نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی
خبری ، افشاگری ، آموزشی
پخش ده ها هزار بروشور در حومه پاریس ، ، شبکه جم سلاح فرهنگی فرقه تروریستی منافقین ، ، آل سعود طراح نشست منافقین در پاریس

مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 11 آذر 1395
کسی مثل احمد که سختی ها و نابهنجاری های روحی و روانی بسیاری متحمل شده است و درد و غم را با جسم و جان خود در مناسبات سازمان طی سالهای طولانی لمس کرده، چگونه ممکن است به خاطر صدای چند بلندگو و فریاد فرزندانی که مثل بهرام و شهناز سهم خود را از زندگی می خواستند و فریاد ملاقات با والدین را سر داده اند، خودکشی کند؟
احمد رازانی

قربانیان فرقه  احمد رازانی
 
احمد رازانی، خودکشی یا قتل؟
 
در کمال تاسف خبر کشته شدن نابهنگام احمد رازانی را شنیدم. آشنایی من با احمد به سالهای ۶۸ و ۶۹ بر می گردد. آن موقع ما در یگان ۸۹ (لشگر۵۹) که فرماندهی آن را فضلی به عهده داشت سازماندهی شدیم مدتی بعد مهین مشفق نیا فرمانده لشکر ما شد و احمد چکشی مسئولیت فرمانده گردان مستقل را بر عهده گرفت. بدلیل اینکه ما به تازگی وارد سازمان شده بودیم مشغول یکسری آموزش ها بودیم ولی احمد مسئولیت تاسیسات یگان را بر عهده داشت. منظور از تاسیسات چند عدد جاروی دست ساز و دو فرقون و چند بیل بود که چهارشنبه ها آنهم به مدت دو ساعت وقتی برای کار جمعی می رفتیم از احمد تحویل می گرفتیم و بعد از اتمام کار به او تحویل می دادیم یعنی یک مسئولیت به قول سازمان کشکی در راستای جامعه بی طبقه ی توحیدی که سازمان از آن دم می زد نصیب احمد شده بود. بتدریج در اشرف با افراد آشنا می شدم احمد کسی بود که زنش در فروغ جاویدان بدون اینکه تمایلی به شرکت در این جنگ نشان دهد کشته شده بود به این دلیل سر این مسئله با سازمان زاویه داشت. دو فرزندش بهرام و شهناز در اشرف تنها تکیه گاه روحی او بشمار میرفتند و به او امید زندگی مجدد می دادند.

فرزندان احمد رازانی تقریباً ۵ ساله بودند آنها روزهای پنجشنبه بعد از ظهر به یگان ما می آمدند. بچه ها فقط پنج شنبه ها اجازه داشتند والدین خود را ببینند یادم هست همیشه بهرام پسر احمد اصرار داشت با من فوتبال دستی بازی کند . مدتی نگذشت سازمان به بچه ها نیز رحم نکرد و دو ساعت ملاقات را نیز از والدین و فرزندانشان محروم کرد. بهرام و شهناز نیز جزء سایر بچه هایی بودند که راهی اروپا (آلمان) شدند البته به دستور سازمان و نه والدین.

بعدها احمد در آشپزخانه به خدمت گرفته شد به جرئت می توان گفت که او دیگر آن احمد سابق نبود، بلکه واقعاً یک مبارز واقعی شده بود آنهم دقیقا بر علیه سازمان. چون سازمان همه عزیزانش را از او گرفته بود و چیزی برای از دست دادن نداشت .

در چنین شرایط احمد چگونه مبارزیست؟ که بعد از جدایی از تک تک عزیزانش توانست در مقابل تمامی شکنجه های روحی و روانی سازمان از قبیل انقلاب ایدئولوژیک ، عملیات جاری، غسل هفتگی و هزاران هزار ترفند دیگر سازمان مقاومت و پایداری کند و حتی بر علیه بزرگترین ترفند سازمان که آوردن مجدد بچه ها به اشرف آنهم با فریبکاری بود، معترض شود ؟ مسئولین سازمان به بچه ها در اروپا گفته بودند چند مدتی برای دیدار با والدین به اشرف می روید تا والدین چشم انتظار خود را ببینید و مجددا به اروپا برگشته و ادامه تحصیل خواهید داد. البته فریبکاری و ترفند های غیر اخلاقی سازمان را بهرام پسر احمد در نشست عمومی آشکار کرد که چگونه بهنام (محمد محدثین) آنها را فریب داد . بهنام به بچه ها گفته بود قول میدهم بعد از دیدار با والدین تان در اشرف به اروپا برگردید و ادامه تحصیل دهید. بهرام در نشست عمومی که مسعود رجوی نیز شرکت داشت به او گفت: ” برادر مسعود ، برادر بهنام ما را فریب داد “

چگونه می توان در برابر این همه شانتاژ سکوت کرد؟ کسی مثل احمد که سختی ها و نابهنجاری های روحی و روانی بسیاری متحمل شده است و درد و غم را با جسم و جان خود در مناسبات سازمان طی سالهای طولانی لمس کرده، چگونه ممکن است به خاطر صدای چند بلندگو و فریاد فرزندانی که مثل بهرام و شهناز سهم خود را از زندگی می خواستند و فریاد ملاقات با والدین را سر داده اند، خودکشی کند؟ آیا از نظر مسئولین سازمان روح و روان احمد این همه سال در پر قو نگهداری شده و به خاطر کمی آزردگی عنان از کف داده و به این سادگی خودکشی کرده است؟ بدون اینکه به دو امید زندگی خود و عزیزانش که هنوز در بند و اسارت سازمان هستند ، فکر کند ؟

از نظر سازمان احمد رازانی فردی پاسیو و در لاک خود فرو رفته بود ولی از نظر انسانیت احمد مردی بود شوریده بر تمامی هرآنچه که سازمان اسمش را گذاشته بود مجاهدت و مبارزه دروغین. به نظر من این اواخر احمد سعی داشت راه کسانی همچون علی عینکیان و باقر کشاورز و اعضای جدا شده ی سازمان را برود . با توجه به شناختی که از احمد و روحیاتش داشتم به او حق می دهم کارش سخت تر از دیگران بود چون به غیر از نجات خود باید به فکر نجات دو عزیزش نیز می بود و اما سازمان پیش دستی کرده و او را به قتل رسانده است. در قرارگاههای سازمان در عراق و نیز اشرف موارد تلخ و دردناک زیادی را می توان اشاره کرد چند وقت پیش یاسر اکبری کشته شد سازمان ادعا کرد خودکشی کرده است؟ مثل اینکه این امر تلخ یک سنت شده است. دو سال قبل از حمله امریکا یعقوب کُر به طرز مشکوکی کشته شد به گفته مسئولین سازمان به اشتباه تیر از اسلحه اش در رفت و به شکم و سرش اصابت کرد ؟ ادعای سازمان مضحک بود چون هنگام پست دستور اکید بود که اسلحه مسلح نباشد و در حالت ضامن قرار گیرد . یعقوب کر با حسین زندی در قرارگاه علوی سر پست بودند که متوجه شدم دو گلوله به شکم و سرش خالی شده است یا کریم پدرام و لادن هفده ساله که در برج دیده بانی کشته شد ، پرویز احمدی در دوران چک امنیتی زیر شکنجه به قتل رسید و سازمان بیشرمانه ادعا کرد خودکشی بوده است . ولی این بار را رجوی ها اشتباه کردند چون آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت دیگر صدام و رژیم بعث وجود ندارد و همه چیز تحت کنترل است سازمان نمی تواند مسائل و تحولات و واقعیت ها را کتمان کند. اگر افراد سازمان مخصوصاً کادرهای کلیدی ورده بالا مثل فهیمه اروانی ، سارا گرامیان ، رقیه عباسی، مژگان پارسایی و … باور دارند که احمد رازانی خودکشی کرده من هم باور می کنم!! همه نسبت به احمد شناخت کامل داشتند اسامی این خانم ها را به این خاطر نوشتم که آنها مثل همیشه با ترتیب دادن نشست های کاذب سعی خواهند کرد کشته شدن احمد را خودکشی معرفی کنند.
وقتی خبر کشته شدن احمد رازانی را شنیدم خیلی ناراحت شدم .

به قلم آقای قادر رحمانی



طبقه بندی: اخبار،  نوید نیوز،  آرشیو 95،  افشاگری،  پرونده،  قربانیان خشونت و ترور ، 
برچسب ها: احمد رازانی، خودکشی یا قتل؟، بهرام رازانی و شهناز رازانی،
ارسال توسط نوید رهایی
آخرین عناوین

نوید رهایی روی موبایل

تصویر روز

مرصاد

 فرقه جنگ طلب مجاهدین

كردكشی

نوید رهایی از فرقه تروریستی رجوی


لرستان
قربانیان ترور

 - شهیده فاطمه طالقانی؛ عزیزم به کدامین گناه در آتش دشمنان خدا و خلق سوختی؟

شهید احمدی روشن، دانشمند هسته ای

شهید داریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای

نجات یافتگان

آقای ابراهیم خدابنده

 آقای محمد حسین سبحانی

آقای علی اكبر راستگو

آقای نادر نادری

آقای علی مرادی

 آقای محمد رزاقی

 آقای بهزاد علیشاهی

 آقای عبد الكریم ابراهیمی

 خانواده

خانم آن سینگلتون

خانم بتول سلطانی

خانم ثریا عبداللهی

زنان

برگزیده
صفحات جانبی
برگزیده
افشاگری

خودسوزی

آلبانی ، تیرانا

خودسوزی

جاسوسی

جاسوسی فرقه رجوی در فضای مجازی

سی خرداد 1360

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی راند

از احمد رازانی تا نورمحمد بیرانوند

حقوق بشر

تروریست

نه آقاجون، ما اینجا حق آب و گل داریم

اردوگاه اشرف بعد از اخراج منافقین

سران فرقه

شورای تروریستی رجوی

نشریات
اخبار
آرشیو مطالب
نوید رهایی نوید رهایی