نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : شنبه 8 اسفند 1394
 نوید رهایی، تصاویری از سومین روز تحصن خانواده ها جلوی لیبرتی (7 اسفند 94)

بر بالای سکوی هایل بین ما و مجاهدین می ایستم یاران را به سکوت فرا می خوانم و با رساترین فریادها می گویم که جوانان دلیر ایرانی ،نره شیران در زنجیر،مسعود کجاست،مریم کجاست رهبران پوشالی شما کجا هستند که شما را در بیغوله های عراق رها کرده اند و خود گریخته اند.
برادر در بندم ،خواهر اسیرم خلق تو ماییم به سوی ما بیا ،نفرت را به رجوی وا بگذار و دمی در هوای عشق نفس بکش.

 سفرنامه انتظار و امید - قسمت دوم

منبع: سایت بنیاد خانواده سحر
شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۴


امروز راس ساعت هشت تمام یاران همراه در مقابل هتل آماده ی حرکت به سوی کوی محبوب بودند .
 
پس از ساعتی انتظار، برای همراهی عده ای خبرنگار رسانه های عراقی،وارد منطقه نظامی بغداد شدیم و قلب هایمان از شوق چون پرنده ای در سینه می تپید.
 
به قرارگاه لیبرتی می رسیم و به مقابل شکافی می رویم که بسیار نزدیک عزیزانمان است.
 
در دریای سینه های مشتاق جوششی و موجی می افتد و مقابل شکاف می ایستند و عزیزانشان را فریاد می زنند.
 
هوای کوی تو دارم نمی گذراندم
 
مگر به کوی تو این ابرها ببارندم
 
خدایا پناه و فریادرسی جز تو نداریم.خدایا تو جاذبه عشق را در دلهای ما نهادی،تو دوست داشتن را به ما ارزانی داشتی و ما اکنون به پاسداشت این نور الهی که  در سینه ی ماست و این رسالت سنگین که بر دوش ماست،برای دوست داشتن عزیزانمان و نثار عشق آمده ایم .اما راه بر ما بسته اند و دیوارها ی سنگی فاصله در مقابل ما قد علم کرده اند.
 
اینبار،بر خلاف ماه گذشته اعضای مجاهدین برای مقابله با خانواده ها نیامده اند گویی که سیل جمعیت آنها را به موضع سکوت کشانده است ودر بنگال ها پنهان شده اند.
 
من و  خواهرم هما در صف اول با اشک و آه برادران رشیدمان را صدا می زنیم و خبرنگاران اشکهای مارا به تصویر می کشند.همهمه و شوری در جمع افتاده است .باید این صدا ها را یکی کنم و به گوش عزیزان اسیرمان برسانم.
 
بر بالای سکوی هایل بین ما و مجاهدین می ایستم یاران را به سکوت فرا می خوانم و با رساترین فریادها می گویم که جوانان دلیر ایرانی ،نره شیران در زنجیر،مسعود کجاست،مریم کجاست رهبران پوشالی شما کجا هستند که شما را در بیغوله های عراق رها کرده اند و خود گریخته اند.برادر در بندم ،خواهر اسیرم خلق تو ماییم به سوی ما بیا ،نفرت را به رجوی وا بگذار و دمی در هوای عشق نفس بکش.
 
خانم کربلایی همسفر هفتاد و پنج ساله یزدی،عصا به دست و لنگان با دو چشم خیس و اشکبار خود را به جلو می رساند .جمع را ساکت می کنم تا لهجه ی شیرین خود را بگوش برادر اسیرش برساند و او را به دیدار دعوت کند.
 
خدایا چه غمی در رنج ناله های این زن نهفته است که چشمه های اشک حاضرین را می جوشاند و جاری می کند.
 
موهای خود را نشان می دهد جیغ می زند و می  گوید علیرضا موهایم سفید شد،پیر شدم ،پیر شدم برگرد.
 
سنگ اگر باشی در مقابل این خواهر پیر و ناله هایش آب می شوی.مردان همراه ما پا به پای او اشک ریختند .خدایا عزیزان در بند ما را چه می شود که این صحنه های جگر سوز را می بینند و یخ قلبهایشان آب نمی شود.خدایا اهریمن نفرت پراکن  ،رجوی ساحر با کدام ورد شیطانی دلبندان ما را جادو کرده است که تبدیل به مترسک های آدم نمای بی اختیار شده اند.
 

رجوی می گوید خانواده ها مامورین نظامی ایران هستند که برای قتل فرزندانشان به عراق اعزام شده اند
 
 شعار های ما جان می گیرند :
 
بیا بیا عزیزم ،به پایت گل می ریزم
 
آزادی رهایی حق مسلم توست
 
برادر عزیزم من تورو پس می گیرم …
 
شور عاشقانه جمع را در بر گرفته است
 
یاران را به سکوت فرا می خوانم و با صدای بلند می گویم:برادر عزیزم ،خلق تو اینجاست،خلق تو مادر دلتنگ توست ،خلق تو پدر خمیده ی توست ،به سوی ما بیا و آزادی را تجربه کن.
 
برادر عزیزم، من یک زن آزاده ی ایرانیم ،از پس پرده ها بیرون بیا چهره ی پوشیده ی خود بگشا و با من سخن بگو.
 
بیا و از دستاورد سی ساله مسعود شیاد بگو که سرمایه عمر و جوانی تو را به یغما برده است.
 
ای نره شیران ایرانی،ای شیران در زنجیر ،خود را برهانید.
 
با هدایت و اتحادی بی مثال ،همه با هم بر اساس فهرست اسامی  اسیران،نام آنها را فریاد می زنیم.
 
خدای خوب مهربانم،پروردگار یگانه ام،مرا طاقتی ده و حنجره ام را قوتی ،تا رسالت خود به جا آورم و یزید زمانه را رسوا کنم.
 
هنگام ناهار و نماز فرا می رسد.هر کس معبودش را می خواند.
 
خداوندا به عزت و شرف آزادگانی که در این سرزمین آرمیده اند،نیاز همسفران هم دلم را بشنو و عزیزانشان را به آغوششان باز گردان.
 
آمین یا رب العالمین

راحله ایرانپور


سفر نامه انتظار و امید - قسمت اول

ای خدا این وصل را هجران مکن - سرخوشان عشق را نالان مکن

آشور ورشی مرد غیرتمند تازه رهایی یافته از فرقه‌ی رجوی، پس از سال‌ها دوری برادر خود را خواهد دید.

"مژده‌ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم"

انتشار: راحله ایران ‌پور
شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۴

راحله ایران ‌پور، چهارم اسفند ماه 94

امروز سه‌ شنبه است و دل‌های بی‌قرار ما چشم به‌ راهان، قراری دو‌باره دارد در مرز انتظار و امید.

در کنار پل زائر یاران دلتنگ چندین ساله، همدیگر را می‌جویند و دیدارها تازه می‌شود. حماسه‌ای دوباره در راه است. خانواده‌ی عظیم اسیران فرقه‌ی رجوی با اراده‌ای پولادین به قصد ملاقات با فرزندانشان گرد هم جمع آمده‌اند.

سختی سفر و راه‌های دور و پر پیچ وخم جاده‌ها‌، شرمسار صبوری مادران و پدران پیر و سالخورده و خواهران و برادران دلتنگ و رنج ‌دیده یاران را در پل زائر به‌ هم رسانده است.

مردان و زنان سیستانی در جامه‌های ساده‌ی زابلی و کردهای غیور کردستان در لباس‌های فاخر و زیبای کردی. از یک سو لهجه‌ی زیبای یزدی به ‌گوش می‌رسد و از دیگر سو شمیم طراوت گیلک‌ها و گرگانی‌ها و صمیمیت و خونگرمی شیرازی‌ها و خوزستانی‌ها.

چه گوش ‌نواز است آهنگ دلبستگی و همبستگی ملی و چه غرور ‌آفرین است اتحاد و همدلی خانواده‌ها برای رهایی فرزندانشان.

پا بر شانه‌های راه می‌گذاریم و دست به دامن محبوب یگانه می‌شویم که با دست پر و دلی شاد به وطن باز گردیم.

باران گونه‌ی زمین و نفس هوا را شسته است اما گرد غم و ویرانی جنگ را از چهره‌ی عراق نه.

پس از دو روز سفر پی در پی به شهر مقدس کاظمین می‌رسیم تا در حریم حرم دو امام معصوم سکنی گزینیم.

کاروان صد و سی نفره‌ی خانواده‌های دردمند در سالن غذا‌خوری هتل گرد هم می‌آیند تا پس از صرف شام شاهد لحظه ی دیدار دو برادر پس از بیست و هشت سال دوری و دلتنگی  باشند.

آشور ورشی مرد غیرتمند تازه رهایی یافته از فرقه‌ی رجوی، پس از سال‌ها دوری برادر خود را خواهد دید.

"مژده‌ی وصل تو کو کز سر جان برخیزم"


خداوندا این چه شوری است که آشور در دل‌ها بر‌انگیخت و این چه جوششی است  که در سینه‌های ماست.

روز وصل دوست داران یاد باد...

خواهران رنج دیده و انتظار کشیده، پدران و مادران هجران چشیده و برادران منتظر پی‌در‌پی صلوات می‌فرستند و اشک پهنای صورت رخساره، خواهر الخاص کوه‌پیما را در برگرفته است .

ای خدا این وصل را هجران مکن - سرخوشان عشق را نالان مکن

پس از آن، خانواده‌ها آشور را چون نگینی در بر می‌گیرند و احوال عزیز دربند خویش را می‌پرسند و این شور تا پاسی از شب دیر می‌پاید...

.....................
نوید رهایی
8 اسفند 1394



طبقه بندی: اخبار،  اخبار ایران و جهان،  آرشیو 1394،  نوید نیوز،  خانواده اسرای فرقه رجوی،  لیبرت نیوز،  کمپ ترانزیت موقت (لیبرتی)، 
برچسب ها: سفرنامه انتظار و امید(2)، نوید رهایی، راحله ایران ‌پور، خانواده لیبرتی، ملاقات، نوید رهایی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی