نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری، افشاگری، تحقیقی
در راستای مبارزه با تروریسم بین المللی، به سرکردگی رژیم تروریستی امریکا و فرقه تروریستی رجوی؛ وب سایت "نوید رهایی" را با ارسال پیامک به دوستان و آشنایان خود معرفی كنید. مطالب، عكس و اخبار نوید رهایی را در شبكه های اجتماعی و پیام رسان ها به اشتراك بگذارید، همچنین لینک کردن " نوید رهایی" را در سایت ها و وبلاگ خود و دوستانتان، در دستور کار قرار دهید. با تشکر - نوید رهایی ، ،

مرگ بر رژیم تروریستی آمریکا ، ، " تغییر نام "کاخ سفید" به "پایگاه تروریستی و ترویج تروریسم بین المللی " ، ، مرگ بر رژیم آمریکا ، ، Amerika ölümü ، ، Śmierć Ameryki ، ، Down with America ، ، Morte in America ، ، الموت لأمریكا ، ، Tod nach Amerika ، ، Vdekja në Amerikë ، ، Mort à Amérique ، ، مرگ بر رژیم آمریکا

رجوی با این خانواده ها مثل دشمن خود برخورد کرد و بر علیه آنها کتاب هایی نوشت! حالا برای رجوی این دو راه مانده است یا باید ملاقات به نفرات بدهد و یا آنها را از عراق خارج کنند و اینطور برداشت می شود که رجوی تلاش دارد عمدتا نفرات وابسته خود را از عراق خارج کند و از بقیه که  می ترسد به آلبانی و یا کشور دیگر که رفتند جدا خواهند شد، حتی المقدور آنها را درعراق قربانی کند و خانواده ها باید این راه را برای رجوی سد کنند و اگر نه بچه هاشان را هرگز نخواهند دید.
 چه کسی به خانواده توهین کرد و آنها را با سنگ زد

این كار تاریخ است تا درسی شود برای من و شما .
وقتی كه سازمان مجاهدین از عملیات فروغ جاویدان بر می گردد،  دیگر سازمان مجاهدین قبلی نیست !
رجوی رهبر معنوی این گروه همه را برای كشتن به عملیات برده بود و اگر این طور نبود در عرض مدت کوتاه  یك هفته ای برای عملیات حاضر نمی شد!
پس رجوی برای ریختن اشك تمساح به كشته شدگان این تصمیم را گرفت تا اعلام كند كه من در عراق استقلال كامل دارم و در زمان آتش بس هم از طریق مرز به ایران حمله كردم؟؟!!
به هر حال رجوی است دیگر كدام عملش درست بود كه این یكی باشد تا به او اشكال بگیریم!!
بعد از فروغ جاویدان در لایه های اولیه انقلابی به نام تنگه و توحید راه انداختند و یكسری را بالا و پایین كردند تا بقیه فكر كنند ایدئولوژی سازمان طوری است كه انسانها را پالایش می دهد و نمی گذارد از درون خورده شوند.
به همین خاطر یكسری راه افتادند که القا کنند که اگر در تنگه وابسته به زن و بچه نبودیم الان در تهران بودیم !!
با این حرفها بود كه رجوی ،  توسط همسرش و خانم های هیئت اجرایی آن موقع گروه، در عرض چند ماه با درست كردن پاپوش به هر كدام از اسیرانش کوشیدند تا در كمپ  به همه چیز نظارت داشته باشند !
با حمله صدام به كویت رجوی خواسته های  دیگرخود را عملی كرد و با نام  حفظ حقوق و احترام به فرزندان رزمندگان و اینكه باید آنها در مكان امن باشند و آنها بچه های سازمان هستند و نه رزمندگان ، جداسازی شروع شد و فرزندان سازمان در خارج و در نزد هواداران خاص ویا اردوگاه ها، تربیت نوع رجوی را یافتند!!
 بعد از مدتی 2 اوت رسید كه قرار شد ائتلاف آمریكا به عراق حمله كند وآن زمان بوش پدر نمی خواست صدام سرنگون شود بلكه می خواست به او یك گوش مالی بدهد و وضعیت عراق طوری شد كه فقط حكومت بغداد وجود داشت و رجوی دید موقعیت خوبی است كه از صاحبخانه امتیاز بگیرد وشروع به قتل عام كردها كرد. به طوری كه مریم فرمان داد كردها را باید زیر تانك له كرد.
همان خانم حقوق بشری كه در فرانسه همیشه برای شكنجه شده ها اشك می ریزد!!
به هر حال رجوی برای اثبات خودش ، شمال بغداد را گرفته بود و شروع به خوش رقصی به صدام كرد واین عمل را به خاطر آینده خودش و وجودش در عراق انجام داد چون خودش هم می دانست كه بین ایران و عراق هرگز جنگ نخواهد شد و ماندنش در عراق به ضرر خودش می شود و نیروها كم كم جدا می شوند و یك روز چشم باز می كند وفقط یك قرارگاه خالی را نظاره می كند به همین خاطر مقدمه های آینده را با بی آبرویی سیاسی بر پا كرد و بعد از عملیات در داخل تشكیلات بگیر و ببند شروع شد.
 وقتی كه به آن روزها بر می گردم و گذشته خود را مرور می كنم به خاطر سكوت خودم در مقابل كارهای رجوی و مریم ، خودم را نفرین می كنم كه انسان مگر برای نگه داشتن ارزشها زنده نیست پس چرا ان موقع در مقابل فاجعه انسانی بی تفاوت ماندم و همچنین سرفصل های دیگر....
اگر در مقابل انقلاب طلاق  كه دامی از سوی رجوی برای به بند كشیدن انسانها بود گرفتار می شدی به همین خاطر اول از همه تعهد می گرفتند كه اگر یك روز خواستی بروی باید سازمان تصمیم بگیرد كه چطور تو را اخراج كند یعنی اینكه اختیارت دست خودت نیست و داخل قرارگاه زندانها برپا شد. اعم از زندان جمعی و انفرادی . بازداشت شدگان بداقبال، كمیته مشترک زمان ساواك را در كمپ اشرف را تجربه کردند .
گفته شد که مثل مریم خودتان را افشا كنید . یك سری احساساتی شروع كردند شعاردادند وگفتند که  انرژی در من آزاد شد و الان می توانم دنیا را نابود كنم . یكی آرزوی رفتن بر روی مین می کرد ،  دیگری می تركید و بعضی ها هم از چاپلوسی آنها خنده شان  گرفته بود.
مسعود می گفت زنهای شما را می خواهم كه پا جای پای مریم بگذارند  وبه  قله آزادی و رهایی خاص زن مجاهد خلقی بگذارید.
برای سركوب نفرات در سال 73 درب ضد اطلاعات باز شد و یك سری كه انقلاب مریم را قبول نداشتند و حتی ازدواج 64 را هم! توسط شكنجه گران رجوی شكنجه شد و از هر كدام اعتراف گرفتند. اعترافی كه در آینده  بتواند فرد را در تشكیلات سركوب كند . اگر زندانی بود می گفت تو باعث شدی 10 نفر اعدام شوند واگر نه، می گفتند در داخل تشكیلات با فلان خواهر می خواستی رابطه نا مشروع بزنی !!
اینطوربود که سركوب ها شروع شد و به همین جا هم ختم نشد و رجوی شروع كرد به زیر سلطه گرفتن  تمام زنهای موجود تا از هركدام از زنهای نزدیكش یك مسئله جنسی داشته  باشد تا با استفاده ازاین ضعف، آنها را در تشكیلات نگه دارد .
رجوی آنقدر به صاحبخانه اعتماد داشت و می كرد كه حتی ناراضی های داخل تشكیلات را به زندان ابوغریب می دادند و آنجا هم توسط شكنجه گران صدام شكنجه می شدند تا مجدداً به اشرف بیاید . وقتی آزمایش كرد و دید نتیجه میدهد، دیگر كسی جلودار رجوی نبود به همین خاطر استثمار و نوعی فساد اخلاقی در نقطه رهبری به اوج خود رسید .
مریم تشنه ی قدرت واسیر جاه طلبی با دوروبری هایش مثل نسرین(مهوش سپهری ) , شهرزاد , لوئیس, فهیمه , افسانه , ..... برای رجوی طعمه درست می كردند و خودشان هم هركدام یك حیوانی را در كنار خود داشتند و با آن سرگرم بودند .نسرین(مهوش سپهری ) یك گربه داشت و همیشه با او بازی می كرد , فهیمه اورانی یك سگ داشت , شهرزاد هم گربه مریم بود وبا شهرزاد بازی می كردند .شهرزاد با اسباب بازی بازی می كرد و هركدام برای خود یك چیزی داشتند و قرارگاه هر كدام فرق داشت .
قرارگاه بدیع زادگان مخصوص مسعود و مریم بود و 3 نفر دیگر , نسرین و فهیمه و شهرزاد , باقرزاده و جاهای دیگر ..... بلی رجوی خودش را سرگرم حل مسائل جنسی اش كرد و طلاق و ازدواج 3زن بس نبود رو به دیگران آورد و رده بالای فرقه را در یك فساد اخلاقی گرفتار كرد که اگر نمی شدند مثل علی زركش و .... سر به نیست می گردیدند !
تشكیلات رجوی كه بعد از انقلاب 64 آن طلاق و ازدواج را انجام داد كه هر كدام بحث دیگری دارد،  نشان داد كه سران گروه از همان نقطه با نام آزادی زن فساد اخلاقی را رواج دادند واین فروپاشی در كمپ اشرف به اوج خود رسید.
سازمان بعداز اشغال عراق دیگر آن سازمان  موردحمایت صدام نبود وتلاش می کرد نیروها را با احساسات ملی در کمپ حفظ کنند. درزمانی که همه چیز به انقلاب مریم وصل می شد ، این خانم یک شبه سر از فرانسه درآورد و خودسوزی های مربوط باو که بعداً خودشان آن را محکم کردند ونفرات خودسوزی کننده را آدمهای احساسی نامیدند که یک تعداد متوجه شدند که همه این محکوم کردن ها کشک است و از فرقه رجوی (سازمان مجاهدین ) جدا شدند ...
اما نفرات مانده درانتظار راه سوم بودند که شاید روزی آمریکا آنها را با دست خودبه یک کشوری ثالث ببرد که آن هم با سنگ اندازی های سران فرقه روبرو شد .
داستان تخلیه اشرف پیش آمد که این خود با هزار مشکل روبرو بود رهبران گروه اشرف را سمبل خود می دانستند واعضا را آماده می کردند تا قربانی شوند.
در سال 82 ملاقات ها شروع شد  که ابتدا خیلی استقبال شد واعلام کردند اینها خانواده مجاهدین هستند اما همان خانواده ها یک شبه مزدور اعلام شدند ! چرا که همان خانواده ها سران سازمان را به باد انتقاد می گرفتند !!
در مرحله دوم نیروها ریزش کردند و بهمین جهت درب به روی خانواده بسته شد ! درآن موقع با سنگ همان خانواده ها را می زدند.
یکی از خانواده ها به نفرات سنگ پرت کن گفت که من سنگ تو را با آغوش گرم می پذیریم اما سلام من را به برادرم برسان!!
سران گروه تن به انتقال نفرات دادن تا جلو خانواده ها را بگیرند در این 13 سال برای حفظ آن دسته نفرات که راه سومی بوده و بدرجات متفاوتی خود را را رزمنده میدانستند ، به لیبرتی رفنتد  که قرار بود بزودی به کشور ثالث بروند که امروزه هنوز نرفتند والان خانواده ها دیگر صبرشان تمام شده مجددا به ملاقات می روند که درچند روز گذشته دیدیم که رجوی جنگ تن به تن با آنها براه انداخته که این روش سرانجام  خوبی برای رجوی ندارد .
آن فرار ها وجدا شده های آلبانی واقعیت تلخ تشکیلات را برای همان خانواده ها روشن ساخته وآنها شنیده اند که این جداشدگان آلبانی میگویند که ما در برزخ راه سوم عمر خود را تلف کردیم!!
آری!  رجوی با این خانواده ها مثل دشمن خود برخورد کرد و بر علیه آنها کتاب هایی نوشت!!
حالا برای رجوی این دو راه مانده است یا باید ملاقات به نفرات بدهد ویا آنها را از عراق خارج کنند واینطور برداشت می شود که رجوی تلاش دارد عمدتا نفرات وابسته خود را از عراق خارج کند و از بقیه که  می ترسد به آلبانی و یا کشور دیگر که رفتند جدا خواهند شد ، حتی المقدور آنها را درعراق قربانی کند و خانواده ها باید این راه را برای رجوی سد کنند و اگر نه بچه هاشان را هرگز نخواهند دید.
سیروس

منبع: انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی
یکشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۵



آخرین عناوین




طبقه بندی: افشاگری،  آرشیو 95،  تحلیل روز،  نوید نیوز،  منافقین، داعش، تكفیری، سلفی،  جداشدگان از فرقه رجوی،  خانواده اسرای فرقه رجوی،  پرونده،  لیبرت نیوز،  کمپ ترانزیت موقت (لیبرتی)،  نجات یافتگان، 
برچسب ها: چه کسی به خانواده توهین کرد و آنها را با سنگ زد، سازمان مجاهدین، لیبرتی، خانواده، آلبانی، رجوی، جداشده،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

تصویر روز

مرصاد

نوید رهایی


لرستان
قربانیان ترور

شهید قاسم سلیمانی

شهید علی صیاد شیرازی

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

نقض حقوق اعضا

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

جداشدگان

 آقای بهزاد علیشاهی

آقای نادر نادری

خانم آن سینگلتون

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

خانم بتول سلطانی

 آقای محمد رزاقی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

زنان

 خانواده

فرقه رجوی

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی