نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395
همه مانده بودند که مسعود از جمع برادران چه می خواهد. لحظات به سختی طی شد ولیکن طولی نکشید که در ادامه سناریوی از پیش تعیین شده، شماری از برادران چاپلوس خودفروش چونان سرخپوست های وحشی هریک به سراغ میکروفونی رفتند و یکصدا فریاد زدند:"برادر ما هم نوکر هستیم. "

تو اسارتگاه مضمحل شده اشرف کمترکسی بود که عذرا علوی طالقانی معروف به "سوسن" را نشناسد. چراکه وی هم عضوقدیمی بود هم منتسب به خانواده آقای طالقانی. هم او بود که سالی یکبار موظف میشد که در میان جمع کثیراعضا از مریم قجر مشمئزانه ستایش کند مبنی بر اینکهکه توانسته خواهر مریم را در دانشگاه صنعتی شریف کشف کند و این که پتانسیل رهبری جنبش " رقص رهایی " را داشته است!

سوسن بواسطه عمری دریوزگی در دربار رجوی توانسته بود هم عضو ارشد شورای رهبری و هم در مقطعی رئیس ستاد ارتش آزادیبخش ملی در زمان صدام ملعون به عنوان مسئول و فرمانده و کذا و کذا کسب جاه و مقام بکند.

در بازیهای جاه طلبی وکرسی خواهی تشکیلات مافیایی رجوی و همچنین برای اتلاف عمر و در اسارت نگهداشتن اعضا، همواره مقوله تنبیه تشکیلاتی، گرفتن رده و کار و مسئولیتهای پوشالی و بنگالی شدن مرسوم بوده تا زمانیکه فرد به مدار ندامت دست یابد در حضور شخص رجوی در برابر جمعیت بزرگی ابراز خفت و خواری کند و تحقیرشود. شاید که مخاطب موردی و بنگالی بتواند به موقعیت قبلش برگردد!

در این وانفسا سوسن خانم نیز از این امرمستثنی نمی شود ویک شبه به زیرکشیده میشود طوریکه زیردست گیتی گیوه چینیان ازعناصر بیسواد حلقه بگوش رجوی قرار میگیرد. درگذرزمان، کم کم در حاشیه قرار میگیرد تا جایی که از مدار شورای رهبری نیزخارج شده وعملا درآشپزخانه مشغول می شود.

این داستان البته که تبعات مساله دارشدن عده ای را نیزبه همراه داشت با این سوال ها که "چی!؟ چی شد!؟ خواهرسوسن دیگرچرا!؟ " همراه شد. طبعا به دلیل عجوزه بودن مورد اخلاقی که نمیتواند داشته باشد! پس میتواند یک بازی دیگر از سوی رجوی شیاد بوده باشد تا فیلی دیگرازجنس انقلاب مریم هوا کند.

اعلام می شود که نشست رهبری درپیش است و شیادی ای دیگر و شاید بندی از بندهای انقلاب مریم! کمترمواقعی رسم بوده که در نشست عمومی با حضور تمام لایه های تشکیلاتی، عضوی ازشورای رهبری زیرتیغ و تبر و تپانچه ی رجوی قرار بگیرد .لذا همگان مات و مبهوت در انتظار نمایش تازه رجوی نشسته اند.

جالب است که در آغاز جلسه دوربین روی مهوش سپهری ملقب به نسرین زوم میشود که دارد زار زار گریه میکند!! البته که دلقک معروف به "نسرین گریان" معرف حضور بوده است ولیکن گریه الان بی مقدمه وموخره خیلی خیلی تعجب برانگیز است .

انگاری سناریوی رجوی شیاد خوب گرفته بود طوریکه باهمان حالت ادای دوجنیستی خود خطاب به مریم قجرگفت: " مریم من نفهمیدم این خواهرنسرین شما که ناسلامتی مسئول اول سازمان ما هم هست چرا دایم آب غوره میگیرد!؟ "

مریم هم با یک نگاه عاقل اندرسفیه وغمزه خاص خودش اشاره می کند به سوسن که همان جلو جلوس کرده است. مسعود بازکوتاه نمی آید انگاردنبال لاس زدن آنچنانی دیگری است طوریکه با شدت تمام می خندد و میگوید " منو باش گمان کردم خواهرنسرین ازدلتنگی و عشق به من می گرید!؟ نگو که نگران انقلاب مریم است و از نامردی کسانی دلش به درد آمده و زار زار گریسته است ."

دوربین می چرخد و تمام قد سوسن را نشان میدهد که سرش پایین است وسکوت پیشه کرده ولیکن نشان می دهد که شرمنده است و نادم و اشکی هم می ریزد.

چهره شاداب و هیجانی رجوی دیدنی است. انگار قله ی اورست را فتح کرده است. چوب اشاره را به سمت سوسن می گیرد و می گوید: " حرف می زنی یا با این چوب بیایم سراغت؟!"

سوسن با فشار زیاد و اندک آب غوره گرفتن به حرف می آید: "برادر من کنیزم کنیز! من کنیز تو و خواهر مریم هستم. "

مسعود سوار بر بحث می شود و می گوید " کنیز برای چی!؟ توخواهر باسابقه و مسئول و در صدر شورای رهبری و با آن همه کرامت و...هستی. نه نه اصلا اینطور نیست. "

در ادامه از سوسن اصرار که " کنیزم" و از مسعود انکار که کنیز نداریم الا اینکه برادران جمع حاضر نیز بخواهند به چنین مدارج عالی که سوسن صعود کرده برسند!

همه مانده بودند که مسعود از جمع برادران چه می خواهد. لحظات به سختی طی شد ولیکن طولی نکشید که در ادامه سناریوی از پیش تعیین شده، شماری از برادران چاپلوس خودفروش چونان سرخپوست های وحشی هریک به سراغ میکروفونی رفتند و یکصدا فریاد زدند:"برادر ما هم نوکر هستیم. "

در نتیجه ی آن جلسه ی "ندامت"، سوسن به موقعیت قبلش بازگشت ولیکن چوبش را برادران حاضر در جلسه خوردند و به نوکری خواهران شورای رهبری ارتقاء رده یافتند!

حال دو دهه است که تمام برادران عضو فرقه با مغزخشکی حمارگونه نوکری کنیزان شورای رهبری کذایی رجوی را می کنند و به درجه فسیل شدگان تاریخ مبدل گشت اند.

انجمن نجات مرکز گیلان

15 اردیبهشت 95



طبقه بندی: افشاگری،  آرشیو 95،  خاطرات اعضای جداشده، 
دنبالک ها: `خاطرات، پرونده سیاه،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی