نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : دوشنبه 2 فروردین 1395
در حال عبور از نزدیكی شهرك كردنشین "طوز" بودیم كه نوای نحس و بدیمن رجوی از پشت بی سیم ها به گوش مان رسید. مضمون پیام رجوی این بود كه " پاسداران و عوامل رژیم ایران در لباس كردی قصد حمله به مجاهدین را دارند. پس هر كجا كردی را دیدید او را به رگبار ببندید!"

کردکشی تروریست

جنایات رجوی ها موجود است سركوب ملت عراق كشتار شیعیان درجنوب وكردها درشمال عراق در سال نود و یك میلادی است كه عیناً اظهارات ومشاهدات یكی از شاهدین عینی درآن سرفصل می آید :

" در بحبوحه این جنگ كه به "‌جنگ خلیج" شهرت یافت، ‌"اكراد عراقی"‌ پس از سال ها خفقان و سركوب توسط رژیم صدام، با انتفاضه خویش از هر سویی سر به مخالفت با صدام برداشتند، او كه ارتش و قوای نظامی خود را به خاطر جنگ خلیج ( و نیز جنگ با ایران) تحلیل رفته می دید، به ناگاه در معرض خطر سرنگونی توسط كردهای انقلابی قرار گرفت.

یادم نمی رود، از ترس بمباران های امریكا- ‌با وجودی كه هرگز هواپیماهای امریكایی قرارگاه های مجاهدین را مورد تعرض و بمباران قرار نداده بودند- رجوی دستور داده بود كلیه نفرات قرارگاه اشرف برای ایمن ماندن از بمباران به " پراكندگی" در تپه های ماهوری اطراف منطقه كردنشین "‌كفری" بروند. آن حادثه تلخ از آن جا آغاز شد كه به نیروهای سازمان دستور داده شد از "‌پراكندگی "‌به قرارگاه اشرف برگردند.

در حال عبور از نزدیكی شهرك كردنشین "طوز" بودیم كه نوای نحس و بدیمن رجوی از پشت بی سیم ها به گوش مان رسید. مضمون پیام رجوی این بود كه " پاسداران و عوامل رژیم ایران در لباس كردی قصد حمله به مجاهدین را دارند. پس هر كجا كردی را دیدید او را به رگبار ببندید!"

نه من و نه خیلی از نیروهای سازمان در مخیله مان نمی گنجید كه در پس پرده،‌افسانه و افسون دیگری در جریان باشد. در آن لحظات پراضطراب ( و خاصه پس از سال ها ركود و بی عملی) كسی تصورش را هم نمی كرد كه آبشخور پیام رجوی پیمان وفاداری به صدام بوده باشد. صدام (‌و به قول رجوی ؛‌"صاحب خانه") در لبه پرتگاه قرار گرفته بود و كردهای مبارز و مخالف صدام شهرك ها و شهرهای عراقی را یكی پس از دیگری اشغال می كردند. پیامد سقوط صدام در آن مقطع،‌به منزله نیست و نابود شدن سازمان مجاهدین بود و به گفته خود رجوی ( كه بعدها در نشست های تشكیلاتی عنوان كرد) :" چه بخواهیم و چه نخواهیم منافع و سرنوشت ما با منافع و آینده دولت عراق درهم گره خورده است."‌

در آن روز تلخ ‌و در پی فرمان مسعود رجوی، مجاهدین به گمان این كه‌ پاسداران و عوامل رژیم ایران تحت پوشش كردهای عراقی در شهرها و روستاهای كردنشین موضع گرفته اند، ‌با توپ و تانك به آن مناطق یورش بردند.

 در نزدیكی "‌شهر كركوك" و سه راهی "‌كفری"،‌ چند دستگاه مینی بوس كه پر از مسافران عادی بودند،‌ توسط "‌ نفربر توپ دار" مجاهدین به آتش كشیده شدند و پیش چشم ما، ‌زن ها و كودكان مسافر در آن مینی بوس ها به بدترین شكل سوختند. رجوی چنان موضوع كردها را وارونه جلوه داده بود و چنان به نیروهای مجاهدین القاء كرده بود كه اگر كوتاه بیایید شما را نابود می كنند كه ‌ مجاهدین حتی برای زدن نفرات كرد از فاصله نزدیك با "‌توپ" به سمت نفر شلیك می كردند و وقتی آن كردهای بی نوا تكه پاره می شدند،‌مجاهدین احساس سرمستی و لذت می كردند. پس از مسعود رجوی نوبت به همسرش "‌مریم" رسید . مریم از پشت بی سیم كركس وار خطاب به مجاهدین فریاد می زد : ‌این ها ( كردها) را به گلوله و سلاح سبك بكشید، با تانك بروید روی آن ها!"‌

وقتی ساعت ها و روزهایی گذشت و تب و تاب من اندكی فروكش كرد ،‌ آن وقت بود كه همانند برخی از نیروهای سازمان احساس كردم جز كردهای عراقی و زن ها و كودكان و سالخوردگان بی دفاع كسی رو در روی ما نیست.

البته در برخی محورها انقلابیون و چریك های كرد بودند اما هرگز پاسداری را به چشم ندیدم. و تازه فهمیدم در چه جنایت هولناكی خود را سهیم كرده ام! وقتی به فرمانده و مسئول خودم ( به نام " فرهاد الفت" ) اعتراض كردم و گفتم مسئله كردها چه ربطی به ما دارد ؟ با توپ و تشر به من نهیب زد كه :" مگر غیر از عوامل خمینی كسی با صدام می جنگد؟‌ الان باپیش آمدن چنین موقعیتی به خوبی می توانیم پایگاه اجتماعی رژیم ایران را در بین كردهای عراقی نابود كنیم..." رجوی و عوامل سرسپرده اش در پاسخ به سئوالات و اعتراضات نیروهایی چون من ،‌هر دروغی را می گفتند و هر توجیهی را مطرح می كردند جز این كه شرم داشتند بگویند به خاطر سرسپردگی رجوی به صدام این كرد كشی را راه انداختند. مجاهدین برای این كه در این خوش خدمتی به صدام سنگ تمام بگذارند، علاوه بر اعزام و استقرار نیروهای سازمان به مناطق مختلف كردنشین ،‌ اقدام به ایجاد پست های ایست و بازرسی ( و به قول عراق ها "‌سیطره" ) نمودند. در مناطقی چون سه راهی "كفری" و یا ورودی های شهرهایی همچون "‌بغداد"‌ با همكاری افسران بعثی این پست ها ( سیطره) را ‌ایجاد كردند.

 نفرات سازمان مجاهدین‌ ماشین های عبوری مردم را نگه می داشتند و ضمن شناسایی كردهای انقلابی و مخالفین صدام ، ‌آن ها را دستگیر و تحویل افسران امنیتی عراق می دادند. كافی بود مسافری یا رهگذری به این عمل مجاهدین اعتراض نماید و یا حتی همكاری ننماید . آن وقت با مشت و لگد و قنداق اسلحه چنان او را می زدند كه بازگویی آن صحنه ها مو را بر تن انسان راست می كند. مجاهدین تعدادی از كردهای روستاها و شهرك ها را دستگیر و سپس به عنوان اسیر به قرارگاه اشرف منتقل می كردند .

 یادم نمی رود یك شب افسران بعثی برای تحویل گرفتن تعدادی از همین كردها به قرارگاه اشرف آمده بودند. اسیران كرد را از درون سلول های قرارگاه اشرف با دست ها و چشم های بسته سوار بر دو ماشین نظامی آیفا كردیم و آوردیم درب خروجی قرارگاه.

"مهدی ابریشمچی"‌ ( یكی از مسئولین قدیمی و رده بالای سازمان مجاهدین) خودش ‌رفت بالای آیفا و آن كردهای بیچاره را در حالی كه دست ها و چشم هایشان بسته بود ‌،یكی یكی با كابل و مشت و لگد از بالای آیفا به پایین پرت كرد و افسران بعثی هم با كتك و كابل آن ها را سوار ماشین های خودشان می كردند تا به زندان های صدام منتقل كنند. "‌مهدی ابریشمچی"‌ مانند كاسه ای داغ تر از آش ،‌همچون حیوانات با این كردهای بی دفاع رفتار می كرد .

بسیاری از اعضای سازمان به مرور زمان دررابطه با این اقدامات سازمان مسئله دار شدند ،‌اما كسی را یارای اعتراض نبود. رجوی طی نشستی با وقاحت تمام ( ولی با افتخار!) خطاب به نیروها گفت :" طی جلسه ای كه اخیراً ‌با عزت ابراهیم – یكی از فرماندهان ارتش بعثی و از یاران نزدیك صدام – داشتم ،‌ عزت ابراهیم ضمن تشكر از ما، مجاهدین را به عنوان بهترین دوستان و یاران دولت عراق خوانده است و برای جبران زحمات شما مجاهدین قهرمان كه به خوبی از عهده سركوب كردهای شورشی برآمده اید ،‌ قرار شده قطعات زرهی تازه و وسایل نظامی نو ( توسط دولت صدام) به ما بدهند. " رجوی همیشه از "‌ عملیات مروارید" به عنوان "‌دفاع از خود" یاد می كرد.

ولی هرگز پاسخ نداد كه مشاركت مجاهدین در مسئله داخلی عراق و سركوب ناراضیان و مخالفین صدام توسط مجاهدین بر اساس كدام منطق و كدام ضرورت مبارزاتی صورت گرفته بود؟ البته پرواضح بود كه هیچ صداقتی در توضیح و پاسخ رجوی نبود چون هر انسان فهیم و عاقلی می دانست اشغال شهرهایی چون بغداد توسط كردها چه پیامدهایی برای مجاهدین داشت. رجوی در آغاز عملیات مروارید ،‌ ابتدا با این دروغ كه پاسداران رژیم در لباس كردی قصد حمله به ما را دارند ،‌نیروها را وارد معركه نمود اما چیزی نگذشت كه تمام نیروها دریافتند حتی یك پاسدار ایرانی هم در بین كردهای كشته شده یا اسیر شدگان پیدا نشده و لذا،‌ رجوی و فرماندهان سازمان بدون هیچ شرم و حیایی بحث حفظ " صاحب خانه" ( صدام) را پیش كشیدند.

 رجوی در یكی از نشست های پس از عملیات مروارید ، با غروری مضحك به نیروهایش گفت:" در این عملیات ( مروارید) می خواستیم تا خود تهران پیش برویم اما سید الرئیس – صدام - مصلحت ندانست!‌" نمی دانم سرنوشت كردهای اسیر شده به دست سازمان مجاهدین كه تحویل رژیم صدام شدند به كجا كشیده شد ولی تا آن جا كه بعد از سرنگونی صدام روشن شد ، گورهای دسته جمعی زیادی از این كردها پیدا كردند كه مربوط به همان دوران بوده است . بعد از عملیات مروارید، مجاهدین خلق همیشه در هراس بودند كه مبادا مورد خشم و انتقام كردهای عراق واقع شوند و به همین سبب ، رجوی تلاش های زیادی كرد تا به توجیه جنایات خود بپردازد و رضایت خاطر كردها را به دست بیاورد ،‌اما كردهای عراقی و یا شیعیانی كه بارها مورد تهاجم و خیانت مجاهدین واقع شده بودند هرگز مجاهدین را به مثابه یك نیروی انقلابی و آزادی خواه نپذیرفتند. "
جداشده
3 فروردین 1394



طبقه بندی: آرشیو 95،  افشاگری،  نوید نیوز،  آشنایی با فرقه رجوی،  منافقین، داعش، تكفیری، سلفی،  پرونده،  کردکشی، 
برچسب ها: کردکشی، مجاهدین،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی