نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

در زمستان سال 70 تعدادی از افراد جداشده از سازمان که از طریق مرز زمینی به ایران برگشته بودند با افشاگری پرده از وضعیت آشفته و به هم ریخته ی مناسبات داخلی سازمان برداشتند و از بریدن تعدادی از مسئولان سازمان صحبت کردند که از شبکه های تلویزیونی ایران پخش شد.
افشاگری جداشدگان 70 ، از وضعیت آشفته سازمان مجاهدین

افشاگری:
در زمستان سال 70 تعدادی از افراد جداشده از سازمان که از طریق مرز زمینی به ایران برگشته بودند با افشاگری پرده از وضعیت آشفته و به هم ریخته ی مناسبات داخلی سازمان برداشتند و از بریدن تعدادی از مسئولان سازمان صحبت کردند که از شبکه های تلویزیونی ایران پخش شد.
سازمان طی اطلاعیه ای که در ستاد رجوی و با همکاری تعدادی از مسئولان ستاد سیاسی تهیه شد، قصد داشت پوچ و دروغ بودن این ادعاها را نشان دهد. آنها تصمیم داشتند پس از تهیه ی اطلاعیه، آن را در چاپخانه ی پرسنلی تکثیر و در جاهای مختلف و خارج ارسال کنند. به همین منظور یک روز که مشغول چاپ بولتن بودم، سهیلا صادق مسئول ستاد پرسنلی تلفن کرد و گفت "سریع بیا ستاد، اطلاعیه ای هست که باید چاپ کنی."
من به دفتر ستاد مراجعه کردم و از مریم فضل مشهدی اطلاعیه ی مادر را گرفتم و برای چاپ به چاپخانه بردم. در چاپخانه قبل از تکثیر، آن اطلاعیه را خواندم که به نظرم سر تا پا دروغ و کذببود و اطلاعیه را تعدادی از مسئولان سازمان (محمود ائمی، محمود عطائی، مهدی ابریشمچی، مهدی افتخاری و...) در رد افشاگری تلویزیونی جداشدگان صادر کرده بودند، اما من خود شاهد بریدن تک تک این افراد بودم.
خود شاهد وضعیت به هم ریخته ی مهدی افتخاری بودم که همان موقع برای آموزش رزم انفرادی در موضع هوادار و رزمنده به کنار چاپخانه می آمد و به همین دلیل اطلاعیه را چاپ نکردم و به کارهای دیگر پرداختم. بعد از مدتی سهیلا زنگ زد و سراغ اطلاعیه را گرفت که من گفتم در حال تهیه ی زینگ آن هستم، ولی در آن تناقض دیده ام، که سهیلا گفت: بگو.
گفتم: محتوای اطلاعیه واقعی نیست. همه مان می دانیم که مهدی افتخاری بر سر مسئله ی انقلاب از سازمان جداشده است، ولی شما اطلاعیه را به نام او صادر کردید ! اگر او بعد برود و افشاگری کند چه ؟ بلافاصله سهیلا ناراحت شد و گفت: "اینها به تو مربوط نیست" و گوشی را قطع کرد و بلافاصله مریم فضل را که مسئول مستقیم من بود به چاپخانهت فرستاد و اطلاعیه ی مادر و حتی زینگ های گرفته شده را با حالت تندی جمع کرد و برد و بعد همان اطلاعیه را چاپ و پخش کردند. بیچاره محمود عطائی و مهدی افتخاری که حتی روح شان از صدور چنین اطلاعیه ای خبر نداشت!
همانطوری که قبلاً اشاره کردم ستاد پرسنلی محل ورود و خروج اعضا و مسئولان بریده بود. در این مدت که در پرسنلی بودم تعدادی از مسئولان مسئله دار و بریده ی سازمان در آنجا مشغول کار بودند که هر کدام در مقطعی در این فاصله مسئولم شدند. از مهدی خدایی صفت که از دیر وقت میرزا بنویس رجوی بود تا محمد حیاتی و قاسم کاظم زاده و مجید عالمیان .
آنها به دلیل فشارهای روحی و فکر و خیال تا دیر وقت خوایشان نمی برد و صبح ها بعضاً بدون نماز تا ساعت 9 می خوابیدند و بعد از آن نیز با سر و کله ی پف کرده و عصبانی به سر کار می آمدند، که حداقل تا قبل از میل فرمودن صبحانه یا دهی (6) کسی جرأت نداشت با آنها تماس برقرار کند. آنها که از مسئولان پرسنلی و از زندان ها آمده بودند، خود از همه بریده تر بودند.
بالاخره در این دنیای پر از دوگانگی و تناقض تا زمستان ال 70 را در پرسنلی به سر کردم. در این مدت نیز چندین بار طرح فرار را ریخته بودم، ولی هر بار موفق نمی شدم. مسئولان نیز به من شک داشتند و با بی اعتمادی با من رفتار می کردند. آنها از من کار می کشیدند و مسئولیت اجرایی زیادی به من می دادند، ولی همیشه یک نفر را تحت عنوان مسئول بالای سرم می کاشتند.
فشار عجیبی روی من بود، ولی هیچوقت ابراز نمی کردم. مستمراً به امداد پزشکی قرارگاه مراجعه می کردم و قرص های آرام بخش و والیوم 10 می گرفتم تا شب ها خوابم ببرد. بالاخره 8 الی 9 ماه در چنین وضعیتی در پرسنلی به سر بردم و تقاضا کردم به محروها فرستاده شوم.

• تعمیرگاه ارتش عراق!
ارتش عراق در سال 69 ادوات جنگی زیادی در اختیار سازمان گذاشت، بطوری که اکثر پارکینگ های زرهی و خودروی سازمان در قرارگاه مملو از تانک های T55 و T65 و توپ های 130، کاتیوشاهای اورال روسی و داک رومانی، خوروهای آیفا، خودروهای نظامی نفربر یومن ماک آلمانی و همچنین مهمات زیادی در انبارها و سوله های قرارگاه بود. بطوری که آمار خودروها و تانک و نفربرهای موجود در قرارگاه چند برابر آمار رزمندگان سازمان بود!!
خاطرم هست در تابستان سال 69 در لشگر 26، کمال (علی نقی حدادی) مدتی مسئول تعمیرگاه و ترابری لشگر و نگهداری عملیاتی بود . به جز تعداد مشخصی از آیفاهای دست دوم که برای کارهای جاری لشگر استفاده می شدند، مابقی بعد از چک و سرویس عملیاتی در پارکینگ مخصوص پارک و نگهداری می شد. همین امر در مورد تانک های T65 چینی و T55 و T65 روسی نیز صادق بود که در لشگر جلیل (مهدی مددی) تعداد قابل توجهی از آنها، پس از آن که چک و سرویس شدند، در پارکینگ زرهی لشگر مستقر و روی آنها چادر کشیده می شد .
تعداد زیادی موشک انداز کاتیوشا به محورها و لشگرها داده شده بود تا سرویس و نگهداری شود. به سیستم پشتیبانی و مهمات قرارگاه خودروهای زیادی از نفربر و مهمات بریو من ماک داده شد که مستمراً سرویس و نگهداری می شد. مهمات های زیادی چون کاتیوشا و گلوله ی توپ و تانک در قرارگاه و انبار نگهداری می شد. جالب اینکه در مقابل سؤالات بچه ها که این سلاح ها از کجا تهیه می شود، مسئولان و از جمله خود رجوی پاسخ می دادند و که این سلاح ها از سپاه عراق قرض گرفته شده است و بعد از سرنگونی باید آنها را پس بدهیم!! او همیشه بر حفظ و نگهداری آنها تأکید داشت .
بالاخره با آغاز حمله ی غیر منتظره ی ارتش عراق به کویت، فرماندهان سپاه عراقی که از قبل در جریان کار بودند، به دنبال سلاح های قرضی خود آمدند. در عرض چند روز تمامی سلاح های زرهی، توپ های 130، تانک های T65 چینی و تانک های T55، آیفاهای پارک شده در پارکینگ ها، کاتیوشاهای سرویس شده، مهمات انبار شده و ... را که نفرات سازمان طی چند ماه در حال تعمیر، سرویس و چک عملیاتی آنها بودند، بردند تا در جنگ کویت از آنها استفاده کنند و فقط وسایل و ادواتی را که از سالهای قبل در اختیار سازمان بود در قرارگاه جا گذاشتند و بدین طریق عراق غیر مستقیم از نیروهای سازمان در امر آماده سازی جنگ کویت استفاده کرد.
...................................
6- دهی عبارت بود از خوراک مختصری مانند چای و خرما که در ساعت 10 صبح به نیروها می دادند.
6 اردیبهشت 95

صمد نظری، ردپای اهریمن
ایران دیدبان



طبقه بندی: افشاگری،  آرشیو 95،  نوید نیوز،  منافقین، داعش، تكفیری، سلفی،  پرونده، 
برچسب ها: افشاگری جداشدگان 70، صمد نظری، افشاگری،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی