نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

  درد دل های خانم شجاعی مادر محمد رضا راکی بعد از بازگشت ازعراق

وقتی جلوی لیبرتی رسیدیم گریه کردم و گفتم خدایا کمک کن تا من بتوانم پسرم را ببینم خواستم بروم داخل لیبرتی تا هرطورشده دست پسرم را بگیرم وبا خود بیرون بیآورم.

واقعا رجوی بی شرم وحیا چه دینی دارد؟ آیا او اسم خودش را انسان می گذارد؟! هرگز او انسان نیست بلکه یک حیوان وحشی است. فردا جواب خدا را چه می خواهد بدهد ؟!  شک ندارم که رجوی ازنوادگان شمر و یزید پلید است که بویی از رحم ومروت نبرده، لعنت خدا براو باد.
از وقتی که پسرم محمدرضا درسال 61 درجبهه جنگ اسیر صدامیان شد او را ندیدم، سالهاست که بخاطر دوری او گریه می کنم، بطوریکه به همین دلیل هر دو چشمم درحال نابینا شدن هستند.

بعد از پایان گرفتن جنگ از وقتی که تلویزیون خبر بازگشت اسراء را اعلام کرد من هم منتظرآمدن پسرم شدم خانه را برای ورود او آماده کرده و از شوق دیدن دوباره او یک لحظه آرام و قرار نداشتم .اما وقتی فهمیدم با ورود آخرین دسته ازاسراء به کشور اسم پسرم محمد رضا دربین آنها نیست انگار دنیا را روی سرم خراب کردند. ازفرط گریه ازحال رفتم.

مدتها درغم ناراحتی بودم فرزندانم کلی پیگیری کردند تا شاید خبری ازمحمدرضا  کسب کنند. فکر می کردم صدام اورا دراردوگاه شهید کرده تا اینکه بلاخره به ما گفتند: پسرتان زنده است اما درکمپ اشرف نزد گروه رجوی است.

باورنداشتم تا اینکه درسال 82 بدون اینکه شناختی از این گروه وکمپی که می گویند داشته باشم به کمک یکی ازدوستانی که اقوام عراقی داشت بطور قاچاقی و با دردسرهای زیاد که حکایت ها دارد به آن کشور رفتم با هر زحمت خودم را به کمپ لعنتی اشرف رساندم. تعدادی با سلاح جلوی درب آن ایستاده بودند، گفتم من مادرمحمد رضا راکی هستم آمدم پسرم را ببینم اول حاشا کردند اما با اصرار زیاد من بلاخره مرا به داخل بردند بعد ازساعتی معطلی  پسر دلبندم را نزدم آوردند ومن توانستم بعد ازسالها گمشده ام را پیدا کنم. چند ساعتی نزدش بودم وبا گریه به او گفتم بیا برگردیم ایران که همه چیزرا برایت آماده کردم چند نفری که اطراف ما بودند بی شرمانه خندیدند و گفتند ما خودمان بزودی همه به ایران برمی گریدم!

من ازحرف هایی که آنها می زدند سر درنمی آوردم بهرحال هرچه به محمد رضا اصرارکردم بیا برگردیم فقط  می گفت من الان نمی تونم با تو بیام ایران ! گریه و ناله کردم اما فایده ای نداشت وبا چشمانی اشکبار دوباره به ایران برگشتم.

الان سالها از آن دیدارگذشته اما هنوز او به ایران برنگشته. طی چند سال اخیرکه خانواده ها به کشورعراق رفتند متاسفانه من بدلیل بیماری نتونستم آنها را همراهی کنم فقط پسردیگرم بنام غلام می رفت. فکر می کردم که محمد رضا را با خودش برمی گرداند اما وقتی دست خالی برمی گشت می نشستم وساعت ها گریه می کردم.

بهرحال هرچند وضعیت جسمی خوبی ندارم ولی تصمیم گرفتم هر طور شده اینبار به همراه خانواده ها به عراق و به اطراف لیبرتی بروم. وقتی جلوی لیبرتی رسیدیم گریه کردم و گفتم خدایا کمک کن تا من بتوانم پسرم را ببینم خواستم بروم داخل لیبرتی تا هرطورشده دست پسرم را بگیرم وبا خود بیرون بیآورم .اما سربازان عراقی مانع می شدند من که متوجه نمی شدم چه می گوید یکی از خانواده های عرب زبان حرف آنها را برایم ترجمه کرد وگفت می گویند جلوتر از این نمی توانید بروید! گفتم به او بگو فرزندم دراینجا گرفتاراست، من یک مادرم که سالهاست از دیدن او محروم شدم باید بروم داخل تا او را ببینم. که بازمی گفت نمی شود! دادزدم، گریه کردم و گفتم خدایا یعنی پسرم درچند قدمی من است اما نباید بتوانم او را ببینم! دادزدم و گفتم چه کسی چنین قانونی گذاشته که یک مادر نباید فرزندش را ببیند؟! بازنشستم وگریه کردم اما فایده ای نداشت.
روزبعد افراد یونامی آمدند جلوی لیبرتی همه به آنها گفتیم ما می خواهیم عزیزانمان را ببینیم، جواب آنها به ما این بود که می گفتند متاسفانه ما توان اجرایی نداریم! خواسته های شما را بارها به مسئولین کمپ گفتیم اما پاسخی نمی دهند! ولی یکبار دیگر درخواست شما را به آنها منتقل می کنیم. با عصبانیت برسرآنها داد زده وگفتم مگر خودتان فرزند وخانواده ندارید، کجاست حقوق بشر؟! نهادهای حقوق بشری کی می خواهند به داد دل ما انسانها برسند؟! اما آنها فقط می گفتند دنبال می کنیم! افراد رجوی که انگار تکه هایی ازسنگ بودند پارچه های سفید بزرگی را جلوی ما گذاشتند که ما نتوانیم داخل را ببینیم!

واقعا رجوی بی شرم وحیا چه دینی دارد؟ آیا او اسم خودش را انسان می گذارد؟! هرگز او انسان نیست بلکه یک حیوان وحشی است. فردا جواب خدا را چه می خواهد بدهد ؟!  شک ندارم که رجوی ازنوادگان شمر و یزید پلید است که بویی از رحم ومروت نبرده، لعنت خدا براو باد. اودل من ودیگر مادران وپدرانی که به امید دیدار با عزیزانشان دراطراف لیبرتی جمع شده بودند شکست ودست خالی به ایران برگرداند مطمئن هستم که خدا هرگزاورا به این خاطر نخواهد بخشید. ازخدایی که ناظر وشاهد اعمال همه ما انسانهاست می خواهم که هرچه زودتر دعاهای ما مادران را مستجاب کرده وعزیزانمان را به ما برگرداند. نمی دانم چه مدت ازعمرم باقی است اما تا جایی که جان دربدن دارم برای نجات عزیزاسیرم با رجوی می جنگم .

منبع: انجمن نجات مرکز خوزستان
سه شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۴




طبقه بندی: اخبار،  آرشیو 1394،  استان ها،  نوید نیوز،  لیبرت نیوز،  کمپ ترانزیت موقت (لیبرتی)،  خانواده اسرای فرقه رجوی، 
برچسب ها: محمد رضا راکی، رجوی لیبرتی، یونامی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی