامه های هماهنگ شده ذهن همه آنها را مجاب ساخته و به آنها القا نموده كه او دارای استعداد نبوغ  یا دانش ویژه ای است.
همچنین در این مجموعه سعی شده كه توصیف شود چگونه رهبر یك فرقه برای جذب ، حفظ و اداره افرادش توانسته است تا خانواده ، شغل ، سابقه كاری و دوستان خود را برای پیروی از رهبر خود رها كنند و چگونگی تكریم و ستایش افراد را روی خود متمركز نماید .
از آنجا كه پیروان و هواداران این فرقه به تدریج نسبت به عملكرد و تئوری های ذهنی و عقاید رجوی و مسائل اخلاقی و بحران های عقیدتی و ایدئولوژیكی وی تضاد پیدا می كنند كه این عوامل باعث بحران روحی و روانی آنها گردیده وطبیعتا به تدریج تمایل به جدا شدن از این فرقه نموده اند .
در این مجموعه جمع كثیری از جدا شدگا ن فرقه رجوی هر كدام جدا گانه با توجه به شناختی كه طی سالیان حضورشان در آن فرقه داشته اند مطالبی  را بیان می نمایند


یكی دیگر از خصلت های رجوی روحیه نظامی گری و بی رحمی است البته بی رحمی او در داخل تشكیلات نسبت به حق افراد وزنان وكودكان ثابت شده است.

یادم می آید اپراتورداشت منظره هایی از ایران و جاده هراز را نشان می داد كه رجوی گفت اگر گفتید اینجا به درد چه كاری می خورد بعضی فكر می كردند الان می گوید به درد پارك جنگلی و تفریگاه می خورد اما رجوی گفت : می شود زاغه مهمات درست كرد و هزاران تن مهمات در آنجا جا سازی كرد چه زاغه مهمات های جالبی می شود .
 در یكی دیگر از نشست ها گفت رژیم در عملیات مروارید اشتباه كرد اگر من به جای او بودم از فرصت استفاده كرده و سازمان مجاهدین را از بیخ درو می كردم حتی تأسف اینكه چرا رژیم كشتار نكرده می خورد.

در داخل تشكیلات هیچ كس جرات انتقاد كردن به رجوی را نداشت و اگر رجوی می گفت ماست سیاه است باید همه می گفتند تو درست می گویی درواقع هركسی تسلیم بی قید و شرط رجوی نمی شد رجوی با بی رحمانه ترین شكل با او برخورد می كرد كه نمونه بارز آن طالب جلیلیان و خیلی از نفراتی كه در داخل زندان های او گرفتار شده اند می باشد.

مریم رجوی در حالیكه مسعود هم حاضر بود می گفت در این جهان هر چیزی كه خوب است مال كسی نیست و متعلق به رهبری است و مسعود رجوی از صحبت های مریم رجوی احساس خوشحالی می كرد و او نیز متقابلا از مریم رجوی تعریف می كرد.

مریم رجوی می گفت هركسی در مقابل مسعود زانو بزند رستگار خواهد شد و دنیا و آخرت خود را تضمین كرده است . هیچ كس در هر مقام و رتبه حق نداشت در باره استراتژی وایدئولوژی سازمان اظهارنظر كند واین قلم در سیطره ی مسعود رجوی بود و اظهارنظر در باره آنها در واقع گناه كبیره و نا بخشودنی محسوب می شد یعنی اهانت به رجوی و حد و حدود خود را رعایت نكردن.

یكی دیگر از خصلت های رجوی متوهم بودن او بود رجوی فكرمی كرد همه دنیا به غیر ازخودش اشتباه می كنند چون هر كسی هر حرفی می زد برعلیه او موضع گیری می كرد و هر اشتباهی هم مرتكب می شد به جای اینكه صادقانه از خودش انتقاد كند آنرا به گردن دیگران می انداخت به عنوان نمونه وقتی در عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) شكست خوردیم گفت مشكل از نیروها بوده كه تاكتیك های مرا خوب اجرانكرده اند ضعف ایدئولوژیك آنهم حل نكردن مسئله زن بوده . در واقع رجوی دوست داشت همه شرایط به كام او باشد و هر وقت خلاف آن ثابت می شد به هم میریخت.

مسعود رجوی فكر می كنم از خانواده ای تحصیل كرده و نسبتا مرفه در مشهد می باشد كه برادركاظم رجوی نماینده سابق ایران در سوئیس در سالهای 57 و 58 بوده است.

مسعود رجوی در دهه چهل توسط سازمان مجاهدین عضو گیری میشود در حالیكه دانشجوی رشته حقوق بوده است به دلیل استعداد بالایش خیلی زود به چهره ای مطرح در سازمان تبدیل می شود و بعد از اعدام بنیانگذاران و اعضای رده بالای سازمان رفته رفته به چهره اول سازمان و در كنار او موسی خیابانی هم در رده دوم قرار می گیرند.

بعد از پیروزی انقلاب ضد سلطنتی كاندید ریاست جمهوری می شود ولی به دلیل رای ندادن به قانون اساسی جمهوری اسلامی موفق نمی شود.


رفته رفته تضادها و عناد هایش با جمهوری اسلامی زیاد شده و به مبارزه قهر آمیز منجرمی شود وسازمان مجاهدین در كانال ومسیر بغرنج و پیچیده ای از كشت و كشتار و حق و ناحق می افتد كه سردمدار و فرد تعیین كننده آن مسعود رجوی است.



حال به بررسی و ذكر نقاط مختلف شخصیتی مسعود رجوی اشاره می كنیم.


نقاط قوی شخصیتی
اگر تاریخچه و سابقه سی ساله سازمان را مطالعه كرده وموشكافی كنیم می بینیم كه در مقاطع مختلف ایدئولوژیك و اجتماعی عبوركرده  كه گاها به لحاظ شكل و محتوی با هم كاملا تضاد داشته اند ولی سازمان مجاهدین و شخص مسعود رجوی خیلی سریع با آن شرایط محیطی واجتماعی خود را وفق داده و به اصطلاح خیلی سریع رنگ عوض كرده است به عنوان مثال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی برای جوانان آن روزگار و برهه از تاریخ از طرفی مذهب ،دین اسلام وقران و تشیع جاذبه داشته و از طرفی هم به دلیل اوج گیری انقلاب های ضد كمونیستی و سوسیالیستی در كشورهای مختلف بحث ها و ایدئولوژی های از این قبیل جاذبه زیادی برای جوانان داشته است و لذا سازمان با تلفیقی از این دو ،خود را در كانون توجهات جوانان آن روزگار قرار می دهد گرچه ضربات و صدماتی ازاین تركیب ایدئولوژیك دریافت می كند و بعد ها لقب التقاطی می خوردبطوریكه از دیدگاه مفسرین اسلامی بیشتر دیدگاه هایشان كمونیستی است و از نظر برخی كمونیست ها هم حزب الهی هستند و لقب می خورند ولی در عین حال موفق می شود خود را به عنوان یك سازمان قوی در اذهان اجتماعی مردم ایران و خارج ایران جای دهد.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل اینكه جو غالب اسلام و جاذبه مذهبی است بیشتر سخنرانی های مسعود رجوی دارای توجه به این ابعاد هستند.


رجوی بعد از رفتن به فرانسه به دلیل فرهنگ غربی به تدریج رنگ عوض می كند و یك سری فرهنگ های غربی را پذیرا می شود و شعار های اسلامی را كنار می گذارد.


سازمان وقتی كه از فرانسه اخراج  می شوند وبه عراق می روند سریعا مسعود رجوی و صدام حسین با هم دوست میشوند در حالیكه درسال 59 در صحنه های جنگ شركت می كردند و یك سری محورهای مرزی را برای جلوگیری از ورود اشغالگران عراق تحویل گرفته بودند ، با 180 در جه تغییر ارتش ایران تبدیل به دشمن می شود و صدام و عراق تبدیل به صاحبخانه و شریك سازمان می شوند.


بعد از جنگ خلیج امریكا كه به قول مسعود رجوی دشمن توده ها و امپریالیزم جهانخوار لقب دارد رفته رفته خوب می شود و در امریكا دفتر دایر می كنند و با سناتورهای امریكایی هم پیمان می شوند .


بعد از شكست مرموز عراق ( كه شاید با درز اطلاعات توسط مسعود رجوی به امریكا وسیاصورت گرفته باشد ) صدام حسین توسط سازمان جنایتكار جنگی لقب خورده و از او بیزاری می جویند و در دامن پر مهر امریكا ناجی خلق ها كه البته قبلا امپریالیزم جهانخوار بود قرار می گیرند !!!


تذكرمهم
چرا من در این بررسی خصوصیات به تغییر رفتار سازمان در برخی موارد اشاره كردم در حالیكه بحث ما در رابطه با شخص رجوی بود ؟ جواب اینست كه رفتار سازمان بدلیل جو كاملا بسته تشكیلاتی صرفا پیاده شده خصوصیات و رفتار های مسعود رجوی بوده است.

جاذبه كلام در سخنرانی وتاثیر گذاری روی مخاطب:
مسعود رجوی طی سالها رهبری سازمان توانسته است (یا توانسته بود) كه خود را مانند یك قدیس معرفی كند (حداقل در اذهان هوادارانش)

رجوی به مدت 30 سال توانست عده ای را به دولت رویایی ووعده بهشتی ساختگی سركار بگذارد بطوریكه هر سال را سال سرنگونی و پیروزی نامگذاری می كرد و وعده پیروزی خیالی داده می شد در حالیكه بهشتی در كار نبود و همه اش خیال پردازی و توهمات بود كه توسط مسعود رجوی طراحی می شد و به خورد اعضا می داد.


رجوی تعدادی را كه به او اعتمادكرده بودند مثل اسرای جنگی و سایر افرادرا بدون هیچ پشتوانه ای وبعد از آزارو اذیت های فراوان به داخل كشور واردكرد در حالیكه می توانست این افراد را با حد اقل حقوق كه جوابگوی بخش كوچكی از زحماتشان باشد یعنی مقداری پول كه سرمایه شان برای امرارمعاش باشد به ایران بفرستد تا این افراد ازاین گودال به گودال دیگری نیفتند .


1-به لحاظ اعتقادات مذهبی

تا آنجا كه من در جریان هستم اعتقاد به دین اسلام (شیعه) دارد و در تئوری مرام خود وسازمان را اسلام انقلابی معرفی می كند به خاطر تفكیك نمودن انقلاب اسلامی شعائرو آئین های مذهبی را تا آنجا كه در مراسم های عمومی دیدم به جا می آورد از كل تشكیلات نیز می خواهد خود را وفلسفه راهی را كه درپیش می برد اینطور معرفی كند كه ادامه دهنده را ه امام حسین و عاشورا می داند


آنچه كه من خودم می دیدم این بود كه خود رجوی زیاد از اعتقادات حرف می زد ولی چون از نزدیك با او برخورد نداشتم نمی توانم چیزی بگویم ولی می توانم از یك بابت نظرم را بیان كنم و آن هم این بود كه مسئولین رده بالای سازمان كه دست پرورده شخص رجوی بودند به این امر توجه نداشتند و فقط حرف می زدند.


رجوی ماركسیست اسلامی بود یعنی اینكه مخلوطی از عقاید ماركسیستی كه شامل عقاید او در اجتماع و اقتصاد كه معتقد به برابری در اجتماع بود یعنی همان جامعه بی طبقه توحیدی حال اینكه این جامعه بی طبقه توحیدی را با خدا می خواست در حالیكه سازمان های ماركسیستی به خدا اعتقادی ندارند و همیشه می گفت اسلام ما چپ ماركسیست است در حالیكه اسلام جمهوری اسلامی متعلق به همان پیدایش اسلام است و راست است به همین دلیل اسلام خود ساخته خودش را چپ تر از ماركسیست یعنی مترقی تر از آن می دانست و نیز ماركسیست را پیشرفته تر از اسلام  جمهوری اسلامی می دانست در یك كلام او یك اسلام خود ساخته داشت.


2- به لحاظ منطق فكری

اگر سئوال شما را درست متوجه شده باشم اسلام رابه عنوان دینی در چپ ماركسیسم معرفی می كند و درجه ترقی خواهی اسلام را فرا تر از سایرادیان معرفی می كند

رجوی به ندرت می توان گفت یكی از نادر شخصیت ها و چهره های مطرح تاریخ معاصر در بكارگیری به موقع و مؤثر احساسات محیط پیرامون است و در كنترل گرفتن غرایض و طغیانهای درون آدمها مهارت زیادی دارد.

به نظرمن هیچ منطق فكری نداشت به جز غیر منطق بودن


3- نزاكت وادب
تا جائیكه شنیدم در جمع نزدیكان خود بسیار جدی و سخت گیرنسبت به مسئولیت های هركسی است درحضور جمع وعام برای افراد ، چه جدید وچه قدیم احترام می گذارد طرف صحبت میشد در فیلم هایی كه بخشی از نشست های درونی شورا بود می دیدم در مورد اشخاص و چهره های عضو شورا تحویل می گرفت و تا عموم راضی نمی شدند رأی صادر نمی شد (شورای ملی مقاومت) نمی دانم چقدر درسته!

فكرمی كنم چیزی كه این فرد نداشت نزاكت و ادب بود و اكثرا افراد این سازمان از این موضوع اطلاع داشتند مثلا در تجمعات و گردهمایی ها هر جمله و یا كلماتی كه ادب یك شخص را زیر سئوال می برد بیان می كرد از فواحش نوامیس تا حرفهای زشت......


4-غرور و تكبر
رجوی شاخص غرور و خود گرایی بود اگر هزاران نفربه رجوی میگفتند این كارغلط و نادرست است می گفت نه ، درست است و حتی آشكارا میگفت كه كسی حق حرف زدن روی حرف من ندارد این یعنی رهبری زیر سئوال بردن و حتی بعضی اوقات خودش می گفت كه در عملیات ها با كسی مشورت نمی كردم و اگرهم می كردم عمل نمی كردم خودم تصمیم نهایی را می گرفتم و حتی اینقدرغرور فردی داشت كه در مقابل امریكا در عراق تا آخرین نفر خواهیم ایستاد و خیلی از افراد این سازمان به خاطر غرور رجوی كشته شدند.
      در اماكن عمومی زیاد چیزی نمی دیدم در محافل خصوصی بی خبرم.

5-خود بزرگ بینی

درمورد این محور تا جائیكه از سایر مخالفین و اپوزیسیون خارج كشور در اخبار و مطبوعات شنیدم و خواندم جایی به دیگران نمی دهد و فقط سیستم و تشكیلات خود را یك قرار می دهد در اماكن عمومی چیزی از آن ندیدم

دیگر برای سران این سازمان هم مثل روز روشن بودكه رجوی خود بزرگ بین است و كسی جز خودش را قبول ندارد به عنوان یك انسان و حتی شخص خودش را و تصمیمات خودش را و طرز تفكر خودش را با امام حسین (ع) مقایسه می كرد و زمانی كه در جمع می آمد هیچ كشور و رهبری را قبول نداشت و همه را زیر علامت سئوال می برد.

6-بی رحمی وخشونت

رجوی در كنترل اعصاب و تحمل محیط پیرامون و نظر انسانهای مقابلش شدیدا ضعیف است و در مواجه شدن با فشار زیاد دچار بهم ریختگی و غش می شود و سكوت در چنین مواردی تنها سلاح كنترل غش او بوده .یكی از اهرم هایی كه رجوی در خلال عمر تشكیلاتی اش توانسته با آن خود را حفظ و قدرت را در اختیار داشته باشد همین بی رحمی است.


آنچه شنیدم از جنگ هایی كه دوران جنگ كرده بودند به خاطر هدفی كه داشت مهم نبود حتی چه میزان تلفات از نیروی خودی میداد.

شاخص بی رحمی وخشونت شخص رجوی بود حا لا چه مستقیم و چه غیر مستقیم  چه در رابطه با افراد خودی و چه در رابطه با افراد غیر خودی:

به صورت مستقیم به این شكل بود كه در نشست های سازمان از قبل مسئولین رده بالا را توجیه می كرد كه اگر كسی در مقرهایتان نا فرمانی می كند ،كارنمی كند یا اذیت می كند و یا با تشكیلات سازمان همگام و همراه نیست در نشست او را معرفی كنید و همین كار را هم مسئولین می كردند آن موقع دیگر با رجوی طرف بود و علامت هایی رجوی از خودش نشان می داد كه حاضرین در آن نشست با آن شخص برخورد فیزیكی می كردند او را زیر مشت و لگد می بردند و هرچه از دهانشان می آمد به او می گفتند با یك اشاره طرف را تا دم مرگ می بردند و با اشاره دیگر او را رها می كردند . واما غیر مستقیم این طوربود كه در آن جلسه چیزی نمی گفت ولی به مسئولین می گفت كه خارج از جلسه و اون نشست با فرد مورد نظر برخورد كنید و همین طور هم می شد و موارد زیادی من خودم در این رابطه دیدم و حتی می دانست كه افراد رده پایین برخورد فیزیكی با اون شخص نمی كنند مسئولین رده بالای خودش را مامور این كار می كرد و هر دو یا سه ماه یك بار این كار را می كرد و شخصیت فرد را خرد می كردند و حتی اینقدربه آن فرد مارك می زدند مثلا این فرد وضع اخلاقی خوبی نداردو یا این فرد دزد است كه دیگر تامدتی شكسته و خمیده می شد.


7- تواضع وفروتنی
رجوی در مواجهه با افراد و شخصیت ها و احزاب و در نهایت محیط پیرامونش چهره ای بی نهایت منطقی ، دلسوز، اشل دارو ضعیف از خود ارائه می دهد و خود را پاك و منزه و تنها چهره حافظ منافع مظلومین و فقرا معرفی می كند در این راستا آنچنان تخصصی دارد كه هیچوقت در برخورد اول نمی توان به واقعیت امر پی برد

در ظاهر كه من دیدم در اماكن عمومی خود را خاكی و افتاده نشان میداد در پشت صحنه نمی دانم


در دو جمله اگر بگویم همه اش سوری و شكلی بود به افراد رده پایین می گفت ولی خودش و مسئولین رده بالا  این را قبول نداشتند و اجرا نمی كردند.


8-آسایش و رفاه

گفته می شد به خودش زیاد سخت می گیرد. در زمانبندی های كار و ...... ولی خبر دقیقی از زندگی شخصی او ندارم


خودش و مسئولین سازمان آسایش و رفاه در اولویت یك برایشان بود ولی به افراد پایین كه می رسید وجود نداشت و حتی به مریض های خودشان كه در آسایشگاه استراحت می كردند رحم نمی كرد و آنها را اذیت و آزار می دادند و بیشتر و اكثر افراد به خاطر همین می بریدند تا كسی اسم آسایش و رفاه می برد به او حمله می كردند و طوری می شد كه از كرده خودش پشیمان می شد.


9-برخورد با زیردستان

فرد یا افراد وقتی به فیلتر ورودی این باند خطرناك می رسند در هر سطحی كه باشند چه سمپات و هوادار و چه كاندید عضویت در تجمع نمایشی شورا ابتدا باید اسناد متعددی با جزئیات بسیارپیچیده در خصوص پایبندی خود و سرسپردگی به سران باند امضا كند كه هر بند آن در خلال همراه شدن فرد با مناسبات باند بصورت حائل ها و دست بند های فوق العاده خطر ناك راه های مقاومت خود را در قبال هر نوع تنظیم وحشیانه كادر تشكیلات می بندد.


-فرد بایستی منكر هر نوع رابطه خانوادگی ،ناسیونالیستی دینی واخلاقی بصورت مستقل شد و در تعهد قید نمود كه من تكه چوبی هستم در دست نجار كه هر طور بخواهد و به هر شكلی بخواهد مرانجاری كند

-حقوق شخصی و فردی من در حیطه صلاحیت سركرده باند است و هیچوقت حق دفاع از آنرا ندارم و این رئیس باند است كه چپ و راست حق فرد را تعیین می كند
 -اگر در طول عمر تشكیلاتی حتی یك بار در مقابل تشكیلات نسبت به سركوب نزدیكترین بستگان تقابل داشته باشم بعنوان آلت فعل دشمن شناخته شده و محاكمه شوم
-فرد اگر بخواهد حتی درمجلس ختم پدر ومادر در خارج از مناسبات شركت كند ابتدا طبق بخشنامه و آئین نامه بایستی متنی در خصوص ضیافت امضا و ارائه دهد و سپس مدت مرخصی كه مشخص شد به همان اندازه حكم اخراجش نوشته می شود و پس از اتمام مهلت مجددأ طی مراحلی بدرون تشكیلات راه داده می شود بدین صورت فرد خود را هفت میخ كرده و انسان تبدیل به حیوان می شود
-در هیچ شرایطی فرد حق تصمیم گیری و موضع گیری مستقل نخواهد داشت و لذا اصول اخلاقی ،سیاسی ،فرهنگی و ...... را هم بایستی بر خلاف میل طبق فتوای سران باند تحمیل می شود
اساسا فرد بعد از مدتی تحمل چنین شرایطی در چهارچوب باند به هیچ وجه حقوقی برای خود متصور نمی باشد و این است كه واقعأ شعار حقوق بشر و آزادی كه اینها به قول خود برای خلق به ارمغان بیاورند
در منظر عام و نشست های عمومی تحویل می گرفت و انرژی میگذاشت ولی در مورد افراد نزدیك و همكاران خودصحبتی كه پشت سرش می شد بسیار سخت گیر و جدی بود چه مرد چه زن .در صحبت ها انگار برای زن ارزش ویژه ای برخوردار بود و جایگاه خاصی فراتر از افكار جامعه به این عنصر میدادو با تئوری هایی كه بعضی از قران و مرام پیامبر می آورداستفاده می كرد كه زن قبل از زن بودن انسان است و مباحث برابری و ...... نمی دانم چقدر به خاطر اهدافش بود به دلیل اینكه این قشرخوب درد كشیده بود ند و می توانستند مدافع معتبری برایش باشند یا نه اعتقاد داشت

رجوی زرنگی خاص خود را دارد.


منبع:انجمن نجات

 شخصیت مسعود رجویاز نگاه جدا شده ها(1)



طبقه بندی: آرشیو 1394،  افشاگری،  نوید نیوز،  آشنایی با فرقه رجوی،  سران فرقه رجوی، 
برچسب ها: رجوی، جداشده، منافقین، نوید رهایی، شخصیت مسعود رجوی از نگاه جدا شده ها(2)،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی