نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر آمریکا

مرتبه
تاریخ : جمعه 28 اسفند 1394
استراتژی گمشده تنها یک حرف نیست بلکه دردی عمیق بر پیکره این اجتماع و تاریخ مردم ماست. استراتژی گمشده در‌واقع بیان حال نزار رهبرانی چون مسعود رجوی است که شرمگینانه بهتر می‌بینند چیزی نگویند. کسی که با شعار – می‌روم تا برافروزم آتش ها بر کوهستان ها – که منظورش رفتن به خاک عراق بود حال میخواهند با چه شعاری به کشور آلبانی کوچ میکند.

میلاد آریایی
وبلاگ آریایی، مزرعه خوبی ها


در روزهای پایانی سال ۱۳۹۴ و باز شدن شکوفه های بادام و رسیدن بهار یادی کنیم از جوانانی که برای هیچ پرپر شدند و رهبران فعلی و غیر پاسخگوی مجاهدین که دعوی سیاسی بودن ! و آگاه بودن ! و رهبر بودن !! را یدک می‌کشند و نسلی بزرگ را در پی اندیشه‌های ارتجاعی و عقب‌مانده از تاریخ و جامعه ایران بی مهابا پرپر کردند.

زمانی ۳۵ سال پیش میخواستند ۶ ماهه پروسه جابجایی قدرت را کامل کنند و سرنگون کرده و خود را بر اریکه قدرت سوار کنند.

قیام شهری اولین مرحله این استراتژی گمشده و توخالی بود که البته بسیار با چرب زبانی آن را اعلام و نسلی را در جاده بزرگ انتقام روان ساختند ریشه این اندیشه عقب‌مانده را هم در انقلاب اکتبر روسیه دنبال میکردند.

بعدها پس از هم پاشیده شدن تشکیلات در تهران و سایر شهرهای بزرگ تشکیل هسته ها و استراتژی قیام شهری سر از – ترور شهری – درآورد این استراتژی یک سال بیشتر دوام نداشت و از ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۴ طی کمتر از یکسال در بهمن ۱۳۶۴ بیش از ۳۰ تیم عملیاتی مجاهدین در تهران و یکی دو شهر و البته عمدتا در لب مرزها متلاشی شدند.

مسعود رجوی در این نقطه دیگر همه چیز را باخته بود و مخالفت های درون سازمانی نیز میرفت که شعله کشد از یک سو بحث انقلاب جنسی را مطرح کرد و بر روی این بنیان با استفاده از جنگ ایران و عراق رفتن و استقرار در این کشور را عملی ساخت.

از این نقطه سازمان مجاهدین به رهبری مسعود رجوی دیگر هرگز یک سازمان سیاسی نبود بلکه سازمانی وابسته به بیگانگان که با استفاده از امکانات آنان در پی کسب قدرت سیاسی در تهران بود او فکر میکرد میتواند بر روی میز عراق سر تمامیت ایران و حاکمیت بر آن به قمار بنشیند اندیشه سخیف و عقب‌مانده و صد البته ضد میهنی که گذر ایام پاسخ در خور و شایسته اش را به وی داد.

این چنین بو.د که پا برهنه معاون اول وقت صدام حسین – طارق عزیز – که در عین حال وزیر خارجه آنزمان عراق نیز بود مخفیانه با مسعود رجوی در پاریس ملاقات کرد و قرار و مدارهایشان را گذاشتند .

پرده سوم این نمایش با استقرار بدنه و تشکیلات اصلی مجاهدین در عراق و دادن – زمین و پ.ل و سلاح -و تشکیل شبهه نظامیانی که ارتش آزادیبخش خوانده شد عملاً به عنوان ارتشی دست ساز و ارتش خصوصی صدام حسین در معادلات منطقه ای به ایفای نقش پرداخت.

با پایان یافتن جنگ ایران و عراق پرده سوم نمایش به پایان رسید ودر این مرحله کشتی استراتژی مجاهدین به گل نشست و بل سرنگونی صدام حسین در عراق ودستگیرشدن وی هم آنچه که رجوی از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۸۰ به اسم ارتش آزادیخش بدروغ ساخته بود به ناگهان بر سرش آوار گشت .

این جنین بود که کلاف شکست های پی در پی سیاسی و نظامی مجاهدین باز شد و در پی تنها چند ماه شتاب غیر باوری گرفت در اولین ضربه نابود کننده سلاح های اهدایی صدام حسین از آنان باز پس گرفته شد. ضربه‌ای غیر قابل جبران و تاریخی و بازگشت ناپذیر عملی گشت .

در گام بلند بعدی اصلی‌ترین پایگاه استراتژیک مجاهدین در قلب خاک عراق که نام اشرف را داشت تخلیه کشت و با پس گردنی غیر قابل ئصفی همه افراد باقیمانده به کمپ لیبرتی در اطراف فرئدگاه بغداد منتقل شدند.

اما حال حرف مجاهدین چیست؟

آن‌ها هیچ حرف حسابی دیگر ندارند رهبرشان مخفی شده و چیزی برای گفتن و دفاع از گذشته مشعشع شان ندارند و حتی قادر نیستند در مجامع بین‌المللی از کرده زمان شاه خود دفاع کنند چه برسر به دفاع از اقدام‌ها و عمل‌کرد سالهای اخیر بخواهند حرفی بزند.

آنان اکنون تنها بدنبال شرایط میدوند. از هر گونه ابتکار عمل سیاسی درمانده و تنها به شعار گویی های کودکانه خود را مشغول کرده اند.

این نتیجه این همه سالیان از دست رفته و خون های بیشمار ریخته شده چند پرده نمایش بود که برایتان تصویر کردم .

استراتژی گمشده تنها یک حرف نیست بلکه دردی عمیق بر پیکره این اجتماع و تاریخ مردم ماست.

استراتژی گمشده در‌واقع بیان حال نزار رهبرانی چون مسعود رجوی است که شرمگینانه بهتر می‌بینند چیزی نگویند.

و خاموش بمانند ولی داغ درد و پریشانی هزاران پدر و مادری که جوان از دست داده‌اند چگونه بایست تسکین یابد.

استراتژی گمشده فعلاً در سال جدید قرار شده است از آلبانی سر برآورد و باقی افراد مجاهدین دسته‌جمعی به این کشور مسلمان ۳ میلیونی که در خاک اروپا قرار دارد ولی جزو اتحادیه اروپا نیست و اوامر اش بیشتر بواسطه دولتمردان آمریکایی دیکته می‌شود انتقال یابند.

کسی که با شعار – می‌روم تا برافروزم آتش ها بر کوهستان ها – که منظورش رفتن به خاک عراق بود حال میخواهند با چه شعاری به کشور آلبانی کوچ میکند.

شاید آلبانی آخرین ایستگاه این استراتژی شوم و بی سرانجام باشد استراتژی که با خون نوشته شد – با خون هزاران جوان گمنام آغشته و ادامه پیدا کرد و تا زمانی که رجوی بر سر این تشکیلات حضور دارد با خون به اتمام خواهد رسید.

میلاد آریایی

مارس -۲۰۱۶ – آلمان



طبقه بندی: اخبار،  آرشیو 1394،  تحلیل روز،  نوید نیوز،  آقای میلاد آریایی، 
برچسب ها: استراتژی گمشده، میلاد آریایی، آلبانی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی